تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۲:۳۳  ، 
کد خبر : ۸۲۷۷۴

دغدغه‌هاى چریک پیر


حنیف غفاری
گروه دیپلماتیک
: “فیدل کاسترو” با وجود اینکه 80 سالگى خود را پشت سر گذاشته است هنوز دغدغه‌هاى زیادى را نسبت به سرزمین خود دارد. به وحدت رساندن آمریکاى جنوبى بدون دخالت کاخ سفید از اهداف پا برجا و ثابت کاسترو به شمار مى‌آید. خاطره‌ها، دغدغه‌ها و مرور گذشته‌ها و ترسیم آینده از ذهن رئیس جمهور کوبا لحظه‌اى محو نمى‌شوند. کاسترو گاهى چشمان خود را مى‌بندد و به حدود نیم‌ قرن قبل سفر مى‌کند: زمانى که باتیستا در “هاوانا” تحت تدبیر آمریکا حکومت مى‌کرد ...
“ارنستو چه گوارا” و “کاسترو” و دیگر رهبران انقلاب کوبا دوران سختى را پشت سر مى‌گذاشتند. مقابله با نیروهاى وابسته به باتیستا و بیرون راندن حامیان آمریکا از هاوانا کار آسانى نبود. جهبه‌بندى صورت گرفته در آن زمان باعث شد تا مخالفان حضور ایالات متحده آمریکا در کوبا با انگیزه‌اى دو چندان به کاسترو و چه گوارا بپیوندند و در نهایت انقلاب کوبا به عینیت رسید. بعدها در حادثه خلیج خوک‌ها طرفداران باتیستا و نیروهاى آمریکایى حامى وى شکست سختى را تجربه کردند. شکستى که باعث شد موقعیت آمریکا از سالهاى پس از جنگ جهانى دوم دچار تزلزلى آشکار شود. واشنگتن که به دنبال دخالت مستقیم در جنگ جهانى دوم و مقابله با ژاپن، آلمان و ایتالیا و به کارگیرى انواع سلاحهاى میکروبى و بمب‌هاى پیشرفته سعى داشت خود را قطب برتر موجود در نظام بین‌الملل تعریف کند با شکستى سخت در خلیج خوکها مواجه شد. امروزه که “جان اف کندی” به هلاکت رسیده و نیکسون و کیسینجر نیز در صحنه سیاست خارجى آمریکا حضور ندارند ،جمهورى‌خواهان و دموکرات‌هاى آمریکا هنوز از شنیدن نام خلیج خوکها به شدت برآشفته مى‌شوند...
چریک پیر هم اکنون به گذشته خود فکر مى‌کند. زمانى که در صف جلوى مردم خشمگین از سیاستهاى آمریکا مى‌ایستاد و به همراه همتایان خود شعار مرگ بر امپریالیسم را سر مى‌داد. “رائول کاسترو” برادر فیدل کاسترو نیز این صحنه‌ها را به یاد دارد. شخصى که از او به عنوان یکى از تاثیرگذارترین افراد در هاوانا‌ یاد مى‌شود . در هر صورت در درون ذهن کاستروى 81 ساله خاطرات همچنان پررنگ باقى‌ مانده‌اند. اما امروز دیگر از افرادى مانند “چه گوارا” اثرى باقى نیست ...
بنا بر گزارش‌هاى رسمى کوبا، تا کنون بیش از سى مورد توطئه ترور علیه کاسترو از زمان شکست آمریکا در خلیج خوک‌ها کشف شده است. ایالات متحده آمریکا به هیچ عنوان طاقت حضور فیدل کاسترو در راس معادلات هاوانا را ندارد. در زمان ریاست جمهورى بوش پسر توطئه‌ها علیه رهبر کوبا پررنگ‌تر شدند.
در زمان ریاست جمهورى “بوش پدر و ریگان مخالفت علنى با انقلاب کوبا و حکومت این کشور افزایش یافت. دموکراتها نیز با کلیت انقلاب کوبا مخالف بودند. در این میان “جیمى کارتر” و “بیل کلینتون” سعى داشتند با تقویت مخالفان کاسترو در خاک آمریکا و دیگر نقا ط جهان در راستاى محو کامل عواقب و تبعات حضور کوباى ضد آمریکایى در همسایگى واشنگتن گام بردارند. اما هیچ یک از آنها در راستاى تحقق این امر موفق نبودند و کاسترو همچنان به راه خود ادامه داد.
پس از گذار بشریت به هزار سوم معادلات موجود میان واشنگتن - هاوانا نیز افت و خیز قابل توجهى یافت. با حضور جرج واکر بوش در راس کاخ سفید و اعلان صریح و علنى نقشه سرنگونى سیستم حکومتى کوبا دوران پر تنش‌ترى میان کوبا و آمریکا آغاز شد. همان‌گونه که اشاره شد پس از حادثه خلیج خوکها تا آغاز سال 2000 مخالفت آمریکا با انقلاب کوبا تا حد فعلى گسترش نیافته بود.
از سوى دیگر و همزمان با تشدید مخالفت‌هاى علنى بوش با حضور کاسترودر “هاوانا”، تحولات منطقه‌اى در آمریکاى لاتین و حضور موفق سوسیالیست‌ها در کشورهایى مانند ونزوئلا، بولیوی، شیلى‌و هاییتى باعث شد تا جمهورى‌خواهان آمریکا با شدت بیشترى علیه این کشورها اقدام نمایند. در این میان بر بوش پسر و همراهانش مسجل شده بود که هنوز فیدل کاسترو در کوبا و رهنمودهاى وى به افرادى مانند “هوگوچاوز” و “اوومورالس” و ادامه ارتباطات مستقیم رهبر کوبا با افرادى مانند “اورتگا” باعث برهم ریختن کلیت سیاسى موجود در آمریکاى لاتین به ضرر و اشنگتن خواهد شد.
پس از حمله به افغانستان وزارت دفاع آمریکا سازمان سیا و کاخ سفید هر سه سعى کردند از طرقُ مختلف هاوانا را تهدید به جنگ نمایند. بوش نام چهار کشور ایران، کوبا، کره شمالى و لیبى را جزو کشورهاى شرور و تروریست طبقه‌بندى کرد و نام این چهار کشور را در لیست سیاه و مضحکانه خود قرار داد. در این میان کوبا به علت موقعیت ژئوپلتیک خود و نیز نزدیک بودن جغرافیایى به ایالات متحده آمریکا اقدامات فراوانى را در راستاى مقابله با تهدیدات نظامى واشنگتن انجام داد. تجهیز سیستم نظامى کوبا از جمله چنین اقداماتى بود.
برگزارى مانور نظامى کوبا در سواحل کارائیب نشان دهنده اوج آمادگى هاوانا در راستاى مقابله با تهاجم احتمالى آمریکا بود. در طول این مدت حملات لفظى بوش پسر علیه کاسترو افزایش یافت والبته این توهین ها از سوى رهبر کوبا بدون پاسخ باقى نمى‌ماند. فیدل کاسترو در مجالس و سخنرانى‌هاى مختلف خود ضمن تاکید بر حماقت بوش بر مبارزه با سیاست‌هاى کاخ سفید تاکید مى‌کرد. اما همان طور که اشاره شد سرکار آمدن جرج واکر بوش در آمریکا مصادف با افزایش گرایشات ضدآمریکایى در منطقه آمریکاى مرکزى و جنوبى شد. در چنین فضایى سوسیالیست‌ها رشد فزاینده‌اى را در معادلات سیاسى کشورهاى این مناطق یافتند. در کشور نفت خیز و استراتژیک ونزوئلا حضور هوگوچاوز براى واشنگتن تهدیدى مستقیم به شمار مى‌رفت. از این رو توطئه براندازى وى توسط استراتژیست هاى کاخ سفید طراحى شد. اما پس از مدت 48 ساعت کودتا ناکام ماند و رئیس جمهور محبوب ونزوئلا مجددا به راس قدرت بازگشت. آمریکا در راستاى دستیابى به نفت موجود در کاراکاس و در اختیار گرفتن کامل نبض تجارى منطقه آمریکاى لاتین از استناد به هیچگونه ابزار و توطئه‌اى فروگذار نکرد اما در نهایت جو کلى موجود در آمریکاى لاتین به ضرر کاخ سفید ترسیم شد.
حضور “فیدل کاسترو” در چنین برهه‌اى خاص از حیات سیاسى آمریکاى لاتین براى واشنگتن قابل تحمل نیست. حضور وى در هاوانا براى افرادى مانند “هوگوچاوز” و “اوومورالس” یک قوت قلب محسوب مى‌شود. همچنین محبوبیت گسترده رهبر کوبا در میان شهروندان سایر کشورهاى آمریکاى لاتین سبب شده است تا فرمان‌هاى وى در راستاى سرکوب اقدامات و مهار سیاستگذارى‌هاى آمریکا به سرعت عملى شود.
اقدام اخیر کوبا و ونزوئلا در راستاى خرید محصول سویاى بولیوى و نیز تلاش پیگیرانه‌ چاوز و کاسترو در راستاى انعقاد پیمان‌هاى تجارى منطقه‌اى با هدف حذف دخالت کاخ سفید در امور اقتصادى منطقه نمونه‌هایى از این فعالیت‌هاست.‌ اما درحال حاضر “واشنگتن” در راستاى مقابله با موج ضدآمریکایى شکل گرفته در آمریکاى لاتین سعى دارد از دو مجراى مختلف اقدام کند:
یکى اینکه با دخالت در انتخابات سایر کشورهاى موجود در آمریکاى شمالی، مرکزى و جنوبى مانع از پیروزى سوسیالیست‌ها شود. آنچه در مکزیک رخ داده موید چنین حقیقى است.
نامزد چپ‌گرایان با اختلاف حدود نیم درصد از رقیب هوادار آمریکا در این کشور شکست خورده است. مسلما دخالت واشنگتن در این انتخابات بلاانکار است. استراتژیست‌هاى کاخ سفید قبلا به بوش پسر هشدار داده بودند که در صورت گسترش موج سوسیالیسم تا مکزیک عملا باید شکست آمریکا در آمریکاى لاتین را در صفحات تاریخ ثبت کرد.
مجراى دیگر تحت فشار قرار دادن افرادى مانند کاسترو، چاوز، مورالى و پروال است. ایالات متحده آمریکا سعى دارد از طریق تهدید دائم این کشورها و برگزارى مانورهاى مختلف نظامى در منطقه کارائیب فشار مضاعفى را بر “کاراکاس”، “هاوانا” و “لاپان” وارد سازد. اما همگرایى موجود در میان این جریانها عملا مانع از تحقق چنین هدفى شده است.
“فیدل کاسترو” به عنوان پرتجربه‌ترین فرد موجود در آمریکاى لاتین سعى دارد با استخراج فرمولى ثابت و در عین حال کارآمد در راستاى مقابله با سیاست‌هاى واشنگتن در منطقه اقدام نماید و سپس با تعمیم این فرمول موثر به دیگر کشورها و جریان‌هاى ضد کاخ سفید عملا سدى محکم را در برابر آمریکا ایجاد نماید.
جمع‌آورى منابع و امکانات مختلف موجود در کشورهاى ضد آمریکایى موجود در آمریکاى لاتین نخستین گام رهبر کوبا در این راستا به شمار مى‌آید.
همان گونه که از شواهد و مستندات موجود برمى‌آید امکانات و منابع فراوانى در این کشورها موجود است که جمع‌آورى آنها و چینش آنها در کنار یکدیگر اقدامى ضرورى به شمار آید. کاسترو با بهره‌گیرى از تجربه پنجاه ساله خود در مبارزه با کاخ سفید سعى دارد ظرفیت‌هاى موجود در آمریکاى لاتین را در کنار یکدیگر قرار داده و بر مبناى آنها نحوه مقابله با امپریالیسم نوین را ترسیم نماید.
در مرحله بعد “کاسترو” باید سعى کند به مدیریت و طرح‌بندى دقیق این امکانات در راستاى هدف اصلى خود یعنى حذف کاخ سفید از معادلات آمریکاى لاتین بپردازد. این مرحله سخت‌ترین مرحله موجود به شمار مى‌رود. به عنوان مثال استفاده از امکانات اقتصادى موجود در کاراکاس و یا امکانات بومى و اجتماعى موجود در بولیوى باید به گونه‌اى ظریف و حساب شده در راستاى مقابله با آمریکا با یکدیگر جمع شوند. در این راستا کاسترو وظیفه دشوارى بر عهده دارد.
“فیدل کاسترو” در راستاى مقابله با سیاست‌هاى ایالات متحده آمریکا سعى دارد تا بدون توجه به تهدیدات کاخ سفید تبلیغات منفى رسانه‌هاى وابسته به واشنگتن علیه خود و ملت کوبا همچنان روند طى شده از زمان پیروزى انقلاب کوبا تاکنون را ادامه دهد.
دغدغههاى ذهنى فیدل کاسترو بى‌پایان هستند. او همواره به “هوگو چاوز” توصیه مى‌کند تا مراقب توطئه ترور از جانب آمریکا باشد. البته رئیس جمهورى ونزوئلا نیز در مقابل با احترام کامل نسبت به آرا و افکار و عملکرد فیدل کاسترو همانند شاگردى متواضع در برابر آموزگار خویش به سخنان وى جامه عمل مى‌پوشاند.
فیدل کاسترودر کنار تمامى فعالیت‌هاى تجارى و سیاسى ضد کاخ سفید نباید از حرکت خزنده فرهنگ به درون جوامع موجود در آمریکاى لاتین غفلت ورزد. رخنه به درون اذهان نسل جوان موجود در این کشورها با استفاده از سلاح مسموم تبلیغات یکى از استراتژى‌هاى آمریکا در راستاى اغفال جوانان موجود در این کشورها به شمار مى‌رود. در این راستا کاسترو و چاوز باید با هوشیارى دقیق رخنه‌ها و نقاط آسیبى که فرهنگ آمریکایى مى‌تواند از آن جا نسل جدید کشورهاى کوبا، ونزوئلا، بولیوی، هایتی، شیلى و ..... را هدف بگیرد شناسایى کرده و در راستاى اصلاح و ترمیم آنها اقدام نمایند.
البته با روند بوجود آمده در عراق و افغانستان و در هم‌ریختگى معادلات سیاسى و حزبى موجود در ایالات متحده آمریکا پس از سرکار آمدن بوش پسر فرصت تازه‌اى براى کوبا و ونزوئلا جهت باز تعریف کشورهاى آمریکاى لاتین و شکل دهى آنها در راستاى مقابله با سیاست‌هاى کاخ سفید بوجود آمده است. نباید فراموش کرد که هر دو حزب دموکرات و جمهورى خواه آمریکا با کلیت‌ فضاى سیاسى و اقتصادى موجود در آمریکاى لاتین مخالفند و بنابراین افرادى مانند کاسترو و چاوز باید از فضاهاى این چنینى که در آن سیاستمداران آمریکایى ذهن سردرگم و مغشوشى دارند استفاده نمایند.
در نهایت اینکه چریک پیر پس از طى بحرانى سخت یعنى پس از حادثه خلیج خوکها تاکنون وارد مرحله‌اى جدید از حیات سیاسى خود شده است. فیدل کاسترو پس از کشته شدن “چه‌گوارا” عملادر صحنه سیاست خارجى کوبا خود را تنها یافت و هیچگاه همانند شرایط کنونى گرایش کشورهاى موجود در آمریکاى لاتین، به سمت و سوى سوسیالیسم گسترش پیدا نکرده بود. وى هم اکنون سعى دارد با حداکثر سرعت ممکن تجارب خود را در اختیار چاوز و مورالس قرار دهد.
فیدل کاسترو گاهى میان گذشته و حال خود تفاوتى نمى‌بیند. در دهه‌هاى میانى قرن بیستم افرادى مانند چه‌ گوارا در کنار او بودند و هم اکنون کسانى مانند چاوزو مورالس با انگیزه‌اى مثال‌زدنى در صدد حذف کامل سلطه واشنگتن بر آمریکاى لاتین هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات