اسدالله افشار
خطرى که روز تاسیس حکومت متجاوز یهود در سرزمین اسلامى فلسطین، بیتالمقدس را تهدید مىنمود، حرمتشکنى مهاجمین تجاوزکار از گذشته تاحال در خصوص ساحت قدسى مسجدالاقصى نخستین قبله مسلمانان بوده است؛ و این مهم با توطئه مشترک امپریالیسم مسیحى و صهیونیسم بینالمللى در برهههایى از زمان تجاوز اشغالگران یهودى در 5 دهه گذشته تحقق یافته است اما تسلط کامل براى اداره آن اعمال نشده است چرا که مقاومت مبارزان فلسطینى و افکار عمومى بیدار جهانیان اعم از مسلمانان و آزاداندیشان منصف، مانع از وقوع آن خواست نامشروع گردیده است؛ اما با این وجود دولت غاصب اسرائیل با صراحت اعلام شده که اداره بیتالمقدس را براى همیشه در دست خواهد داشت و در این زمینه به اعتراضهاى جهانى نیز اعتنایى نخواهد نمود!! چنانچه تاکنون نیز بر همین منوال رفتار نموده است.
در 5 دهه گذشته، در این خصوص نقش مسیحیان و کلیسا و در راس آنها واتیکان، براى ما مسلمانان بسیار قابل توجه و دقت است، زیرا علاوه بر آنکه دولتهاى مسیحى در توطئه تجاوز بر ملل اسلامی، دست داشتند، تاریخ شهادت مىدهد، گروههاى تبشیرى و پرچمدار آنها (در مقاطعى از زمان برخى از پاپها) رسما اعلام داشتهاند که بیتالمقدس باید یک شهر بینالمللى اعلام گردد!
پدران روحانى و دستگاه پاپ که در قرنهاى گذشته با فتواى خود جنگهاى صلیبى را راه انداختهاند و خون هزاران هزار انسان بىگناه را به هدر دادهاند پس از فتح بیتالمقدس در سال 492 هجرى (ژوئیه 1099 میلادی) 70 هزار نفر از مسلمانان را در آن شهر قتل عام کردند، با اعلام لزوم بینالمللى شدن شهر اسلامى بیتالمقدس، کینه باقیمانده از دوران جنگهاى صلیبى را بار دیگر نشان دادند. و بدین ترتیب توطئه مشترک آتشافروزان جنگهاى صلیبى و کسانى که به نص قرآن مجید، “از همه بیشتر با مسلمان دشمنى دارند.(1)“ به مرحله خطرناکى رسید که محصول آن، با حیثیت جهانى اسلام و مسلمانان و قداست بیتالمقدس و مسجدالاقصی، تضاد اساسى داشت.
کینه تاریخى یهود و نصارى از مسلمانان:
پس از آنکه درسال 15 هجرى (636م) بیتالمقدس به دست مسلمانان افتاد و مسیحیان علىرغم آنکه طى عهدنامهاى از هرگونه آزادى مذهبى و اجتماعى برخوردار بودند، کینهاى نسبت به مسلمانان در دل داشتند تا آنکه در سال 492ه-، پس از لشکرکشى از اروپا توانستند این شهر را اشغال نموده و مرتکب جنایاتى بشوند که تاریخ از بازگو کردن چگونگى آن شرم دارد ...
پس از مدتى “صلاحالدین ایوبی” این شهر را از صلیبىها پس گرفت تا آنکه در سال 625 ه- فردریک دوم، امپراتور آلمان، با صلحنامهای، از نو بیتالمقدس را به دست صلیبىها سپرد، ولى چند صباحى نگذشت که مسلمانان باز بیتالمقدس را از سیطره صلیبىها خارج ساختند. از آن تاریخ به بعد، مسیحیان و یهودیان، همچنان در فکر اشغال مجدد بیتالمقدس بودند و هنگامى که ژنرال “اللنبی” فرماندار اشغالگران انگلیسى در سال 1917 م وارد بیتالمقدس شد، گفت: “امروز جنگهاى صلیبى پایان یافت”! و به دنبال او، وقتى که ژنرال “گور” ى فرانسوى در سال 1920 م در دمشق به آرامگاه صلاحالدین رفت: “صلاحالدین! ما اکنون برگشتهایم!”(2)
در نیمه دوم قرن بیستم که نیروهاى متجاوز با بمبهاى آتشزا و توپ و تانک 15 هزار مسلمان اردنى را قتل عام کرده و چنگیزوار هر چیزى را درسر راه خود نابود ساخته و وارد بیتالمقدس شدند، فرمانده شان “موشهدایان” رسما اعلام داشت:
“ما به آرزوى دو هزار و پانصد ساله خود رسیدیم و هرگز اینجا را تخلیه نخواهیم کرد”!
تصرف بیتالمقدس و مسجد الاقصى منتهى آرزوى رهبران صهیونیسم:
پیش از تاسیس حکومت غاصب یهود در فلسطین، رهبران جنبش صهیونیسم(3) همیشه آرزو مىکردند که روزگارى بیتالمقدس را تصرف کنند مثلا “آلفردموند” یکى از رهبران صهیونیسم که در سال 1922 وزیر کار انگلستان بود، در مجمعى به یهودیان چنین وعده داد: “روزى که هیکل سلیمان را تجدید بنا کنیم خیلى نزدیک است و من در آینده حیات خود را وقف تجدید این بنا، بر ویرانههاى مسجدالاقصى مىکنم.”
در هفتم ژوئیه 1920 ژنرال “بولز” انگلیسی، فرماندار نظامى فلسطین، چنین گزارش مىدهد: “ابراهیم اسحق، خاخام بزرگ یهودیان فلسطین و شوراى رهبران مذهبى یهود و “اوسیشکن نائب رئیس جمعیت صهیونیسم، رسما از حکومت سرپرستى بریتانیایى در فلسطین تقاضا کردهاند که تمام بیتالمقدس و مسجدالاقصى را به آنان واگذار نماید.” و “جویش انسکلرپیدیا - دائرهالمعارف یهود - در ذیل ماده “صهیونیسم” آمده است: “یهودیان در صدد هستند که نیروهاى خود را متمرکز کنند و دشمنان خود را از بیتالمقدس بیرون نمایند و از نو “هیکل سلیمان” را مرکز عبادت و بیتالمقدس را مقر فرماندهى خود قرار دهند. “کلررنز” رئیس جمعیت “نگهبانان دیوار ندبه” “در هفتهنامه “بالستاین” شماره ششم اوت مورخ 1939 م آشکارا چنین نوشت:
“این مسجدالاقصى مسلمانان که بر قدس الاقداس هیکل سلیمان بنا شده، متعلق به یهودیان است.”(4)
بدینترتیب کاملا روشن مىگردد که از یهودیان از همان نخستین روز تشکیل حکومت غاصب خود در فلسطین، همیشه در فکر تجاوز به مسجدالاقصی، نخستین قبله مسلمانان بودهاند، زیرا خاخامهاى یهودى معتقدند که باید بر روى ویرانههاى مسجدالاقصى هیکل سلیمان را از نو بنا کنند و توراتى را که در زیر بناى مسجدالاقصى مدفون است)!( بیرون بیاورند.(5)
اهمیت بیتالمقدس از نظر اسلام:
شهر بیتالمقدس که یکى از شهرهاى کشور اردن هاشمى است، از نظر اسلامى اهمیت ویژهاى دارد. مسجدالاقصی، نخستین قبله مسلمانان در این شهر قرار دارد. مسجدالاقصى و مسجدالصخره و اطراف آنرا که در میدان وسیعى قرار دادند “حرم شریف” مىنامند و از این رو بیتالمقدس یکى از حرمهاى سه گانه اسلامى به شمار مىرود.
از آغاز هجرت پیامبر اسلام به “مدینه” تا سال دوم هجری؛ قبله پیامبر در موقع نماز و نیایش، بیتالمقدس بوده و بىشک پیش از هجرت نیز، در سیزده سالى که پیامبر اکرم در “مکه مکرمه” اقامت داشت، رو به بیتالمقدس مىایستاد و نماز مىگذارد(6) و از این جهت، قبله نخستین، بلدالامین، حرم امن شناخته مىشود.
درباره اهمیت بیتالمقدس همین کافیست که در حدیثى که از امام جعفر صادق علیهالسلام نقل شده، مسجد بیتالمقدس، یکى از مساجد چهارگونه مهم اسلامی، که عبادت در آن بسیار با فضلیت است به شمار رفته است.(7)
علاوه بر اینها، مسجدالاقصى در مواقع معراج رسول اکرم(ص) نیز ارزش و قداست خود را نشان داد و خداوند مىفرماید که شبانه پیامبر اکرم(ص) را از مسجدالاحرام به مسجدالاقصى - که اطراف آنرا پربرکت گردانیده - سیر داد، تا آیات و نشانههاى الهى را به او نشان دهد. در شهر اسلامى بیتالمقدس، علاوه بر مسجدالاقصى و مسجد الصخره 36 مسجد دیگر نیز وجود دارد که 29 مسجد در داخل شهر و 7 مسجد در خارج از دیوارهاى شهر قرار دارند.
در بیتالمقدس آرامگاه گروهى از مسلمانان بزرگ و اصحاب رسولالله نیز قرار دارد که از جمله آنان “عبادهبن صامت انصاری” است که ساکن بیتالمقدس بود و در “باب الرحمه” مدفون است.(8)
مقاومت جهانى بر ضد تجاوز:
اکنون چه باید کرد؟ ... در دنیائیکه هنوز قانون جنگل بر آن حکومت مىکند! در دنیایى که سازش جوانمردانه قدرتهاى جهانى هزاران هزار مسلمان بىگناه را به خاک و خون مىکشد و خانههاى مردم را ویران مىسازد و سرزمینهاى اسلامى را به اشغال یهود در مىآورد و صدها هزار نفر را از نو آواره مىکند، در دنیایى که سازمان ملل آن تحت تاثیر دولتهاى بزرگ استکباری، از محکوم کردن متجاوزین خوددارى مىنماید ...
در چنین دنیایى وظیفه اسلامى مردم مسلمان آنست که گول دلسوزیهاى ریاکارانه این و آن را نخورند و با تمام قوا، بر ضد تجاوز بپا خیزند و اراضى غضب شده اسلامى را از دست تبهکاران بینالمللى پس بگیرند.
آری! تنها اتحاد جهانى مسلمانان، مقاومت همه جانبه بر ضد دشمنان اسلام و تنها اتکاء به قدرت ملل مسلمان است که مىتواند بیتالمقدس و سایر اراضى غضب شده را به دارالاسلام باز گرداند.
امیدوارى به سازمان ملل! یا قدرتهاى استعمارى اروپایى و غربی، تکرار اشتباه گذشته و مخالف با موازین اسلامى است. زیرا قرآن مجید صراحتا مىفرماید: “والاترکنوا الى الذین ظلموا فتمسکم النار”:
به ستمگران اعتماد نکنید که شما را آتش فرا مىگیرد... !