هادی عابدی_در ادامهء سلسله گفتوگوهای ستون اقتصاد و احزاب با نمایندگان احزاب و تشکلهای سیاسی کشور در خصوص دیدگاههای اقتصادی آنها گفتوگویی با ابراهیم یزدی دبیرکل نهضت آزادی ایران داشتیم که در تاریخ 20 و 21 تیر ماه به چاپ رسید. یزدی در این گفتوگو در خصوص دیدگاه اقتصادی حزب متبوع خود توسعهء اقتصادی را یکی از ابعاد توسعهء انسانی برشمرد و توسعهء انسانی را نیز دارای دو بعد توسعهء اقتصادی و توسعهء سیاسی دانست که وجود هر یک مستلزم وجود دیگری است.
وی با اشاره به توضیحات خود نهضت آزادی را حزب عدالتخواه معرفی کرد. البته او عدالتخواهی را در معنایی وسیعتر از مناسبات اقتصادی ارزیابی کرد.
دبیرکل نهضت آزادی تحقق آرمانهای اقتصادی را تابعی از شرایط ثابت و متغیر اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی جامعه دانست و در پاسخ به این سؤال که آیا تا به حال به صورت رسمی دیدگاه اقتصادی خود را اعلام کرده است، در توضیحی به رئوس دیدگاهها، برنامهها و مواضع اقتصادی کاندیدای نهضت آزادی در نهمین انتخابات ریاست جمهوری پرداخت.
عضو عالیرتبهء نهضت آزادی اقتصاد ایران در شرایط کنونی را اقتصادی متمرکز در دو بخش عمدهء دولتی و نهادها که فاقد بینشی صنعتی- تولیدی هستند دانست و اظهار کرد که حزب تحت رهبری وی معتقد است این نوع اقتصاد توانایی برآورده کردن منافع آحاد جامعه و ایجاد زمینهء اجرایی برنامههای توسعه را نخواهد داشت.یزدی اقتصاد جایگزین برای اقتصاد حاکم فعلی را سرمایهداری صنعتی که بورژوازی ملی نامیده میشود، اعلام کرد.
وی دیدگاهاقتصادی مورد علاقهء حزب متبوع خود را در جامعهء ایران فاقد هویت و قدرت مشخص ارزیابی کرد و مهمترین دلیل این وضعیت را نیز درآمدهای سرشار نفتی دانست.یکی از خوانندگان سرمایه از طریق نمابر، نقدهایی بر این نظرات داشته است. وی این نقدها را در قالب تعدادی سؤال به روزنامه ارسال کرده که در پی میخوانید:
1- به نظر میرسد مواضع اقتصادی نهضت که اعلام شد با برنامههای اقتصادی کارگزاران و اصلاحطلبان مغایر است.ولی مشخصائ هیچگونه نقد جدی در 16 سال گذشته از طرف نهضت آزادی به برنامههای اقتصادی این دو گروه اعلام نشده است. چرا؟این در حالی است که در بخش نقد سیاسی نهضت بسیار فعال بوده است.
2- یک حزب عدالتخواه، همیشه، باید دغدغهء عدالت داشته باشد. چیزی که نهضت کم به آن پرداخته است بلکه نهضت، پیشتر، یک حزب لیبرال بوده است. چرا تا به حال دغدغههای عدالتخواهانه را از نهضت آزادی شاهد نبودیم؟
3- آیا در این شرایط که به تصریح خود نهضت آزادی، شرایط اقتصادی مناسب نیست و تولید محور نمیباشد و تجارت حاکم است، پیوستن کامل به سازمان تجارت جهانی، خطراتی را در پی نخواهد داشت و همین مختصر تولید داخلی که رقابتی نیست(به تصریح مواضع نهضت آزادی)، از بین نخواهد رفت؟
4- آیا توسعهء بخش خصوصی و واگذاری کارخانجات دولتی به بخش خصوصی و شکل گرفتن یک طبقهء صنعتگر خصوصی که بالتبع قدرت سیاسی را هم قبضه خواهد کرد در چنان شرایطی چگونه این طبقه «عوامل و اسباب زیربنایی توسعهء انسانی، اعم از توسعهء سیاسی و اقتصادی» را فراهم خواهد کرد؟
5- مواضع اقتصادی نهضت در نهایت یک نظام اقتصادی سرمایهداری ایجاد خواهد کرد. آیا این نظام مطلوب نهضت آزادی است؟ هرچند ممکن است از شرایط فعلی بهتر باشد.
6- الگوهای امروز جهانی شناخته شده هستند:
1-سوسیال دموکراسی
2-لیبرال دموکراسی
3-توتالیتر استالینستی
4-سرمایهداری عقبماندهء جهان سومی
مشخصائ نهضت آزادی به کدام یک از این الگوها نزدیکتر است؟ و چرا؟
7-حمایت از بورژوازی ملی، آیا یک تاکتیک است یا یک آرمان؟