تاریخ انتشار : ۰۱ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۰۷  ، 
کد خبر : ۸۲۷۹۰

شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامی؛ گذشته، حال، آینده:

اشاره: 12 مرداد مصادف با سالروز تاسیس شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى است. مقاله‌اى که پیش رو دارید، گذرى اجمالى بر علل و زمینه‌هاى پیدایش این نهاد انقلابى و مسئولیت‌ها و قلمرو وظایف آن مى‌باشد. پیروزى انقلاب اسلامى در ایران ضمن آنکه در زمینه‌هاى پیدایش و پیروزى داراى شباهتهایى بادیگر انقلابهاى بزرگ جهان بود، داراى تفاوتهاى اساسى نیز مى‌باشد که اسلامى بودن، از مهمترین ویژگى‌هاى آن محسوب مى‌شود. از سوى دیگر وقوع انقلاب اسلامى ایران در عصر ارتباطات و انفجار اطلاعات که عنصر اطلاع‌رسانى و تبلیغ نقشى اساسى در اداره امور بر عهده دارد موجب شد که به منظور مدیریت و هدایت افکار عمومى وتبلیغات مورد نیاز انقلاب اسلامى سازمانها و نهادهایى برخاسته از تفکر انقلابى و اسلامى تاسیس شود تا در عرصه‌هاى مختلف تبلیغاتى وارد عمل شوند. تعدد دستگاهها و مراکز تبلیغى و تنوع نقش هر یک در مواجهه با چالشها و رخدادهاى پیش روى هر انقلاب نوپا، لزوم ایجاد هماهنگى وحفظ انسجام منطقى بین این دستگاهها را بیش از پیش بر همگان روشن مى‌ساخت تا اینکه با تدبیر حکیمانه و به موقع بنیانگذار و رهبر کبیر انقلاب اسلامی، ‌حضرت امام خمینی(ره) در 12 مرداد 1359 نهادى با عنوان: شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى تشکیل گردید. این نهاد با هدف سیاستگذاری،‌برنامه‌ریزی، سازماندهی، نظارت، مدیریت، هماهنگى و اجراى مراسم رسمى و عمومى کشور و نیز فراهم ساختن هماهنگى بیشتر در کلیه نهادهاى مسئول و پیشگیرى از تداخل فعالیتها و اقدامات، زیر نظر نماینده ولى فقیه و حضور جمعى از دستگاهها و نهادهاى مختلف مانند: سازمان صدا و سیما،‌وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بنیاد شهید، سازمان تبلیغات اسلامی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ستاد کل نیروهاى مسلح و... مشغول فعالیت مى‌باشد.

گروه فرهنگی: نقشى که شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى در تنویر افکار عمومی، ترغیب،‌تهییج و فراخوان و بسیج عمومى مردم براى حضور در صحنه‌هاى مختلف و هماهنگى بین کلیه نهادها و دستگاهها مربوطه در برگزارى مراسم و نکوداشت مناسبتها از خود بروز داده است بر هیچ کس پوشیده نیست به گونه‌اى که مقام معظم رهبرى در دیدار با مسئولان شورا و ستادهاى دهه فجر سراسر کشور در سال 1369 در این باره فرمودند: “بى‌شک اگر ما شوراى هماهنگى را نداشتیم، ناسازگاریها و اشکالات فراوانى را در ایجاد، اداره و راه‌اندازى مراسم مختلف شاهد بودیم، الحمدلله این شورا تشکیل شد و به همین دلیل هم این شورا باید بماند”.
براى بررسى زمینه‌‌ها و علل پیدایش وتکوین نهادى همچون شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى باید به موارد متعددى پرداخت که براى رعایت اختصار در چند بند مورد بررسى قرار خواهد گرفت:
الف) نهادهاى انقلابى چرا؟
اولین نکته‌اى که باید به آن توجه داشت این است که نهادهاى انقلابى و از میان آنها شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى چرا به وجود آمدند؟ لزوم و فلسفه وجود نهادهاى انقلاب اسلامى چیست؟ پاسخ این سئوال در واقع پاسخ کلى‌ترى است و آن اینکه انقلاب اسلامى چرا؟
اگر بدانیم چرا انقلاب اسلامى به وجود آمد آنگاه تا حدود زیادى پاسخ خود را در مورد فلسفه وجودى نهادهاى انقلابى درخواهیم یافت. اگر مردم، تمامى اهداف و برنامه‌هاى نظام حکومتى رژیم سلطنتى را پذیرفته بودند اصلا انقلاب نمى‌کردند. پیدایش انقلاب اسلامى بیانگر نارضایتى مردم از رژیم گذشته مى‌باشد. اگر نهادها و سازمانها و دستگاه‌هاى مختلف پاسخگوى نیازها و خواسته‌هاى مردم بودند، انقلابى رخ نمى‌داد و حال که مردم پاسخ خواست‌هاى خویش را در “انقلاب” دیدند، نهادهاى انقلابى نیز باید به وجود بیایند، نهادهاى انقلابى باید همگام با اهداف انقلاب باشند. اهداف انقلاب اسلامى مردم در سه عبارت “استقلال” “آزادی”‌ “جمهورى اسلامی” تبلور یافته است و تمامى نهادهایى که از بطن انقلاب پدید آمده‌اند باید حافظ و معتقد به این اهداف باشند به عبارت دیگر استقلال طلب باشند و آزادى مردم را خواهان و به جمهورى اسلامى با تمام وجود اعتقاد بورزند یعنى مبنى بر موازین اسلامى حرکت نمایند و حضور آحاد مردم را در صحنه زمینه‌سازى کنند و به نظرات مردم احترام بگذارند. پس پیدایش انقلاب،‌ابزار ودستگاه‌هاى متناسب خویش را مى‌طلبد. بنابراین در تمامى انقلابها پیدایش نهادهاى انقلابى را گزیر و گریزى نیست. نهادهاى انقلابی، متناسب اهداف و شعارهاى انقلاب حرکت مى‌کنند تا انقلاب را به مرحله تثبیت و استقرار برسانند.
ب) آیا نهادهاى موجود کافى نبود؟
در مقابل این نظر افراطى که هرچه از رژیم گذشته باقى مانده است، منفى و مطرود است و باید از میان برداشته شود،‌یک نظر تفریطى نیز وجود دارد و آن این است که هرچه از قبل مانده کافى است و نیازى به پیدایش نهادهاى جدید نیست. نباید فراموش کنیم که جوامع سنتى از ابزار سنتى استفاده مى‌کنند وآنگاه که به دنیاى جدید وارد مى‌شویم اگر بخواهیم همگام با تحولات به پیش رویم باید از ابزار نو استفاده کنیم. با ابزار سنتى هرگز نمى‌توان در جامعه نو به پیش رفت.
همانگونه که پیش از این نیز مورد اشاره قرار گرفت جوامع امروز داراى سه ویژگى بارز مى‌باشند که عبارتند از: تفاوتى همه جانبه، پویایى و خلاقیت که ذیلا به آن پرداخته مى‌شود.
پ) تفاوتى همه جانبه، پویایى و خلاقیت
پیدایش انقلاب اسلامى در ایران نیز تفاوتى همه جانبه و پویایى و نوآورى را دربرداشت. در جامعه نو که مردم از آنچه بوده‌اند به فضایى که مى‌خواهند باشند، وارد شده‌اند، نهادها و دستگاههاى سنتى در عین حال که ممکن است لازم باشند اما هرگز کافى نخواهند بود.
نهادها و دستگاههاى تبلیغاتى نیز از این قاعده مستثنى نیستند. در جوامع سنتی، نهادهاى تبلیغى از شیوه‌هاى ساده و مستقیم استفاده مى‌کردند در حالى که در جامعه انقلابى و نوجوى حاضر، این نهادهاى تبلیغى کافى نمى‌باشند. در چنین جامعه‌اى باید از شیوه‌هاى نوین و متناسب با اهداف انقلاب بهره جست. به همین دلیل است که ضرورت وجود دستگاه‌هاى تبلیغى همچون شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى روشن مى‌شود.
ت) با حوادث چه باید کرد؟
نکته‌اى که در تمامى انقلابهاى جهان به چشم مى‌خورد این است که به محض پیروزى هر انقلاب، نارضایتى‌هایى به وجود خواهند آمد چه از داخل جامعه انقلابى و چه در خارج از آن، دلیل آن نیز واضح است: هر انقلاب موجب به خطر افتادن منافع زیاده طلبان و زیاده خواهان مى‌شود.
این ناراضى‌هاى داخلى وخارجى به شیوه‌هاى مختلف درصدد شکست انقلاب برمى‌آیند.
انقلاب اسلامى ایران نیز با همین نارضایتى‌ها روبرو بوده است به ویژه اینکه انقلاب اسلامى به اعتراف تمامى مطلعین، از بزرگترین انقلاب هاى مردمى تاریخ بوده است که در یکى از حساس‌ترین نقاط ژئوپولیتیک جهان یعنى ایران عزیز رخ داده است. این انقلاب در کشورى ایجاد شده که رژیم قبلى آن، ژاندارم آمریکا در منطقه خاورمیانه نامیده مى‌شد. طبیعى است این انقلاب نیز خواب بسیارى را آشفته نماید به ویژه اینکه شعارها و اهداف این انقلاب فقط رفاه داخلى مردم و تامین خوراک و پوشاک و مسکن نبوده است بلکه اهدافى را همچون پیاده شدن قوانین اسلامی، تامین آزادی، استکبار ستیزى و نابودى غده سرطانى صهیونیسم نشانه رفته است.
بنابراین چنین انقلابى در چنین منطقه‌اى با چنین اهدافی، یقینا دشمنان قدرتمندى خواهد داشت که باز به اعتراف دوست و دشمن، در راس تمامى این مخالفین آمریکا و رژیم صهیونیستى قرار دارند که بغض و کینه خویش را نسبت به این انقلاب همواره نشان داده‌اند.
مبارزه با این انقلاب نیز از راههاى مختلف و متعدد صورت گرفته است، از حمله مستقیم نظامى به خاک این کشور تا ترور اشخاص و شخصیت‌ها، شایعه پراکنی، تهاجم فرهنگى و مسخ هویت نسل جدید انقلاب و جدا کردن آنان از انقلاب و نیز محاصره‌هاى اقتصادى متعدد و بسیارى دیگر از حربه‌هاى دشمن مى‌توان یاد کرد.
آگاهان مسائل جهانى معتقدند که دشمن در مبارزه با انقلاب اسلامى ایران از هیچ اقدامى فروگذار نکرده است و تمامى شیوه‌هاى مبارزه با سایر انقلابها را در مقابل این انقلاب آزموده است و هنوز هم این مخالفت ادامه دارد و پایان نگرفته است.
در چنین شرایط دشواری، دشمن یک راه در پیش ندارد که دقیقا همان راهى است که دوستان انقلاب باید بر عکس آن عمل کنند. دشمن براى نابودى انقلاب اسلامى در تلاش است مردم را از طریق تفرقه و تشتت از انقلاب و نظام خویش جدا کند و مردم نیز براى پایدارى نظام حکومتى خویش،‌راهى جز اتحاد و همبستگى ندارند یعنى على‌رغم وجود اعتقادات و سلایق متعدد باید در یک اصل که همان سربلندى ایران عزیز مى‌باشد با اتحاد و همبستگی، جمهورى اسلامى را که مبتنى بر قوانین الهى و احترام به آرا و نظرات مردم مى‌باشد حفظ نمایند.
وظیفه دستگاههاى تبلیغى کشور از جمله شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى نیز باید متمرکز بر ایجاد هماهنگى و وحدت میان اقشار مختلف کشور و نفى تفرقه و جدایى باشد. این شورا براى رسیدن به چنین هدفى باید تمامى مخاطبین تبلیغى خویش را که مردم مى‌باشند، خودى و محرم بداند و از هرگونه فعالیت و موضع‌گیرى جناحى بپرهیزد چرا که در غلتیدن این شورا در مواضع جناحى موجب از دست دادن اکثریت مخاطبین خویش خواهد شد. شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى همانگونه که از نامش پیداست ایجاد کننده هماهنگى ویکپارچگى تبلیغات در مراسم عمومى نظام و به منظور حفظ کشور و ارکان نظام مى‌باشد. با فضاى بغض‌آلود و عداوت دشمنان و مخالفین جمهورى اسلامى که به اندکى از آن اشاره شد، نقش بسیار مهم نهادهاى وحدت بخش و هماهنگ کننده جهت حفظ ارتباط مردم با نظام حکومتى کاملا بارز و هویداست.
نکته‌اى که در اینجا ذکر آن ضرورى به نظر مى‌رسد نقش دو سویه شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى است یعنى براى حفظ جمهورى اسلامى همانگونه که این شورا در تلاش است مردم را با نظام حکومتى در ارتباط نگاه دارد باید به شیوه‌هایى نیز بیندیشد که مسئولین نظام را با مردم بیش از پیش مرتبط کند چرا که اگر مسئولین نظام از مردم به بهانه‌هاى مختلف دور شوند (از جمله قدرت‌طلبى و رفاه‌جویى که همواره حضرت امام (ره) مسئولین را از آنها برحذر مى‌داشت) این انقلاب ناخواسته به بیراهه مى‌رود. شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى همانگونه که پیامها و اهداف انقلاب اسلامى را به مردم منتقل مى‌کند باید انتقال دهنده این ارزشها به مسئولین نظام نیز باشد که البته باید از طرق دقیق و سنجیده درباره شیوه‌هاى اجرایى این امر اندیشیده شود. فراموش نکنیم که همیشه، مسئولین نظام، نسل اول انقلاب که خود در شکل‌گیرى آن سهیم بوده‌اند نخواهند بود بلکه به مرور زمان نسلهاى بعدى زمام امور را در دست خواهند گرفت.
ث) ناهماهنگى در دستگاههاى موجود جامعه انقلابی
در هر کشورى که انقلابى رخ مى‌دهد متناسب با اهداف آن انقلاب، دستگاههاى ناکارآمد و مضر از میان مى‌روند و دستگاههاى لازم و مفید حفظ مى‌شوند. نابود کردن تمامى دستگاههایى رژیم قبل، غیر عاقلانه مى‌باشد. پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران نیز، به جز تعداد اندکى از دستگاههاى که همراه انقلاب نبودند و منحل شدند، اکثر نهادها و سازمانها حفظ شدند اما دستگاههاى باقى مانده دچار ناهماهنگى وتشتت بودند و دلیل آن گیجى و سرگشتگى ناشى از انقلاب بود. هر انقلاب ضربه‌اى است که دستگاههاى موجود از این ضربه تا مدت زمانى دچار سرگشتگى مى‌شوند و به سرعت نمى‌توانند خود را با اهداف انقلاب منطبق نمایند. از سوى دیگر نگاه بیرونى به این دستگاهها در اوایل پیروزى انقلاب، همراه با نوعى بى‌اعتمادى است چرا که یادگارهاى نظام قبلى‌اند و نمى‌توان آنها را با اعتماد کامل پذیرفت. این نگاه بى‌اعتمادى برآشفتگى و بى‌تحرکى این دستگاهها مى‌افزاید و به این واقعیت ناهنجار باید وجود نیروهاى ناخالص و تصفیه نشده را افزود که على‌رغم پیروزى انقلاب، خود را به لطایف الحیل در این دستگاه‌ها حفظ کرده‌اند و به صورت نامحسوس سنگ‌اندازى و کارشکنى مى‌کنند.
عوامل مذکور دست به دست هم مى‌دهند تا در دستگاههاى موجود باقى مانده از رژیم گذشته، شاهد ناهماهنگى و تشتت شویم. در چنین شرایطى وجود دستگاههاى هماهنگ کننده، بیش از پیش احساس مى‌شود.
ج) نوپایى موجب بى‌تجربگى است
در کنار دستگاههاى موجود باقى مانده از گذشته، انقلاب با خود دستگاهها و نهادهایى نوپا مى‌آورد. دستگاهها و نهادهاى نوپایى که به خاطر شرایط واهداف انقلاب، وجودشان ضرورى مى‌نماید مثل کمیته‌هاى انقلاب و سپاه پاسداران و غیره.
نکته‌اى که باید به آن توجه داشت این است که انقلاب، لااقل براى یک نسل بیش از یک بار قابل تجربه و آزمایش نیست بنابراین نمى‌توان از نیروهاى انقلاب در همان آغاز راه، انتظار تجربه را داشت. از سوى دیگر نداشتن تجربه، دلیلى بر اقدام نکردن نیست و در این صورت باید دست به هیچ کارى نزنیم چراکه هرکارى براى اولین بار، به دور از تجربه است. از همین رو دستگاههاى انقلابى به وجود آمدند و در عین نداشتن تجربه، دست به اقدام زدند و چاره‌اى جز این نبود.
اما بى‌تجربگى آفاتى نیز با خود همراه دارد از جمله کوتاهى در امورى که نباید کوتاهى مى‌شد (تفریط) و تندروى در امورى که نباید تندروى مى‌شود (افراط) و نیز دوباره‌کارى و چند باره کاری، دخالت نهادها و دستگاهها در کارهاى یکدیگر، اتلاف وقت و نیروها و در نتیجه ایجاد برخى دلسردى‌ها و شاید برخى کینه‌ها و دشمنى‌ها اینها مسائلى بود که لاجرم باید به آنها مواجه مى‌شدیم و آگاهانه از هر واقعه‌اى تجربه‌اى اندوخته و آنها را آزمودیم.
نهادهاى هماهنگ کننده زمینه استفاده لازم و به موقع از تجارب را فراهم مى‌کردند. البته استفاده از این نهادهاى هماهنگ کننده (از جمله شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامی) خود تجربه‌اى بود که به سادگى و در گامهاى نخست حاصل نشد بلکه در مسیر زمان و در برخورد با وقایع متعدد به دست آمد.
ح) احساس تعهد از سوى همه نهادهاى انقلابی
از آنجا که هر نهاد انقلابى خود را فرزند انقلاب مى‌دانست در تلاش بود به هر نحو ممکن و با انجام هر نوع فداکاری، انقلاب اسلامى را حفظ کند. این تلاش در تمامى امور مشاهده مى شد و به ویژه در امور تبلیغی. یعنى هر نهاد انقلابى تلاش مى‌کرد که اهداف انقلاب را تبلیغ نماید و مردم را با انقلاب همراه و همگام نگاه دارد. این تلاش تبلیغى به شیوه‌هاى مختلف از جمله چاپ عکس و پوستر و کتاب گرفته تا برگزارى راهپیمایى و مراسم و صدور اعلامیه و بیانیه بود. این تلاش فراگیر در عین خجستگی، مشکل آفرین نیز بود که در سطور پیشین قسمتى به آن اشاره شد. این احساس مسئولیت تبلیغى و اینکه همه در امور تبلیغى انقلاب شرکت داشتند، گاهى اوقات منجر به پدیده‌اى مى‌شد که در اصطلاح روانشناختى “پخش مسئولیت” نامیده مى‌شود یعنى وقتى همه در کارى دخالت کنند گاهى اوقات مواردى پیش مى‌آید که کارى را هیچکس انجام نمى‌دهد به امید اینکه دیگرى انجام خواهد داد. به عبارت دیگر چون همه نهادها دخالت مى‌کردند، گاهى اوقات هر نهادى به امید نهاد دیگر وارد عمل نمى‌شد و عملا آن کار متوقف باقى مى‌ماند. از سوى دیگر چون مخاطب امور تبلیغی، مردم مى‌باشند اگر تشتت و ناهماهنگى و دخالت در امور یکدیگر میان نهادهاى تبلیغى وجود داشته باشد موجب سلب اعتماد مردم خواهد شد و سلب اعتماد مخاطبین به منبع تبلیغى موجب کمرنگ شدن “پیام” مورد تبلیغ خواهد گشت. تمامى موارد اشاره شده یعنى فلسفه وجود نهادهاى انقلابی، ضعف دستگاههاى سنتی، توطئه‌ها و کینه ورزى‌هاى دشمنان داخلى وخارجى انقلاب، ناهماهنگى دستگاههاى باقى مانده از رژیم گذشته و بى‌تجربگى نهادهاى نوپاى انقلابى دست به دست هم داد تا وجود نهادى هماهنگ کننده در امور تبلیغى به عنوان یک ضرورت احساس شود و شوراى هماهنگى تبلیغات اسلامى تشکیل گردد. البته در طى فعالیتهاى شورا تا زمانى که اساسنامه آن به تصویب رسید، از کل تصورات که در اذهان نسبت به تبلیغات اسلامى وجود داشت کاسته شد و بخش خاصى که به امر برگزارى راهپیمایى‌ها و مراسم رسمى و عمومى نظام مى‌پردازد به عهده این نهاد سپرده شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات