روز پنجشنبه، 6 مرداد 1367 عملیات “مرصاد” با رمز “یا علىبن ابىطالب علیه السلام”، آغاز شد. در این عملیات سه گردان از تیپ نبى اکرم (ص)، تیپ مسلم و یک گردان از ایلام از پشت به اسلامآباد حمله کردند. منافقین تصور مىکردند، همانند روزهاى قبل نیروهاى عراقى همچنان در این مناطق حضور دارند، حال آن که عراقىها عقبنشینى کرده و منطقه در دست نیروهاى ایرانى بود. به همین دلیل نیروهاى خودى توانستند به راحتى از این محور وارد اسلامآباد شوند. پیش از این نیروهاى یکى از گردانها که اهالى اسلامآباد بوده و با تمام راههاى شهر آشنایى داشتند، با نفوذ به داخل شهر با دشمن درگیر شدند و سازماندهى منافقین را داخل شهر بر هم زدند. منافقین براى ترمیم ضربات وارده، دو تیپ از نیروهاى خود را از محور حسنآباد فرا خواندند تا با پیشروى نیروهاى خودى مقابله کنند. همچنین، در این عملیات نیروهاى لشکر 27 محمد رسول الله(ص) از سه راهى غرب اسلامآباد و از پشت پمپبنزین دشمن را دور زده و تلفات زیادى بر آنها وارد ساختند. در اثر پیشروى نیروهاى خودی، در ساعت 2 بعدازظهر، اسلامآباد از اختیار نیروهاى منافقین خارج شد. در این حال، خلبانان نیروى هوایى با 123 سورتى پرواز، مواضع منافقین را در هم کوبیدند. خلبانان هوانیروز نیز با اجراى آتش پرحجم بر روى دشمن، زمینه فروپاشى مواضع منافقین را فراهم ساختند.
بلافاصله پس از آزادسازى شهر اسلامآباد، یگانهاى سپاه پیشروى را به سمت کرند آغاز کردند. قبل از رسیدن نیروهاى خودى به این شهر در ساعت سه نیمهشب، 3 فروند هلىکوپتر ترابرى در کرند به زمین نشستند و تعدادى از کادرهاى منافقین و رهبرى سازمان را از شهر خارج کردند. این واقعه نشانه آشکارى از شکست منافقین بود، چنانکه پس از مدتى با پیشروى نیروهاى خودى به سمت کرند و انهدام تانکهاى زرهپوش برزیلى منافقین، دشمن هر آنچه داشت پس از 48 ساعت بر زمین نهاده و متوارى شد.
در این عملیات، 1600 تا 2000 تن از نیروهاى منافقین به هلاکت رسیدند و حدود هزار تن زخمى شدند و میان کشته شدگان و اسرا تعدادى از کادرهاى سازمان و فرماندهان تیپها دیده مىشدند. یکى از نیروهاى منافقین که در این عملیات به اسارت در آمده بود، در اعترافات خود حرکت منافقین را در منطقه اسلامآباد، متناسب با ذهنیتهاى غلط قبلى و باعث از دست رفتن توان نظامى و به قول خودشان، اعتبار سیاسى آنها دانست. این حرکت منافقین، آنچنان آنها را آسیبپذیر کرد که حتى باعث اوجگیرى اختلافات شدید درونى میان رهبرى و باقىمانده اعضاى سازمان شد. بدین ترتیب، منافقین پس از تحمل یک شکست استراتژیک در پشت تنگه “پاطاق” روز جمعه 7 مرداد 1367 رسما اعلام کردند که از شهرهاى اسلامآباد و کرند عقبنشینى کردهاند.
بازتاب و پىآمدها
اقدام مشترک عراق و منافقین در پیشروى به عمق خاک ایران بازتاب گستردهاى یافت و حساسیتهاى زیادى را برانگیخت، زیرا این تحرکات پس از موافقت ایران با قطعنامه شوراى امنیت در حالى انجام گرفت که اراده بینالمللى بر پایان جنگ مصمم شده بود، ولى اقدام عراق و منافقین عملا به معناى ادامه جنگ بود.
“هاروى موریس” از روزنامه “ایندیپندنت” طى تحلیلى در مورد اهداف و استراتژى منافقین نوشت:
“استراتژى فعلى مجاهدین و عراق ظاهرا ایجاد یک منطقه آزاد شده در دست مجاهدین است تا از این طریق، سازمان مخالف رژیم ایران، نقشى در توافق نهایى صلح داشته باشد.”
یک نشریه دیگر نیز، اقدام منافقین را، به دلیل نگرانى آنها از سرنوشت خود در صورت موافقت عراق با آتش بس دانست.
پشتیبانى عراق از منافقین و پیوستگى آنها در انجام این عملیات مخالف جمهورى اسلامى مورد بحث محافل خبرى قرار گرفت آنچنان که خبرگزارى رویتر در این باره به نقل از یک دیپلمات گزارش داد:
“تحلیلگران معتقدند، این عملیات نمىتوانسته بدون پشتیبانى قوى ارتش عراق به ویژه بدون پوشش آتش توپخانه صورت گرفته باشد.”
خبرنگار رادیو لندن نیز در این باره گفت:
“کمتر کسى معتقد است که مجاهدین به تنهایى داراى تجهیزات زرهی، افراد کافى یا حتى نیروى آتشبارى باشند که بتوانند بدون پشتیبانى یک ارتش منظم تا این اندازه در داخل خاک ایران مقاومت نشان بدهند.”
روزنامه لوموند حدود یک ماه پیش از عملیات مشترک عراق و منافقین تصریح کرده بود که “ارتش آزادى بخش ملى ایران” به عنوان جزیى لاینفک از آرایش نظامى ارتش عراق است و هر گونه فعالیت نظامى آن بدون اجازه فرماندهى عالى عراق غیر قابل تصور است. در همین راستا، خبرگزارى رویتر به نقل از دیپلماتها اعلام کرد، با توجه به گفتگوهاى صلح که درمقر سازمان ملل در نیویورک ادامه دارد، دیپلماتها گمان مىکنند که بغداد از ارتش آزادى بخش ملى براى حفظ فشار نظامى بر تهران استفاده مىکند.
در این حال، تاثیر و پىآمدهاى استقرار منافقین در داخل عراق و همکارى آنها با ارتش عراق براى حمله به خاک ایران مورد توجه تحلیلگران قرار گرفت. رادیو لندن در تحلیلى گفت:
“حمله مجاهدین به هر منظورى که انجام گرفته باشد در ظاهر تاثیر مطلوبى در داخل ایران نداشته است.”
در این تفسیر همچنین تاکید شده است:
“درباره مقاصد عراق براى حمایت از مجاهدین و حملات آنها به داخل ایران، نظریههاى مختلفى وجود دارد که قدرتنمایى در مقابل مجاهدین عراقى طرفدار ایران و نیز ایجاد پایگاهى براى نیروهاى مسعود رجوى در داخل ایران از آن جمله است. به عقیده ناظران، اگر رسیدن به اهداف بالا در نظر بوده توفیقى حاصل نشده است زیرا شمار زیادى از مجاهدین در این نبردها کشته شدهاند.”
مفسر نشریه گاردین چاپ لندن نیز نوشت:
“طرفداران رجوى قادر نیستند احساس واقعى مردم ایران را درک کنند و نمىدانند که ایرانیان با هرگونه افراطىگرى از جمله از نوع منافقین، بیزارند. بزرگترین اشتباه رجوى این بوده است که تشکیلاتش را کاملا به دامان صدام انداخته و اکثر منتقدان رجوى مىگویند، این کار خودکشى سیاسى است.”
“دیوید هرست” در پایان مقاله خود آورده است:
“با این اقدام، روحیه مردم ایران مجددا زنده شد و به جاى اینکه باعث از هم پاشیدگى درونى ایران شود، به تحکیم آن کمک کرد.”
تایمز مالى نیز نوشت:
“مجاهدین در داخل ایران از حمایت گستردهاى برخوردار نیستند.”
برترى ایران در صحنه نظامى که موجب عقیم ماندن طرح مشترک عراق و منافقین شده بود موضع سیاسى این کشور را که در حال مذاکره با دبیرکل سازمان ملل بود تقویت کرد. بر پایه همین ملاحظه کلی، فرمانده عالى جنگ (آقاى هاشمى رفسنجانی) در خطبههاى نمازجمعه تهران گفت:
“اگر عراق به تجاوزات خود ادامه دهد شاهد پاسخ ما در میدان جنگ خواهد بود.”
آمریکایىها که از تحرکات عراق و منافقین علیه ایران ناخشنود بودند، همراه با اعضاى دائمى دیگر شوراى امنیت و عربستان سعودی، عراق را تحت فشار قرار داده و از کشورهاى عربى نیز خواستند، به عراق در خصوص پیشروى غیرقابل اداره منافقین هشدار دهند. در این حال، “چارلز ردمن”، سخنگوى وزارت خارجه آمریکا در موضع گیرى آشکارى گفت:
“ارتش آزادى بخش ملى ایران، مستقر در عراق با پشتیبانى عراق عمل مىکند و در پى سرنگون ساختن دولت ایران از طریق زور است.”
وى تاکید کرد:
“آمریکا از گروههایى که در پى سرنگون ساختن دولت ایران از طریق زور هستند حمایت نمىکند.”
تغییر اوضاع به سود ایران
عراق و منافقین علاوه بر اینکه در چارچوب سیاستهاى منطقهاى شوروى عمل مى کردند، از لحاظ نظرى و گرایشهاى فکرى نیز متاثر از مبانى فکرى روسها بودند. با توجه به نگرش سوسیالیستى روسها نسبت به ریشه بحرانهاى اجتماعى که معتقد بودند، ناکامى نظامى در ایجاد شورش، قیام و انقلاب موثر است، عراق و منافقین نیز مىپنداشتند که ناکامىهاى نظامى ایران مىتواند به بحران داخلى اعم از بىانظباطى اجتماعى و یا بحران “مشروعیت” منجر شود و فرصت مناسبى را براى بهرهبردارى در اختیار آنها قرار دهد. تجربه روسیه پس از شکست از ژاپن در 1905 میلادى و طرح تفکرات سوسیالیستى در سال 1917 میلادى که در میان جنگ اول به پیروزى کمونیستها منجر شد،حاوى همین تجربه بود. بعدها، “استالین” در نامهاى به “پیشهوری” در توجیه علت عقبنشینى نیروهاى شوروى از آذربایجان ایران، از آن به عنوان تاکتیکهاى “لنین” یاد کرد. استالین در این نامه آورده است:
“ایران درگیر یک جنگ با یک دشمن خارجى نیست که یک ناکامى نظامى بتواند محفل انقلابى ایران را تضعیف کند نتیجه آنکه، در ایران وضعیتى وجود ندارد که بتواند با تاکتیکهاى لنین در 1905 و 1917 میلادى تطابق داشته باشد.”
آنچه عراق و منافقین را ناکام گذاشت و محاسبات آنها را در هم ریخت در واقع، در نقطه کانونى آنچه که آنها به سود خود، ارزیابى مىکردند به وقوع پیوست؛ پاسخ مثبت ایران به قطعنامه 598 و ادامه حملات عراق و منافقین، روند تحولات داخلى و سپس، اوضاع نظامى را به سود ایران و به زیان عراق و منافقین دستخوش تغییر کرد. به تدریج فشار بینالمللى بر عراق افزایش یافت، به گونهاى که تمام ناظران و تحلیلگران به اقدامات عراق و منافقین با دیده تردید مىنگریستند.
تلاش نیروهاى عراقى در آستانه اشغال مجدد خرمشهر، پیام امام به سپاه و واکنش مردم نسبت به این رخدادها که حضور در صحنههاى جنگ را در پى داشت، وضعیتى همانند روزهاى آغاز جنگ به وجود آورد. چنان که آقاى هاشمى در ترسیم وضعیت داخلى کشور و روحیه نیروهاى داوطلب گفت:
“بوى نشاط و جهاد در همه جا به مشام مىرسد.”
مهندس موسوی، نخست وزیر وقت نیز در هیئت دولت گفت:
“جبههها امروز فضاى غیرقابل وصفى دارد حماسهآفرینى و دفاع و مقاومت [شما] است که براى دشمن شکست و نابودى را در پى خواهد داشت.”
در این مرحله، در پى فرمان حضرت امام مبنى بر حضور هر چه بیشتر در جبههها، 130 هزار بسیجی، عازم جبههها جنگ شدند. استقبال مردم به قدرى گسترده بود که پذیرایى و سازماندهى نیروهاى داوطلب براى مسئولان بسیارى از پادگانهاى نظامى مشکلآفرین شده بود. به گفته یکى از فرماندهان، در یک پادگان نظامى در محور میانى که حداکثر، گنجایش 10 هزار نیرو را داشت، 16 هزار تن در آن جاى گرفته بودند و قرار بود، 4 هزار تن دیگر به آنان افزوده شوند. کمبود امکانات باعث شد، برخى از نیروها در فضاى باز، شب را به صبح برسانند. به همین دلیل، معاونت نیروى انسانى ستاد فرماندهى کل قوا با درخواست از نیروهاى داوطلب براى خود دارى از عزیمت انفرادى و مراجعه به مراکز رسمی، تاکید کرد که دواطلبان با توجه به ظرفیت نیروهاى رزمى و پشتیبانى یگانها، در اولویت اعزام نیروهاى رزمى ثبتنام کنند. در این مرحله بسیارى از نیروهایى که تنها در آغاز جنگ عازم جبهههاى نبرد شده و یا بنا به دلایلى تاکنون در صحنه جنگ حضور نیافته بودند، به علت وضعیت سیاسی- نظامى حاکم بر جنگ، براى اعزام و حضور در جبههها ثبتنام مىکردند. در این حال، حضور رئیس جمهورى وقت و رئیس شوراى عالى دفاع، حضرت آیتالله خامنهای، در جبهههاى نبرد جهت تبیین تحولات جنگ براى رزمندگان و بررسى مشکلات آنان، نقش موثرى داشت.
نادیده انگاشتن خواستههاى بر حق جمهورى اسلامى ایران مبنى بر محکومیت متجاوز و دریافت غرامت از آن موجب تداوم جنگ شده بود و تبلیغات گسترده و هماهنگ مخالفان جمهورى اسلامی، مشروعیت مقاومت و پایدارى مردم ایران را در معرض شک و تردید برخى از جهانیان قرار داده بود، ولى واکنش اخیر عراق و منافقین صلحطلبى دروغین صدام و حقانیت مقاومت ایران را براى دنیا آشکار کرد. حضرت آیت الله خامنهاى طى سخنرانى خود در اهواز در این باره فرمودند:
“ما از روز اول مىگفتیم عراق جنگافروز است، بعضىها این را قبول مىکردند و بعضىها نمىخواستند قبول کنند. اما امروز حرف ما ثابت شده است.”
رسانههاى خارجى و تحلیلگران غربى نیز تغییر اوضاع داخلى و افکار عمومى در ایران را مورد تاکید قرار دادند. رادیو لندن در این باره گفت:
“تهاجم تازه عراق پس از پذیرش آتش بس از سوى ایران، موضع دولت اسلامى را در برابر افکار عمومى تقویت کرده است. در ایران اکنون بار دیگر حالتى شبیه به پاییز 1980 (1359)، زمان نخستین حمله عراق به خاک ایران، زنده شده است. موج تازه هجومهاى عراق ماشین جنگى ایران را توان تازهاى بخشیده است و فعالیتهاى بسیج مردم را براى جنگ احیا کره است.”
“هانس هایتوکوبیتس” تحلیلگر انستیتوى بینالمللى مطالعات استراتژیک لندن با تغییر روند تبلیغات در رسانههاى غربى تاکید کرد:
“ایرانیان در مطبوعات غربى پیروزى تبلیغاتى قابل ملاحظهاى به دست آوردهاند.... و مطبوعات غربى بر ضد عراق چرخش کردهاند.”
بعدها، یکى از نظامیان ارتش عراق طى تحلیلى در روزنامه “السفیر” در مورد نتایج استراتژیک عراق نوشت:
“هنگامى که نیروهاى ایران با آتش بس موافقت کردند، رهبرى عراق ابتکار عمل را در دست داشت ودر یک “اشتباه استراتژیک” بزرگ افتاد وشدیدا به ایران حمله کرد. به خصوص در منطقه خوزستان، به نزدیکىهاى اهوز که رسید، ناگهان تغییرى در ایران مشاهده شد و ایرانى که از کمبود نیروهاى داوطلب رنج مىبرد، ناگهان حرکت خروشان ملى را دید که شور و شوقى را در محافل مردمى ایران ایجاد کرد.”
در حالى که ایران بر اثر وضعیتش در صحنه نظامى و پذیرش قطعنامه 598 با پرسشها و دشوارىهاى بسیار پیچیدهاى روبهرو بود، اقدام مشترک عراق و منافقین در حمله به خاک ایران، پىآمدهایى را به همراه داشت که وضعیت داخلى ایران و سپس صحنه نظامى را تحت تاثیر قرار داد، بر انسجام درونى ایران افزود، ماهیت تجاوزکارانه دولت عراق و ضرورت مقاومت ایران در برابر این کشور را در دوران جنگ آشکار ساخت، زمینه تحمیل قطعنامه 598 را به رژیم عراق که براى پذیرش آن پیششرطهایى گذاشته بود، فراهم کرد و همچنین مقدمهاى براى برقرارى آتشبس به وسیله سازمان ملل در مرزها شد. این وضعیت باعث گردید تا ایران بر مواضع سیاسى خود در قبال مذاکرات صلح تاکید کند، مبنى بر اینکه پیش از برقرارى آتشبس نیز، هیچ شرط یا شروطى را که عراق همچنان بر آنها تاکید مىکرد، نمىپذیرد و پس از برقرارى آتش بس هیچ مذاکرهاى بر سر مرزهاى شناخته شده بینالمللى با عراق، انجام نخواهد داد.