بحران سرتاسر سرزمینهاى اشغالى را فرا گرفته است. موشکهاى حزبالله به صورت مستقیم پایگاههاى نظامى و تجارى اسرائیل را مورد هدف قرار مىدهند. شهر “حیفا” به کانون شکست صهیونیسم تبدیل شده است و شهرهاى “کرمیل” و “نهاریا” نیز در مقابل قدرت حزبالله لحظهاى آرامش ندارند...
“سید حسن نصرالله” و دیگر سران حزبالله لبنان با خونسردى کامل در حال اعمال مدیریت دفاعى در برابر صهیونیستها هستند. به فعلیت رسیدن چنین مدیریتى در ابعاد کامل و مطلوب باعث حیرت وسردرگمى کاخ سفید و تلآویو شده است. در حالى که حزبالله لبنان تنها گوشهاى از توانایىهاى خود را در مقابله با تلآویو آشکار ساخته است حالت استیصال در چهره “اولمرت” و “شیمون پرز” هر لحظه پررنگتر مىشود. اسرائیل در راستاى فرار از وضع موجود دست خود را به سوى آمریکا، اروپاو کاخ کرملین دراز کرده است.
مدیریت بحران در حالت کلى دو مرحله دارد:یکى شناسایى و آنالیز دقیق کنش دشمن و دیگرى اعمال واکنش استراتژیک و همه جانبه. حزبالله در هر دو مرحله ذکر شده با موفقیت کامل عمل کرده است. بر خلاف “تلآویو” که در فضاى آشفته ایجاد شده با تمامى توان خود وارد صحنه شده است “حزبالله” هنوز هسته و کانون مقاومت اصلى و دشمن شکن خود را استتار کرده است. به عبارت دیگر “حزبالله” تنها با ظاهر نمودن قسمتى از خود، صهیونیسم مجهز و کامل را در خاورمیانه زمین گیر ساخته است.
اهمیت چنین مدیریتى زمانى آشکار مىشود که نظرى کلى بر شرایط محیطى حزبالله داشته باشیم: مجامع بینالمللى و به خصوص جهان عرب در برابر جنایات صهیونیستها مهر سکوت را بر لبان خود زدهاند و مقاومت لبنان در اوج مظلومیت و غربت صورت مىگیرد. از سوى دیگر واشنگتن، برلین، پاریس و لندن نیز به عنوان حامیان تلآویو سعى در خلع سلاح حزبالله لبنان و نجات صهیونیسم از باتلاق ایجاد شده دارند. اظهارات “فلیپ دوست بلازی” وزیر امور خارجه فرانسه در میان مقامات صهیونیستى و همدردى رسمى پاریس با جنایتکاران اسرائیلى تنها گوشهاى آشکار از حمایت غرب از صهیونیسم را به تصویر کشیده است...
مدیریت دفاعى حزبالله ودر حالى صورت مىگیرد که جریان مقاومت اسلامى در قالب نبردى نابرابر قرار گرفته است.
با وجود اینکه در صفحههاى کاغذ تئوریسینهاى صهیونیست از جمله “شیمون پرز” و “بنیامین نتانیاهو” تلآویو باید برنده راحت این منازعه باشد در عرصه عمل نتیجهاى بالعکس حاصل شده است. توان حزبالله لبنان چینش تئورىها و اصول استراتژیک صهیونیستها در صحنه نبرد را کاملا بر هم ریخته است.
“زمان” به نفع حزبالله به ضرر تلآویو در حال سپرى شدن است و در این میان صهیونیستها در حالتى مستاصل و درمانده از حامى اصلى خود یعنى واشنگتن دعوت کردهاند تا وارد عمل شود. نکته جالب توجه این که بنابر تحلیل اخیر روزنامه “لس آنجلس تایمز” آمریکا به اندازهاى در عراق تضعیف شده است که دیگر توان صرف زمان، پول یا ارتش را براى تحمل تازهترین فاجعهها را ندارد.
مقامات اسرائیلى در خوش بینانهترین حالت ممکن امیدوارند که هر چه زودتر آتش بس برقرار شود وخیمه سنگین حزبالله بر پیکره صهیونیسم حداقل براى مدتى کوتاه از بین برود. در بهترین حالت ممکن براى صهیونیستها اگر آتش بس در همین لحظه نیز صورت پذیرد آنها متحمل شکست سختى شدهاند: 1800 کارخانه و مرکز تجارى صهیونیستها که از ترس حملات حزبالله تخلیه و بسیارى از آنها نیز ویران شدهاند نیاز به بازسازى و باز تعریف اقتصادى و تجارى دارند. جبران خسارت یک میلیارد دلارى وارد شده بر سرزمینهاى اشغالى در دوازده روز اخیر به هیچ عنوان از دست تلآویو بر نمىآید.
مهاجرت معکوس یهودیان به اروپا در پى جنگ اخیر آغاز شده و از سوى دیگر بسیارى از شهرکهاى صهیونیست نشین خالى از سکنه ماندهاند، تاسیسات نظامى پیشرفته اسرائیل به دنبال اقدامات حزبالله به صورت بنیادین مورد هدف قرار گرفته و از همه مهمتر افسانه شکستناپذیرى صهیونیسم براى بسیارى از یهودیان خوش باور براى همیشه از میان رفته است. پس از پایان این جنگ باید در انتظار افزایش شدید چالش میان تلآویو و یهودیان ضد صهیونیست بود. صهیونیستها در نظر داشتند در مدت یک هفته به خاک لبنان وارد شوند و با ایجاد تغییرات در ساختار سیاسى این کشور و خلع سلاح حزبالله “بیروت” را به عنوان تسریع کننده معادلات خود و واشنگتن در خاورمیانه تعریف کنند. اظهارات رایس پس از ترور رفیق حریرى در خصوص بروز انقلاب سرو در لبنان نشان دهنده برنامهریزى قبلى کاخسفید و رژیم صهیونیستى براى حمله به لبنان بود.
از سویى دیگر جریان مقاومت اسلامى در لبنان حتى در صورت برقرارى آتش بس در همین لحظه “طرف برنده” درجنگ با تلآویو محسوب مىشود. تلآویو عملا قدرت نظامى و مدیریت دفاعى خود را به رخ اسرائیل، حامیان صهیونیسم و دولتهاى عربى مخالف حزبالله کشاند و جمهورى خواهان کاخ سفید و صهیونیستها را در برابر خود به خاک ذلت افکند. تحمیل نخستین شکست سخت بر کالبد آمریکا و اسرائیل در هزاره سوم افتخارى ارزنده براى حزبالله محسوب مىشود. افتخارى که نظام بینالملل و صفحات تاریخ در آیندههاى بسیار دور نیز آن را از یاد نخواهند برد.
در نهایت اینکه پیروزى حزبالله بر رژیم اشغالگر قدس با مشتهاى گره خورده ملتهاى مسلمان در راستاى حمایت از مقاومت اسلامى تلفیق شده است تا شرمسارى برخى از دولتهاى عربى و ظاهرا مسلمان از سکوت و حتى حمایت پشت پرده از صهیونیسم بیشتر نمایان گردد. بدون شک در آیندهاى نه چندان دور جریان اسلام گرایى به جریان غالب در خاورمیانه تبدیل خواهد شد و در این میان نام حامیان اسرائیل در خاورمیانه در کنار نامهاى بوش، اولمرت، شیمون پرز و رایس به عنوان شکست خوردگان نظام بینالملل مطرح خواهد شد.
بخش سیاسى خارجی