محمد پهلوانی
سنگ بناى جنبش حزبالله لبنان در سال 1980 متشکل از برخى اعضاى حزب الدعوه، جنبش امل، جنبش فتح و ... بنا نهاده شد. حزبالله با ماهیتى صددرصد اسلامی، توام با ایمانى راسخ و قوی، با بهرهگیرى از تکنیکها و تاکتیکهاى امنیتی- اطلاعاتى و نظامى منحصربه فرد، علیه رژیم متخاصم و متجاوز اسرائیل، داراى موقعیتى ویژه و محبوب قلوب ملت هفتادو دو فرقه لبنان و عمده مسلمانان جهان است. حزبالله لبنان با بهرهگیرى از معارف گرانقدر شیعى مخصوصا نهضت سرخ حسینى (ع) و با الگوپذیرى از انقلاب اسلامى ایران، تاسى و اقتدا به سلسله جنبان انقلاب اسلامى ایران حضرت امام خمینى (ره) از سال 1982 با تهاجم دژخیمان اسرائیلی، در صحنه دفاع از شرافت، هویت و تمامیت ارضى لبنان حضور یافت.
پس از پیروزى انقلاب اسلامى ایران و بیدارى و خیزش جهان اسلام و ملتهاى تحت سلطه و تاثیرپذیر معنوى نیروهاى جهادى و مبارز از انقلاب اسلامى ایران، جمهورى اسلامى ایران به عنوان پشتوانه عظیم و عمیق استراتژیکى جهان اسلام مطرح شده و ایفاى نقش کرده است. تاثیرات مزبور تا بدان جا پیش رفته که حتى اسرائیل غاصب که شعار از نیل تا فرات را سر مىداد نه تنها تقریبا در همان محدودههاى غصبى پیش از انقلاب زمینگیر شده، بلکه مناطق وسیع و مهمى از جنوب لبنان را با فضاحت تمام ترک نموده است. بر این اساس، مىتوان جنایات اخیر رژیم صهیونیستى علیه ملت مظلوم فلسطین و حملات بىسابقه آن به لبنان را ناشى از چند عامل در هم تنیده دانست: وضعیت آشفته داخلى اسرائیل پس از شارون، قدرتیابى روزافزون حزبالله و حماس هم در بعد نظامى و هم در بعد سیاسى و وضعیت خاص ایران به لحاظ مسئله هستهاى و تاثیرات بینالمللى آن.
پس از آنکه حماس از طریق کاملا دموکراتیک قدرت را در دست گرفت، دولت قانونى نورى المالکى در عراق استقرار یافت (که خود مستلزم خروج هرچه زودتر نیروهاى آمریکایى و انگلیسى از منطقه خواهد شد) و از همه مهمتر، اراده جمعى ملت و مسئولان ایران مبنى بر دستیابى کامل به چرخه فناورى هستهاى شکل گرفت و با دیپلماسى فعال و سازنده ایران، شکاف در شوراى امنیت ایجاد شد، معادلات غرب به رهبرى آمریکا که به واسطه لابىهاى پرنفوذ صهیونیستى اداره مىشوند به هم ریخت. در نتیجه، پس از مذاکره «محورهاى شرارت»، نخستوزیر اسرائیل، بوش و بلر، حملات گسترده به غزه به بهانهاى کوچک شروع شد. اسرائیلىها، طبق سیره عملى گذشته خود، آن هنگام که افکار عمومى جهان متوجه امرى دیگر است جنایاتشان را در فلسطین به حد اعلا رساندند. نظامیان اسرائیلى به موازات حمله به غزه، هواپیماهاى خود را بر فراز کاخ بشار اسد در لاذقیه به پرواز درآوردند و چندى بعد با حمله به لبنان به فکر آن بودند تا چند هدف را با هم دنبال کنند: تندروان داخلى اسرائیل را مجاب کنند که به آموزههاى صهیونیستى ضد اسلام پایبندند، خلع سلاح حزبالله را جامه عمل بپوشانند و با گشودن پاى ایران و سوریه به جنگ (با این ادعا که این دو کشور از حزبالله حمایت مىکنند) هم وضعیت بینالمللى ایران در دستیابى به فناورى هستهاى را دشوارتر سازند و هم حضور نیروهاى بیگانه در منطقه را موجه نمایند.
هم اکنون، اسرائیل با دشوارىهاى زیادى مواجه شده است. در پیشروى در خاک لبنان ناکام مانده است، افکار عمومى داخلى به ویژه، آسیبدیدگان از جنگ، به شدت علیه دولت و استراتژى جنگى آن شده است، تهدید 72 ساعته اسرائیل علیه سوریه به تحقق نپیوست، افکار عمومى اعراب به سوى متحدشدن علیه اسرائیل چرخیده است و اقتصاد اسرائیل خصوصا صنعت توریسم آن با دشوارىهاى جدى روبهرو است. هویت چندپاره یهودىهایى که از ملل مختلف به اسرائیل مهاجرت کردهاند، هماکنون در حال از هم پاشیدن است و عامل آرامش و رفاه که مایه گرد هم آمدن و رضایت خاطر شهرکنشینها بود تا حد قابل توجهى حذف شده است. این همه از هوشیارى و دقت نظر حزبالله و مقاومت دلیرانه آن سرچشمه مىگیرد. نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد اعتراف کرده است: «حماس و حزبالله طرحهاى غرب براى ایران در شوراى امنیت سازمان ملل را به تاخیر انداختند (1.)»
با توجه به این شرایط، اوضاع به نفع حزبالله لبنان و امت اسلام است. چرا که از یک طرف آمریکا حامى اصلى رژیم غاصب اسرائیل دیگر توان ورود در جنگى دیگر را در منطقه ندارد و از همین رو است که دیپلماسى غرب به جهت جلوگیرى از فضاحتهاى بیشتر اسرائیل به جهت پایان دادن به منازعات، فعال شده است. سکوت غربىها در روزهاى اول بدان سبب بود که به زعم خود مىپنداشتند اسرائیل در حال عملىکردن برنامههاى آنها مىباشد، اما این سکوت، به واسطه حملات توفنده حزبالله، در هم شکسته شد و به دیپلماسى فعال جهت برقرارى آتش بس تبدیل شد. از طرف دیگر، اسرائیل نیز طاقت تاوانهاى سنگین و مهلک اقتصادى را که به جهت ناامنى در منطقه ایجاد شده ندارد.
لذا باید از یک سو، حزبالله لبنان با حملات بىامان خود به عمق مراکز حساس اسرائیل، زهر چشمى سخت از اسرائیل و حامیان او بگیرد و از رهاورد آن، موقعیت خود را در منطقه و معادلات بینالمللى بهبود بخشد و از سوى دیگر، جمهورى اسلامى ایران باید با بهرهگیرى از موقعیت و پتانسیلهاى ممتاز خود در منطقه، امتیازهاى لازم را به جهت پیشبرد اهداف پرونده صلحآمیز هستهاى که پشتوانه، اعتبار و اقتدار جهان اسلام را به دنبال دارد از غرب بگیرد. چرا که ایران قدرت بىبدیل و بلامنازع منطقه است و به اعتراف رسانههاى غربى کلید حل بحران فعلى منطقه، در دست ایران است (2.) بىشک موفقیت بینالمللى ایران در پرونده هستهای، مساوى شکست عمیقتر اسرائیل پس از شکستهایش از حزبالله لبنان خواهد بود.