حنیف غفاری: رفتار کنونى اعراب در قبال تهاجم رژیم اشغالگر قدس به لبنان براى بسیارى از کارشناسان و تحلیلگران نظام بینالملل قابل پیشبینى بود: «اتخاذ رویکردى خطى و غیراستراتژیک نسبت به معضلات منطقهاى و فرامنطقهاى خاورمیانه در طول نیمقرن اخیر یکى از ویژگیهاى ثابت اعراب منطقه محسوب مىشود. سکوت آزاردهنده و حتى عقد پیمانهاى پشت پرده با تلآویو و واشنگتن از مصادیق و نتایج عینى چنین رویکردى به شمار مىآیند... .
همانگونه که در کاخ سفید فاصله میان «ایدهآل» و «واقعیت» بسیار زیاد است! در اعراب نیز میان دو عنصر «حقیقت» و «تصور ذهنى اعراب» شکاف عمیقى وجود دارد. در زمان جنگ اعراب و اسرائیل، «جمال عبدالناصر» و «انورسادات» با ترسیم تصویرى کاملا احساسى از پیروزى فرضى خود بر صهیونیستها محوریت «پان عربیسم» را پررنگ ساخته و با چشمان بسته در صحراى سینا زمینگیر شدند....
در جریان جنگ عراق کشورهاى عربى بدون توجه و عبرتگیرى نسبت به جنگ 6 روزه سال 1967 پیمان همکارى گستردهاى را با صدام حسین دیکتاتور عراق امضا نموده و با هدف حذف ایران اسلامى از نقشه خاورمیانه و فروش بیشتر نفت در فضاى بحرانى ناشى از جنگ،چشمان خود را به سوى حقایق اصلى خاورمیانه و جهان بستند.
پس از فروپاشى نظام دو قطبى انتظار مىرفت تا اعراب در رفتار، رویکرد و عملکرد خود چرخشى حداقل نسبى داشته باشند ولى این چرخش تنها در گفتار اعراب و آن نیز در شرایط آرام و ثابت منطقه صورت پذیرفت. به عبارت دیگر در شرایط بحران، اعراب منطقه در چهار سطح رفتار، رویکرد، عملکرد و حتى گفتار بر محوریت مطلوب واشنگتن و تلآویو کمون نامنظم خود را شکل مىدادند.
در سطح رهبران اعراب از سال 1967 تاکنون وقایع زیادى رخ داده است: جمال عبدالناصر، انورسادات، یاسر عرفات، ملک حسین، ملک فهد،شیخ زایدبن آل نهیان و... روى در نقاب خاک کشیدند و صدام حسین نیز با خفت کامل در راس معادلات بغداد کنار رفت. اما جایگزین افرادى مانند ملک عبدالله دوم، امیر عبدالله، ابومازن حسنى مبارک و دیگران در تزلزل و سردرگمى کلى اعراب در مواجهه با بحرانهاى منطقهاى تاثیرى بهوجود نیاورده است. باید اعتراف کرد که نسل نسبتا جدید سران عرب وراث خوبى براى افراد قبلى محسوب مىشوند!
در جریان بحران جانشینى عرفات در فلسطین و نیز تشدید جنایات مربوط به نسلکشى در دارفور سردرگمى و تزلزل اتحادیه عرب باعث وخامت بیشتر اوضاع شد. مرور چهرههاى سران کشورهاى عربى در جریان نشستهاى اتحادیه عرب بسیار جالب و در عین حال تاسفبرانگیز است: اعراب این نشستها را محلى براى ملاقات پشت پرده و رد و بدل ساختن قول و قرارهاى اقتصادى و تجارى کلان با یکدیگر مىدانند.
اعراب «تهدیدها» را هیچگاه حس نمىکنند. آنها تا زمانى که در کاخهاى خود نشستهاند، گمان مىکنند معادلات خاورمیانه بر وفق مرادآنهاست و نسبت به حرکت خزنده غرب در راستاى انهدام کامل و ناگهانى کشورهاى عربى آگاه نیستند.
در جریان رشادتهاى اخیر حزبالله لبنان در مقابل جنایات تلآویو چنین نگاه بستهاى در میان سران عرب موجب انزواى آنها در خاورمیانه شده است. چنین انزوایى علاوه بر اینکه موجب تنفر ملتهاى کشورهاى عربى از سرانشان شده است در آیندهاى نزدیک شرایط دشوارى را براى آنها ایجاد خواهد کرد.
ظرف نامرئى ترسیمشده توسط آمریکا در خاورمیانه تنها در صورت اتحاد اسلامگرایان واقعى قابل شکست است. از این روست که کاخ سفید واهمه بسیار زیادى از اصولگرایان ایران، شیعیان عراق، حامیان مقاومت در فلسطین و حزبالله لبنان دارد. مسلما یکى از بازندگان اصلى نبرد حزبالله لبنان و تلآویو سران کشورهاى عربى خاورمیانه هستند؛ افرادى که ترجیح مىدهند تنها قهرمانان شرایط دنیاى خیالى ساخته ذهن خود باشند...