پایگاه اینترنتی میدل ایست انلاین در مقاله ای به قلم « ریچارد بولت » استاد دانشگاه کلمبیا نوشت: شکست اسرائیل از حزب الله به طور کلی معادلات آمریکا در هر گونه تعرض به ایران را به هم زد و مقامات اسرائیلی با بی کفایتی خود در رویارویی با حزب الله احتمال حمله آمریکا به تاسیسات اتمی ایران را از بین بردند چرا که مردم آمریکا نمی پذیرند که خون فرزندان آنها برای تامین امنیت اسرائیل ریخته شود.
زمانی شاید به ریشه نیت حزب الله برای حمله به اسرائیل و به اسارت گرفتن دو نظامی اسرائیلی برسیم ولی اسرائیل هم به نوبه خود میخواهد تا حزب الله و ریشه های تامین ان را از دمشق و تهران بخشکاند.
بوش از ایران می خواهد تا به حمایت خود از دشمنان اسرائیل پایان دهد حتی این موضوع را یکی از شرائط خود برای شروع گفتگوهای خود با ایران قلمداد می کنند ولی به هر صورت آنچه که از حد سخن و فرض پیشتر رفته است این است که بوش با خطر یک جنگ واقعی در منطقه روبرست و تا زمانی که ایران از حزب الله حمایت می کند. مشکل امنیتی برای اسرائیل به جا خواهد بود و اکنون در فکر یک اولتیماتوم به ایران است.
میدل ایست آنلاین افزود : تصویری که اسرائیل و نومحافظه کارانی مانند ویلیام کریستول از ایران دارند این است که می خواهند با شکاف در میان ایرانیان از خطر هیتلری که آنها در احمدی نژاد به تصویر کشیده اند بکاهند ولی به هر صورت از دیدگاه بسیاری جنگ در لبنان سرآغازی برای جنگ بزرگ (جنگ طولانی یا همان جنگ جهانی سوم است و مشکل آمریکا هم این است که نمی تواند با لشکری که اکنون در اختیار دارد در این جنگ شرکت کند) اگر چه حمله به تاسیسات اتمی ایران به شکل کاملا آشکار مورد بحث قرار گرفته است ولی این بحث از یک حمله محدود ولی دقیق با جنگی گسترده و بزرگ و بمباران گسترده زیرساخت های ایران تفاوت دارد و در گذشته از اینکه به موفقیت این عملیات ها امیدی چندان نیست واکنش ایران هم می تواند برای آمریکا خطرناک باشد تاکنون بی اعتمادی ها به نتایج حمله نظامی بازهای آمریکا را در حاشیه قرار داده است.
این پایگاه اینترنتی ادامه داده است ولی جنگ لبنان این معادله را از نو نگاشت بوش و اولمرت ایران را خطری فوری دانسته اند و در صورتی که موضوع را اینچنین بدانیم همانگونه که موشک های کروز آمریکا در زمان کلینتون برای از بین بردن القاعده کافی نبود حمله محدود هوایی هم نمیتواند تهدید ایران را رفع کند ولی اگر آمریکا تصمیم داشته باشد تا با حمله ای گسترده دست به تغییر حکومت در ایران بزنند چه کسی می خواهد در برابر ان بایستد البته این موضوع را باید درنظر داشت که مشغول شدن آمریکا در عراق نه تنها تمرکز و بافت نظامی آمریکا را به شدت درگیر کرده است بلکه با برگرداندن این تمرکز به سوی ایران ممکن است . مشکل حملات افراد مسلح در عراق به یک جنگ داخلی بدل شود (تجربه عراق نشان داده است که وارد شدن در جنگ با شمار زیاد نیروی زمینی ممکن است فاجعه بار شود اکنون جنگ لبنان هم یک تجربه دیگر را نشان داد و آن هم این بود که با بمباران نمی توان مردمی را مجبور کرد که از رهبران خود روی برگردانند و باید این موضوع را هم در خاطر داشت که ساختار نظامی ایران که به نیروهای حزب الله آموخته است که چگونه اینگونه با مهارت در برابر اسرائیل بایستد دیگر از دکترین حملات دسته جمعی استفاده نمیکند.
میدل ایست آنلاین درادامه آورده است : رهبران آمریکایی این را هم نباید از یاد ببرند که ریختن خون نظامیان آمریکایی برای متوقف کردن دشمنان اسرائیل می تواند باعث برانگیخته شدن احساسات شدید ضد جنگ در آمریکا شود و البته زمان باقیمانده برای بوش برای ایجاد ارتشی قدرتمند برای چنین کاری بسیار کم است و تصور رقابت ریاست جمهوری برای سال 2008 که درآن نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا ایران را به جنگ تهدید می کنند بسیار دشوار است.
میدل ایست انلاین ادامه داده است : هم جمهوری خواهان و هم دمکرات ها از جمهوری اسلامی ایران ضربه خورده اند (آیت الله خمینی هم ریگان و هم کارتر را تحقیر کرده است و آنها هنوز نمی توانند این رسوایی ها را فراموش کنند) از دیگر سو هر دو حزب کنگره آمریکا مدعی اند که نباید اسرائیل را در کاری که برای دفاع از خود انجام میدهد ملامت کرد ولی با افزایش تبلیغات ضد ایرانی و جنگ لفظی برای وحشت آفرینی (رهبری اسرائیل ) با توجه به شکست در لبنان امکان حمله آمریکا به تاسیسات هسته ای ایران را از بین بردهاند.
میدل ایست انلاین نوشت: به هر صورت راهکار و پاسخ ناموثر و مردد دولت کلینتون برای خطر رو به گسترش در خاورمیانه گزینه مناسبی برای دولت بوش نمی تواند باشد ولی در عین حال رویارویی در جنگ بزرگ با ایران هم گزینه مناسبی برای مردم آمریکا نیست.