تاریخ انتشار : ۰۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۴۲  ، 
کد خبر : ۸۲۸۶۵
مارتین لوتر کینگ:

بگذارید تا آزادی به آواز درآید

مترجم: علی صباغی مقدمه: مارتین لوتر کینگ، رهبر سیاهان آمریکا، از پیشگامان نهضت «مقاومت و مبارزهء عاری از خشونت» است. وی سخنرانی به یادماندنی و تاریخی‌ای در 28 آگوست 1963 در برابر مجسمهء یادبود آبراهام لینکن در واشنگتن ایراد کرد که هنوز بسیاری آن را از تاثیرگذارترین سخنرانی‌های ایراد شده در تاریخ آمریکا می‌دانند.به مناسبت سالروز ایراد سخنرانی مارتین لوتر کینگ، متن این سخنرانی را منتشر می‌کنیم.

«خوشحالم که امروز در واقعه‌ای که در تاریخ کشورمان به عنوان بزرگ‌ترین گردهمایی برای آزادی ثبت خواهد شد در میان شما هستم.
صد سال پیش از این،یک آمریکایی متشخص (یعنی آبراهام لینکن) که ما امروز در زیر سایهء مجسمهء نمادین وی ایستاده‌ایم اعلامیهء آزادی را امضا کرد. این فرمان حیاتی و بسیار مهم همچون پرتو چراغ عظیم امید برای میلیون‌ها بردهء سیاهپوستی بود که در شراره‌های آتش تحقیر‌آمیز بی‌عدالتی سوخته بودند.
این فرمان همچون سپیده‌دم فرح‌بخشی بود که برای خاتمه دادن به شب ظلمانی اسارت و بردگی فرا رسیده بود اما صد سال بعد از آن واقعه هنوز سیاهپوست آزاد نیست. صد سال پس از آن روز، هنوز زندگی یک سیاهپوست به شکلی غمبار با غل و زنجیر جداسازی [ سیاهپوستان از سفیدپوستان ] و تبعیض، فلج و زمین‌گیر است. صد سال پس از آن روز [ هنوز ] سیاهپوست در جزیرهء تنهایی فقر در قلب اقیانوس وسیع ثروت و رفاه مادی گذران عمر می‌کند، صد سال پس از آن روز هنوز سیاهپوست در گوشه و کنار جامعهء آمریکا در حال پژمردن و رنج کشیدن است و خود را در سرزمینی که از آن اوست همچون یک تبعیدی احساس می‌کند. بنابراین ما به این‌جا آمده‌ایم تا این وضعیت و شرایط شرم‌آور را به نمایش درآوریم.
هنگامی که معماران جمهوری‌مان واژگان فخیم قانون اساسی و اعلامیهء استقلال را می‌نوشتند [ در واقع ] آن‌ها داشتند پای سفته‌ای را امضا می‌کردند که در پی آن تمامی آمریکایی‌ها وارث آن می‌شدند. این سفته عهد و پیمانی بود که [ براساس آن ] همهء انسان‌ها، بله همهء انسان‌های سیاهپوست و سفیدپوست، «حق غیرقابل انکار زندگی، آزادی و طلب شادی و خوشبختی» برایشان تضمین می‌شد. اما پرواضح است که امروز آمریکا تا آن‌جایی که مربوط به شهروندان رنگین‌پوستش می‌شود قصور و کوتاهی کرده است. آمریکا به جای ارج نهادن و احترام گذاشتن به این تعهد و دین به سیاهپوستان، تضمینی بی‌اعتبار داده است; تضمینی که مهر «عدم موجودی کافی» بر آن ممهور شده است.
اما ما باور نداریم که بانک عدالت ورشکسته شده است. ما باور نداریم که در گاوصندوق بزرگ کشورمان موجودی کافی وجود ندارد. بنابراین این جا جمع شده‌ایم تا این تضمین را محقق کنیم، [ این تضمین به مثابه ] چکی است که به همهء ما عندالمطالبه ثروت آزادی و امنیت عدالت را هدیه می‌کند.
ما به این نقطهء متبرک آمده‌ایم تا اضطرار شدید و جدی این برهه را به آمریکا گوشزد کنیم. الان وقت آن نیست تا در راحت‌طلبی و بی‌توجهی غرق شویم یا داروی آرام‌بخش اصلاحات تدریجی را سرکشیم. اکنون هنگام آن است که از درهء تاریک و متروکهء جداسازی به سوی صراط روشن عدالت نژادی روی آوریم. اکنون هنگام آن است تا کشورمان را از شن‌های روان بی‌عدالتی نژادی برداشته و بر روی صخرهء محکم و استوار برادری جای دهیم. اکنون هنگام آن است تا عدالت را برای همهء فرزندان خداوند محقق سازیم.
برای کشور [ مان ] مهلک خواهد بود اگر چشمانش را روی اضطرار و فوریت این برهه [ خطیر ] ببندد. تابستان سوزان نارضایتی مشروع و بحق سیاهپوستان سر نخواهد شد مگر آن‌که پاییز فرح‌بخش آزادی و برابری به انتظار نشسته باشد.1963 یک پایان نیست، بلکه [ خود ] سرآغازی است و آن‌هایی که تصور می‌کنند که سیاهپوست [ امروز ] لازم داشت تا خود را تخلیه و سبک کند و الان نیز راضی و خشنود است، با هشداری تکان‌دهنده روبه‌رو خواهند شد اگر [ آمریکا ] همچون همیشه و [ سابق ] به روال عادی کار خود برگردد. آمریکا هیچ گاه روی آرامش نخواهد دید مگر این‌که حق شهروندی سیاهپوست به او اعطا شود. گردباد انقلاب و ناآرامی، شروع به لرزندان پایه‌های کشورمان خواهد کرد مگر آن‌که روز تابناک عدالت فرا رسد.اما نکاتی نیز هست که باید با ملتم در میان بگذارم; ملتی که در آستانهء گرمی ایستاده است که به کاخ عدالتش رهنمون می‌سازد:
ما نباید در فرآیند رسیدن به موضع بحقمان متهم به انجام اعمال نادرست شویم. بیایید تا برای رفع عطشمان برای آزادی، در پی سرکشیدن از جام تندروی و نفرت نباشیم. ما همواره باید تلاشمان را بر بلندای رفیع درخت متانت و نظم استوار سازیم. ما نباید به اعتراض سازنده‌مان اجازه دهیم تا در ورطهء خشونت فیزیکی گرفتار آید.
دوباره باید به قلهء رفیع و شکوهمند برخورداری از قدرت توامان فیزیکی و روحی صعود کنیم. مبارزه‌جویی و جدیت کنونی بی‌نظیری که جامعهء سیاهان را در برگرفته است، نباید ما را به این‌جا سوق دهد که نسبت به تمامی سفیدپوستان بی‌اعتماد شویم، چرا که بسیاری از برادران سفیدپوست‌مان، همان‌طور که با حضورشان در این‌جا ثابت کرده‌اند، سرانجام به آن‌جا رسیده‌اند که سرنوشت آن‌ها به سرنوشت ما گره خورده است و سرانجام پی برده‌اند که آزادی آن‌ها به شکل تفکیک‌ناپذیری به آزادی ما بسته شده است. ما نمی‌توانیم به تنهایی قدم برداریم.
همان طوری که گام برمی‌داریم باید متعهد شویم که ما همواره به پیش خواهیم رفت. ما نباید به گذشته رجعت کنیم. هستند آنانی که از کسانی که خود را وقف حقوق مدنی و شهروندی می‌کنند، می‌پرسند: «چه هنگام شما راضی خواهید شد»؟(هرگز)
ما هرگز ممکن نیست راضی شویم مادامی‌که سیاهپوست قربانی نفرت خوفناک وحشی‌گری پلیس است هرگز ممکن نیست که راضی شویم، مادامی که بدن‌های سنگین و خسته از سفرمان نمی‌توانند اتاقی در هتل‌های بزرگراه‌ها و هتل‌های شهرها بیابند. مادامی که تحرک اصلی سیاهپوست [تنها] حرکت از یک حلبی‌آباد کوچک‌تر به حلبی‌آباد بزرگ‌تر است ما ممکن نیست راضی باشیم. مادامی که بچه‌های‌مان با علامت «تنها برای سفیدپوستان»محروم از منافع و شخصیت‌شان هستند ما هرگز امکان ندارد که راضی شویم. مادامی که یک سیاهپوست در می‌سی‌سی‌پی نتواند رای دهد و یک سیاهپوست در نیویورک این‌گونه فکر کند که او چیزی ندارد که برایش رای دهد ما ممکن نیست راضی شویم. نه، نه، ما راضی نیستیم و راضی نخواهیم بود مگر این‌که روزی عدالت و نیکی همچون رودی پرخروش سرازیر نشود.
غافل از این نیستیم که برخی از شما از دل رنج و محنت و گرفتاری به این‌جا آمده‌اید. برخی از شما تازه از سلول‌های تنگ و تاریک زندان آمده‌اید. برخی از شما از نواحی‌ای آمده‌اید که درخواست‌تان برای آزادی شما را با توفان سهمگین شکنجه و سبعیت پلیس مواجه ساخته است. شما کارکشتگان عرصهء رنج و محنت هستید.
با ایمان به کارتان ادامه دهید که رنج و محنت، خود،_ رهایی‌بخش است.
برگردید به می‌سی‌سی‌پی، برگردید به آلاباما، برگردید به کارولینای جنوبی، برگردید به جورجیا، برگردید به لوئیزیانا، برگردید به حلبی آبادها و زاغه‌های شهرهای شمالی‌تان و بدانید که این وضعیت می‌تواند تغییر کند و تغییر خواهد کرد. بیایید تا در درهء یأس و ناامیدی پرسه نزنیم.
دوستان من، امروز باید به شما بگویم اگرچه ما امروز و فردا با دشواری‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنیم اما من هنوز درسرم رویایی را می‌پرورانم (بله) رویایی که عمیقائ ریشه در رویای آمریکا دارد.رویای من این است که یک روز این کشور برخیزد و معنی واقعی این اصل را دریابد که برهمهء ما این حقیقت محرز و آشکار است که همهء انسان‌ها برابر خلق شده‌اند.رویای من این است که یک روز بر فراز تپه‌های سرخ رنگ جورجیا، پسران بردگان سابق و پسران مالکان سابق بردگان بتوانند در کنار هم روی میز برادری با یکدیگر بنشینند.
رویای من این است که روزی حتی ایالت می‌سی‌سی‌پی، ایالتی که در جهنم بی‌عدالتی و سرکوب و ظلم می‌سوزد، به بهشتی از آزادی و عدالت مبدل شود.آری رویای من این است که چهار فرزند کوچکم، روزی در سرزمینی زندگی کنند که در موردشان به جای قضاوت براساس رنگ پوست‌شان به ظرفیت شخصیتی‌شان توجه شود.
رویای من این است که روزی در همین آلاباما، با نژادپرست‌های رذل و کثیفش، با فرماندارش که از زبانش حرف‌های نژادپرستانه جاری است، درست در همین آلاباما، پسران و دختران کوچک سیاهپوست و پسران و دختران کوچک سفیدپوست همچون خواهران و برادران دست در دست یکدیگر دهند. امروز من رویایی را در سر می‌پرورانم.
رویای من این است که روزی همهء دره‌ها هموار گردد و همهء تپه‌ها و کوه‌ها پست‌تر شوند; صخره‌ها دشت گردند و راه‌های پرپیچ و خم مستقیم و استوار شوند و عظمت و شکوه خداوند آشکار شود و بشر خاکی، آن را تجربه کند. این است رویای من. این رویا همان باوری است که با آن به جنوب به خانه‌ام بر می‌گردم.
بله با این باور است که ما قادر خواهیم بود تا از کوه ناامیدی و یأس، نگینی از امید بتراشیم بله با این باور است که ما قادر خواهیم بود تا موسیقی ناهمگون و گوشخراش کشورمان را به سمفونی زیبا و گوش نواز برادری مبدل کنیم. با این باور است که ما قادر خواهیم بود تا در کنار یکدیگر کار کنیم، عبادت کنیم، به بحث بپردازیم،به زندان برویم و برای آزادی مبارزه کنیم و ایستادگی کنیم، با علم به این‌که روزی آزاد خواهیم بود [ ...]بنابراین اجازه دهید تا آزادی به آواز درآید.بگذارید تا آزادی از بلندی‌های رفیع پنسیلوانیا به آواز درآید. بگذارید تا آزادی از کوه‌های پرصلابت نیویورک به آواز درآید.
بگذارید تا آزادی از فراز رشته‌کوه پوشیده از برف، راکی در کلرادو به آواز درآید. بگذارید تا آزادی از دامنه‌های خوش تراش کالیفرنیا به آواز در‌آید، بگذارید تا آزادی از بلندای کوه استون در جورجیا به آواز درآید. بگذارید تا آزادی از فراز کوه لوک‌اوت در ایالت تنسی به آواز درآید. بگذارید تا آزادی از فراز تمامی تپه‌ها و بلندی‌های ایالت می‌سی‌سی‌پی به آواز درآید. بگذارید تا آزادی از دامنهء تمامی کوهساران به آواز درآید. [ ...]»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات