تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۷  ، 
کد خبر : ۸۲۸۹۵

تولد «خاورمیانه جدید»


بسم الله الرحمن الرحیم
ماه گذشته ، زمانیکه « کاندولیزا رایس » وزیر خارجه آمریکا با ژستی مغرورانه ، جنایات وحشیانه صهیونیستها علیه مردم لبنان را « درد زایمان تولد خاورمیانه جدید » تعبیر می کرد و با هرگونه درخواست برای توقف جنگ لبنان علنا مخالفت می نمود ، یقینا اطمینان کامل داشت که ارتش تا دندان مسلح اسرائیل که از آن به عنوان چهارمین و یا پنجمین ارتش جهان یاد می شود ، طومار حزب الله لبنان را برای همیشه درهم خواهد پیچید و با این عمل ، نه تنها امنیت مرزهای شمالی فلسطین اشغالی تضمین می گردد بلکه سد بزرگی از سر راه « خاورمیانه بزرگ » آمریکا برداشته می شود!
رایس و سایر مقامات آمریکایی هم فکر وی هرگز تصور نمی کردند گروهی کوچک با تشکیلات و تجهیزات اندک بتوانند بیش از یکماه در برابر ارتش مجهز و برخوردار از امکانات پیشرفته تسلیحاتی و اطلاعاتی مقاومت کرده و سرانجام شکست خفت باری را بر رژیم صهیونیستی و حامیان آن تحمیل کنند.
همانگونه که محافل غربی نیز علنا اذعان کردند تهاجم به لبنان و حزب الله ، طرحی از پیش برنامه ریزی شده بود که با هدف از میان برداشتن و متلاشی ساختن جنبش حزب الله و در ضعیف ترین حالت ، خلع سلاح کردن این جنبش طراحی و به اجرا گذاشته شد. نتیجه ای که صهیونیستها و آمریکائیها از این عملیات و شکست حزب الله انتظار داشتند این بود که اسرائیل را از بزرگترین عامل تهدید در مرزهای شمالی ، که ضربات شدید نظامی و حیثیتی به این رژیم وارد کرده بود ، نجات می داد و از سوی دیگر ، مسیر را برای تحقق خاورمیانه مورد نظر آمریکا هموار می کرد. بنابر این ، به جرات می توان گفت یکی از تبعات مهم تحولات اخیر لبنان ، ضربه سنگین به طرح آمریکائی « خاورمیانه بزرگ » بوده است .
درصورتیکه توطئه تهاجم به لبنان با موفقیت همراه می شد هیچ تردیدی وجود نداشت که حاکمان کاخ سفید این طرح را در مناطق دیگر مورد نظر خود به اجرا می گذاشتند و اصولا ، پیروزی احتمالی صهیونیستها در حمله به لبنان ، از نظر سیاسی و روانی خود به خود مسیر را برای تحقق طرح های آمریکا در منطقه هموار می ساخت .
از دیدگاه آمریکائیها ، درحالی که تلاش های سیاسی چند ساله برای تحمیل طرح خاورمیانه بزرگ به منطقه با شکست مواجه گردیده بود و ملتها و دولتهای منطقه و حتی متحدین آمریکا نیز آنرا طرد کرده بودند حمله به لبنان بهترین فرصت بود تا این بار ، طرح مذکور را از طریق نظامی و اعمال زور به منطقه تحمیل کنند. از اینرو با شکست حمله صهیونیستها به لبنان ، در واقع مهم ترین و به تعبیری ، آخرین تلاش تیم نومحافظه کار حاکم بر کاخ سفید برای پیاده کردن طرح استعماری خاورمیانه بزرگ با ناکامی مواجه گردید.
آرزوی تسلط بر خاورمیانه از دیرباز مورد نظر آمریکا بوده و سهم عمده ای در استراتژی این کشور داشته است و دولتهای مختلف آمریکا برای چنگ اندازی به این منطقه در تلاش بوده اند. با اینحال تحولاتی که در سالهای اخیر رخ داده و شرایط جدیدی را بر جهان حاکم ساخته ، طمع سردمداران واشنگتن را برای تحقق آرزوی دیرینه خود مضاعف کرده است .
یکی از این عوامل ، فروپاشی شوروی و از میدان خارج شدن رقیب اصلی است که موجب شده است آمریکا برای تسلط بر کل جهان و بلعیدن منابع آن وسوسه شود. البته خاورمیانه ویژگی های دارد که آنرا در اولویت توسعه طلبی آمریکا قرار داده است .
جذابیت های خاورمیانه برای استعمار ، در کمتر جایی از جهان وجود دارد . خاورمیانه بیش از 75 درصد ذخایر نفتی ، بیش از نیمی از منابع گازی و همچنین 15 درصد اورانیوم جهان را در دل خود نهفته دارد . این منطقه از نظر جغرافیای سیاسی نیز به دلیل گذرگاه شرق و غرب بودن از اهمیت والایی برخوردار است .
اما این منطقه وجهه برجسته تری نیز دارد. اینجا منطقه ای است که رژیم جعلی صهیونیستی در آن تاسیس شده است ، رژیمی که در واقع جهت گیری سیاست های خارجی و حتی داخلی آمریکا را شکل می دهد. اگر نقش و نفوذ لابی طرفدار اسرائیل در هیات حاکمه آمریکا را کم اهمیت تلقی کنیم مفهومی به جز ساده اندیشی و غفلت ندارد. بی دلیل نیست که دولت آمریکا حاضر می شود برای حفظ این رژیم جعلی ، هزینه های غیرقابل تصوری را بپردازد و حتی رو درروی متحدان خود نیز بایستد.
از اینرو ، در کنار منابع و ثروت های طبیعی موجود در منطقه ، همسو ساختن این منطقه با سیاست ها و مواضع رژیم صهیونیستی یکی از انگیزه های اصلی آمریکا در طرحهای مورد نظر برای خاورمیانه ، از جمله طرح خاورمیانه بزرگ است .
با توجه به این نکته می توان پی برد که ناکامی آمریکا برای سلطه براین منطقه تا چه حد برای دولتمردان آمریکا سنگین است ، ناکامی بزرگی که جنگ لبنان آنرا به آمریکائیها تحمیل کرده است .
صحنه نبرد لبنان ، آمریکائیها را متوجه این واقعیت کرد که خواب مورد نظر آنها در خاورمیانه تعبیر شدنی نیست . واقعیت تلخ تر برای آمریکائیها و صهیونیستها این است که برخلاف انتظار آنها ، خاورمیانه با ماهیتی جدید درحال تکوین است که کاملا با اهداف واشنگتن و تل آویو متضاد است .
امروزه موج بیداری با تکیه بر تفکرات اسلامی سرتاسر منطقه را فرا گرفته و ملتهای خاورمیانه دیگر هرگز اجازه دخالت در سرنوشت خود را به قدرتهای بیگانه و استعمارگر نمی دهند. صهیونیستها و قدرتهای حامی آنها باید بدانند دوران دیکته کردن طرحهای استعماری در خاورمیانه به سر آمده است . اضمحلال خاورمیانه ای که در آن قدرتهای استکباری برای ملتها تعیین تکلیف می کردند از چندی قبل آغاز گردیده ، واقعیتی که در لبنان نشانه های شکست قطعی آن آشکار شده و خاورمیانه جدید براساس استقلال طلبی ، استکبارستیزی و اسلام خواهی متولد شده است .

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات