تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۲  ، 
کد خبر : ۸۲۹۰۶

حزب‌الله پس از پیروزى بر اسرائیل


حسن هانى‌زاده
زمانى که موشه دایان وزیر جنگ رژیم صهیونیستى در جنگ 6 ژوئن 1967 با اتومبیل نظامى خود صحراى سینا را پشت سر مى گذاشت، با لونى اشکول نخست وزیر وقت اسرائیل از طریق بى سیم در تماس مستمر بود.پیروزى سهل الوصول ارتش اسرائیل بر 6 ارتش عربى ژنرال هاى اسرائیل را سرمست کرده بود و به همین دلیل ژنرال دایان با اصرار از نخست وزیر وقت اسرائیل مى خواست که فرمان پیشروى ارتش اسرائیل به سمت قاهره را صادر کند. با این حال اسرائیل تنها به اشغال 80 هزار کیلومتر مربع از اراضى اعراب «8 برابر مساحت لبنان» که شامل غزه، کرانه غربى، قدس شرقى، العریش، سینا، شرم الشیخ و جولان مى شد، اکتفا کرد. شکست ارتش هاى عربى وحشت فوق العاده اى در دل ملت هاى عرب باقى گذاشت و این ذهنیت را در آنان ایجاد کرد که ارتش اسرائیل شکست ناپذیر است و قدرت برتر منطقه به شمار مى آید. 39 سال پس از جنگ 6 روزه اعراب و اسرائیل، اوضاع دگرگون شد و این بار ژنرال هاى ارتش اسرائیل از ایهود اولمرت نخست وزیر رژیم صهیونیستى به دلیل شکست ارتش اسرائیل در جنوب لبنان مى خواستند تا فرمان توقف عملیات را صادر کند.
این دگرگونى را نمى توان به حساب تقدیر و سرنوشت گذاشت بلکه ناشى از یک سلسله باورهاى مذهبى است که جوانان مومن حزب الله به آن رسیده اند. باور نیروهاى مقاومت اسلامى لبنان این است که ارتش اسرائیل را مى توان از راه مقاومت و کشاندن آن به یک جنگ فرسایشى و چریکى فرسوده ساخت و این ارتش را شکست داد. اگر این باورها 39سال پیش در سربازان ارتش هاى عربى شکل مى گرفت به طور طبیعى اوضاع خاورمیانه با آنچه که اکنون وجود دارد تفاوت مى کرد و رژیم صهیونیستى و امریکا قطعاً نمى توانستند طرح هاى شوم خود را به مرحله اجرا بگذارند.
برآیند جنگ هاى اعراب و اسرائیل در سال هاى ، 1948و 1967 و 1973 و نیز ضعف ارتش هاى عربى این بود که اسرائیل نزدیک به نیم قرن به تصمیم گیرنده نهایى منطقه مبدل شد و اعراب که داراى یک سلسله ظرفیت هاى انسانى، اقتصادى و جغرافیایى بودند به حاشیه رانده شدند. اکنون که اسرائیل به لحاظ نظامى و برغم برخوردارى از 250 کلاهک هسته اى به سمت فروپاشى مى رود، براى نخستین بار در طول منازعات اعراب و اسرائیل اقدام به تشکیل کمیته هاى بررسى علل شکست ارتش نموده است.
این کمیته ها مى بایستى گزارش نهایى خود را پیرامون دلایل شکست ارتش اسرائیل در جنوب لبنان به وزارت جنگ، کنست پارلمان، نخست وزیرى و ستاد مشترک ارایه دهند. اما روى دیگر سکه موضوع سرنوشت حزب الله و جایگاه نظامى و سیاسى این حزب در فرآیند مناقشات سیاسى داخلى، منطقه اى و بین المللى است. پیروزى چشمگیر حزب الله در طول جنگ 33 روزه خود با اسرائیل در حقیقت بسیارى از معادلات سیاسى منطقه را تغییر داد و طرح هاى امریکا موسوم به خاورمیانه جدید را خنثى ساخت، بنابر این اکنون برخى قدرت هاى محلى و عربى و فرامنطقه اى تلاش مى کنند تا حزب الله را چه در زمینه سیاسى و چه در زمینه نظامى دچار انزوا سازند و این نهاد اسلامى مستقل را خلع سلاح کنند.
یکى از این طرح ها ادغام حزب الله در درون ارتش لبنان است که این طرح تنها در راستاى خدمت به اهداف اسرائیل و امریکا است زیرا حل تدریجى حزب الله در درون ارتش لبنان موجب خواهد شد تا این حزب به ابزارى در خدمت اهداف برخى دولت هایى که در آینده در لبنان شکل خواهند گرفت، تبدیل شود. این دولت ها ممکن است بعدها با رژیم صهیونیستى معاهده هاى سازش امضاء کنند و چنین معاهده هایى قطعاً فلسفه وجودى مقاومت اسلامى را انکار خواهند کرد و نهایتاً ارتش لبنان به ژاندارمى براى حفظ امنیت اسرائیل در جنوب لبنان تبدیل خواهد شد. بنابر این حزب الله باید از این پس ضمن بهره گیرى از شرایط پیروزى خود بر اسرائیل به عنوان یک نهاد مهم که داراى دو بازوى قدرتمند سیاسى و نظامى است نقش فعالترى در تصمیم گیرى هاى کلان داخلى و منطقه اى ایفا کند. اگر دولت لبنان تحت فشار برخى قدرت هاى منطقه اى و بین المللى بخواهد حزب الله را در درون ارتش ادغام کند، مسلماً دچار اشتباه سیاسى فاحشى خواهد شد و بزرگترین پشتوانه نظامى خود را از دست خواهد داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات