تاریخ انتشار : ۱۳ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۶  ، 
کد خبر : ۸۲۹۰۹

کاهی که کوه شد


محمدجواد روح
دو روحانی ارشد از کنار هم می گذرند. همدیگر را می بینند. به قول علما، «معانقه» می کنند و احتمالا احوال اهل البیت را جویا می شوند. آن وقت دو روز بعد خبری روی یک خبرگزاری منتشر می شود و در صفحات اول روزنامه های یک جناح نقش می بندد که «دیدار گرم و دوستانه مصباح یزدی و هاشمی رفسنجانی». قابل پیش بینی است که چنین خبری از سوی یک یا دو سوی ماجرا تکذیب شود. اتفاقی که دیروز هم افتاد و دفتر مصباح یزدی ماجرا را «کذب محض» خواند و سایت نزدیک به وی، اقدام «مرتضی مقتدایی» نایب رئیس جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در اعلام این خبر را «ساختن یک ملاقات از یک جواب سلام ساده» دانست.
این اتفاق البته به همین سادگی هم که نقل شد نیست و در مقام تحلیل، می توان زوایا و سطوحی را بر آن برشمرد. سطح اول ماجرا یا همان سطح تحلیل خرد، اقدامی است که شخص نایب رئیس جامعه مدرسین با همکاری یک خبرگزاری همسو انجام داده و البته استقبال و تبلیغات روزنامه های همفکر را هم برانگیخته است. در این زاویه تحلیلی، ماجرا از بعد «رسانه ای» نگریسته می شود. اینکه چطور ماجرایی عادی که میان هر یک از دو عضو مجلس 84نفره خبرگان رهبری ممکن الوقوع است، با نگاهی متفاوت نگریسته و در نتیجه برجسته می شود. تا آنجا که اهمیتی چون تیتر دوم چند روزنامه اصلی سیاسی کشور را پیدا می کند. ضرب المثل ساختن «کوه از کاه» در چنین مواردی مصداق دارد. گرچه، برخی از اصحاب رسانه چنین شیوه ای را روامی دارند و از آنجا که برخلاف دیگر مطبوعات، چندان نیازی به پاسخگویی ندارند و حتی احساس مصونیت می کنند، این شکل و شیوه را از حالت استثنا به قاعده درآورده اند و هر آنچه «می پسندند»، «واقعیت می بخشند».عینیت بخشیدن به ذهنیت ها، از طریق ابزار خبری غیرپاسخگو شیوه ای است که در سال های گذشته، کمتر روزی را می توان سراغ گرفت که از سوی این رسانه ها علیه اصلاح طلبان، دگراندیشان و اپوزیسیون قانونی به کار گرفته نشده باشد.
این رویکرد، حتی فرمولی رسانه ای هم پیدا کرده بود و می توان موارد مختلفی را برشمرد که خبری در قالب «شنیده می شود» و «شایعه» و «منابع آگاه» می گویند، از سایتی اینترنتی به روزنامه ای درجه دوم از جریان مخالف اصلاح طلبان رفته و از آنجا در روزنامه های معتبرتر و حتی بخش های خبری صداوسیما انعکاس یافته است.
حال آنکه در بسیاری موارد، روشن شده که خبر اولیه آن سایت یا آن روزنامه کم تیراژ مبنا و مستندی واقعی نداشته و یا حتی در مواردی رسما تکذیب شده است. با این حال، امتیازات خاص و به عبارت دقیق تر، «حق ویژه» این رسانه ها در برابر جریان های منتقد، وضعیتی را به وجود آورده که نسبت به چنین اقداماتی پاسخگو نباشند و در نتیجه، روالی شکل گرفته که حتی احزاب، گروه ها و شخصیت هایی که این شایعات علیه آنها منتشر می شود، دیگر چندان به آن حساسیتی نشان نمی دهند و از تکذیب و تائید و پیگیری خودداری می کنند. بااین حال، همیشه در بر روی یک پاشنه نمی چرخد و گهی زین به پشت می رود.
چنین است که وقتی همان روال جریان رسانه ای موصوف به جای اصلاح طلبان و دگراندیشان و اپوزیسیون قانونی، برای روحانیون عالی مقام به کار می رود، نه تنها از زاویه اخلاقی و حرفه ای بر آن شبهه وارد می شود که از لحاظ سیاسی هم، آن رسانه ها را با چالش و مشکل مواجه می سازد. چرا که این رسانه ها، تخم مرغ خود را در سبدی چیده اند که ته ندارد. دومین سطح ماجرا، زاویه «سیاسی تشکیلاتی» ماجراست. زاویه ای که در آن می توان دو تشکل روحانی جریان راست یعنی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم و جامعه روحانیت مبارز را مورد تحلیل قرار داد.
تشکل هایی که چند ماه است در دوراهی انتخاب میان «اکبر هاشمی رفسنجانی» و «محمدتقی مصباح یزدی» برای تهیه فهرست انتخابات خبرگان رهبری مانده اند. البته سخنگویان هر دو تشکل از «وحدت اصولگرایان» سخن می گویند و تاکید دارند که هم هاشمی و هم مصباح در فهرست انتخاباتی شان قرار دارند. با این حال، اختلافات میان این دو چهره برجسته روحانی مبنایی تر از آن است که با قرار گرفتن در فهرستی مشترک برطرف شود. دامنه این اختلافات در یک سال اخیر از سطوح فکری نظری به حوزه «سیاست عملی» تسری پیدا کرده است. انتخابات گذشته ریاست جمهوری به ویژه در دور دوم صحنه رقابت غیرمستقیم هاشمی رفسنجانی و متحدانش در روحانیت سنتی با مصباح یزدی و روحانیت جوان همسوی او بود که به حمایت از «محمود احمدی نژاد» پرداخته بودند. نگاهی به مطالب مندرج در نشریه وابسته به موسسه تحت مدیریت مصباح یزدی در آن مقطع زمانی، به خوبی ابعاد اختلافات فکری دو جریان را هویدا می سازد.
این اختلافات اما چنان گسترده است که تنها در ایام انتخابات ظهور و بروز نمی یابد. چنانکه در ماه های اخیر، جلسه سخنرانی هاشمی رفسنجانی در قم برهم خورد و پس از آن هم، جمعی از طلاب با انتشار رنج نامه هایی خطاب به هاشمی رفسنجانی نقدهایی بر دیدگاه های وی در حوزه های مشروعیت حکومت، ترکیب مجلس خبرگان، مسئله ولایت فقیه و اظهارات وی درباره شورای رهبری وارد ساختند که یک بار هم از سوی هاشمی پاسخ گفته شد.
از آن سو، هاشمی رفسنجانی و جریانات روحانی همسو با وی، هم صدا با روحانیون اصلاح طلب در ماه های اخیر فراوان به انتقاد از اظهارات و تئوری پردازی های مصباح یزدی و برخی شاگردان شاخص وی چون «محسن غرویان» پرداخته اند. این اختلافات فکری سیاسی، هرچند با توصیه ها و نصیحت هایی در سطوح عالی روحانیت همراه شده و ضرورت وحدت میان دو طیف سنتی و رادیکال روحانیت حاضر در ساختار سیاسی بارها محل اشاره بوده، اما در عمل نتیجه ای حاصل نشده است. گویی این توصیه ها در حکم خشت زدن بر آب بوده است. با این حال، آنچه از گفت وگوهای پیاپی اعضای جامعه روحانیت و جامعه مدرسین با رسانه ها برمی آید، آن است که «نمایش وحدت اصولگرایان» به هر شکلی که هست، باید در انتخابات آتی خبرگان اکران عمومی شود. اما به نظر می رسد تدارک این نمایش دشوارتر از آن است که در بدو امر به ذهن سناریونویسانش می آید چنان که در همان ابتدا، دست کم یکی از دو سوی ماجرا، حتی حاضر نیست خبر ملاقاتی ساده با طرف مقابل را تایید کند و یا لااقل از کنارش با سکوت بگذرد.
 این وضعیت، نشانی از آن است که شکاف میان آنچه «روحانیت اصول گرا» نامیده می شود، گسترده تر از آن است که پنداشته می شود. در واقع، اکنون نشانه ها حکایت از آن دارد که هاشمی رفسنجانی اگر قرار باشد برای انتخابات خبرگان نامزد شود، با فهرست اصلاح طلبان قرابتی بسیار بیشتر دارد. از این رو، شاید بهتر آن باشد که تهیه کنندگان فهرست جامعتین، به جای امید بستن به تهیه فهرستی با نام های مشترک هاشمی و مصباح، با نظر اعلام شده از سوی هاشمی، مبنی بر احتمال نامزد نشدن در انتخابات خبرگان همراه شوند تا دست کم در غیاب او، دو دستگی شان در عرصه انتخابات هویدا نشود. کاری که به نظر می رسد از بزرگنمایی جز یک معانقه و احوالپرسی عادی و پررنگ کردن آن در سطح یک ملاقات عالی سیاسی، منطقی تر باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات