تاریخ انتشار : ۳۰ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۸۲۹۴۵

جایگاه جنگ روانی در جنگ نابرابر لبنان

مقدمه: جنگ روانی یا به عبارت ساده تر، تضعیف روحیه حریف، از دیرباز و به انحاء مختلف در نبردها و درگیری های میان افراد گروه ها و کشورها وجود داشته است. قدمت این نوع مقابله شاید با قدمت موجودیت بشر یکی باشد، اما با توجه به پیشرفت و توسعه رسانه ها و وسائل ارتباط جمعی از یک سو و علم روان شناسی از سوی دیگر، جنگ روانی یکی از عناصر مهم جنگ به شمار می آید. این عنصر در تمام مراحل عملیات نظامی، یعنی قبل، بعد و در حین آن حضور دارد و تأثیر بسزایی نیز در نتیجه جنگ ها بر جای می گذارد. در اهمیت نقش جنگ روانی همین بس که در اغلب موارد پیروزی در جنگ روانی، پیروزی درعرصه های نظامی را در پی دارد و حتی، در بیشتر موارد پیروزی در این جنگ، تسلیم حریف را بدون درگیر شدن در جنگ نظامی میسر می سازد. مقاله حاضر بحثی است درباره جنگ روانی در مناقشه میان لبنان و رژیم صهیونیستی و بررسی چند و چون آن که از نظرتان می‌گذرد.

در جهان امروز حق با کسی است که بتواند از اطلاعات خود به بهترین نحو ممکن جهت تخریب و حذف طرف مقابل سود ببرد. جنگ روانی به کلیه فعالیت های سیاسی، نظامی و اقتصادی و اطلاعاتی اطلاق می شود. اگر از جنگ روانی بطور صحیح استفاده شود کارآیی نیروهای دشمن کاهش می یابد و اختلافات در صفوف آنها به وجود می آید. اکنون جنگ روانی مفهوم کاملتری از نبرد دو طرف پیدا کرده است و می تواند به جنگی تمام عیار بدون دخالت ساز و برگ جنگی بدل شود که طرف مقابل را از بین ببرد. «صلاح نصر» نویسنده مصری می گوید جنگ روانی همان جنگ کلمه به صورت مخفی، آشکار، شفاهی یا کتبی است و سلاحی است که با انسان و عقل او سر و کار دارد. ارتش آمریکا در مارس 1995 در آیین نامه رزمی خود جنگ روانی را چنین تعریف کرده است: «عملیات روانی استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و دیگر اعمالی است که منظور اصلی آن تأثیرگذاری بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن یا گروه بی طرف یا گروههای دوست است به نحوی که پشتیبانی برای برآورده کردن مقاصد و اهداف بدست آید.
«ژنرال آیزنهاور» فرمانده متفقین در جنگ جهانی دوم می گوید: عملیات روانی یعنی نبرد و نزاع برای دستیابی به افکار مردم و اراده آنها، عملیات روانی یکی از ابزارهای ملی قدرت است و می تواند در دستیابی به مقاصد موردنظر استفاده گردد.
پیشینه عملیات روانی در اسراییل
می‌توان گفت که صهیونیست ها با قدرت نظامی و عملیات روانی موفق به تأسیس این رژیم و تداوم آن شدند. تفاوت ها و گوناگونی های رژیم صهیونیستی و جامعه آن نسبت به سایر رژیم ها و ساکنان خاورمیانه نیاز به تبلیغات گسترده و عملیات روانی فراوانی برای سازگاری و ایجاد همخوانی دارد.
صهیونیست‌ها برای تحکیم پایه ها و استمرار حمایت های غرب بر چند محور تمرکز کرده‌اند.
1) ایجاد شایعه؛ رژیم صهیونیستی در چند دهه اخیر بر چندین شایعه به طور اساسی سرمایه گذاری کرده است که عبارتند از:
هولوکاست؛ اگرچه امروزه هولوکاست زیر سؤال رفته ولی در تحکیم پایه های رژیم اشغالگر قدس نقش اساسی داشته است.
معرفی خود به عنوان ملت برگزیده و عناوینی همچون «سرزمینی بدون ملت» یا «ملتی بدون سرزمین»، «اسراییل بزرگ از نیل تا فرات ریشه ای تاریخی دارد» و...
2) ترمیم چهره یهودیت و ارائه جلوه ای مطلوب از آن؛ مطرح کردن شخصیت های بارز یهودی و نابغه جلوه دادن آنها استفاده از «کیبوتص» به عنوان مظهر تمدن و...
3) جنگ روانی علیه اعراب؛ تخریب چهره اعراب و تصویر انسان های عقب مانده از آنان- ایجاد گمراهی تبلیغاتی بوسیله شگردهایی چون یهودیت یک نژاد و قوم است اما عرب بودن دیانت است- ترسیم چهره های خصمانه و تروریست از اعراب با استفاده از رسانه‌ها.
اهداف و شیوه‌های اسراییل در عملیات روانی
1) تضعیف روحیه مقاومت؛ با اعلام زخمی شدن «سیدحسن نصرالله»، اغراق در تعداد کشته های مقاومت، اعلام عکس برداری از نامه سیدحسن نصرالله به فرماندهان حزب الله مبنی بر اینکه حزب الله اعتراف کرده که انتظار نداشته اسراییل نسبت به ربودن دو سرباز اسراییلی چنین واکنشی نشان دهد.
2) تقویت روحیه جبهه خودی؛ عدم اعلام تعداد کشته های داخلی و بسنده کردن به اعلام تعداد زخمی ها، اغراق در پیروزی های جنگی و حتی از عقب نشینی به عنوان تاکتیک یاد کردن، بزرگنمایی در حمایت از نبرد با حزب‌الله.
3- تفرقه‌افکنی میان لبنانی ها، اسرائیل تلاش می کرد حزب الله و شیعیان را از بقیه جدا و حزب الله را به عنوان عامل انحطاط لبنان معرفی کند. رژیم صهیونیستی در طی چند روز اول جنگ سعی کرد با بمباران بسیاری از زیرساخت های کشور لبنان مردم لبنان را علیه حزب الله بسیج کند و طی اعلامیه ها و بیانیه ها وانمود می کرد که جنگ محدود به حزب الله است و حزب الله را عامل آغازکننده جنگ معرفی می‌کرد.
اسراییلی‌ها با شیوه های مختلف درصدد این بودند که حزب الله را به طور مستقیم و غیرمستقیم به عنوان عامل کشتار مردم معرفی کنند، با بیان این که حزب الله به غیرنظامیان اجازه خروج از جنوب لبنان رانمی دهد یا اینکه کشتار قانا به خاطر وجود ادوات جنگی حزب الله در آن اتفاق افتاد.
- پوشش گسترده اخبار مخالفین حزب الله همچون جناح 14 مارس که از عملیات حزب الله انتقاد و حزب الله را عامل شروع جنگ می دانست؛ رسانه های اسراییلی با پوشش وسیع این گونه اخبار سعی در منزوی کردن حزب الله را داشتند.
4) تاثیر بر افکار عمومی کشورهای خارجی؛ زیرا افکار عمومی و اعتراضات آنها بزرگترین مانع پیش روی اسراییل محسوب می‌شد.
نقش ایران و سوریه؛ سوریه و ایران را به تجهیز حزب الله متهم می کردند و سوریه را عامل انتقال سلاح های ایران به لبنان معرفی می کردند و ادعا می کردندکه سید حسن نصرالله به سوریه فرار کرده است.
عکس‌العمل حزب اللهنسبت به جنگ روانی رژیم صهیونیستی
حزب‌الله و سید حسن نصرالله در مقابل اسراییل جنگ روانی فعالی را داشتند او با اظهارات دقیق، محکم و هشداردهنده روحیه نیروهای خودی را حفظ و باعث انفعال دشمن شد. عدم دخالت ارتش لبنان در جنوب و قرار گرفتن حزب الله در مقابل اسراییل موجب افزایش نقش رهبری جنبش در بحران اخیر بود.
سید حسن نصرالله با قرار گرفتن در مقابل دوربین های تلویزیونی و بیان اظهاراتی ضمن اثبات سلامتی خود بر پایداری و مقاومت تاکید می کرد و هشدارگونه اعلام می کرد که «از این پس اخبار غیرمنتظره زیاد خواهد شنید و تازه این اول کار است». حزب الله با عمل به وعده هایی که در خصوص حمله به حیفا و فراتر از حیفا داده بود باعث شد که اظهارات وی توسط اسراییلی ها بسیار جدی تلقی شود. اظهارات هدفمند و ماهرانه سید حسن نصرالله باعث شد تا «موشه العاد» یکی از کارشناسان اسراییلی در امور لبنان رهبر حزب الله را استاد جنگ روانی و کارشناس در زمینه تشکیلات و در درجه دوم یک شخصیت نظامی بداند.
ناتوانی رژیم صهیونیستی در عرصه نبرد زمینی و تمرکز بر حملات هوایی موجب کشتار گسترده غیرنظامیان لبنانی شد و اعتراضات افکار عمومی جهان را برانگیخت. این روند باعث شد تا جنگ روانی علیه حزب الله از اهمیت بیشتری برخوردار شود.
اسراییلی‌ها درصدد بودند تا با بزرگنمایی توان موشکی حزب الله لزوم مهار حزب الله را به جهان القاء کنند حتی حمایت ضمنی بسیاری از کشورهای عرب را نیز جلب کرده بودند. پس از ناکامی رژیم صهیونیستی در ایجاد اختلاف میان حزب الله و گروههای دیگر لبنانی این رژیم بر جنگ زمینی و سیاست زمین سوخته در جنوب لبنان متمرکز شد که این تاکتیک نیز ناموفق بود. در عرصه نبرد و عقب نشینی های متوالی سران این رژیم از مواضع اولیه، سرانجام آنها ضمن موافقت با آتش بس تلاش کردند تا با بهره گیری از توانمندی های تبلیغاتی و اطلاع رسانی خود، پیروزی های اندک خود را زیاد و ناکامی های وسیع خود را ناچیز جلوه دهند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات