تاریخ انتشار : ۱۶ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۷:۱۴  ، 
کد خبر : ۸۲۹۵۸
گفتگو با مهندس حسن بیادی، ناب رئیس شورای شهر تهران و سخنگوی جمعیت آبادگران جوان

چشم‌انداز 20 ساله مانیفست اصولگرایان


عباس خسروانی
اشاره:
مهندس حسن بیادى و همکارانش در شوراى شهر تهران آخرین روزهاى کارى خود را مى‌گذرانند اگر چه انتخابات شوراها به تعویق افتاده است. شورا در تعطیلات تابستانى به سر مى‌برد اما توانستیم مهندس بیادى را در دفتر کارش ببینیم و چند دقیقه‌اى را با او به گفتگو بنشینیم. موضوعمان اصول‌گرائى بود و اینکه اصولگرا کیست و اصولگرائى چیست؟ متن گفتگوى ما با ایشان در ذیل از نظرتان مى‌‌گذرد.

* تعریف شما از اصولگرائى چیست و به نظر شما اصولگرا کیست؟
** اصولگرائى موضوعى نیست که شخص محور باشد. اصولگرائى یک تفکر است و شاخص‌هائى دارد که مقام معظم رهبرى 8 شاخص از آنها را تبیین کردند و البته شاخصهاى دیگرى هم دارا است . ما باید بتوانیم این 8 شاخص را احصا و کاربردى کنیم و در نهایت به آنها خوب عمل نماییم . و به آنها باور و ایمان داشته باشیم. مثلا اگر مى‌گوییم که ولایت‌مدار هستیم، واقعا ولائى باشیم و سخنان ایشان را دنبال کنیم و اگر اینگونه باشد خیلى‌ها در دایره اصولگرائى قرار مى‌‌گیرند. بعضیها اصولگرائى را در دایره شخصى و یا حزبى خودشان تعریف مى‌کنند و نه در دایره جمهورى اسلامی. هرکس قلبش براى اعتلاى نظام مقدس جمهورى اسلامى مى‌تپد و دوست داد که این نظام با تمام شاخص‌هایش با محوریت ولایت رشد و تعالى پیدا کند اصولگرا است. از جمله شاخصه‌هاى اصلى اصولگرائى اعتقادبه رهبری، امام، اسلام و قانون اساسى است و یک اصولگراى واقعى این چهار شاخصه را قبول دارد براساس آنها به مردم خدمت مى‌کند. به عبارت دیگر نتیجه قبول داشتن شاخصه‌هاى اصولگرائى باید خدمت به مردم باشد. هرکس که این روش را داشته باشد مطمئنا اصولگرا است و در نهایت یک اصولگرا نمى‌‌تواند انحصارطلب باشد.
* شما علت گرایش مردم به شعارهاى اصولگرائى و انتخاب اصولگرایان را در چه مى‌بینید؟
** به دلیل خدمت‌رسانی. خیلى از آنهایى که خودشان را هم‌اکنون اصولگرا مى‌‌دانند، انتخابات شوراها را تحریم کردند. عدد کم شرکت‌کنندگان در انتخابات دال بر این مدعا است. یکى از دلایل اینکه در ابتدا شوراى شهر دوره دوم راى آوردند این بود که مردم از گروه‌‌هاى قبلى نا امید و از سیاست‌زدگى و اختلاف فى‌مابین آنان خسته شده بودند.
* به نظر شما علت این ناامیدى چه بود؟
** من جواب این سوال را با این آیه شریفه که در سوره صف آمده مى‌توانم پاسخ دهم که مى‌فرماید: اى کسانى که ایمان آورده‌اید نگویید چیزى را که با آن عمل نمى‌کنید،‌ زیرا که گناه بسیار بزرگى است که بگوئید و به آن عمل ننمائید این نکته‌اى است که اگر هر گروهى به آن توجه نکند از سوى مردم طرد مى‌شود. این آیه شریفه مى‌بایست سرلوحه همه ما قرار بگیرد. در پى این آیه، به یک حدیث شریف و گرانقدرى مى‌رسیم که در مکارم‌ اخلاق ذکر شده است. که امام صادق(ع) مى‌فرمایند: یکى از شاخصه‌هاى مکارم اخلاق که مومن باید داشته باشد صداقت در گفتار و صداقت در عمل است. مردم اگر این دو شاخصه را در هر گروه و حزب و جناحى ببینند به آن راى مى‌دهند. ما در روایت دیگرى داریم که مى‌فرماید: نگاه نکنید به رکوع و سجود طولانى افراد بلکه به میزان راستگویى و حرفهاى صحیح آنها و سلامت در عملکردشان نگاه کنید.
* شما معتقدید که اعضاى شوراى شهر تهران به این شاخصها عمل کرده‌اند و زمینه‌ساز برگزیده شدن دیگر اصولگرایان در انتخابات مجلس و ریاست جمهورى شده‌اند؟
** این چیزى نیست که من از آن تعریف کنم. تعریفهائى که مقام معظم رهبرى از این شورا دارند وخواسته‌هائى که ایشان از این شورا داشتند دال بر حرفهاى اینچنین است رهبر معظم انقلاب که رهبر جهان اسلام است این سخنان را بى‌دلیل نگفته‌‌اند.ایشان با تحقیق و نظرسنجى به این نتیجه رسیده‌اند و رضایت ایشان براساس شناختى است که ایشان از این شورا حاصل کرده‌اند که فرمودند: “کارهاى خوب و اقدامات مفیدى صورت گرفته است. انسان رایحه طیبه احساس خدمت را استشمام مى‌کند مى‌بیند که در مدیریت خدمت به مردم احساس اخلاص براى خدا وجود دارد.” این تعاریف و تاکید ایشان نشان دهنده این است که یک سرى حرکتهاى جدیدى صورت گرفته است و تا به حال شوراى شهر تهران عملکرد خوبى داشته است و با وجود اختلاف نظرهاى فراوانى که در شوراى شهر وجود داشته به راه خود ادامه داد و اختلافات سلیقه‌اى را به اختلاقات گروهى و جناحى تبدیل نکردند. اکثریت آنان سعى بر آن داشتند که حقوق مردم را به منافع حزبى و گروهى خودشان ترجیح دهند.
* شما چه برداشتى از سخنان مقام معظم رهبرى که در جمع مسئولان نظام ایراد فرمودند دارید؟
** برداشت من اینگونه است که دغدغه‌هاى مقام معظم رهبرى از دعوتى که به عملآوردند و سخنرانى که داشتند وحدت بین همه جناح‌هاى سیاسى و همه دست ‌اندرکاران اجرائى کشور بود. وحدت بین همه اصولگرایان و همه دلسوزان نظام بود به همین دلیل همه آن کسانى که ایشان از آنها دعوت به عمل آورده بودند، احساس مى‌شده که دلسور نظام هستند. دفتر ایشان دعوت شخصى از این افراد به عمل آورده و این دعوت یک دعوت خاص بوده و نه عام. درا ین دعوت خاص ،ایشان هم نصیحت کردند و هم راهنمایى کردند و به دنبال آن اصولگرائى را تبیین نمودند. تذکرات ایشان نشان مى‌داد که در جامعه امراض شخصى و اخلاقى و سیاسى و جود دارد که باید مداوا شود. از جمله این تذکرات رواج خودبینی، بزرگ‌بینی، انحراف و .. بود که باید هرچه زودتر برطرف شود.
* به نظر شما آیا منشور اصولگرائى مى‌تواند مانعى بر سر راه فعالیت احزاب و گروه‌هاى مختلف در کشور باشد؟
** من یک مثالى در این رابطه مى‌زنم. اکثر هیئتهاى مذهبى که در کشور ما وجود دارند نسبت به دین و آن هدفى که دارند اصولگرا هستند. اما طیفها یکسرى مسائل شخصى دارند که در آن اختلاف هم دارند اما این اختلاف جداى از هدف اصلى است. آنها در هدف هیچ اختلافى باهم ندارند. هیئتهاى مذهبى با رنگها، سنن، لباس، وعاظ، نوحه‌ها، لهجه و رتیم و تبلیغات مختلف همگى یک هدف را دنیال مى‌کنند. و آن هم زنده نگهداشتن نهضت حضرت سیدالشهدا و فلسفه عاشورا و توسعه فرهنگ و سنت اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم صلوات الله است.
* در اینجا برداشت از اصول هم مهم است؟
** اصول معنى دارد. برداشت از اصول بستگى به اهدافى دارد که ما مى‌خواهیم پیگیرى کنیم. اهداف این نظام کاملا مشخص است. هرکس در راستاى اهداف این نظام حرکت مى‌کند اصولگرا است.
* این اهداف چیست؟
** در گذشته این اشکال را وارد مى‌کردند که نظام، هدف برنامه‌ریزى شده‌اى ندارد اما امروزه ما این برنامه را داریم که از آن تحت عنوان برنامه چشم‌انداز 20 ساله یاد مى‌کنند که هدف آن رسیدن به قله‌هاى متعالى در عرصه‌هاى مختلف و تبدیل شدن به قدرت اول منطقه است.
* یعنى شما معتقدید اهداف چشم‌انداز 20 ساله مى‌تواند یک مانیفست یا نظام‌نامه‌اى براى اصولگرایان باشد؟
** بله این برنامه باید مانیفست همه ما باشد. که متاسفانه اینگونه نیست. اعتقاد من این است که همه احزاب، گروه‌ها، نهادها و سازمانها اعم از دولتى و غیردولتى باید نقش خود را در تحقق برنامه چشم‌ انداز 20 ساله تعریف کنند. هم اکنون یک سال از اجراى برنامه یعنى %5 از زمان آن گذشته است. الان همه دست اندرکاران نظام باید گزارش کار را ارائه دهند و بگویند که در این یک سال چند درصد کار را انجام داده‌اند.
* یعنى همان اصل پاسخگوئی. به نظر شما پاسخگویى خود یکى از اصول اصولگرائى نیست؟
** بله همینطور است ارگانهاى فعال در کشور در زمینه‌هاى مختلف باید بگویند که دراین یکسال چه کردند و جقدر به سمت هدف پیش رفته‌ایم؟ کجاى کار اشتباه کرده‌‌ایم ما باید بدانیم کسانى که وظیفه نظارت بر اجراى برنامه‌اى را داشته‌اند چه گزارشى از عملکرد یکساله ارائه مى‌دهند. مثلا مجمع تشخیص مصلحت نظام باید بگوید که چشم‌انداز تا چه اندازه محقق شده است؟ آیا به انحراف رفته یا در مسیر طبیعى خود حرکت مى‌کند. ارگانهاى نظارتى باید از همه سوال کنند و همه هم باید پاسخگو باشند.
* به نظر شما همین برنامه چشم انداز 20 ساله نمى‌تواند مانع ارائه ایده‌ها و برنامه‌‌هاى تازه‌اى از سوى گروه‌هاى دیگر باشد. این انتقادى است که بعضى افراد به برنامه وارد مى‌کنند؟
** موضوع این است که مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوى مقام معظم رهبرى ماموریت گرفته است تا با همکارى قواى سه گانه و ارائه راهکارهاى کارشناسى این برنامه را تدوین کنند. آنها به سادگى و بدون کار مداوم به این نتیجه نرسیده‌اند. بلکه با همه کارشناسان، اندیشمندان و مسئولین اجرائى کشور مشورت شده و کا رمطالعاتى صورت گرفته است. من نمى‌‌گویم که اینها ایراد ندارند بلکه معتقدم باید این ایردات را در زمان حرکت به سوى هدف اصلى برطرف کنیم.
* به نظر شما کسانى که معتقد به اصولگرائى نیستند آیا در این جامعه جایگاهى دارند. به عبارت دیگر تکلیف گروه‌هاى غیراصولگرا چیست؟
** من فکر نمى‌کنم گروهى در کشور وجود داشته باشد که این چهار اصل اساسى اصولگرائى دین اسلام، تفکرات امام و مقام معظم رهبرى و قانون اساسى و خدمت‌رسانى به مردم را قبول نداشته باشد. لذا در این زمینه کجروى‌هائى شده است. یک عده‌اى به دلیلى طرد شدند که من معتقدم بعضى عده‌اى را بى‌دلیل غیرخودى خواندند که ما باید یکبار دیگر رفتارها و کارهایمان را با شاخص‌هائى که رهبر انقلاب مطرح و تبیین کردند بسنجیم و باید ببینیم که چه کسانى غیرخودى مى‌شوند. من معتقدم در این دسته‌بندى حتما اشتباه داشته‌ایم. خیلى‌ها گفتند که اصولگرا هستند اما نبودند و بیشتر به دنبال منافع شخصى بوده و هستند و در عین حال به عده‌اى گفتیم که اصولگرا نیستند اما با تمام وجود اصولگرا بودند و منافع ملى و نظام را به منافع شخصى و حزبى خود ترجیح دادند.
* به نظر شما دعوت رهبر معظم انقلاب از مسئولان نظام چه پیامى در بر داشت؟
** من معتقدم جلسه‌اى که معظم‌له داشتند چند پیام داشت. یک پیام آن این بود که شما مى‌توانید براساس اصول مطرح شده همگرا باشید. شما مى‌توانید در اصول با یکدیگر وحدت داشته باشد. در عین حال مى‌توانید داراى سلایق و راهکارهاى متفاوتى باشید در هر صورت وحدت منافع و همبستگى ملى بر هر چیز دیگر ارجح است .
* شما اختلاف در شوراى هماهنگى نیروهاى انقلاب در انتخابات نهم ریاست جمهورى را در همین راستا مى‌بینید؟
** بله
* آیا اختلاف در شوراى هماهنگى دلیل بر غیر خودى بودن گروه‌هاى حاضر یا مخالف بود؟
** در حالى که این شورا مجموعه‌‌اى از نیروهاى اصولگرا و دلسوز انقلاب بودند اما اختلاف سلیقه داشتند ولى در عین حال اصولگرابودند.
* شما معتقدید که اصولگرایان باید در مرزبندى‌هایشان تجدید نظر کنند و مرزهاى خورد را مورد بازبینى قرار دهند. آیا شما در آبادگران جوان اینکار را انجام داده‌اید؟
** ما در آبادگران جوان گفتیم که برایمان مهم نیست که چه کسى به چه کسى راى داده است بلکه مهم این است که چه کسى راى داده است. استدلال ما هم این بود که بیش از 1000 نفر کاندیدا براى ریاست جمهورى ثبت‌نام کرده بودند. این تعداد داوطلب توسط شوراى نگهبان مورد بررسى قرار گرفتند. که در نهایت 8 نفر مورد تائید شوراى نگهبان قرار گرفت. حال آیا کسى مى‌تواند بگوید که این 8 نفر غیرخودى‌اند؟ آیا مى‌توانیم بگوئیم که اینها را آمریکا تعیین کرده است؟ اگر اینگونه برداشت کنیم شوراى نگهبان را زیرسوال برده‌ایم. من شنیده‌ام که شوراى نگهبان در ابتدا چهار نفر را براى کاندید شدن انتخاب کرده بود اما بعد با مشورت رهبرى ودرخواست رئیس مجلس به 8 نفر رسید. پس اگر ایشان به این 8 نفر راضى بوده پس اینها اصولگرا هستند وهیچ کسى حق طرد آنها را ندارد. چرا که اگر اینها اصولگرا نبودند مورد تائید رهبرى قرار نمى‌گرفتند. پس هرکس که از این 8 نفر انتخاب مى‌شد ، مورد تائید همه اصولگرایان مى‌بود و او رئیس جمهور نظام مقدس جمهورى اسلامى مى‌شد و حال همه موظف‌‌اند که به دولت و خدمت کنند و هرکس دولت را تخریب کند، از خط قرمز عبور کرده‌‌ است.
متاسفانه بعضى از مسئولین معنى واژه‌هاى انتقاد و تخریب را فراموش کرده‌اند به همین دلیل در زمینه امر به معروف و نهى از منکر دچار توهم مى‌شوند و به زورگوئى و بداخلاقى روى مى‌‌‌‌‌‌‌‌آورند.
* نکته مهمى که در اینجا وجود دارد این است که خیلى‌ها انتقاد را با تخریب اشتباه مى‌گیرند، نظر شما چیست؟
** بله - همان کسانى که دایره اصولگرائى را تنگ مى‌بینند و فقط خودشان را اصولگرا مى‌دانند، انتقادها را تخریب مى‌بینند. یکى از مشکلات ما این است که انتقادهاى طرف مقابل خود را نمى‌توانیم تحمل کنیم. ما نیازمند انتقاد و موعظه هستیم و هیچ کس نیست که تا آخر عمر بى‌نیاز از موعظه باشد لذا انسان جایز الخطا نیست ولى ممکن‌الخطا است.
* یعنى همان نقد درون گفتمانی؟
** بله - این نقدهائى که به اصولگرایان مى‌شود به نظر یک وظیفه است. همه اصولگرایان وظیفه دارند تا از یکدیگر انتقاد کنند مسئولین هم باید ظرفیت خود را بالا ببرند. هرکس که در بدنه دولت اصولگرا تخلف مى‌کند باید با او برخورد کرد اما این موضوع با تخریب دولت متفاوت است. در بحث تخلف فرقى نمى‌کند که چه کسى تخلف مى‌‌کند. ممکن است در بدنه خیلى از دولتها تخلف صورت بگیرید و وظیفه دستگاه‌هاى مربوطه این است که باتخلف برخورد کنند. ماباید بین یک دولت و یک فرد، فرق قائل شویم. تخلف یک فرد نباید دستاویزى براى تخریب یک دولت باشد. در عین اینکه با شخص خاطى باید برخورد شود.
* وقتى یک گروه یا یک جریان سیاسى با تکیه بر یک شعارى از سوى مردم براى تصدى‌امور انتخاب مى‌شود، معمولا همه آن را با شعارى که داده مى‌شناسند. بعد از گذشت مدت قانونى ازمسئولیت شخص یا گروه منتخب مردم، ارزیابى از عملکرد آن گروه شروع مى‌شود. ممکن است عملکرد بد این گروه روى افکار عمومى نسبت به آن شعار یا تفکر اثر بگذارد و آنها را از گروه شعار داده، دلزده کند. به نظر شما اصولگرایان چه باید بکنند تا این رویکرد مثبت مردم را از دست ندهند؟
** من در دوره اى که براى آقاى احمدى‌نژاد در ستاد انتخاباتى کار مى‌کردم در همه استانها مى‌گفتم که هیچ کس حق ندارد کاندیداى دیگرى را تخریب کند و از سوى دیگر مى‌گفتم که هیچ کاندیدائى هم حق ندارد به مردم دروغ بگوید. کاندیداها حق ندارند شعارى بدهند که بعد از انتخاب شدن توان عمل کردن به آن را نداشته باشند و حق ندارند براى مردم توقع ایجاد کنند. این رابطه دو طرفه است. کسى که شعار مى‌دهد باید سنجیده شعار بدهد. کاندیدائى که شعار مى‌دهد، شعارش باید با شعور همراه باشد. روى شعارها باید کار کارشناسى انجام داده باشد تا مردم فرداى پایان مسئولیت از آنها و شعارهایشان دلزده و ناامید نشوند. پیامبر اکرم(ص) فرمودند هرکس که به خدا و روز قیامت ایمان دارد به وعده‌هاى خود عمل مى‌نماید.
* سوال آخرم رادر باره آبادگران جوان مى‌پرسم که شما سخنگوئى آن را برعهده دارید. عده‌اى مى‌گویند آبادگران جوان اصولگرایان شبیه همان جبهه مشارکت اصلاح‌طلبان است. واضح‌تر بگویم مى‌گویند آبادگران جوان، حزب دولت ساخته است. نظر شما چیست؟
** به نظر من آبادگران مى‌تواند یک تفکر باشد اگرچه مردم آبادگران را با شوراى شهر تهران مى‌شناسند. خیلى‌ها خواستند این امتیاز را از شوراى شهر تهران بگیرند. ولى چون مردم ما مردمى فهیم و آگاه هستند، اینرا قبول ندارند. مردم شروع آبادگران را درشوراى شهر مى‌دیدند و دستاورد مهم آنها خدمت‌رسانى بود که عملکرد این شورا رویکرد مردم را نسبت به بسیارى از امور شهرى تغییر داد.عملکرد آبادگران در شوراى شهر باعث تغییر در هندسه مجلس شد. عملکرد این شورا آنقدر اعتماد مردم را جلب کرد تا اینکه این اعتماد منجر به انتخاب آقاى احمدى‌‌نژاد براى مقام ریاست جمهورى اسلامى ایران شد. کسى که قبلا توسط این شورا به شهردارى تهران منصوب شده بود. لذا شوراى اسلامى شهر تهران توانست کارى کند که درکل کشور تاثیرگذار باشد و این روحیه خدمت‌رسانى به مردم را در کل کشور دمید.
* یعنى شما معتقدید که آبادگران جوان با شروع به کار دولت نهم تاسیس نشده بلکه از سالهاى قبل از انتخابات ریاست جمهورى فعال بوده است.
** بله - آبادگران جوان جمعیت دولت ساخته نیست. این جمعیت متشکل از جوانان مومن و متعهد و با تحصیلات بالاى دانشگاهى هستند که بدون چشم‌داشت و بدون هیچ دغدغه‌اى به دنبال کمک به ساختار اجرائى کشور مخصوصا دولت هستند. و همیشه گفته‌ایم که این جمعیت، شهوت گرفتن صندلیهاى قدرت را ندارد ولى تشنه و شیفته خدمت به مردم و نظام مقدس جمهورى اسلامى مى‌باشند بعضى هم که با تشکیل این جمعیت مخالفت مى‌کنند از منافع حزبى و شخصى خود ترس دارند و دچار توهم شده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات