تاریخ انتشار : ۰۲ بهمن ۱۳۸۷ - ۰۹:۳۷  ، 
کد خبر : ۸۲۹۹۷

دومین نامه طلبه‌ها به هاشمی رفسنجانی


گروه سیاسی: برخی از طلاب قم که مدتی پیش در قالب نامه ای سرگشاده از هاشمی رفسنجانی سئوالاتی را مطرح کردند، پس از دریافت جواب های خود از دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، دومین نامه خود را با تاکید بر اینکه برخی شبهات و سئوالات همچنان موجود است، منتشر کردند.
در بخش عمده ای از این نامه، همان سئوالات نامه اول منتشر شده است و نویسندگان تلاش کرده اند تا با استناد به برخی از فرازهای بنیانگذار انقلاب اسلامی پاسخ های هاشمی را ناقص جلوه دهند و از او بخواهند که پاسخ دیگری به سئوالات آنها بدهند. در این نامه، درخصوص موضوع مشروعیت و مقبولیت که هاشمی به آن پرداخته بود، آمده است:در رنجنامه گلایه شده بود جنابعالی که یاران امام و انقلاب هستید چرا مشروعیت حکومت و نظام اسلامی را زمینی دانسته و منشاء مشروعیت را مردم می دانید در حالی که این سخن برخلاف نص صریح کلام امام راحل است جنابعالی در جوابیه ضمن تاکید بر همان ادعای قبلی نوشته اید «جای تاسف است که از این کلام امام ره برآشفته شده اید که ایشان مشروعیت را به مردم می دادند.» متاسفانه فرصتی نیافته اید که به نرم افزار صحیفه امام یا صحیفه نور مراجعه فرمایید تا دیدگاه های امام (ره) درباره مشروعیت و الهی بودن منشاء ولایت فقیه را ملاحظه کنید.
امام ره براساس همین مبنا که ولایت فقیه را امری آسمانی و منصوب از جانب خداوند می دانند متافیزیکی در حکم نخست وزیری مهدی بازرگان می فرمایند: «من به واسطه ولایتی که از طرف خدا دارم شما را منصوب می کنم.» (صحیفه نور، جلد5، ص 31 ) در جای دیگر درباره علت تعیین دولت موقت و نصب آقای بازرگان می فرمایند: «من که ایشان را حاکم کردم یک نفر آدمی هستم که به واسطه ولایتی که از شارع مقدس دارم ایشان را قرار دادم.» صحیفه امام،(ج6، ص59) براساس همین مبنا امام ره همه روسای جمهور زمان خودش از بنی صدر گرفته تا آیت الله خامنه ای را منصوب می کردند و مقام معظم رهبری نیز، از جنابعالی گرفته تا دکتر احمدی نژاد را به سمت رئیس جمهوری نصب کرده اند. امام ره صریحا می فرمودند: «رئیس جمهور منتخب مردم اگر از طرف ولی فقیه نصب نشود طاغوت است.» (صحیفه نور، ج 9، ص 253) امام ره تا آنجا بر این مبنا تاکید داشتند که در حکم شهید رجایی مرقوم فرموده اند: اگر چنانچه خدای نخواسته تخلف کند مشروعیت آن را خواهم گرفت. همان،(ج 15، ص 76)ایشان در اجرای حکم الهی پس گرفتن «مشروعیت» که موجب عزل رئیس جمهور می شود از مخالفت احدی حتی تمامی ملت نیز واهمه ای نداشتند چنانکه در ماجرای عزل بنی صدر فرمودند: «امروز وظیفه من این است که او را معزول کنم هرچند فریاد مرگ بر خمینی را در سراسر کشور با گوش خود بشنوم.» نهضت امام خمینی ره، دفتر سوم، ص 354، سیدحمید روحانی جناب آقای هاشمی به راستی آیا باز هم می توان در برابر نص کلام امام ره اجتهاد کرد و گفت امام مشروعیت را به رای مردم می دانستند شما روحانی و تحصیلکرده حوزه علمیه قم هستید و می دانید که اولا نمی توان در مقابل نص اجتهاد کرد و ثانیا اگر بر فرض کلامی از امام نقل شود که ظاهری خلاف نص صریح سخن ایشان باشد آن کلام را باید توجیه کرد نه اینکه از نص صریح دست برداشت.
آنچه جنابعالی از امام ره نقل کرده اید اولا هیچ تعارضی با نص کلام امامره ندارد زیرا امامره در عین اینکه مشروعیت نظام و حکومت را به ولی فقیه منصوب از جانب شارع مقدس می داند برای مردم و آرای آنها نیز احترام خاصی قائل بودند چون می دانستند که ملت ما غیر از اسلام چیزی نمی خواهند.بنابراین اگر امام می فرمایند «شما هم مسیر همین ملت را طی کنید و با ملت باشید، دنبال ملت باشید» ملتی را می گویند که چیزی را که خدا می خواهد و رسول خدا می خواهد می خواهند نه هر ملتی ولو هواهای نفسانی شان را بخواهند چنانکه در غرب چنین است.ثانیا بسیار برخلاف انتظار بود که کلام امامره در نامه جنابعالی دچار تحریف گردد. اگر به اصل فرمایش حضرت امام مراجعه شود خواهید دید امام(ره) در همین سه موردی که نقل کرده اید بر «منصوب بودن» ولی فقیه از جانب خدا و ائمه معصومین ع تاکید ورزیده اند ولی مع الاسف آن بخش از سخنان حضرت امام در جوابیه شما تحریف و حذف شده استدر این بیانیه، همچنین درخصوص نفی متافیزیکی بودن ولایت فقیه آمده است:آقای هاشمی دراین جوابیه ضمن تاکید بر ادعاهای قبلی مبنی بر زمینی بودن حکومت تصریح شده است: «آیت الله هاشمی رفسنجانی بارها گفته اند که نباید برای ولی فقیه شخصیتی متافیزیکی متصور شد» سپس از اینکه ما بر این کلام خرده گرفته ایم گلایه کرده اید. آنگاه برای اثبات ادعای خود مبنی بر متافیزیکی نبودن ولایت فقیه به سخنان حضرت امام تمسک کرده اید که «اسلام دین قانون است. پیغمبر هم خلاف قانون نمی توانست بکنند... خدا به پیغمبر می گوید که اگر یک حرف خلافی بزنی، رگ و تینت گردنت را قطع می کنیم. حکم قانون است.
غیر از قانون الهی کسی حکومت ندارد. برای هیچ کس حکومت نیست. نه فقیه و نه غیرفقیه، همه تحت قانون عمل می کنند.» صحیفه امام،(ج 10، ص353) با ملاحظه اصل فرمایش حضرت امام (ره) در صحیفه امام ملاحظه می کنیم که باز هم در این پاراگراف تحریف و تقطیع صورت گرفته تا بتوانید بر مدعای خودتان مبنی براینکه ولایت فقیه امری متافیزیکی نیست بلکه امری زمینی است از فرمایش ایشان شاهد بیاورید، در حالی که آن پیر فرزانه این سخنان را دقیقا در راستای الهی بودن ولایت فقیه ایراد فرموده اند.
یکی دیگر از مواردی که برای نفی متافیزیک و الهی بودن ولایت فقیه به آن استناد کرده اید نامه حضرت امام (ره) به نمایندگان مجلس است که درباره حدود و اختیارات ولایت فقیه آمده است: «با تشکر وافر از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی، چون گفتار آقایان پخش می شود و ممکن است سوءتفاهمی بین مردم حاصل شود لازم است عرض کنم آیات و روایاتی وارد شده است که مخصوص به معصومین علیهم السلام است و فقها و علمای بزرگ اسلامی هم در آنها شرکت ندارند، تا چه رسد به مثل اینجانب. هرچند فقهای جامع الشرایط از طرف معصومین نیابت در تمام امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امور در غیبت کبری موکول به آنان است لکن این امر غیر ولایت کبری است که مخصوص به معصوم است. تقاضای اینجانب آن است که در صحبت هایی که می شود و پخش می گردد ابهامی نباشد و مرزها از هم جدا باشد.» صحیفه امام،(ج19، ص403) همانگونه که مستحضرید فرمایشات فوق درباره سخنان یکی از نمایندگان مجلس بود که در نطق قبل از دستور خود امام خمینی (ره) را مصداق «اولی الامر» در آیه یا ایها الذین آمنوا اطیعوالله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم دانسته بود.
که امام ره طی نامه ای تصریح کردند این آیه مربوط به مقام «ولایت کبری» است که علما و فقها را در آن جایگاهی نیست ولی در همین جا برای اینکه کسانی در آینده از این نامه سوءاستفاده نکنند، فرموده اند: «فقهای جامع الشرایط از طرف معصومین ع نیابت در تمام امور شرعی و سیاسی و اجتماعی دارند و تولی امور در غیبت کبری موکول به آنها است.» و هرگز ایشان فقهای جامع الشرایط را منصوب مردم ندانسته اند. در بخش دیگری از این بیانیه درباره شورای رهبری نیز آمده است: در سئوال دوم رنجنامه طلاب و فضلا، با نقل مطلبی از جنابعالی در سالنامه شرق آمده است «امام با شورا شورای رهبری مخالف بود اما من و آقای طالقانی طرفدار شورا بودیم و حذف شورای رهبری از قانون اساسی در سال 68 بی خود بود.» سپس برای اثبات ادعای خود تصریح کرده اید: «برای اداره حکومت نمی توان به فتوای یک نفر خواه هر فردی باشد عمل کنیم. باید شورایی در کشور باشد که مسائل اساسی جامعه را بررسی کند تا نظرات این شورا پشتوانه قوانین باشد.» مردم سالاری،(26/6/82 ص 3) سپس این سئوال مطرح شده است که انگیزه شما از طرح این سخنان در این مقطع از انقلاب چیست اولا صریح کلام شما در روزنامه مردم سالاری این است که «برای اداره یک حکومت نمی توان به فتوای یک نفر خواه هر فردی باشد عمل کنیم، باید شورایی در کشور باشد.» این عبارت تصریح دارد که مراد شما از شورای فتوا هم همان شورای رهبری است زیرا شورای فتوا را برای اداره حکومت می خواهید نه برای مسائل فردی. ثانیا تصریح می کنید به اینکه حذف شورای رهبری از قانون اساسی در سال 68 بی اساس بوده است. از شما می پرسیم: مگر در قانون اساسی شورایی تحت عنوان شورای فتوا هم داشتیم که حذف آن بی خود باشد ثالثا در همین جوابیه باز هم بر همان تاکید ورزیده اید که «از کجا چنین اشتباهی برای شما ایجاد شده که تاکید بر شورای رهبری در جهت تضعیف رهبری است» آقای هاشمی آیا این جمله شما که «نمی توان به فتوای یک نفر خواه هر فردی باشد عمل کرد» زیر سئوال بردن رهبری حضرت امام ره که به اعتراف دوست و دشمن عالی ترین رهبری را داشته اند، نیست آقای هاشمی آیا تاکنون اندیشیده اید که تاکید بر شورای رهبری در شرایط کنونی به نفع چه کسانی تمام می شود آیا جز این است که دشمنان سیلی خورده از انقلاب اسلامی خود بر این نکته اعتراف کرده اند که ضربه ها را ما از ولایت فقیه خورده ایم و باید این جایگاه را بشکنیم آیا طرح شورای رهبری، پس از آنکه امام ره طی حکمی به آیت الله خامنه ای رئیس جمهور وقت دستور بازنگری در قانون اساسی را صادر کردند و خواهان بازنگری در همه اموری که به صورت شورایی اداره می شد از جمله «رهبری» شدند صحیفه نور،(ج 2، ص 353) جنابعالی نیز از اعضای تیم 20نفره بازنگری بودید که با اکثریت آرای 20نفره قانون اساسی اصلاح شد گرچه جنابعالی مخالف حذف شورای رهبری بودید و حذف آن را بی خود می دانستید و به رفراندوم ملت گذاشته شد و الان سال ها است که ملاک عمل قرار دارد، آیا طرح این گونه شعارها مخالفت با نظر صریح حضرت امام ره، قانون اساسی و رای ملتی نیست که جنابعالی آن را ملاک مشروعیت نظام می دانید آقای هاشمی آنچه را که به امام نسبت داده اید که ایشان عبارت «شورای رهبری» به کار می برده اند، همه مربوط به مدت ها قبل از زمان بازنگری است و البته طبیعی است در آن زمان که ملاک، عمل به قانون اساسی قبل از اصلاح بود اما در پیام ها و نطق های خود به مجلس خبرگان رهبری واژه «شورای رهبری» هم به کار ببرند و حتی در وصیت نامه ایشان که در آن شرایط تنظیم شده بود وجود داشته باشد ولی جنابعالی خود بر این نکته واقفید که اگر حضرت امام ره پس از اصلاح قانون اساسی و پس از رفراندوم آن در قید حیات می بودند، دیگر هرگز واژه «شورای رهبری» را به کار نمی بردند و حضرتعالی خودتان اذعان دارید که حضرت امام هنگام رحلت شان چقدر نگران این امر بودند و دائما می فرمودند اصلاح قانون اساسی را هرچه زودتر به رفراندوم بگذارید. آری درست به همین سبب بود که اعضای مجلس خبرگان رهبری هوشمندانه به رهبری فردی رای دادند و سپس بحق، حضرت آیت الله خامنه ای را برای این مقام انتخاب کردند و به همین دلیل بود که آیت الله خامنه ای از عضویت در شورای رهبری که جمع اندکی قبل از رای گیری مطرح می کردند امتناع می ورزیدند.
به هر حال آقای هاشمی خوب است اندکی تامل بفرمایید که طرح این گونه مسائل آن هم در آستانه انتخابات خبرگان رهبری به نفع چه کسی تمام می شود.
دوستان انقلاب یا دشمنان آن احکام اسلام بسیار خوشحال شدیم که نسبت به سئوال سوم که مربوط به تشکیک در احکام اسلام مثل سب النبی و تفاوت دیه زن و مرد بود رفع ابهام کرده، صریحا فرموده اید که «کدام مسلمان می تواند سب نبی را ببخشد مگر می توان با احکام اسلامی برخوردهای روزمره داشت» البته مع الاسف عملکرد شما در 16 سال گذشته نسبت به کسانی که به ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص)، حضرت زهرای اطهر (س)، امام حسین (ع) و... اهانت کردند این را نشان نمی دهد، زیرا در هشت سال گذشته هیچ گاه ندیدیم که از این همه اهانت برآشفته شوید و از دستگاه قضایی بخواهید با آنها برخورد کنندزمانی که آقاجری مرتد دین را افیون ملت ها و دولت ها خواند و به ساحت پیامبر ص و ائمه اطهار ع اهانت کرد، حوزه ها خروشیدند و جامعه محترم مدرسین حوزه علمیه قم، سازمان مجاهدین انقلاب را نامشروع خواند و قاضی شجاع همدان او را به مرگ محکوم کرد، چه کسانی برای آزادی وی از زندان و لغو حکمش شبانه روز تلاش کردند هنگامی که آقای کروبی از جایگاه ریاست مجلس و از تریبون ملت، حکم قاضی را ننگین خواند جنابعالی چه موضعی اتخاذ کردید آقای هاشمی درباره تساوی حقوق زن و مرد چنان بسط کلام داده و اصول قانون اساسی را برایمان متذکر شده اید که گویا هرگز قانون اساسی را ندیده ایم گرچه در این بخش ابتدا تصریح کرده اید که زن و مرد از نظر جسمی و روانی متفاوت اند و این تفاوت می تواند برای هر طرف امتیازی باشد ولی در ادامه به گونه ای سخن گفته اید که گویا باید به سمت تساوی حقوق زن و مرد گام برداشت.آقای هاشمی خوب می دانید در باب حقوق زن و مرد مالک عدالت است نه تساوی. اگر در قانون اساسی مقرر می دارد «همه افراد ملت اعم از زن و مرد یکسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلامی برخوردارند» در کنار «یکسان بودن در حمایت قانون» قید «موازین اسلامی» وجود دارد یعنی همان حقوقی که خداوند برای زن مقرر فرموده، باید قانون به گونه ای باشد که از این حقوق خود بدون کمترین مشکل برخوردار باشد چنانکه مردان نیز از حقوق خود برخوردارند و بسیار روشن است که تساوی در حمایت قانون از حقوق زن و مرد غیر از تساوی حقوق آنها است.
آقای هاشمی خوب است به این سئوال بانوان کشور نیز پاسخ روشنی بفرمایید که در هشت سال دوران ریاست جمهوری تان کدام مشکل از مشکلات آنها را حل کرده ایدآقای هاشمی درباره زهدفروشی به تفصیل بسط سخن داده و تصریح کرده اید که آن را بد و گناه می دانید و از اینکه امام ره برخلاف دیگران در بیرون منزلشان قالی فرش می کرده اند نتیجه گرفته اید که نباید در برخورد با مردم ریاکار بود.
در بخش دیگری از آن درباره آقازاده هایتان نوشته اید: «هیچ یک از بچه های ما کار اقتصادی به آن معنی جز ادامه کشاورزی ندارند، همان کشاورزی ای که ما در قم و رفسنجان داشتیم و با زمین ها کار می کنند.» سپس فرموده اید: «یاسر در مرکز تحقیقات استراتژیک به من کمک می کند، مهدی در جوانی با جهاد کار می کرد، مدتی در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت بود و در حال حاضر مسئول دفتر من در هیات امنای دانشگاه آزاد است. او قبلا کار بسیار مهمی را شروع کرده بود که جزء افتخارات ایشان می دانم. تکنولوژی این سکوهایی را که می بینید در دریا نصب می شود، دیگران اصلا قبول نداشتند که این کار را می توان کرد. الان سکوهای هفت هزار تنی می سازند. تکنولوژی لوله زیر دریا را او آورد. محسن هم در زمان دفاع مقدس به دلیل نیاز کشور مقطع دکترای خود را در کانادا نیمه کاره رها کرد و در صنایع موشکی سپاه مشغول به کار شد و اکنون مدیرعامل مترو است.»آقای هاشمی «آیا مطالب فوق با مشی امام ره که حضرت عالی زندگی خودتان را ملهم از ایشان می دانید موافق استاولا: امام ره با جهت گیری زندگی روحانیت به سمت و سوی اشرافی گری مخالف بودند و این مطلب را در دوران ده ساله رهبری پربرکتشان بارها متذکر شدند.
امام ره نسبت به دنیازدگی و خروج روحانیت از زی طلبگی حساسیت داشتند که در جمع اعضای مجلس خبرگان رهبری اول رسما آن را به عنوان «نگرانی» خودشان ذکر کردند و فرمودند. نتیجه آن سیاست های اشرافی گرایانه آن شد که مقام معظم رهبری در سال 81 طی پیامی به دومین همایش سراسری تشکل های اسلامی دانشگاه های علوم پزشکی کشور از دانشجویان می خواهند مسئولان امر را مورد سئوال قرار دهند.آقای هاشمی تاکنون هیچ فکر کرده اید که چرا مقام معظم رهبری در سال 81 از دانشجویان می خواهند مظنونین به چنین تخلفاتی را مورد بازخواست قرار دهند آیا این همه فساد اقتصادی در نتیجه سیاست های اشرافی گرایانه دولت های سازندگی و اصلاحات نبود که تیم اقتصادی کارگزاران در هر دو جا فعال بود.
از جنابعالی می خواهیم همان گونه که آقای دکتر احمدی نژاد لیست اموال خود یک پژوی 504 مدل 77 میلادی، دو عدد خط تلفن ثابت و یک منزل قدیمی در تهران را در اختیار رسانه ها قرار داد و به اطلاع افکار عمومی رسید، شما هم لیست اموالتان را در اختیار رسانه ها قرار دهید تا اگر مردم ملکی یا مالی را غیر از آن یافتند از بخشش شما استفاده کنند!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات