حسین شریعتمداری
از گذشته های نه چندان دور حکایت کرده اند مردی به اصرار، رفیق گرمابه و گلستان خویش را تشویق می کرد که «همسر دوم» اختیار کند و هر جا او را می دید و در هر رهگذری که به او می رسید درباره خوشبختی و سعادتی که مردان دو زنه از آن برخوردارند داد سخن می داد. مدتها از او اصرار بود و از دوستش انکار تا آن که سرانجام وسوسه ها در دل رفیق ساده لوح کارگر افتاد و همسر دومی اختیار کرد... چند روز بعد دو همسر که از وجود هم بی خبر بودند از ماجرا باخبر شدند و در ائتلافی که نفع مشترک خود را در آن می دیدند به هم پیوسته و بر مرد شوربخت شوریدند... مرد بیچاره که «هم از برنج مازندران محروم شده بود و هم از خرمای بغداد» و شب هنگام سرپناه امنی نداشت به ناچار راه مسجد پیش گرفت و به خانه خدا که پناه بی پناهان است روی آورد. شبستان مسجد- در آن دوران بی برقی- تاریک و ظلمانی بود و مرد کورمال کورمال جلو می رفت که ناگاه صدایی از جانب محراب شنید. صدای ضعیفی که او را به اسم می خواند... وقتی جلوتر رفت صاحب صدا را شناخت. همان رفیقی بود که اصرار می کرد همسر دوم اختیار کند. زبان به پرخاش گشود که «این چه بلایی است بر سرم آوردی»؟... رفیق ناباب پاسخ داد؛ من خود مردی دو زنه هستم و مدتهاست که شب ها از بی سرپناهی در این مسجد به سر می برم... از تاریکی وحشت داشتم، برای آن که شب ها تنها نباشم تو را به اختیار همسر دوم تشویق کردم!
از فروردین ماه سال جاری- مارس 2006- که درپی ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت، بیانیه این شورا علیه ایران صادر شده است تا امروز نزدیک به 5 ماه می گذرد و در این فاصله کشورهای 1+5 برای رسیدن به توافق بر سر تحریم ایران اسلامی، نشست های مشترک و رایزنی های فراوانی داشته اند بی آن که از مجموعه این نشست ها و رایزنی ها توافقی به دست آمده باشد.
آمریکا و متحدانش- به گواهی اظهارات رسمی مقامات آمریکایی و اروپایی- بر این باور بودند که ارجاع پرونده هسته ای جمهوری اسلامی ایران به شورای امنیت آخرین گام برای وادار کردن ایران به پذیرش خواسته های غیرقانونی آنهاست و دقیقا با این تصور در یک فرآیند غیرقانونی و بیرون از چارچوب ضوابط فنی و حقوقی آژانس بین المللی انرژی اتمی- بند « C» از ماده 12 اساسنامه آژانس- پرونده هسته ای کشورمان را به شورای امنیت فرستادند، اما اصرار ایران بر حق قانونی خود و اجتناب از تعلیق غنی سازی اورانیوم خیلی زودتر از آنچه انتظار می رفت خواب خوش آمریکا و اتحادیه اروپا را آشفته کرد. صدور بیانیه شورای امنیت- مارس 2006/فروردین 1385- و مهلت یکماهه پس از آن مانع از ادامه فعالیت هسته ای ایران نشد. کشورهای 1+5 برای توافق درباره صدور یک قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران نشست های مشترکی در مسکو، وین، لندن، نیویورک و پاریس داشتند ولی این نشست ها نه فقط توافق سران 1+5 را در پی نداشت بلکه اختلافات فیمابین را نیز افزایش داد، چرا که مقاومت ایران در برابر خواسته های غیرقانونی آنها در طرح پلکانی آمریکا و متحدانش پیش بینی نشده بود و یا مقاومت در این سطح بیرون از انتظار آنان بود.
در این میان پیروزی حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه با اسرائیل ضربه سخت دیگری بود که کشورهای 1+5 دریافت کردند. در روزهای اولیه جنگ لبنان جرج بوش گفته بود در لبنان، ایران و آمریکا با هم درگیرند، حزب الله به نمایندگی از ایران و اسرائیل به نمایندگی از آمریکا. این گفته هرچه بود به طور کلی خالی از واقعیت نبود و نتیجه آن که، همه توان نظامی آمریکا در چالش با بخشی از حزب الله به زانو درآمده بود...
در میانه جنگ لبنان، شورای امنیت سازمان ملل قطعنامه 1696 خود را علیه فعالیت هسته ای ایران صادر کرد- 31 جولای 2006/ 9 مرداد 1385- صدور این قطعنامه- به اعتراف بسیاری از مقامات آمریکایی و اروپایی- متأثر از جنگ لبنان و مقاومت پیروزمندانه و حیرت انگیز حزب الله بود.
در قطعنامه 1696، به جمهوری اسلامی ایران یک ماه- تا پایان روز 9 شهریورماه 1385، 31 آگوست 2006- مهلت داده شده بود تا غنی سازی اورانیوم را متوقف کرده و به خواسته های 1+5 تن بدهد.
نگارنده، همان روزها پیش بینی کرده بود که کشورهای 1+5 این مهلت را برای حل اختلافات خود در نظر گرفته اند و در پایان مهلت یاد شده نیز با همان بن بست قبلی روبرو خواهند بود. بن بست ناشی از مقاومت ایران اسلامی از یکسو و ناتوانی و اختلاف نظر 1+5 برای دست زدن به تحریم یا مجازات های دیگر علیه ایران از سوی دیگر.
این پیش بینی به حقیقت پیوست و کشورهای 1+5 در پایان مهلت یکماهه، تصمیم درباره ایران را به 24 شهریورماه- 15 سپتامبر 2006- موکول کردند و ظاهراً دو هفته دیگر به ایران مهلت دادند ولی در واقع این مهلت دو هفته ای را به خود اهداء کرده اند! و در پایان این مهلت دو هفته ای نیز چاره ای جز این ندارند که بازهم به خودشان مهلت بدهند! چرا...؟!
پاسخ این سؤال دشوار نیست. ایران نه فقط قدرتمند ترین کشور منطقه است بلکه پرچمدار قطب قدرتمند اسلام است که چشمه هایی از این قطب قدرتمند در جنگ 8 ساله، محاصره اقتصادی، چالش هسته ای... و اخیراً در جنگ لبنان به نمایش درآمده است. برخورد نظامی با این قدرت بزرگ می تواند پی آمدهای پشیمان کننده ای برای غرب داشته باشد. لبنان نمونه آن است و...
و اما، تحریم اقتصادی. 5 کشور عضو گروه 1+5- انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه- دریافته اند که ورود آنان به بازی خطرناک تحریم ایران به مفهوم وارد شدن به چاه با طناب پوسیده آمریکاست. زیرا در صورت تحریم اقتصادی ایران، همه خسارت های ناشی از این تحریم احتمالی بر شانه 5 کشور یاد شده سنگینی خواهد کرد. آمریکا از تحریم ایران- ظاهراً- هیچ زیانی نمی بیند چرا که مدتهاست ایران را تحریم کرده و اکنون سودی در این کشور ندارد که در اثر تحریم آسیب ببیند. بنابراین در تحریم احتمالی، اروپایی ها و چین و روسیه هستند که باید به نفع آمریکا وارد ماجرا شوند و آنها نیز... به چند خبر زیر توجه کنید:
دولت آلمان اعلام کرد که با تحریم ایران مخالف است و اطمینان دارد که چین و روسیه نیز با این تحریم موافق نیستند (خبرگزاری رویترز)
اتاق بازرگانی آلمان هشدار داد که تحریم اقتصادی ایران حداقل 10 هزار آلمانی را بیکار می کند و آسیب های غیرقابل جبران و فراوان دیگری نیز برای آلمان در پی خواهد داشت (روزنامه آلمانی تاگس اشپیگل)
روزنامه اتریشی استاندارد اعلام کرد؛ از تحریم اقتصادی ایران 25 کشور اروپایی زیان های فراوانی خواهند دید.
رئیس کمیته امور بین الملل شورای فدراسیون روسیه گفت: تحریم های اقتصادی احتمالی علیه ایران که با تعلیق غنی سازی موافقت نکرده است کمترین فایده ای نخواهد داشت.
روزنامه آمریکایی نیویورک در یک گزارش خبری مستند نوشت؛ اروپا حاضر به تحریم ایران نیست. این روزنامه به نقل از رئیس دوره ای اتحادیه اروپا آورده است؛ اتحادیه اروپا قصد دارد به جای تحریم های مورد نظر واشنگتن از دیپلماسی استفاده کند.
خبرگزاری آمریکایی آسوشیتدپرس گزارش داد: وزیران خارجه اتحادیه اروپا به طور محسوسی از بحث درباره تحریم ایران می گریزند و حاضر به پذیرش پیشنهاد آمریکا نیستند.
روزنامه ایتالیایی لاریپوبلیکا نوشت؛ 25 کشور اروپایی و روسیه و چین به شدت با تحریم اقتصادی ایران مخالفند و...
چین و روسیه از قبل و اروپایی ها، اخیراً، این واقعیت را درک کرده اند که نباید با طناب پوسیده آمریکا وارد چاه شد، مخصوصاً امروزه که آمریکا ضعیف ترین دوران- و به اعتقاد برخی از صاحبنظران آخرین دوران- حیات خود را سپری می کند. 5 کشور از گروه 1+5 می دانند که آمریکا سعی دارد آنها را نیز در واماندگی خود سهیم کند نه آن که به آنان سهمی بدهد!
و اما، در این میان سخنی هم با مسئولان هسته ای کشورمان در میان است.
گزارش اخیر البرادعی کمترین تردیدی باقی نگذاشته است که آژانس تحت تأثیر آمریکا و متحدانش از بستر تصمیم سازی در چارچوب ضوابط فنی و قانونی خارج شده و آشکارا مفاد NPT و اساسنامه آژانس را نادیده گرفته است. بنابراین معلوم نیست اصرار مسئولان محترم هسته ای کشورمان برای ادامه حضور در معاهده NPT چه توجیه عقلی، منطقی و قانونی دارد؟!... آیا نمی بینند که معاهده NPT در «عمل» و در «نظر» لغو شده است؟!... به یقین در آینده ای نزدیک چاره ای جز خروج از این معاهده لغو شده نخواهیم داشت، پس چرا کار امروز را به فردا می اندازیم؟!