تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۵۲  ، 
کد خبر : ۸۳۰۳۳

رویای عدالت

حمیدرضا شکوهی

یک سال از آغاز به کار دولت نهم که عدالت را شعار و شاید آرمانش قرار داده بود می‌گذرد. البته انتظار نداشتیم و نداریم که در این یک سال که هیچ، حتی در چهار سال هم عدالت در جامعه استقرار یابد. عدالت، هم شعار است و هم آرمان و چیزی که هم شعار باشد و هم آرمان، به این راحتی‌ها با واقعیت پیوند نمی‌خورد. اما اینها به این معنی نیست که انتظار نداشته باشیم قدمی به سوی عدالت برداریم. وقتی کسی شعار عدالت می‌دهد و آرمان خود را عدالت قرار می‌دهد و بعد رئیس جمهور می‌شود و دولت تشکیل می‌دهد، دوستداران عدالت امیدوار می‌شوند که یک گام، کوچک یا بزرگ به سمت عدالت برداشته می‌شود. گامی که چه کوچک باشد و چه بزرگ، مهم است. نیت برای عدالت مهم است اما عمل، مهمتر از نیت است. بدون عمل که نیت فایده‌ای ندارد. حالا که یک سال از استقرار دولتی که برای حاکمیت عدالت در جامعه نیت کرده بود سپری شده، گام مهمی برای آنکه عدالت را ببینیم، لمس کنیم یا حداقل در همین نزدیکی‌ها احساسش کنیم برداشته نشده است. یک سال از چهار سال یعنی یک چهارم یک دوره ریاست جمهوری. عیار یک رئیس جمهور در همین یک سال هم معلوم می‌شود. به ویژه آنکه رئیس جمهور کسی باشد که در وعده های انتخاباتی خود گفته حل مشکل ازدواج و اشتغال و مسکن جوانان در چهار سال امکان‌پذیر است. حالا این گوی و این میدان آقای احمدی‌نژاد! چشم جوانان به شما دوخته شده تا مشکل ازدواج و اشتغال و مسکن جوانان را حل کنید. اگر قرار بر حل این مشکلات باشد حتما در این یک سال باید آثاری، هر چند کوچک و ناچیز از آن را می‌دیدیم. اما من ندیدم. اگر کسی دیده است مرا راهنمایی کند تا من هم این نشانه‌های مثبت و امیدوار کننده را ببینم.
از ازدواج و اشتغال و مسکن می نویسم. یک جوان برای ازدواج نیاز به شغل دارد و نیاز به یک سرپناه. این دو از ابتدایی‌ترین نیازهاست. من که قصد ازدواج دارم باید شغلی داشته باشم که بتوانم با استفاده از درآمد آن شغل، زندگی خود را تامین کنم و خرجی یک نفر به غیر از خودم را بدهم. از اینها فعلا گذر می‌کنم. فقط برای مراسم عروسی، یک مراسم کاملا معمولی در یک سالن پذیرایی معمولی، حداقل نیاز به 3 میلیون تومان پول است. تازه این پول شامل خرج پذیرایی با میوه و شیرینی نمی شود. فقط خرج سالن است و یک وعده غذا. خرج جهیزیه و سایر وسایل زندگی هم که قطعا کمتر از 4-5 میلیون تومان نیست. حالا خودتان قضاوت کنید، انصافا وام یک میلیون تومانی ازدواج که آقای احمدی‌نژاد زمانی که شهردار بود به زوج‌های جوان پرداخت می‌کرد و حالا هم با تشکیل صندوق مهررضا(ع) دوباره قصد پرداخت آن را دارد چه دردی از مشکلات جوانانی که قصد ازدواج دارند حل می‌کند؟ دقت کنید که این 7-8 میلیون تومان به غیر از پولی است که برای تهیه سرپناه نیاز داریم.
برای ازدواج کردن، نیاز به پول است و برای تامین پول مورد نیاز به منظور تشکیل زندگی، نیاز به شغل. این یک معادله ساده است که فکر نمی‌کنم نیازی به توضیح اضافی برای آن باشد. اما وقتی شغلی در کار نیست و پیدا کردن کار به یک سراب تبدیل شده چه باید کرد؟ اگر هم کاری پیدا شود درآمدش در بهترین و خوشبینانه‌ترین حالت بعید است از 200 هزار تومان بیشتر باشد. حال ، بگذریم از اینکه در این شرایط صحبت از کار دوم و حتی سوم به میان می‌آید تا شاید بتوان هزینه لازم برای تشکیل خانواده را تامین کرد. قبل از ازدواج ، هر چقدر که کار می‌کنیم، اگر خیلی صرفه‌جویی کنیم می‌توانیم با چند سال پس‌انداز کردن، خرج عروسی و خرید عروسی را بدهیم و برای تهیه سرپناه هم که … بله! باید به خدا توکل کنیم. دنبال خرید خانه که نیستیم. این یک رویاست. رویایی مثل عدالت. به دنبال خانه اجاره‌ای می‌گردیم. چون پول رهن نداریم خانه‌ای اجاره‌ می‌کنیم. حالا قسمت دوم سناریو آغاز می‌شود. کار اول، کار دوم و شاید کار سوم، برای اینکه پول مورد نیاز تامین شود تا سر برج دو دستی تقدیم صاحبخانه کنیم. فقط کار برای دادن اجاره خانه. داستان دردناکی است که فقط مستاجران از آن خبر دارند.
بگذریم از اینکه همسر، روی شوهر را در خانه نمی‌بیند و اگر می‌بیند بعد از ساعت 9 و 10 شب فقط هنگام خوردن شام است و خوابیدن. نه فرصتی برای حرف زدن هست و نه درد دل کردن. مثل یک ماشین کوکی، صبح کوک می‌شویم و از خانه بیرون می‌رویم و شب بعد از خوردن شام. شارژمان تمام می‌شود و می‌خوابیم. نیازهای همسر چه می‌شود؟ نیاز به پوشاک،‌ نیاز به تفریح، نیاز به تنوع و سرگرمی؟ ای بابا! از این حرف‌ها دست بردار. مهم این است که شکم را سیر کنی. خدا را شکر کنیم که زنده‌ایم. خدا را شکر کنیم که یکی هست از عدالت صحبت کند و دلمان را آب بیندازد و آب از لب و لوچه‌مان آویزان کند و چند سال در انتظار نگه دارد تا برسیم به همان جایی که همان اول در آنجا بودیم. اول تابستان که می‌شود دو نفری مثل یک زوج خوشبخت،در کوچه‌ها و خیابان‌های شهر پرسه بزنیم تا شاید تا آخر تابستان یک خانه اجاره‌ای تازه پیدا کنیم. هر سال دنبال خانه بگردیم تا در خوشبینانه‌ترین حالت، سالی یکی دو محله پایین‌تر برویم. از منطقه یک به 10 و از منطقه 10 به 20 و بعد اطراف تهران ؛ قلعه حسن خان و اسلامشهر و پردیس و رودهن، اگر هم کمی خوش شانس‌تر باشیم کرج.
اما همین اطراف، می‌بینیم آدم‌هایی را که زانتیا و ماکسیما و تویوتاکمری سوار می‌شوند یا بی‌ام و بنز آخرین مدل خود در خیابان‌ها رژه می‌روند. با خودمان فکر می‌کنیم چند سال اگر هیچ خرجی نکنیم می‌توانیم یک بی‌ام و صفر کیلومتر بخریم؟ یک سال ؟ دو سال؟ پنچ‌سال؟ هر چند کسی خود را به این حساب و کتاب‌ها عادت نمی‌دهد. مهم، سیر کردن شکم است با غذا و پوشاندن بدن با لباس، مهم این است که کفشی به پا داشته باشیم تا پابرهنه نمانیم. مهم این است که صورتمان را با سیلی سرخ نگه داریم تا از این زندگی لذت ببریم یا … فکر کنیم که لذت می‌بریم. فکر کنیم که لذت می‌بریم و با رویاهایمان ، با رویای عدالت شاد بمانیم.
ما دیگر عادت کرده‌ایم که شعار بشنویم، حالا یا این شعارها تکذیب می‌شود یا فراموش می‌شود. شعار آوردن پول نفت بر سر سفره‌های مردم را که یادتان هست؟ از رییس جمهوری که استقرار عدالت در جامعه را شعار یا شاید آرمان خود قرار داده انتظار شق‌القمر نداریم . انتظار ما این است که وعده‌هایش را عملی کند. اما … یک سال می‌گذرد و هنوز هیچ تغییری در زندگی مردم ایجاد نشده که هیچ . وضع زندگی مردم بدتر هم شده است. این را من نمی‌گویم و اصراری هم ندارم که دولتمردان حرفم را بپذیرند. خودشان اگر به کوچه و خیابان بروند حتما متوجه می شوند. اینکه در این یک سال هیچ تغییر مثبتی در زندگی مردم ایجاد نشده، اشتغال جوانان در پرده‌ای از ابهام است، ازدواج موفق برای جوانان به یک آرزو تبدیل شده، تهیه مسکن، حتی از نوع اجاره‌ای آن یک کابوس شده و در یک کلام، شادی و امید از زندگی خیلی از مردم،به جز همان کسانی که هر روز در اطرافمان می بینیم‌شان و می‌دانیم که زندگی متفاوتی با ما دارند، رخت بربسته، یعنی اینکه دولت نهم گام‌های ابتدایی برای حل مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را اشتباه برداشته است. اما اگر این مشکلات حل شود… شبیه یک رویای دوردست است. اما اگر حل شود، هیچ کس غرض و مرض ندارد که به خاطر این مشکلات از دولت، انتقاد کند. آینده دولت احمدی‌نژاد دست خودش است و همکارانش.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات