تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۱۲  ، 
کد خبر : ۸۳۰۳۵

بازی سیاست

محمد زمانی

میدان سیاست یک میدان بازی است.
این بازی داور یا داورانی دارد و تماشاگرانی که به تماشای آن می‌نشینند.
برای این بازی می‌توان قواعد و چارچوبی تعیین کرد. که این نیز بر اساس عرف. قانون و اخلاق و تمکین تماشاگران رقم خواهد خورد.
بین بازی سیاست و بازی مثلا فوتبال (که اتفاقا در آن بازی سیاست نیز حضور فعال مایشا دارد) تشابهات و تفاوت‌هایی هست.
در بازی فوتبال دو تیم بر اساس یک قانون مورد اتفاق و تصویب شده بازی می‌کنند و در آن داور برنده را بر اساس همان قواعد تعیین شده پیروز میدان اعلام خواهد کرد. تماشاگران در این بازی هواداران این دو تیم هستند که با تشویق و گاهی با صرف هزینه‌هایی سعی در تحریک و تقویت تیم دلخواه خود دارند و بی‌اثر در برد و باخت آن دو تیم نیستند.
در بازی سیاست، داوران، افکار عمومی هستند و بازتاب افکار عمومی از کنش و واکنش آنها به رویداد‌ها معلوم می‌شود. گاهی این افکار عمومی در اندازه‌های حجیم‌تری از خود عکس‌العمل نشان می‌دهند مثل شورش کردن، تهاجمات فیزیکی و انقلاب کردن، و گاهی هم در حد یک بیانیه، یا یک کنفرانس و میتینگ (که توسط بخشی از بازیگران سیاست طراحی و برنامه ریزی می‌شود) از خود بروز می‌دهند. بقیه مردم تماشاگران این صحنه هستند، اما با این تفاوت که کارشان تحریک و تقویت بازیگران سیاست نیست، بلکه اینجا قضیه عکس آن صدق می‌کند بازیگران سیاست سعی دارند تماشاگران صحنه بازی سیاست را به سمت خود بکشانند و بر تعداد بازتاب‌های افکار عمومی – که بخشی از همان تماشاگران هستند- اضافه کنند. که در این زمان و در این پروسه است که آنان همانند تماشاگران صحنه بازی فوتبال به تحریم و تشویق و هزینه کردن می‌پردازند. این هنر بازی سیاست است، یک بازی با یک استراتژی و تاکتیک‌های بسیار!
بنابراین صحنه نمایش بازی سیاست، همچون یک بازی تئاتر است که هر چه نمایشش جذاب‌تر باشد، خریدار و تماشاگرش نیز بیشتر خواهد بود.
همانطور که در یک بازی فوتبال حرکات و قواعد غیراخلاقی و خارج از عرف و قانون هم توسط بازیگران و هم توسط تماشاگران و هم توسط داور یا داوران از آنان بروز پیدا می‌کند، در بازی سیاست نیز این شیوه متناوبا و مستمرا و غالبا حضور آشکار و پنهان دارد تا جایی که در یک حرکت یا حرکات کاملا غیراخلاقی و ناجوانمردانه در مقطعی از زمان می‌تواند میدان‌دار قدرت در حاکمیت سیاسی باشد و از این طریق البته گاها می‌توانند داورانی را هم بخرند یا بفریبند، یعنی برای خود برخی از افکار عمومی را به کنش و واکنش وادارند و یا تماشاگران صحنه سیاست (مردم) را مرعوب کرده یا فریب داده یا خاموش سازند، و یا اصلا برای آنان – چون احساس قدرت می‌کنند- بازتاب افکار عمومی اهمیت نداشته باشد و خود را مستقل و مغنی از تشویق آنان و تماشاگران بداند و بپندارد و به اصطلاح گوش شنوایی نباشد!
در صحنه بازی سیاست گاهی هدف، یعنی آنچه منظور و مقصود بازیگران سیاست هست(چه مقدس باشد و چه پلید) وسیله را توجیه می‌کند و برای رسیدن به مقصد نهایی بکارگیری هر وسیله، امری مباح و گاه واجب مفروض می‌شود. برای بعضی و برخی این اقدام (بکارگیری هر وسیله – حتی اگر هدف مقدس باشد-) یک عمل و یک فعل غیراخلاقی و غیر منطقی است.
گاه در صحنه بازی سیاسی این دو دیدگاه در انظار جامعه (تماشاگران) روبروی هم قرار می‌گیرند و در یک مبارزه کاملا ناعادلانه با هم برای بدست گرفتن حاکمیت سیاسی و یا از دست ندادن قدرت سیاسی ستیز می‌کنند، در چنین حالتی از آنجا که شیوه‌های غیراخلاقی می‌تواند از بکارگیری هر وسیله سود ببرد امکان پیروزی ظاهری را دارد، ولی چنانچه طرف مقابل بتواند با شم و درایت سیاسی نظر افکار عمومی را به خود جلب کند و از این طریق بازتاب داشته باشد ، می‌تواند بر آن فائق آمده و به سرانجامی برسد، هر چند در عدد «قلت» یعنی کم باشد.(1)
در هر حال در بازی سیاست بازتاب افکار عمومی از اهمیت فوق‌العاده بالایی برخوردار است و هر کدام از صحنه گردان‌های بازی سیاست بتواند افکار عمومی بیشتری را به خود جذب و جلب کند، می‌تواند سریع‌تر به مقصود برسد، گر چه حاکمیت در دست آنها نباشد.
در یک بازی سیاسی کاملا اخلاقی و بر اساس عرف و قانون، احزاب آزاد و مطبوعات سندیکاهای کارگری و شوراهای محلی و مانند آن هم تبلور افکار عمومی هستند و هم تحریک و تقویت کننده تماشاگران صحنه بازی سیاست برای پیوستن به این بازی، یعنی سیاسی کردن بیشتر تماشاگران برای حضور عملی در صحنه سیاست، تلاش برای رسیدن به این هدف منجر به اتخاذ شیوه‌ها و متدهایی برای دستیابی به آن می‌شود. که در همین ساخت و پرداخت‌هاست که هر وسیله‌ای هم بکار گرفته می‌شود، مثل فریب مردم در عوام‌گرایی، مثل خرید رای یا تقلب در رای، یا مثل ترور، بمب‌گذاری و ایجاد ناامنی برای القای این حس که امنیت نیست و ما می‌توانیم امنیت را برای شما بیاوریم و قس علیهذا…
در نهایت تاریخ بازتاب و داور نهایی است، و از آنجایی که تاریخ نیز توسط «تک تاریخ نگار» نوشته نمی‌شود و تاریخ را همگان می‌نویسند، پس گاهی این بازی طولانی است و اعلان و اعلام برنده و بازنده آن به زمان احتیاج دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات