دکتر محمود محمدی
یک سال از عمر دولت نهم گذشت و آنچه در مقالات، سخنرانیها، نطقها و مصاحبهها از عملکرد دولت شنیده شد جنبه کمی داشت زیرا شعارها و وعدههای رئیسجمهور با واقعیات و توقعات مقایسه شد و این سوال را تداعی کرد که کدام تحول؟ کدام توسعه؟ اگر یک سال عمر دولت دکتر احمدینژاد را با فرهنگ سیاسی انقلاب و از نظر کیفی بسنجیم، دستاوردهای کمی را نیز بهتر خواهیم دید در حالی که اگر کیفیت را فدای کمیت کنیم، حتی دستاوردهای بزرگ سه دهه گذشته را نیز زیر سوال خواهیم برد.
ملتی که سرمشق تحولات و تاثیرگذار بر معادلات جهانی بوده، از چنان فرهنگ سیاسی و لیاقتی والا برخوردار است که بداند بازآفرینی جوهره فکری انقلابی امام راحلمان که همانا اعتماد به نفس و ساختن ملتی مزین به عدالت و «محبت» است، سنگ بنای تحول و توسعه و هرم قدرت در حکومت ایران است که در پرتو عملکرد دولت نهم متجلی شده است و توانسته یک تحول فکری و یک تحول رفتاری ایجاد کند.
1- تحول فکری: اگر امروز نپذیریم که انحراف از هرم قدرتی که امام برای تثبیت نظام در این مرز و بوم تاسیس کرد، ما را با بحران مواجه ساخت و ذات مقدس نظام اسلامی را با انحراف از حقیقت آن با بیاعتنایی به ظلم و تبعیض و فقر و رانتخواری و تجملگرایی به ورطه آسیبپذیری نزدیک کرد، به تحولی که گفتمان عدالتمحور و محبتمحور رئیسجمهور منتخب مردم در انتخابات نهم در بینش و کنش ملی ایجاد کرده و از شکاف میان دولت و ملت بر اثر شدت بیاعتمادی جلوگیری نموده، پی نخواهیم برد.
عدالت و محبت دو رکن اساسی عملکرد دولت نهم است که قاعده هرم قدرت ملی را شکل میدهد. دو رکنی که اگر بیشتر از آن فاصله میگرفتیم با تهدیدات جدی مواجه میشدیم.
سالها بود ملت و بویژه مظلومان، محرومان و فرودستان از حقوق خود گذشته و در دفاع مقدس و سازندگی فقط به «وظیفه» عمل کرده بودند و منتظر بودند ببینند دولتها چگونه در پرتو عدالت یا مساوات با موانست و ملاطفت به وظیفه خود عمل میکنند و از وظیفهشناسی ملت قدرشناسی مینمایند. گفتمان عدالتمحور دولت نهم، خواست هر ایرانی بود که دیگر از فقر و تبعیض و فساد و توزیع ناعادلانه «ثروت ملی» به ستوه آمده و آماده جانفشانی برای اعتلای کشور و نظامی بود که آرمانی جز عدالت نداشت.
مگر نه این که در مکتب ما، حکمران اگر عدالت ورزد در ثواب هر طاعت که از مردم صادر شود سهیم باشد و اگر ظلم نماید در هر معصیت شریک و برخی بزرگان، محبت را بستر تحقق عدالت و بلکه برتر از عدالت شمردهاند؟ و ما مسلمانان تنها به حب زندهایم و با ظلم در ستیز؟
2- تحول رفتاری: در دولت نهم به نحوه جدید کشورداری و مردمداری مربوط میشود که شکل سفرهای تشریفاتی را به سفرهای کاری و دولت سازمانی و دولتمردان لوکس و وزارتخانهنشینان را به دولت میدانی تغییر داد و این تحول بزرگ در سرزمین پهناور ایران با مناطق نابرخوردار و محروم و ملتی به لحاظ فرهنگی، سیاسی، اعتقادی و قومی متنوع را ایجاد کرد که به انسجام و همبستگی و وحدت بیشتر ملی کمک میکند.
اگر عملکرد دولت نهم را به طور منصفانه تحول در آنچه میخواستیم و نداشتیم، یعنی بازآفرینی نیروی فکری و اعتماد عمومی و بویژه محرومان به حکومت بدانیم، خواهیم پذیرفت که تحول و توسعه در این سرزمین پهناور تنها در بینش و کنش دولتمردان ممکن و میسر است بینشی که از عدالت و محبت بگوید و کنشی که به آنان جامه عمل بپوشاند. دولت نهم برخاسته از فضای فرهنگ سیاسی انتخاب مجلس هفتم است که رو به سوی عدالتخواهی و محرومیتزدایی داشته و با ظرفیت بالای علمی، تجربی نهفته در آن به تصویب قوانین قوی و موثری برای تحقق عدالت و جلب رضایت عمومی همت گماشت که دولت نهم با اجرای آن میتواند کارنامه مشترکی از قانون و اجرا و مجلس و دولت ارائه کند مشروط بر آن که سومین و مهمترین رکن دیگر حکومت یعنی قوه قضاییه در حیطه وظایفش در تحقق و تضمین قوانین و عدالت به توفیق تلاشهای خستگیناپذیر دو قوه دیگر مدد رساند.