دکترمحمدمهدی مظاهری
ایران براساس منافع ملی خویش در پاسخ به بسته پیشنهادی 1+5 تلاش کرده است این موضوع را به طرف مقابل منتقل کند که سیاست فشار مبتنی بر تهدید نمیتواند تغییری در سیاست هستهای ایران ایجاد کند. البته تشریح این مواضع با ظرافت خاص همراه بوده طوری که دستمایه این سیاست بیشتر مبنای حقوقی داشته و براساس پادمانهای بینالمللی و مفاد ان.پی.تی تدوین شده است و براساس این استدلال ایران به عنوان یکی از اعضای آن میتواند با پیگیری اهداف صلحآمیز نسبت به حفظ چرخه کامل سوخت هستهای خویش، اطمینان داشته باشد. در بررسی اجمالی گزینههای پیش رو باید به سه گزینه مهم تاکید کرد:
1- گزینه واقعبینانه: با توجه به شرایط داخلی و اهتمام اساسی بر حفظ این دستاورد ملی در ایران و نیز محذورات منطقه از جمله تداوم خشونتها در خاورمیانه و ناامنیهای موجود در عراق و افغانستان و ترس از گسترش بحران در منطقه، گروه 1+5 اصول کلی سیاست هستهای جمهوری اسلامی را میپذیرد و بر حق مسلم ایران در استفاده صلحآمیز از دانش هستهای صحه میگذارد. البته در این گزینه، طرف مقابل برای اطمینان از مقاصد صلحآمیز فعالیتهای هستهای ایران همچنان از مکانیزمهای بینالمللی، ادامه بازرسیها و مذاکرات بیشتر برای رسیدن به راهحل منطقی حمایت میکند، در مقابل حسننیت ایران، گروه 1+5 ضمن تعهد به اجرای مشوقهای اقتصادی و تضمین امنیتی نیز ارائه میکند.
2- گزینه بدبینانه: بیشتر از سوی آمریکا و نیز رژیم صهیونیستی پیگیری میشود و با امنیتی خواندن پرونده هستهای ایران و معرفی آن به عنوان تهدید برای نظام بینالملل، تلاش میشود که مسیر تحولات اخیر مغایر منافع قدرتهای بزرگ در شورای امنیت نشان داده شود. در این گزینه آمریکا در پی آن است که با مکانیزمهای مختلف و افزایش فشارهای سیاسی و تهدید نظامی و به هر طریقی شده جلوی غنیسازی در ایران گرفته شود، به طوری که جواب مثبت و روشن ایران به بسته پیشنهادی 1+5 نتوانسته است به اقناع طرف مقابل بینجامد، چرا که آمریکا و قدرتهای همسو با آن همچنان با انتخاب مسیر غیرحقوقی و استدلالهای غیر منطقی در تلاشند از طریق شورای امنیت و با تمسک به بند 41 از ماده 7 منشور سازمان ملل متحد به اغراض سیاسی خویش برسند. مسلم است که انتخاب این گزینه میتواند با بحرانی کردن اوضاع منطقه تمام تلاشها و رویه مثبت اتخاذ شده برای حل و فصل نهایی مساله را با مشکلی بزرگ مواجه کند.
3- گزینه فرصتطلبانه: در این گزینه، طرف مذاکرهکننده با ایران (گروه 1+5) ضمن محور قرار دادن منافع ملی و منطقهای خویش سعی میکند از برگ ایران به نفع خویش استفاده کرده و از طریق دیپلماسی پنهان به برخی دستاوردهای مورد نظر برسد. در این گزینه ـ که مذاکرات به شکل انفرادی از سوی این کشورها دنبال میشود ـ هرگونه علایم مثبت و تغییر در سیاست هستهای ایران به منزله تایید سیاست کشور مذاکرهکننده قلمداد شده، موجب ارتقای پرستیژ و جبهه سیاسی آن در میان دیگر بازیگران موثر در پرونده هستهای ایران خواهد شد.
در این گزینه بر چانهزنی و تداوم مذاکرات طولانی تا حصول نتیجه مورد نظر تاکید شده است. از بین سه گزینه فوق به نظر میرسد در شرایط فعلی گزینه واقعبینانه میتواند ضمن هموار کردن مسیر مذاکرات میان طرفین، بسترهای لازم را برای ایجاد تفاهم و اعتماد سازنده فراهم کند. تداوم مسیر مذاکرات براساس مدل عقلایی و پرهیز از هرگونه هیجان و اضطراب کاذب میتواند طرفین منازعه را به یک نقطه مشترک برساند. در این مسیر گروه 1+5 میتواند به جامعه جهانی اعلام کند که موفق شده است از طریق مذاکرات به الگوهای اعتمادساز برای ایجاد تفاهم بیشتر با ایران نایل آید و ایران نیز با حفظ دستاورد ملی خویش نسبت به آینده امیدوار باشد.
نکته آخر این که گرچه سه کشور اروپایی و آمریکا پاسخ ایران به بسته پیشنهادی 1+5 را ناکافی و مبهم خواندند ولی تاکید همگی بر تداوم ارتباط و مذاکرات رودررو با طرف ایرانی، امیدهای فراوانی را برای رسیدن به یک تفاهم چندجانبه میان طرفین زنده نگه داشته است. جالب این است که ایران گرچه در پاسخ پیشنهادی به صورت علنی تعلیق غنیسازی اورانیوم را رد کرده، ولی یادآور شده که در مسیر مذاکرات ممکن است این مساله با تضمینهای عینی و عملی قابل حل باشد بنابراین ایران در تلاش است فرآیندی ایجاد کند که منجر به تعادل و همچنین اعتمادسازی در سطح منطقهای و بینالمللی شود.