تاریخ انتشار : ۱۵ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۱  ، 
کد خبر : ۸۳۰۶۲

سید جمال‌الدین اسدآبادى


ویدا معزی‌نیا
سیدجمال‌الدین اسدآبادى متفکر و نظریه‌پرداز سیاسى، فرزند سیدصفور و سکینه‌بیگم، در شعبان 1254ق در روستاى اسدآباد همدان دیده به جهان گشود. پس از گذراندن تحصیلات ابتدایى در زادگاهش رهسپار قزوین گردید و پس از دو سال اقامت در آن شهر، در سال 1266ق راهى تهران شد و به دنبال اقامت کوتاهى در آن جا به همراه پدرش به عتبات عالیات عراق عزیمت نمود و در شمار شاگردان شیخ مرتضى انصارى قرار گرفت. در آن زمان سیدجمال سیزده ساله بود و با نبوغ و استعداد فوق‌العاده‌اى که داشت با آن سن اندک توانست در درس خارج فقه استاد شرکت کند و مدت چهار سال از آن بهره گیرد.
در هفده سالگى با سفر به هندوستان با علوم جدید آشنا شد و بر دانش‌هاى خود افزود. از همانجا براى زیارت به مکه رفت و در نجف رحل اقامت افکند و در اواخر سال 1276ق یا اوایل 1277ق به تهران بازگشت و یکسال بعد از طریق خراسان وارد کابل شد و به دیدار دوست محمدخان شتافت. در سال 1282ق از افغانستان به تهران بازگشت و سال بعد وارد توس شد و پس از چهار ماه اقامت در آن شهر به هرات، قندهار و کابل سفر نمود و پس از یک سال عزیمت به هندوستان، در اواخر سال 1285ق وارد مصر شد، اما پس از حدود چهل روز خدیو مصر وى را اخراج و نامبرده به استانبول رفت. هنوز چند سالى از اقامتش در استانبول نگذشته بود که بار دیگر عازم مصر شد و پرثمرترین دوره زندگى‌اش آغاز گردید. بسیارى از روشنفکران و نویسندگان مصرى و سورى در این دوره به طور مستقیم یا غیرمستقیم از عقاید سید اثر پذیرفته‌اند. در میان پیروان و مریدان سید در مصر مى‌توان از شیخ محمد عبده که پیشواى جنبش تجددخواهى دینى بود یاد کرد.
سید در مصر در حدود سال 1296ق انجمنى مخفى به نام حزب الوطنى علیه استعمارگران تشکیل داده بود که در حقیقت تبلور اندیشه‌هاى ملى و مذهبى در قالب یک تشکل سیاسى ـ فرهنگى بود.
همان سال سید از مصر به هندوستان تبعید شد و در دوره اقامتش در آن جا بیشتر به کار نگارش سرگرم بود و از میان نوشته‌هایش هر ساله حقیقت مذهب نیچرى و بیان حال نیچریان از شدت و اهمیت بیشترى برخوردار است. نامبرده در سال 1300 ق از هندوستان راهى لندن و سپس پاریس شد. آنچه از فعالیت‌هاى وى در پاریس شایان توجه است نخست، همکارى او با شیخ محمد عبده در نشر روزنامه عروة‌الوثقى و دیگر مکاتبه او با ارنست رنان متفکر معروف فرانسوى است. پس از تعطیل شدن آن نشریه دولت انگلیس سید را به لندن فراخواند.
ایشان به عزم برافراشتن پرچم اتحاد اسلام از لندن قصد یمن و نجد نمود، اما به جاى عربستان به بوشهر رفت و چون این خبر به تهران رسید ناصرالدین شاه که قصد داشت از اتحاد اسلام سید به نفع حکومت خود بهره‌بردارى کند به وساطت محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه وى را در سال 1304ق به پایتخت دعوت کرد.
در این زمان سید بى‌پروا از خرابى اوضاع و ضرورت انجام اصلاحات و برقرارى حکومت قانون سخن مى‌گفت، لذا ناصرالدین‌شاه دیگر او را به حضور نپذیرفت. در همان سال سید وارد شهر قفقاز گردید و کوشید تا در روسیه زمامداران آن کشور را به اتحاد با ملل مسلمان و حمله به هند وادارد و چون توفیقى نیافت سال 1306ق رهسپار آلمان شد و در آن کشور با ناصرالدین شاه ملاقات نمود و شاه از رفتار گذشته‌اش پوزش خواست و وى را به تهران فراخواند.
سید در تهران همچنان بى‌محابا از فساد دولت و غفلت شاه سخن مى‌گفت. شاه نیز فرمان داد که ایشان از تهران به قم برود، اما وى به جاى عزیمت به قم به رى رفت و در صحن حرم عبدالعظیم(ع) بست نشست. سرانجام رجب سال 1308ق مأموران دولتى وى را به زور از بست خارج نموده و به سوى مرز عثمانى در خانقین هدایت کردند. سید چندى در بغداد و بصره به سر برد و به علت تحریک روحانیون شیعه در نجف و کربلا بر علیه دربار ایران، او را از نزدیکى مرزهاى ایران به محل دورترى منتقل کردند. سیدجمال‌الدین قبل از رسیدن حکم تبعید رهسپار آلمان و سپس لندن شد و در آن جا اقدام به انتشار روزنامه‌اى به نام ضیاءالخائفین نمود و در هر شماره با امضاى السید الحسینى مقالات تندى بر علیه شاه و دولت ایران منتشر مى‌کرد.
سیدجمال‌الدین در نامه‌اى سرگشاده خطاب به علماى شیعه از آنان خواستار براندازى حکومت شاه شد. پس از چندى مقامات انگلیسى این روزنامه را تعطیل نمودند و در اواخر سال 1309ق سید به دعوت عبدالحمید (پادشاه عثمانى) براى ایجاد اتحادیه مسلمین یا اتحادیه جهان اسلام راهى استانبول شد و به رغم محدودیت‌هاى اعمال شده براى او دست از مبارزه برنداشت.
سال 1313ق ناصرالدین شاه قاجار توسط میرزا رضاى کرمانى یکى از شاگردان سید به ضرب گلوله کشته شد، متعاقب آن دولت ایران از مقامات عثمانى خواهان استرداد وى و یاران ایرانى‌اش چون شیخ احمد روحى، میرزا آقاخان کرمانى و میرزا حسن خان خبیرالملک به ایران شد که این تقاضا پذیرفته نشد، اما آن دولت یاران سید را پس از مدتى تبعید به طرابوزان، سرانجام در مرز به نمایندگان ایران تحویل داد و محمدعلى میرزاى ولیعهد نیز آنان را در تبریز اعدام کرد.
سیدجمال‌الدین اسدآبادى در پنجم شوال سال 1314ق در حالى دیده از جهان فروبست که احتمال مسمومیت وى قبل از مرگ قوت دارد.
از سید آثار و نوشته‌هاى فراوانى بر جاى مانده است که از جمله مى‌توان به موارد زیر اشاره کرد: الحقایق، تاریخ الافغان، دیوان غزلیات، ماسون، اسلام و علم، الوصیة السیاسیه الاسلامیه.
سیدجمال‌الدین در بیدارى ملل شرق، روشن ساختن ذهن مردم و نهضت علمى و حتى ادبى کشورهاى هند، پاکستان، افغانستان، ایران، ترکیه، عراق و مصر نقش مؤثرى داشت و نخستین کسى بود که مسایل دینى را با فلسفه اجتماعى درآمیخت و تعبیر نوینى از اسلام ارایه داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات