بسماللهالرحمنالرحیم
شبکه تلویزیونی «ای.بی.سی» آمریکا در روزهای پایانی هفته متنی را تحت عنوان متن پیشنهادی گروه 1+5 به ایران منتشر کرد که نگاهی گذرا و حتی غیر کارشناسی به آن، حاوی نکات قابل تاملی است و نشان میدهد تبلیغات گسترده غربیها درباره نکات مثبت و پیشنهادات تشویقی در این طرح، صرفا برای جا انداختن آن و جوسازی برای گم کردن اصل قضیه و پنهان ماندن موارد منفی مندرج در این صحنهسازی آمریکایی است.
در نخستین فراز این طرح که به عنوان یک بند تشویقی و سازنده بر روی آن مانور شده، آمریکا و 5 عضو دیگر گروه موسوم به 1+5 تضمین کردهاند در صورت پذیرش این طرح از سوی ایران، تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی کشورمان را مورد پذیرش قرار میدهند.
گنجاندن این موضوع در طرح پیشنهادی غرب به ایران گرچه در سایه غوغاسالاری تبلیغاتی رسانههای بینالمللی به عنوان یک بند تشویقی مطرح شده اما در نگاه دقیق، قطعا یک مورد منفی و در حقیقت یک بند توهینآمیز علیه حاکمیت سیاسی یک کشور مستقل است، زیرا مردم ایران تا بحال به خوبی ثابت کردهاند به تنهایی و با اتحاد ملی و با پشتوانه ایثار و شهادت قادر بودهاند استقلال، تمامیت ارضی و حاکمیت ملی خود را در مقابل هرگونه تعرض از نوع شرقی و غربی حفظ کرده و نیازی به حمایت قدرتهای سلطهگر نداشته باشند.
این پیشنهاد در حقیقت بزرگترین توهین به ملت ایران است زیرا بیگانگان که هر یک از آنان سابقه تجاوزگری، چپاول و استثمار از پرونده آنها سرازیر است، درباره حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی به ما تضمین دادهاند در حالی که مردم مسلمان ایران نه تنها نیازی به چنین تضمینهایی ندارند بلکه آنرا یک غلط زیادی دانسته و با شهامت، این تضمینهای توهینآمیز و سخیف را به دیوار میکوبند.
از جنبه دیگر، قید اعطای این تضمین در صورت پذیرش طرح، بدین معناست که عدم پذیرش طرح پیشنهادی غرب میتواند تمامیت ارضی و حاکمیت سیاسی ایران را مخدوش سازد که این خود نیز یک غلط زیادی است زیرا ما معتقدیم غربیها طی 28 سال اخیر بیشترین تعرض سیاسی و حتی نظامی را علیه حاکمیت این ملت انجام داده و به نتیجه نرسیدهاند و اگر میتوانستند کار موثرتری در این زمینه انجام دهند، تا به حال آنرا عملی میکردند. بنابراین گر چه در این طرح به طور مستقیم سخن از تهدید مشخص و اقدام نظامی علیه ایران به میان نیامده ولی آمریکائیها جملاتی را در آن گنجاندهاند که تفسیر آن کاملا تهدیدآمیز بوده و به عنوان اقدامی تنبیهی علیه ایران به حساب میآید.
به این ترتیب ما معتقدیم بسته پیشنهادی غرب تاکیدی بر تنبیهی بودن این پیشنهادات و محرومیت ایران از حقوق مسلم هستهای است و نه تشویقی، زیرا وجود 14 بند تنبیهی صریح در کنار موارد تشویقی مختصر مثل فروش قطعات هواپیمای مسافری، موافقت با عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی و انتقال فناوری کشاورزی آمریکایی و همچنین اعلام آمادگی واشنگتن برای پیوستن به مذاکرات مستقیم هستهای با تهران چیزی نیست که بخواهد سایه سیاه اقدامات الزامآور غیر حقوقی را برطرف کند. البته در اینکه آمریکائیها تا چه اندازهای بتوانند 5 کشور دیگر را در اقدامهای تنبیهی و الزامآور با خود همراه کنند، جای بحث وجود دارد ولی اگر چنین اتفاقی نیز بیفتد، ملت ایران از آن واهمهای نداشته و حاضر است برای حفظ استقلال سیاسی، ارضی و علمی خود هزینه کند.
به هر حال تلاشهای زیادی از سوی غربیها برای متقاعد کردن ایران برای پذیرش این طرح وجود دارد ولی ملت و مسئولان ایرانی بخوبی میدانند پذیرش این طرح مستلزم توقف غنیسازی در ایران است و همانگونه که دبیر شورای عالی امنیت ملی تصریح کرده، پیشنهادهای غرب علیرغم نکات تشویقی، حاوی پیش شرطی است که مانع دستیابی به هرگونه حلوفصل در موضوع هستهای ایران میشود.
شاید دقت در برخی اظهارات مقامات غربی درباره این طرح نیز بتواند ماهیت آنرا بیش از پیش روشن کند. نخست آنکه «استیو سایمن» کارشناس ارشد شورای روابط خارجی آمریکا اعتراف کرد سولانا پیش از سفر به تهران در تلآویو با «ایهود اولمرت» نخستوزیر اسرائیل دیدار و او را در جریان این طرح و حفظ منافع هماهنگ آمریکا و اسرائیل قرار داده است. دیگر اینکه سفیر رژیم صهیونیستی در واشنگتن تصریح کرده آمریکا در طرح پیشنهادی به تهران به چیزی کمتر از توقف کامل غنیسازی در ایران رضایت نداده است. بنابراین میتوان گفت این طرح نیز مثل سایر طرحهای غرب متضمن باجخواهی است و ادبیات تهدید در آن به شدت اعمال شده ولی ملت ایران اثبات کرده به هیچ وجه در مقابل این توپ و تشرها و غلطهای زیادی، کوتاه نیامده و حاضر به صرفنظر کردن از حقوق مسلم هستهای خود نیست.