«نابود کردن زیر ساخت های شهری لبنان و فلسطین و تضعیف هرچه بیشتر دولت های آنها در قبال ربودن سربازهای اسراییلی هیچ منطقی در پی ندارد به خصوص که اسراییل این حکومت ها را مسئول کنترل گروه ها و شبه نظامیانی می داند که در واقع از حیطه توانایی آنها خارج است. »
این انتقامجویی گسترده از لبنانی ها و فلسطین ها نه غیرانسانی و مستحق تقبیح است، بلکه منجر به تندروی و نابسامانی بیشتر در منطقه خواهد شد.
در واقع این درسی است که اسراییل باید از محاصره حکومت خودگردان در سال 2002 گرفته باشد. در پی این محاصره قدرت حکمرانی دولت خودگردان بسیار کاهش یافت و راه برای پیروزی حماس در انتخابات هموار شد، اکنون نیز این سیاست در لبنان نتیجه ای غیر از این به همراه نخواهد داشت.
«در واقع عمده خسارت های این آخرین انتقامجویی اسراییلی ها بر پیکر صلح داخلی ناپایدار و حکومت دموکراتیک لبنان وارد خواهد آمد. جالب اینجاست که انقلاب سرو در لبنان تنها پیروزی نمایان در دکترین بوش است که نومحافظه کاران بسیار به آن می بالند؟ حال این نقطه درخشان به دست سیاست های حزب پیشرو که بسیار مورد حمایت دولت بوش است، در حال سقوط است».
«این بار چقدر وقت باید صرف بازسازی لبنان پس از به اصطلاح ثبات و آرامشی شود که آمریکا و اسراییل قرار است برای منطقه به ارمغان آورند؟»
واضح است که سیاست های آمریکا برای منزوی کردن حماس و حزب الله از یک سو و ایران و سوریه از سوی دیگر، تاکنون نتیجه ای عکس به همراه داشته است.
«سوال اینجاست که اگر آمریکا، اروپا و اسراییل حاضر به همکاری با دولت منتخب مردم یعنی حماس می شدند، آیا شرایط در نوار غزه تا این حد از کنترل خارج میشد؟
«کاندولیزا رایس» وزیر خارجه آمریکا گفته سوریه در حل بحران کنونی عهده دار مسئولیتی ویژه خواهد بود اما تمام فشار سیاست های آمریکا در دو سال گذشته روی خروج بدون قید و شرط سوری ها از لبنان متمرکز بوده حال دولت بوش با استناد به کدام منطق سوریه را مسئول عمل حزب الله میداند؟
در واقع برندگان اصلی سیاست کنونی آمریکا حماس و حزب الله هستند و روز به روز فلسطینیان بیشتری به دیده قهرمان به اعضای این گروه می نگرند و بازندگان بزرگ رژیم های عربی به اصطلاح میانه رو هستند که بار دیگر خود را در برابر تهاجم های اسراییل ناتوان میبینند.
«بازندگان دیگر اسراییلی ها هستند که اکنون امید خود برای داشتن زندگی عادی در سایه صلح و آرامش را برباد رفته میبینند.
همچنین بازندگان بعدی ایالات متحده و جهان خواهند بود چرا که هیچکس از بالا گرفتن خشونت نفعی نخواهد برد، به ویژه اکنون که شاهد افزایش احمقانه درگیری های قومی و مذهبی در عراق هستیم و قیمت نفت روند رو به افزایش خود را ادامه میدهد.
حوادث اخیر درمنطقه خاورمیانه باید این نکته را به ما یادآور شود که امنیت و صلح در منطقه بسیار مهمتر از آن است که سرنوشت آن به آمریکا و اسراییل واگذار شود. اکنون زمان آن فرا رسیده است که اتحادیه اروپا و سازمان ملل نقش پررنگ تری درمنطقه ایفا کنند و باید همان دیپلماسی اروپا و سازمان ملل در منطقه پیگیری شود که در اواخر دهه 80 و اوایل دهه 90 به تبادل اسرا و مذاکرات صلح «اسلو» انجامید.
سازمان ملل، اتحادیه اروپا، آمریکا و روسیه تاکنون تنها نظاره گر استراتژی ناموفق بوش - نقشه راه- بوده اند و دیگر زمان آن فرا رسیده است که سازمان ملل و گروه هشت، دیپلماسی خود را در این منطقه اجرا کنند.
ایالات متحده باید این نکته را برای اسراییلی ها روشن کند که آمریکا نمی تواند از اقدامات نظامی اخیر تل آویو حمایت کند در غیر این صورت، بهایی که آمریکا مجموعا در عراق و کل منطقه مجبور به پرداخت آن می شود، بسیار سنگین خواهد بود.