در اینجا سعى داریم فارغ از هرگونه پیشداورى در خصوص دبیرکل جدید سازمان ملل متحد از منظرى کاملا متفاوت به این موضوع حساس بنگریم. کره جنوبى یکى از نزدیکترین متحدان کنونى کاخ سفید در اشغال عراق و نیز یکى از اهرمهاى فشار ایالات متحده آمریکا بر کره شمالى محسوب مىشود.
در حالى که به دنبال کارشکنى کشورهایى مانند ایالات متحده، کره جنوبى وژاپن مذاکرات شش جانبه با پیونگ یانگ متوقف شده است، تشنج زیادى در مناسبات کشورهاى خاور دور حاکم شده است.
مقامات پیونگ یانگ اخیرا به صورت مستقیم نسبت به بروز هرگونه جنگ در منطقه با کره جنوبى یا ژاپن هشدار دادهاند.
دبیرکل جدید سازمان ملل متحد در طول مدتى که کره جنوبى همکارىهاى گسترده خود با کاخ سفید را در زمینه مسائلى مانند اشغال عراق یا تقابل با کره شمالى گسترش داده است به عنوان وزیر امور خارجه در دولت “روموهیون”مشغول کار بوده است.
بنابراین در روندى خودکار و بر اساس مستندات موجود مى توان اینگونه عنوان کرد که یکى از هواداران سیاستهاى یونیورسالیستى کاخ سفید در حال قرار گرفتن در مسند دبیرکلى سازمان ملل متحد مى باشد. در غیر این صورت امکان موافقت مطلق کاخ سفید و انگلستان با وى به هیچ عنوان وجود نداشت.
عواقب و تبعات قرار گرفتن چنین فردى در راس هرم سازمان ملل متحد را مى توان ایجاد تشنج بیشتر در خاور دور، افزایش بحران امنیت در عراق و افزایش دو عنصر سردرگمى و تناقض در نظام بین الملل دانست.
“بان کى مون” در مقطع حساسى از حیات نظام بینالملل به این سمت انتخاب شده است. در حالى که موج خشونت یونیورسالیستها، خاورمیانه را هدف قرار داده است و بحران فقر و بیمارى در آفریقا همچنان ادامه دارد، وى خود را براى جایگزینى کوفى عنان آماده مىکند.
نکته جالب توجهى که در اینجا باید نسبت به آن تاکید نمود، افزایش انتظارات مردم سایر نقاط جهان است. پس از گذار بشریت به هزاره سوم و به سبب اقدامات جهان گرایانه جرج واکر بوش و همراهانش جهان در بسترى از ناامنى قرار گرفته است ودر مناطق آسیاى مرکزی، خاورمیانه، اروپا، آفریقا و... شاهد بحرانهاى قابل توجهى هستیم. با توجه به آگاهى شهروندان سایر نقاط جهان نسبت به نقش کاخ سفید و متحدان آن در ایجاد این بحرانها، در تعاملى مستقیم انتظارات آنها از نهادهاى بینالمللى در راستاى تقابل با سیاستهاى آمریکا افزایش یافته است. بنابراین ملتهاى جهان از دبیرکل جدید سازمان ملل متحد انتظار دارند تا هرچه زودتر در راستاى بازگشت جهان به دوران قبل از آغاز ریاست جمهورى بوش پسر اقدام کند. اما آیا با توجه به مواضع قبلى وزیر امور خارجه کره جنوبى نسبت به حمایت از اشغال عراق و... چنین مسئلهاى امکان پذیر است؟ حتى براساس گمانهزنىهاى مبتنى بر مستندات قبلى بسیارى از کارشناسان نظام بین الملل معتقدند که دبیرکل جدید سازمان ملل متحد در آینده در جهت اهداف واستراتژىهاى کلان سیاست خارجى نو محافظه کاران آمریکا گام برمىدارد.
در هر صورت ابهامات و سئوالات زیادى در خصوص شخصیت و نحوه رفتار “بان کى مون” وجود دارد که پاسخگویى به آنها را باید به آینده موکول کرد.
با چینش مسائل مختلف در کنار یکدیگر در مىیابیم که دبیرکل جدید سازمان ملل متحد وظیفهاى بسیار سنگین برعهده دارد. در جریان حملات 33 روزه رژیم اشغالگر قدس به بیروت و دیگر شهرهاى لبنان، سازمان ملل متحد عملکرد بسیار ضعیفى را از خود به نمایش گذاشت. سکوت این سازمان بینالمللى در خصوص حوادثى مانند جنایت قانا و حمایت مستقیم شوراى امنیت از تلآویو و جنایتکاران صهیونیست باعث شد تا اعتبار این سازمان بینالمللی، نزد همگان خدشهدار شود.
سازمان ملل متحد در جریان جنگ 33 روزه و نیز در جریان جنایاتى مانند جنگ عراق و افغانستان به بسترى در راستاى مانور کاخ سفید و انگلستان تبدیل شد. در این خصوص به دلیل حضور لندن و واشنگتن در شوراى امنیت سازمان ملل متحد شاهد وتوى قطعنامههاى ضد صهیونیستى و ضد جنگ بودیم.
به دلیل حضور “کوفى عنان”در راس این سازمان هم اکنون بسیارى از ملتهاى جهان نسبت به عملکرد وى دید مثبتى ندارند. درهر صورت “بان” در حالى جایگزین کوفى عنان مى شود که سازمان ملل موقعیت متزلزلى در بین ملتهاى جهان پیدا کرده است.
اما با مرور سخنان رئیس جمهور کشورمان در سازمان ملل متحد و نیز با بررسى آنچه در نظام بینالملل گذشته است به یک نتیجه واحد خواهیم رسید.
ساختار سازمان ملل متحد ساختارى غلط است که نیاز به تغییرى بنیادین و اساسى دارد. هم اکنون 5 کشور آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و انگلستان براى نظام جهانى و دیگر ملتهاى جهان تصمیم مىگیرند. این امر در قاموس ملتهاى آزاده دنیا توهینى آشکار محسوب مىشود.
در طول سالهاى اخیر شاهد بودیم که چگونه جلادانى مانند صدام حسین و اسلو بودان میلوشویچ تحت حمایت مستقیم کاخ سفید و در بستر سازمان ملل متحد قدرت مانور مىیافتند. جالب توجه اینکه بعدها نیز تحت تاثیر کاخ سفید و انگلستان این افراد به دشمنان سازمان ملل تبدیل مىشدند!!
در جریان کشتار سربرنیتسا و جنایاتى که جلادان صرب مرتکب شدند سازمان ملل متحد سکوت غیرقابل بخشودنى و سختى را اختیار کرد و در نهایت زمینه را جهت ارتکاب جنایات بیشتر صربها فراهم ساخت.
در جریان 8 سال جنایات صدام حسین علیه ملت ایران و تجاوز رژیم بعثى به خاک ایران، سکوت آزاردهنده سازمان ملل متحد در قالب حمایت آمریکا و انگلستان و شوروى سابق از صدام حسین صورت پذیرفت.
همان گونه که مشاهده مى شود در طول مقاطع مختلف حیات سیاسى سازمان ملل متحد تنها شاهد برخى جلسات و نشستهاى صورى و کلى در این سازمان بودیم. ساختار شوراى امنیت سازمان ملل به گونهاى است که حق کشورهاى دیگر را براى ایفاى نقش فعال در مناسبات جهانى پایمال مىکند. هم اکنون بسیارى از دولتمردان جهان نسبت به این ساختار غلط معترض هستند ولى بستر شوراى امنیت سازمان ملل و شاکله نادرست موجود در این مجمع بینالمللى پذیراى این اعتراضها و شکایتها نیستند.
در هر صورت چالش اصلى موجود در مقابل دبیرکل جدید سازمان ملل متحد اعتراض سایر کشورهاى جهان نسبت به ساختار غلط کشورهاى عضو شوراى امنیت سازمان ملل است. به نظر مىرسد براساس بیدارى و آگاهى سیاسى روبه رشد در میان سایر ملتهاى دنیا در آیندهاى نه چندان دور شاهد فشار بیشتر آنها در خصوص لزوم ایجاد تغییرى بنیادین در ساختار سازمان ملل متحد باشیم. این تغییر شاکله و بنیادین در حال حاضر یک الزام محسوب مىشود، الزامى که باید ملتها و دولتهاى آگاه آن را مطالبه نمایند.
در پایان بحث بار دیگر تاکید مىنماییم که با توجه به آگاهى ملتهاى دنیا ارادهاى جدید در راستاى ایجاد تغییرات بنیادین و اساسى در ساختار شوراى امنیت سازمان ملل متحد در حال شکلگیرى است. در صورت تقویت و هدایت این اراده باید به انتظار شکست کاخ سفید و متحدانش در مقابل اراده ملتها نشست.
هم اکنون “بان” وظیفهاى بسیار سنگین را بر عهده گرفته است. میزان انتظارات شهروندان سایر نقاط دنیا نسبت به وى بسیار زیاد و البته بحق است. آنها دیگر حاضر نیستند تا سازمان ملل متحد به جولانگاهى در راستاى مانور بىحد و حصر کاخ سفید و متحدانش تبدیل شود. در این راستا دو حالت کلى را مى توان در آینده متصور شد: اول اینکه بان بر خلاف میل و خواست سایر کشورهاى جهان و در تضاد با آنچه ملتها مىخواهند در راستاى منافع کاخ سفید و متحدان آن گام بردارد. در این صورت به زودى از سوى نظام بینالملل و ملتها و دولتهاى آگاه مورد مواخذه و بازخواست قرار خواهد گرفت. “بان” باید نسبت به سوابق خود در خصوص حمایت از اشغال عراق و جنایات کاخ سفید در این کشور احتیاط بیشترى به خرج دهد! بر اساس سوابق بان نمىتوان با دیدگاه و پیش زمینهاى مثبت درباره وى به داورى و حتى پیشداورى پرداخت.
اما اگر “بان” به صورتى همگام و موثر با سایر ملتهاى جهان حرکت کند و در راستاى اصلاح ساختار نامتوازن و ناعادلانه سازمان ملل متحد گام بردارد، مسلما از سوى ملتها و دولتهاى آگاه مورد حمایت قرار خواهد گرفت و لابىهاى ایالات متحده و هم پیمانانشدر راستاى برکنارى وى تاثیرى نخواهد داشت.
“بان”هنوز در اول مسیر خود قرار دارد. این مسیر بسیار دشوار و پیچیده است و در هدایت آن باید از ابزارها و راهکارهاى مختلفى استفاده کرد. “بان” باید فن زیستن مطلوب در راس هرم یک سازمان بینالمللى را به خوبى فرا گیرد، زیرا در غیر این صورت بستر موجود در نظام بینالملل ظرفیت پذیرش وى را در خود نخواهد داشت.
در هر حال “بان” باید با عملکرد خود نگاه ملتها و دولتهاى جهان نسبت به خود را تعیین نماید. مسلما در آیندهاى نه چندان دور عملکرد “بان” از سوى نظام بینالملل مورد نقد قرار خواهد گرفت.