تاریخ انتشار : ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۵  ، 
کد خبر : ۸۳۱۸۵

آموزش بی‌اعتنائی به منافع ملی!


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
مرگ « نجیب محفوظ » نویسنده 94 ساله مصری در رسانه های کشورمان انعکاس یکسانی نداشت . تاملی در این پدیده شاید بتواند انگیزه ها را بنمایاند و راه را به حق طلبان نشان دهد.
وجود بقایای اندیشه های غرب گرایانه در مجاری فرهنگی و ادبی کشورمان هنوز این جامعه را رنج میدهد. پیروزی انقلاب اسلامی در ایران دست ردی بود که ملت ایران بر سینه غرب گرایان زد اما آنان آنچنان در منافذ فرهنگی و ادبی کشور رخنه کرده بودند و آنچنان سخت جان بودند که پاکسازی جامعه از وجود آنها به پیگیری های مستمر نیاز داشت کاری که به دلیل مشکلات و ابتلائات فراوانی که دست اندرکاران اداره کشور به آن مبتلا بودند و هستند میسر نشد.
انقلاب اسلامی بر آن بود که ایران را از استعمار غربی به معنای کامل آن که شامل استعمار فرهنگی نیز میشود نجات دهد. این یک آرمان ملی بود هر چند پشتوانه ای دینی داشت . هم اکنون نیز نظام جمهوری اسلامی با سازوکارهائی که دارد همین آرمان بلند را دنبال می کند و در افق دید مسئولان این نظام اعتلای اسلام و ایران آرمان واحدی است که دو جز آن از همدیگر انفکاک ناپذیرند.
در عرصه فرهنگ و ادبیات کسانی که حتی فقط به ایران نیز بیاندیشند بطور طبیعی باید درصدد باشند جامعه ایرانی را از آلودگی های فکری مصون نگهدارند. لازمه چنین تقواپیشگی فرهنگی و ادبی اینست که دست اندرکاران امور فرهنگی و ادبی از وارد ساختن فرهنگ و ادبیات آلوده به میکرب های فکری و اخلاقی خودداری نمایند و حتی با روشنگری های خود چهره های واقعی عناصر میکرب ساز را افشا کنند. مقابله با عناصر وابسته ای که کارشان گسترش وابستگی فرهنگی است وظیفه و تکلیف اول نویسندگان فرهنگ سازان و اهل ادب و هنر هر جامعه زنده و پویاست .
نجیب محفوظ هرچند نویسنده ای پرکار و تاثیرگذار بود اما فرزند زمان خود نبود. او درست در قرنی زندگی کرد و در مصر که در قرن اخیر مرکز سیاسی و ادبی و فرهنگی جهان اسلام بوده و هنوز هم هست قلم زد که جهان عرب حیاتی ترین دوران فکری سیاسی و فرهنگی خود را سپری کرده و می کند. جنبش های ضد استبدادی نهضت های ضد استعماری قیام های ضد صهیونیستی و سرانجام نهضت های اسلامی فراگیر شاخصه های بارز این قرن بودند. درست هنگامی که نجیب محفوظ به آستانه تاثیرگذاری از طریق نویسندگی رسید رژیم صهیونیستی در قلب جهان عرب و در همسایگی مصر شکل گرفت و همچون غده ای سرطانی به جان ملت های منطقه افتاد. نجیب محفوظ میتوانست با قدرت قلمی و ذوق ادبی خود روح ضدیت با صهیونیسم را به شریان های وجود یکصد میلیون عرب وارد کند سایر نویسندگان عرب را به دنبال خود بکشاند و عرصه را بر صهیونیست های بیگانه غاصب و جنایتکار تنگ نماید. او نه تنها چنین کاری نکرد بلکه با نوشتن « اولادحارتنا » (بچه های محله ما) به مقدسات مورد قبول مردم اهانت کرد و نفرین آنان را برای خود خرید و به یک نویسنده بیگانه از آرمان مردم در جهان عرب تبدیل شد...
هنگامی که مثلث شوم آمریکا انگلیس و صهیونیسم جهانی برای تحقیر ملت های مسلمان سلمان رشدی را به نوشتن کتاب کفرآمیز « آیات شیطانی » تشویق و تجهیز کردند و امام خمینی حکم به ارتداد او داد و علمای بزرگ سرتاسر جهان اسلام و عرب از این حکم حمایت کردند نجیب محفوظ به حمایت از سلمان رشدی برخاست و از او به عنوان نویسنده ای آزاداندیش ! تجلیل کرد و به دلیل ایستادگی در برابر اسلام مورد تشویق حامیان سلمان رشدی قرار گرفت و شایسته دریافت جایزه ادبی نوبل دانسته شد. تعلق گرفتن جایزه ادبی نوبل به نجیب محفوظ را محافل فرهنگی و ادبی جهان عرب از جمله مصر یک اقدام سیاسی دانستند و جماعت اسلامی مصر او را به دلیل اهانت به مقدسات اسلامی خارج از اسلام معرفی کرد . در نیمه مرداد ماه سال 1368 روزنامه کویتی « الوطن » اظهارات « عبدالفتاح احمد » رهبر جماعت اسلامی مصر را به چاپ رساند که گفته بود : « نجیب محفوظ به اسلام اهانت کرده و لازم است حد شرعی ارتداد درباره وی به اجرا درآید » . این حکم را شیخ « عمر عبدالرحمن » مفتی جماعت اسلامی مصر و استاد دانشگاه الهیات قاهره صادر کرده بود کسی که دولت آمریکا او را که در یک سفر تبلیغی به آمریکا رفته بود دستگیر و زندانی کرد.
در همان زمان نیز ماجرای نجیب محفوظ در مطبوعات ایران انعکاس یکسانی نداشت . تعدادی از روزنامه ها او را به دلیل حمایت از سلمان رشدی و نگارش کتاب های حاوی اهانت به اسلام مورد سرزنش قرار دادند ولی بعضی روزنامه ها بدون آنکه وارد این مقولات شوند به بهانه اینکه او یک نویسنده مشهور مصری است از او تجلیل بعمل آوردند و حتی تا 13 شماره مقالات مسلسل درباره او منتشر نمودند اقدامی که یک دهن کجی آشکار به حکم ارتداد سلمان رشدی بود.
اکنون که خبر مرگ نجیب محفوظ منتشر شده عینا همان ماجرا در کشور ما تکرار شده است . تجلیل بعضی مطبوعات از این نویسنده مصری با توجه به سوابق او ـ که البته تشریح جزئیات آن به مقالات مفصلی نیازدارد ـ حتی از نگاه منافع ملی کشور نیز قابل توجیه نیست . کسی که در حساس ترین و بحرانی ترین شرایط جهان عرب و مصر از قلم خود برای مبارزه با استبداد و استعمار و انحراف فکری و وابستگی های سیاسی استفاده نکرد و حتی به توجیه خواسته های استعمارگران پرداخت نه تنها نمیتواند الگوی نسل جوان ما باشد بلکه الگو دانستن چنین افرادی در واقع راه را برای آموزش بی اعتنائی به منافع ملی به مخاطبان باز کردن است کما اینکه از نگاه ارزشی و دینی نیز ترویج روحیه اباحیگری و ضدیت با مبانی دینی و اعتقادی محسوب می شود و در هیچیک از این دو اقدام منطق کمترین جایگاهی ندارد.
در تحلیل چرائی این گرایش های ضد منافع ملی و ضد ارزشی خوشبینانه ترین نگاه اینست که تجلیل کنندگان از افرادی مانند نجیب محفوظ هنری جز ترجمه داده های غربی ندارند و رسانه هائی که چنین مطالبی را منعکس می کنند رسانه های ترجمه ای هستند. اعتراف باید کرد که مترجم بی نظر برای استعمارگران بودن ننگ بزرگی برای رسانه هاست . آیا زمانی فرا خواهد رسید که مجاری فرهنگی جامعه ما از بقایای اندیشه های وابسته به غرب پاکسازی شود؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات