تاکیدات مکرر مقام معظم رهبرى بر لزوم حمایت همهجانبه از دولت و شخص رئیسجمهور حاکى از تایید و رضایت معظمله از عملکرد و مواضع این دولت مىباشد ولى متاسفانه عدهاى هنوز نخواستند خود را با شرایط موجود منطبق کرده و این تاییدات و حمایتها را جدى بگیرند و بهرغم ادعاى پیروى از ولىفقیه با تفسیر وارونه راه تخریب و تضعیف دولت را ادامه مىدهند. اما سخنان قاطع و مهم اخیر مقام معظم رهبرى در جمع مسئولان نظام راه توجیه و تفسیر و تاویل را بر همگان بسته و حجت را بر همه تمام کرده است. انتظار آن بود برخى براى حفظ ظاهر هم که شده چند صباحى دست نگه دارند ولى معالاسف شاهد اعلام وصول استیضاح یکى از وزراى پرکار دولت خدمتگزار بودیم و استیضاح یکى دیگر از آنان هم در راه است.
قبل از هر چیز لازم به رفع این سوءتفاهم احتمالى است که هرگز هدف نگارنده این نیست که مجلس دست از نظارت قانونى و ایفاى نقش نمایندگى ملت بردارد و با انتقادات سازنده مشفقانه به دور از تخریب و تضعیف از طریق مجارى قانونى براى بهبود امور منتقل نکند ولى باید قبل از متهمشدن به سیاسىکارى و مخالفتهاى غیرکارشناسى و شتابزده با دولت به سه سئوال اساسى پاسخ مىداد که اولا اگر استیضاح و سئوال از وزیر یا حتى رئیسجمهور حق مجلس است چرا در مورد دولت سابق این حق ملت را اعمال نکردند. این سیاست یک بام و دو هوا و دوگانه چه معنى دارد؟ اگر به فرض بگویند آنجا به فرمان رهبرى کوتاه آمدیم مىگوییم پس چرا اینجا با وجود دستورات صریح و موکد معظمله کوتاه نمىآیید.
ثانیا در شرایطى که مقام معظم رهبرى از همان روزهاى نخست شروع به کار دولت جدید دستور اعتماد به دولت و حمایت از آن را صریحا صادر فرمودند و در سخنان اخیرشان نیز مکررا بر این موضع تاکید داشتند و فرمودند کمک به دولت کمک به کشور است و باید از شخص رئیسجمهور تکریم شود اصرار بر مخالفت و استیضاح چه توجیه منطقى دارد. البته ناگفته پیداست که دستورات و ارشادات رهبرى انقلاب هیچگاه نافى اعمال حق نمایندگان نبوده و نیست بلکه دقیقا به منظور تقویت و دلگرمى دولت به ادامه خدمت به مردم و در نتیجه تقویت نظام اسلامى صورت مىگیرد. ثالثا این همه شعار حمایت از دولت و همگرایى و یکدستى با قوه مجریه که منجر به افزایش توقعات در جامعه شده چه سنخیتى با استیضاح و مخالفتها و بهانهجویىها در شرایط حساس کنونى دارد؟!
تردیدى نیست طراح اصلى این تحرکات از جمله استیضاحهاى اخیر، نمایندگان اقلیت سرخورده از شکستهاى پىدرپى سیاسى مىباشند. آنانى که در جریان راى اعتماد به کابینه به هیچکدام از وزراى پیشنهادى راى مثبت ندادهاند و در دولت سابق به همراه رسانههاى پرشمار خود در برابر گرانىهاى کمرشکن و افسارگسیخته و عزل و نصبهاى جناحى و... سکوت اختیار نمودند و هم آنان امروز با پشتیبانى رسانههاى داخل و خارج با هر اقدام سازنده دولت مخالفت و جوسازى مىکنند.اینجانب مفتخر به حمایت و ترویج مجلس اصولگراى هفتم بوده و هستم و با نگاشتن مقالات عدیده به سهم خود براى پیروزى آنان تلاش نمودم و پشیمان هم نیستم. هشدار مىدهم که مردم عملکرد و مواضع برخى از نمایندگان در تعامل منفى با دولت خدمتگزار ناشى از برخى ناکامىها را به حساب همه مجلس اصولگرا که عصاره فداکارى تمام دلسوزان واقعى نظام است، مىگذارند و امید سرشارى که به حل مشکلات با تصور یکدستى قواى سهگانه بسته بودند در حال مبدل شدن به یاس است. تا دیر نشده و این مجلس هم به سرنوشت مجلس تجدیدنظر طلب گذشته به تیغ طرد ملت گرفتار نیامده باید فکرى کرد و پیش نیاز این فکر نو تقواپیشگى و پیروى از رهبرى فرزانه نظام است.