بخش سیاسی خارجی
مقام معظم رهبرى در خطبههاى اخیر نماز جمعه تهران به نکات عمیق و بنیادینى اشاره کردهاند که تامل بر آنها در ترسیم دورنمایى جامع نسبت به وضعیت واشنگتن و تلآویو در خاورمیانه موثر است. حضرت آیتالله خامنهاى در این راستا به افشاى توطئه «مردم در برابر مردم» و «ترویج تروریسم» از سوى آمریکا و رژیم اشغالگر قدس پرداختند. مدنظر قرار دادن واقعیات موجود، نشانگر تطابق زمانى اعمال این توطئهها از سوى کاخ سفید و تلآویو است. به عبارت دیگر تئوریسینها و طراحان این توطئهها سعى دارند در عین تقویت ایجاد اختلافات قومى و مردمى در کشورهاى خاورمیانه به صورتى همزمان لابىها و اهرمهاى فشار بر کشورها بر اساس مبارزه با «تروریسم خودساخته واشنگتن» را تشدید نمایند.
در این راستا ما با دو نوع حرکت خزنده روبهرو هستیم. در حرکت نخست، مبنا بر رفتار صهیونیسم و امپریالیسم نوین بر اساس ایجاد اختلاف قومى در میان مسلمین استوار گردیده است.
پس از اشغال عراق توسط جمهورىخواهان ایجاد و تقویت اختلافات فرقهاى و قومى در میان مسلمانان خاورمیانه به نقطه اوج خود رسیده است. در این خصوص شاهد نقش موثر انگلستان، آمریکا، رژیم اشغالگر قدس و متاسفانه برخى مقامات کشورهاى عربى هستیم. همچنین چنین رویکردى از سوى غرب در قبال فلسطین نیز در پیش گرفته شده است.
مقام معظم رهبرى در سخنان خود خطاب به ملت فلسطین فرمودهاند: مردم فلسطین توجه کنند واقعیت «مردم علیه اشغالگر» را به «مردم علیه مردم» تبدیل نکند.
بنابراین در اینجا مسئله انحراف از یک واقعیت و ساختار حقیقى به نام «ایستادگى در برابر اشغالگران» و قرارگرفتن در چارچوبى مسموم به نام «تقابل مردم با مردم» مطرح است. کاخ سفید و تلآویو جهتگذار از چارچوب واقعى ذکر شده و قرارگرفتن مسلمین در قالب دوم به ابزارهاى متعددى استناد مىکنند. درک ماهیت این چارچوبها و هوشیارى مسلمین و تعامل سازنده میان قومیتها و فرقههاى مختلف (مانند آنچه در سطح پارلمان عراق شاهد هستیم) تنها راه مقابله با این ابزارهاى شوم محسوب مىشود.
توطئه «ترویج تروریسم» نیز با رویکردى کاملا تئوریک از سوى غرب صورت مىگیرد. پس از 11 سپتامبر 2001 شاهد ایجاد تروریسم خودساخته در قالب سه مرحله بودیم: در مرحله نخست کاخ سفید با ارائه تعاریف «کاذب» و «مبهم» از «تروریسم» به استحاله سیاستهاى جنگطلبانه بوش پسر در قالب این تعاریف پرداخت. در مرحله دوم شاهد مصداقیابى هدفمند نومحافظهکاران آمریکا و همپیمانان غربى و صهیونیست آنها بودیم. بر این اساس محور شرارت ترسیم شد و نام کشورهاى مخالف واشنگتن و تلآویو در این لیست قرار گرفت. در مرحله سوم نیز شاهد تقابل عینى و عملى غرب با مصادیق خودساخته تروریسم بودیم. این در حالى است که تروریسم واقعى هماکنون در عراق، افغانستان، فلسطین و لبنان و به دنبال اقدامات نظامیان آمریکایى و صهیونیستى در این کشورهاى مسلمان تجلى یافته است. نامهاى «ابوغریب»، «بگرام»، «گوانتانامو» و... به صورتى واضح چهره «تروریسم مولد» یعنى آمریکا و اسرائیل و «تروریسم مکمل» یعنى انگلستان و برخى کشورهاى اروپایى دیگر را به تصویر کشیده است.
در نهایت اینکه آگاهى و هوشیارى مسلمین نسبت به این توطئهها و پیشگیرى از مصداقیابى این موارد در فضاى حساس کنونى خاورمیانه خنثىکننده طرحهاى سست بنیان کاخ سفید و غرب در تقابل با مسلمین به شمار مىآید و تنها با سلاح آگاهى مىتوان از حرکت خزنده کاخ سفید و اسرائیل به عمق جوامع اسلامى جلوگیرى نمود.