«بسیارى از تحلیلگران جهان معتقدند که زمان آن فرا رسیده است تا تئورى افول قدرت آمریکا در جهان به بررسى و گفتگو گذاشته شود زیرا افق سیاست گذارى هاى این کشور در جهان وجود چنین واقعیتى را نشان مى دهد.
این تحلیلگران هم چنین معتقدند شکست آمریکا در برخورد با بسیارى از قضایاى بین المللى در جهان این زمینه را فراهم کرده است که این تئورى یعنى افول قدرت آمریکا در جهان مطرح شود. بر اساس ارزیابى این تحلیلگران آمریکا براى حفظ و بقاى امپراطورى جهانى خود شانس بسیار ضعیفى دارد.»
احمد عمرابى، تحلیلگر روزنامه البیان با ارایه تحلیلى تحت عنوان «آمریکا و تئورى افول قدرت» مى نویسد: «با توجه به شکست هاى پى در پى آمریکا در عرصه سیاست خارجى و حتى داخلى تئورى جدیدى مبنى بر افول قدرت آمریکا در جهان مطرح شده است که تحلیلگران و تئوریسین ها با استناد به بسیارى از واقعیت هاى سیاسى و تاریخى موجود به بررسى این موضوع مى پردازند. طرفداران این تئورى معتقدند که واشنگتن خود بر این واقعیت واقف است و تغییرات محسوس در سیاست گذارى این کشور در جهان خود ثابت کننده این واقعیت است. بر اساس این تئورى آمریکا در حال حاضر براى خروج از این بحران باید بازیگر بسیار ماهرى باشد و بازى را در پنج قضیه بین المللى مهم کسب کند؛ زیرا قدرت آمریکا از سوى بسیارى از کشورهاى جهان با توجه به موفقیت هایى که در این پنج قضیه بین المللى کسب مى کند، سنجیده خواهد شد. به عبارتى خروج آمریکا از بحران تئورى افول قدرت از منظر جامعه جهانى وابسته به حل و فصل این پنج قضیه بین المللى است که تاکنون شواهد و قرائن نشان مى دهد واشنگتن در حل و فصل هیچ یک از این پنج بحران بین المللى موفق عمل نکرده است.»
عمرابى مى نویسد: «این پنج قضیه بین المللى به ترتیب عبارت از سودان، سومالى، ایران، افغانستان، و ونزوئلا هستند. اما بحران سودان، تا به امروز حکومت عمر البشیر در برابر طرح آمریکا جهت اعزام نیروهاى بین المللى به سودان سرسختانه مقاومت کرده است و دست آمریکا را براى انجام هر مانورى در عرصه جهانى بسته است. کاخ سفید براى حل این بحران و عملى کردن طرح خود جهت کسب امتیاز بین المللى حتى متوسل به زور شده است به طورى که هشدار شدیداللحنى را به دولت سودان در این زمینه ابلاغ کرده است.
کاندولیزا رایس، وزیر خارجه آمریکا این هشدار شدید اللحن را به دولت بشیر ابلاغ کرده است و محتواى این تهدید آن است که دولت سودان باید میان رویارویى و درگیرى مستقیم با آمریکا و همکارى با آمریکا جهت حل بحران دارفور یک راه را انتخاب کند. در این تهدید شدید اللحن رایس به دولت سودان هشدار داده است که در صورت عدم همکارى، واشنگتن متوسل به زور علیه خارطوم خواهد شد. بنابراین با توجه به روندى که این بحران یا قضیه در سطح بین المللى طى مى کند تا به امروز آمریکا نتوانسته است موفقیتى را در این زمینه کسب کند. در نهایت این سوال مطرح مى شود که آیا آمریکا با توجه به بحران هاى سیاسى و نظامى که در عراق دارد در آخرین مرحله براى حل بحران سودان متوسل به زور مى شود و جبهه جنگ جدیدى را با این کشور باز خواهد کرد.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «دیگر قضیه بین المللى مطرح در این تئورى، بحران سومالى است. قدرت دولت دست نشانده آمریکا در سومالى روز به روز کاهش مى یابد و امروز این دولت در مرحله فروپاشى و شکست در برابر اتحادیه دادگاه هاى اسلامى قرار گرفته است. این اتحادیه در حال حاضر قدرت در سومالى را به دست گرفته است و شبه نظامیان آن بر موگادیشو و بندر کیسمائو و بسیارى دیگرى از مناطق سومالى مسلط شده اند. اتحادیه دادگاه هاى اسلامى در سومالى هم اکنون در موضع قدرت قرار گرفته است و احتمال تصرف بیدوا توسط این اتحادیه و منحل کردن حکومت سومالى بسیار نزدیک شده است. حال با توجه به واقعیت هاى موجود آیا آمریکا براى حل این بحران نیز مجبور خواهد شد که به زور متوسل شود و با استفاده ازپایگاه هاى نظامى خود در جیبوتى، کشور مجاور سومالى، مقرهاى این اتحادیه را هدف قرار مى دهد یا اینکه در پایان مجبور خواهد شد تسلیم شود و زمام امور سومالى را در دست حکومت و نظام اتحادیه دادگاه هاى اسلامى واگذارد، اتحادیه اى که درصدد تشکیل یک حکومت اسلامى در سومالى است. تاکنون واشنگتن در حل این بحران نیز موفقیتى کسب نکرده است و این پرونده به یکى دیگر از بحران هاى سیاسى آمریکا در جهان تبدیل شده است.»
به گزارش ایسنا عمرابى مى افزاید: «اما قضیه بین المللى سومى که آمریکا با آن روبرو است پرونده هسته اى ایران است. تمام سوال ها بر این نکته متمرکز شده است که آیا پس از حملات سیاسى، اقتصادى و دیپلماتیک گسترده اى که واشنگتن علیه پرونده هسته اى ایران رهبرى کرده است این بحران پایان مشخصى را خواهد داشت؟ پرونده هسته اى ایران از حساس ترین و مهم ترین پرونده هاى پیش روى آمریکا است. آمریکا بیش از سه سال از انواع حربه ها براى متوقف ساختن برنامه هسته اى ایران استفاده کرده و تا امروز این سیاست ها ادامه دارد اما تاکنون تمامى تلاش هاى واشنگتن براى تحت کنترل در آوردن این پرونده و متوقف ساختن آن با شکست مواجه شده است. این موضوع خود یکى دیگر از بحرانهاى سیاسى واشنگتن در عرصه بین المللى است. اکنون این سوال مطرح مى شود که آیا آمریکا پس از این مدت طولانى از فشارهاى اقتصادى و سیاسى به ایران براى حل بحران هسته اى این کشور نیز از راهکار نظامى استفاده خواهد کرد.»
در ادامه این تحلیل آمده است: «قضیه بعدى پرونده افغانستان است. به رغم آنکه پنج سال از جنگ آمریکا با افغانستان گذشته است اما واشنگتن تاکنون نتوانسته است هیچ یک از اهداف علنى مطرح شده این جنگ را محقق سازد. در راس این اهداف محقق نشده، منحل کردن گروه طالبان و متلاشى کردن و نابود ساختن شبکه القاعده قرار دارد. در حال حاضر به رغم حضور نظامى ناتو و آمریکا در افغانستان گروه طالبان توانسته است که نفوذ کامل خود در ایالت هاى جنوب این کشور را بگستراند و نیروهاى ناتو براى رویارویى با گروه طالبان به حالت آماده باش کامل در آمده اند. بر اساس آخرین ارزیابى هاى انجام شده نیروهاى ناتو دچار حالتى از ضعف و هرج ومرج امنیتى در مقابل حملات گسترده و پیاپى طالبان شده اند. سوال مطرح نسبت به این قضیه آن است که آیا جنگ آمریکا با افغانستان بالاخره با تطبیق الگوى جنگ ویتنام در این کشور به پایان خواهد رسید و این جنگ طى ماه هاى آینده به سود طالبان به پایان خواهد رسید.»
عمرابى در پایان این تحلیل مى نویسد: «اما پنجمین و آخرین قضیه اى که آمریکا براى حل آن با معضل روبرو است بحران ونزوئلا است. پرونده ونزوئلا با دیگر پرونده هاى مطرح کاملا متفاوت است. این پرونده بیشتر بر سر موضوع جنگ دیپلماتیک میان دو کشور متمرکز شده است. هوگو چاوز، در تلاش است که به کرسى متعلق به کشورهاى آمریکاى لاتین در شوراى امنیت دست یابد و رهبرى گروه مخالف آمریکا در شوراى امنیت را به عهده گیرد. در حال حاضر دولت آمریکا شدیدا با این پیشنهاد مخالفت کرده است. حال سوال این است آیا آمریکا در این جنگ دیپلماتیک پیروزى یا امتیازى کسب مى کند یا اینکه مجبور خواهد شد با پیروزى چاوز با این واقعیت کنار آید. با توجه به آنکه یکى از اهداف رییس جمهورى ونزوئلا تشکیل یک قطب قوى در شوراى امنیت براى مخالفت و رویارویى با تسلط آمریکا بر این شورا است این بحران و حل آن براى آمریکا بسیار حساس و حایز اهمیت است. حال با توجه به مطرح شدن تئورى افول قدرت جهانى آمریکا و منوط شدن حفظ جایگاه، منزلت و قدرت سیاسى آمریکا به حل این پنج قضیه بین المللى چگونه مى توان در این زمینه ارزیابى دقیقى ارایه داد؟ حقیقت آن است که آمریکا مى تواند از آلت زور و جنگ براى حل هر پنج قضیه بین المللى مطرح شده استفاده کند اما با توجه به وضعیت سیاسى واخلاقى آمریکا در جهان این کشور باید از در گفتگو براى حل این بحرانها وارد شود. به هر حال موقعیت و قدرت آمریکا نه امروز بلکه سالها پیش به محک گذاشته شده است و امروز شکست هاى سیاسى پیاپى این دولت آینده این قدرت جهانى را رقم زده است.»