میثم حسینی
هفته نامه پرتو سخن مورخ 23 فروردین 85 طبق معمول بخشی از صفحه آخر خود را به سخنان آیت الله مصباح یزدی اختصاص داده است.
استاد معظم در قسمت پایانی سخنان خود میفرماید: من هشدار میدهم، سربسته به شما میگویم و ان شاء الله همیشه سربسته بماند: کسانی که شما باور نمیکنید در صدد تضعیف موقعیت رهبری و ولایت فقیه هستند. آن چه از این سخنان خصوصا با توجه به جایگاه خاص گوینده آن به ذهن خطور میکند این است که این افراد یعنی تضعیف کنندگان موقعیت رهبری و ولایت فقیه منتسب و بلکه از نزدیکان به نظام اسلامی هستند والا در غیر این صورت به کارگرفتن حمله کسانی که شما باور نمیکنید بیمعنا مینمود. حال اگر این تفسیر از سخنان ایشان صحیح باشد سوال این است که چرا استاد معزز هشدار خود را به پردهای از ابهام پیچیده و عنوان کردهاند در صورتی خود بهتر میدانند که اگر مرجع ضمیر تعریضات خود را مشخص نکنند به طور طبیعی افراد بسیاری نزد افکار عمومی در معرض اتهام قرار خواهند گرفت و این آن چیزی نیست که با نیت و عقیده ایشان سازگار باشد. در هر صورت با کنکاش در پیرامون بیان ایشان احتمالی که در وهله نخست با توجه به مواضع گذشته و حال استاد به ذهن متبادر میشود این است که افراد یا فرد مزبور میتواند از جنس آیت الله هاشمی رفسنجانی باشد، یعنی کسی که عمر خود را وقف نظام اسلامی کرده و به عنوان شناسنامه انقلاب محسوب میشود و به شهادت امام راحل (ره) "تا تاریخ زنده است زنده خواهند ماند. وی مایه فخر روحانیتی است که در دوران تنهایی و غربت نهضت و نظام اسلامی مسوولیت مبارزه و اداره کشور را بر عهده گرفتند و در صحنه عمل نظام مبتنی بر ولایت فقیه را اثبات کردند. وی از باشکوهترین مردان تشیع و ایران است که شمیم روحبخش حماسههایش ظرف تاریخ نهضت روحانیت را عطرآگین کرده است. اما با این همه او نیز مثل همه بزرگان خالی از عیب نیست و چه بسا بیش از حضرت استاد مصباح یزدی اشتباه داشته باشد، چرا که برخلاف ایشان همواره در گود عمل و آزمونهای سخت قرار داشته است و این خود بر احتمال خطاها میافزاید. اما آیا این خطا و اشتباه! مجوز آن است که بزرگمرد نستوهی چون آیت الله هاشمی را به تازیانه اتهام بتوازیم و افکار عمومی را به التهاب واداریم در پاسخ بدین سوال بخشی از پیام بلند امام خمینی (ره) به روحانیت از باب تذکر آورده میشود و امیدواریم آیت الله مصباح یزدی پیشتاز عمل به آن باشند: لیکن وظیفه شرعی و الهی آن است که اتحاد و یکپارچگی طلاب و روحانیت انقلابی حفظ شود و گرنه شب تاریک در پیش است و بیم موج و گردابی چنین حایل. امروز هیچ دلیل شرعی و عقلی وجود ندارد که اختلاف سلیقهها و برداشتها و حتی ضعف مدیریتها دلیل به هم خوردن الفت و وحدت طلاب و علمای متعهد گردد. ممکن است هرکس در فضای ذهن و ایدههای خود نسبت به عملکردها و مدیریتها و سلیقههای دیگران و مسوولان انتقادی داشته باشد ولی لحن و تعابیر نباید افکار جامعه و آیندگان را از مسیر شناخت دشمنان واقعی و ابرقدرتهای که همه مشکلات و نارساییها از آنان سرچشمه گرفته است به طرف مسائل فرعی منحرف کند و خدای ناکرده همه ضعفها و مشکلات به حساب مدیریت و مسوولان گذاشته شود و از آن تفسیر انحصارطلبی گردد که این عمل کاملا غیرمنصفانه است و اعتبار مسوولان نظام را از بین میبرد و زمینه را برای ورود بیتفاوتها و بیدردها به صحنه انقلاب آماده میکند. من امروز بر این عقیدهام که مقتدرترین افراد در مصاف با آن همه توطئهها و خصومتها و جنگ افروزیهایی که در جهان علیه انقلاب اسلامی است معلوم نبود موفقیتی بیشتری از افراد موجود به دست میآوردند. ...