کریم جعفری
دولت جدید اسرائیل با حضور 25 وزیر به ریاست ایهود اولمرت تشکیل شد، در حالی که این دولت ائتلاف شکنندهای را با حضور 67 نماینده از چهار حزب (کادیما، بازنشستگان، شاس و کار) در خود دارد، و حتی علیرغم آنکه با ادغام حزب المتقاعدون (بازنشستگان) در حزب کادیما در کنست (پارلمان اسرائیل) این ائتلاف به سه حزب تقلیل یافت، اما همچنان نمیتوان به ائتلاف آنها، ائتلافی محکم و پا برجا گفت. این ائتلاف باید با مشکلات و اختلافات بیشمار میان احزاب دست و پنجه نرم کرده نظر آنها را جلب کند. مشکلات بیشمار اقتصادی و اجتماعی که هم اکنون اسرائیل با آن مواجه است، در مبارزات انتخاباتی مجلس این رژیم جایگاه ویژهای داشت، چنانچه اولمرت با اعلام برنامه عقبنشینی یکجانبه از برخی مناطق و مشخص کردن نهایی خطوط مرزی این رژیم، آرای بیشتری از رایدهندگان را به سوی خود جذب کرد.
این برنامه قصد دارد تمام شهرکنشینان صهیونیست کرانه غربی رود اردن را جمع کرده و در سه شهر بزرگ مسکونی جدیدالاحداث جای دهد، هر چند برای عدهای از شهرکنشینها این عمل ناخوشایند بوده اما بسیاری از آن استقبال کردهاند تا به این ترتیب از حملات پراکنده فلسطینیها در امان باشند.
سه شهرک جدید که به نامهای معالیه ارومیم، غوش عقصیون و ارئیل احداث میشود باید دهها هزار یهودی را در خود جای داده و آنها را به سمت غرب دیوار حایل منتقل کنند.
سوالی که در اینجا مطرح میشود این است که آیا رژیم اسرائیل به انجام این کار موفق خواهد شد؟ چه چیز باعث شده تا اولمرت با عقبنشینی از برنامههای چند دههای سران صهیونیسم به این امر تن در داده و سرزمینهای تصرف شده را از دست دهد.
مهمترین پاسخ به رهبران دو حزب اصلی و بزرگ صهیونیستی باز میگردد. ایهود اولمرت رئیس حزب کادیما و عمید پرتز رهبر حزب کار، هر دو افرادی مغرورند که هیچگونه سابقه نظامیگری را در تاریخ رهبری اسرایئل ندارند، همین امر باعث شده تا آنها در عرصههای حزبی افراد ضعیف به بار آمده و بیشتر اتکایشان به افراد قدرتمند درون حزبشان باشد، چنانکه اولمرت، شائول موفاز را علاوه بر پست وزارتی راه، در مجلس شورای امنیتی به عنوان مسوول مباحث استراتژیک با دیگر کشورهای جهان انتخاب کرد. علاوه بر آن اتکای اولمرت به سیاستمدار سالخورده اسرائیلی، شیمون پرز که او را به سمت معاون خود و مسوول امور صحرای نقب و ارتفاعات جلیل که برای این رژیم اهمیت فروان دارد منصوب کرده نشان از همین ضعف و عدم اعتماد دارد. اولمرت در مورد سایر اعضای کادیما نیز همین سیاستها را پی گرفته است.
اما حزب کار به رهبری پرتز نیز چنین سرنوشتی را دارد، در حالی که وی در مبارزات انتخاباتی خود بر امور اقتصادی تاکید بسیار داشت؛ پست وزارت دفاع به وی رسید تا با وجود عدم تجربه درخشان نظامیگری بر خلاف سایر وزرای دفاع رژیم اسرائیل از بدو تشکیل تاکنون، کار خود را آغاز کند.
پیوستن حزب راستگرای شاس به دولت جدید اولمرت تعجب همگان را برانگیخت، اولمرت که تا آن زمان فقط 55 نفر را زیر پرچم خود جمع کرده بود، با آمدن 12 نماینده شاس حائز اکثریت شد.
اما شرط شاس که خواستار آزادی کامل در موضعگیریهای حزبی بود، هر چند برای اولمرت ناخوشایند بود، ولی به دلیل شرایط سخت پیشرو چارهای جز پذیرش آن نداشت. خاخام موفادیا یوسف رهبر معنوی شاس به شدت از این موضع حزب دفاع کرد.
ائتلاف جدید به اولمرت این فرصت را خواهد داد تا برنامههایش مبنی بر عقبنشینی از شهرکهای کرانه غربی و تعیین نهایی مرزهای این رژیم را عملی کند. هر چند وی و بسیاری از مشاورانش به خوبی از سختی این کار و مخالفتهای شهرکنشینان آگاه هستند، اما بر این باورند که برای ادامه حیات خود مجبور به این کار هستند. انتقال یکصد هزار شهرک نشین به سه شهر جدید حدود دو میلیارد دلار برای دولت اولمرت هزینه خواهد داشت، اما اولمرت بهتر میداند که حفظ امنیت این شهرکها که آن سوی دیوار حایل قرار دارند در درازمدت هزینه بیشتری را بر دوش این رژیم خواهد گذاشت.
این امر همچنین باعث خواهد شد تا ارتش رژیم صهیونیستی در مواجهه با مبارزان فلسطینی که هر روز این شهرکها را آماج موشکهای دستساز خود قرار میدهند، بهتر و مطمئنتر عمل کند.
نقاط ضعف دولت جدید اما قابل پوشاندن نیست. چهار رهبر اصلی دولت هیچ کدام تجربه مشخص حکومتی ندارند، اولمرت به عنوان نخستوزیر، پرتز به عنوان وزیر دفاع، تزیپی لیونی به عنوان وزیر امور خارجه و ابراهام هیرشزون به عنوان وزیر دارایی، چهارگانههای بیتجربه دولت جدید هستند که باید سیاستهای جدید رژیم اسرائیل را در برابر دولت حماس، جامعه عربی و تا اندازه زیادی ساکنان فلسطین اشغالی تعیین و تبیین کنند.
آنها افرادی عادی و معمولی محسوب میشوند که باید کارهای بزرگ انجام دهند، آیا آنها میتوانند تاریخ اسرائیل را بسازند، آیا آنها به تبیین استراتژیهای نو نایل خواهند شد؟