در حال حاضر، به دشواری میتوان آثاری را به زبانهای اروپایی یافت که از دیدگاه متفکران مسلمان معاصر و براساس سنتهای اسلامی، به تحقیق و بررسی درباره اسلام و ابعاد گوناگون آن پرداخته و در عین حال در مقام پاسخگویی به مسائل دنیای مدرن نیز برآمده باشند. این کمبود به ویژه در موقعیت کنونی بیش از پیش احساس میشود و چیزی نخواهد گذشت که به مسئلهای حیاتی تبدیل خواهد شد، زیرا جهان اسلام دیرزمانی است که با مسائل و پیچیدگیهای یک جامعه مدرن و نیز با علوم جدید و تکنولوژی پیشرفته، درگیر شده است، ولی اندیشمندان و روشنفکران این جوامع تاکنون کمتر توانایی (یا فرصت و امکان) آن را داشتهاند که با حفظ هویت و اصالت ملی ـ اسلامی خود، به مسائل اساسی و حیاتی عصر حاضر، به ویژه به مکاتب مدرنی که به هر حال ذهن نسل جوان را به خود مشغول کرده است، بپردازند و راهحلهای مناسبی ارائه دهند.
با کمال تاسف باید اذعان کرد که ما ایرانیان نیز از این قاعده مستثنا نبودهایم و مدت زمان نسبتا طولانی است که کمتر از آنچه شایستهدارندگان گنجینه گرانبهای فرهنگ و اندیشه ایرانی ـ اسلامی است، به آن پرداخته و در شناختن و شناساندن کوشش کردهایم. اغلب روشنفکران ما، خاصه در یک صدسال اخیر، به جای بهرهمندی از فرهنگ و تمدن ایرانی و اندیشه و معارف اسلامی ـ به ویژه چشمه جوشان عرفان و فلسفه اشراق ـ راه سهل و بیتکلف پذیرش ناآگاهانه ارزشها و معیارهای فرهنگی بیگانه را در پیش گرفتهاند؛ بدون آنکه از فرهنگ و تمدن غرب، شناخت انتقادی کافی داشته و یا نیازها و سازگاری جامعه خود را به خوبی سنجیده باشند. در این رهگذر از تواناییها و قابلیتهای فرهنگ ملی خود نیز غافل ماندهاند و در نتیجه به استمرار و پیوند آن با دانش و تکنولوژی جدید باور ندارند. بدیهی است پیامد دور ماندن از اصل خویش، پیدایش بحران هویت و عدم اعتماد به نفس است که هم اکنون نشانههای بارز آن در میان جامعه روشنفکری ایران پدیدار شده است. البته کم نیستند اندیشهورزان و دانشپژوهانی که چه در ایران و چه در دیگر سرزمینهای شرقی، به رغم دشواریها و موانعی که در سر راهشان قرار دارد، سالهاست خود را با مسائل مختلف ـ و از آن جمله با مسئله برخورد و تاثیرپذیری فرهنگها ـ مشغول داشته و در این زمینه آثار ارزشمندی نیز عرضه کردهاند، ولی بازتاب کوششها و تاثیر تلاشهای اینان در مرزهای کشورهایشان محدود مانده است.
یکی از معدود متفکران ایرانی مسلمان که در آثارش کوشیده است در راه رفع این کمبود گام بردارد و به مسائل مهمی که مسلمانان، به خصوص جوانان مسلمان کشورهای مختلف، در حال حاضر با آن روبهرو هستند، بپردازد و تا اندازهای نیز موفق شده است نظر اندیشمندان و روشنفکران را در شرق و غرب به آرا و افکار خود جلب کند، دکتر سیدحسین نصر، رئیس سابق انجمن فلسفه ایران و استاد مطالعات اسلامی دانشگاه جورج واشنگتن آمریکاست. از این متفکر ایرانی مسلمان تا کنون نزدیک به پنجاه اثر انتشار یافته است که تقریبا همه آنها به زبانهای گوناگون ترجمه و برخی از آنها چند بار تجدید چاپ شدهاند. به تازگی و برای نخستین بار دو کتاب از وی به زبان آلمانی نیز ترجمه شده که عنوان نخستین کتاب «معرفت و امر قدسی» (2) و دومین اثر «آرمان و واقعیت اسلام» (3) است. معرفی و نقد کتاب اخیر که به قطع کتابهای جیبی و در سطح وسیعی در کشورهای آلمانی زبان نشر و پخش شد، مقصود نوشته حاضر است. مجموعه مقالات به هم پیوستهای که در کتاب «آرمان و واقعیت اسلام» فراهم آمده حاصل و چکیده سلسله سخنرانیهای دکتر سیدحسین نصر است که در سال تحصیلی 1964 ـ 1965 میلادی در دانشگاه آمریکایی بیروت ایراد شد و نخستین بار در سال 1966 به صورت کتاب به زبان انگلیسی به چاپ رسید. (4) کتاب دارای یک پیشگفتار و شش فصل دارد:
فصل اول) اسلام: آخرین دین اصیل؛ مشخصات عام و ویژگیهای آن.
فصل دوم) قرآن: کلامالله؛ سرچشمه معرفت و سلوک.
فصل سوم) پیامبر و سنت پیامبری: خاتمالانبیا و انسان کامل.
فصل چهارم) شریعت: احکام الهی؛ هنجار اجتماعی و انسانی.
فصل پنجم) طریقت: عرفان و ریشههای آن در قرآن.
فصل ششم) سنی و شیعه: شیعه اثنا عشریه و اسماعیلیه.
نویسنده در آغاز کتاب و پیش از آنکه به موضوع اصلی، یعنی اسلام و مسائل مربوط به آن در عصر جدید بپردازد، اشاراتی دارد به مفهوم کلی دین، رابطه خدا و انسان و نیازهای معنوی و روانشناختی انسانها. وی با توجه به ریشه واژه دین در زبان لاتین (Religio) که به معنای «بازپیوند» است، مینویسد: «دین آن چیزی است که انسان را به حقیقت پیوند میزند. هر دینی در نهایت دارای دو جزء اساسی است که بر آنها بنا شده: آموزش و روش. این دو بخش به طور مشترک امکان بازشناختن واقعیت از شبه واقعیت و نیز امکان تشخیص میان آنچه ارزش مطلق دارد و آنچه ارزش نسبی دارد فراهم میآورد. تمام ادیان توحیدی و راست باور، حنیف (orthodox) بر این دو جزء بنیادی استوارند. هیچ دینی، چه اسلام و چه مسیحیت، چه کیش هندویی یا آیین بودایی، بدون آموزش درباره اینکه مطلق چیست و نسبی چیست، نمیتواند توفیق بیابد و پایدار بماند. تنها زبان تعالیم در سنتهای گوناگون متفاوت است. همچنین هیچ دینی نمیتواند پابرجا بماند، بدون روشی که به انسان چگونگی متمرکز کردن تمام قوای خود را به حق نشان دهد؛ تا از این طریق بتواند واقعیت نسبی را به حقیقت مطلق پیوند زند. به زبان سادهتر؛ آموزش دینی چیزی نیست جز تفاوت گذاشتن میان مطلق و نسبی و روش دینی طریق پیوند واقعیت نسبی است به حقیقت مطلق. بیسبب نیست که در همه ادیان، به ویژه اسلام، رابطه میان انسان و خدا، میان آنکه نسبی است و آنچه مطلق است، اهمیت بنیادی دارد».
در مقالههای این کتاب سعی شده است اصول اساسی اسلام و آنچه در همه شاخههای گوناگون این دین اعتبار دارد، به گونهای برجسته نشان داده شود. با وجود این در بررسی معتقدات اهل سنت و شیعه، بر تفاوتهای موجود میان این دو شاخه اصلی اسلام سرپوش گذارده نشده است، زیرا نویسنده بر این باور است که این تفاوتها در چشمانداز آینده اسلام، جایگاه خود را داراست. دکتر نصر برای عرفان اسلامی و تاثیرات آن در حیات اجتماعی و فکری اسلام اهمیت خاص قائل است. از این رو فصل جداگانهای را به بحث و بررسی در این زمینه اختصاص داده است.
مخاطبان اصلی این کتاب را میتوان به چند گروه تقسیم کرد: در درجه اول روی سخن با نسل جوان سرزمینهای اسلامی است که به دلیل تاثیرات «تعلیم و تربیت مدرن»، از اصل خود به دور مانده، به شدت تحت تاثیر نفوذ «مدرنیسم» قرار گرفته و از جنبههای معنوی و عقلانی اسلام به دور مانده است. از این رو در نخستین تماس با دانش و فلسفه و ادبیات غرب، تعادل روحی خود را از دست میدهد و دچار از خودبیگانگی میشود.
بنابراین ضروری است حقایق بنیادی اسلام، به ویژه جنبههای عقلانی و معنوی آن، با زبانی برای این نسل توضیح داده شود که با آن آشنایی دارد و براساس نظام تربیتی مدرنی که در آن رشد کرده است، قادر به درک آن باشد. نویسنده معتقد است که متفکران جهان اسلام در حال حاضر ناگزیرند به ماهیت واقعی «مدرنیسم» پی برند و از نظر اسلامی برای این همه نوگراییهای بیهودهای که شبه روشنفکران رواج دادهاند، پاسخی بایسته بیابند، زیرا نفوذ ارزشها و معیارهای منبعث از مدرنیسم غرب در میان روشنفکران سرزمینهای شرقی، موجب شده است اینان از هر راه و روش و اندیشه مدرنی، صرفا به دلیل مدرن بودنش، پیروی کنند و آن را حقیقت محض پندارند و به این ترتیب نه تنها خود را بلکه نسل جوان را نیز به گمراهی کشانند. ادامه روز شنبه