روحالله کلانتری
این روزها جبهه اصلاحات بعد از یک سال سکوت و صبر در برابر عملکرد دولت نهم در سیاستها و برنامههای آقای احمدینژاد تلاش دارند تا با آسیبشناسی و سازماندهی مناسب مورد نیاز و با تکیه بر همگرائی و وحدت بر اهداف، اصول و استراتژی و تاکتیکهای مناسب فعالیتهای خود را با رویکردی جدید آغاز نماید. به همین مناسبت گذری خواهیم داشت بر مفاهیم اصلاحات و اصلاحطلبی و رسالت جدید جبهه اصلاحات و اصلاحطلبان در شرایط فعلی اصلاحطلبی از نظر تاریخی سابقهای طولانی در ایران داشته اما از حادثه عظیم جنبش دوم خرداد 76 یعنی انتخاب آقای خاتمی در هفتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری واژگان اصلاحطلبی افزایش چشمگیری در میان ادبیات سیاسی مردم ایجاد شده و مقوله اصلاحات که تا پیش از این در حوزه فرهیختگان و نخبگان و صاحبنظران سیاسی و فرهنگی مطرح بوده امروز به یک پدیدهای آشنا و خواست عمومی برای تمام اقشار مردم ایران تبدیل شده است. البته باید این نکته را نیز در نظر داشت که در حرکتهای اجتماعی ابهام، عدم شفافیت و مشخص نبودن اهداف اصول استراتژی و تاکتیکهای مناسب از بزرگترین آفات اصلاحطلبی است. در آغاز جنبش اصلاحات در ایران اسلامی فضای سیاسی به طور آشکار به دو عرصه مدافعان اصلاحات و مخالفان اصلاحات تقسیم گردید. اما به تدریج مخالفان اصلاحات نیز خویش را مدافع اصلاحات خوانده و حتی در ایام تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و مجلس هفتم از شعارهای اصلاحطلبی استفاده میکردند و از همین روش توانستند آرای قابل توجهی از مردم را به سوی خود جلب نمایند و همین امر باعث روشن شدن حقانیت اصلاحطلبان گردید. اما از سوی دیگر بر تیرگی و غبارآلودگی مفاهیم و مضامین دایره واژگان جنس اصلاحطلبی افزود. جریان اصلاحات در حقیقت یک جنبش اجتماعی است که هدایت و رهبری آن بر اساس وحدت میان نسل اول و دوم انقلاب انجام گرفته به گونهای که رهبری و هدایت آن توسط نسل اول انجام گرفته و نسل دوم انقلاب نیروی محرکه آن بودند و ادامه این حرکت نیز به وحدت و همگرایی این دو نسل بستگی دارد. جنبش اصلاحات جریانی است که با رویکردهای رادیکالی از یک سو و رویکردهای محافظهکارانه از سوی دیگر کاملا مرزبندی دارد. زیرا محافظهکاری در صدد توجیه وضع موجود و ایجاد پیوند میان خود با وضع موجود است و هرگز نقد و نقادی را نمیپذیرد و هرگونه نقد علمی، منطقی و مستدل را برنتافته و صاحبان چنین دیدگاههایی را تهدید میکند در حالی که جریان اصلاحات همواره به دنبال تغییر وضع موجود بوده و در آن مسیر حرکت میکند، جریان اصلاحات با رویکردهای رادیکالی نیز مخالف است.
چون آنها به دنبال تغییراتی ناگهانی و با توسل به شیوههای غیرقانونی بوده و دنبال از بین بردن اساس و بنیاد یک سیستم هستند اما جریان اصلاحطلبی هرگونه تغییری را بر اساس قانون و به صورت مسالمت آمیز و در چارچوبهای پذیرفته شده که همان مبانی هویت ساز نظام و انقلاب است میخواهد. جریان اصلاحطلبی به دنبال استفاده از ظرفیتهای اسمی قانون اساسی است و در جهت حاکمیت اسلامیت و جمهوریت در جامعه تلاش میکند و هر حرکتی که با اسلامیت یا جمهوریت این نظام مخالفت کرده و در جهت حذف یکی از این دو عنصر مهم گام بردارند را مخالف دیدگاههای حضرت امام(ره) دانسته و آن را طرد و نفی میکنند.
جریان اصلاحطلبی به دنبال استقرار کامل نظام جمهوی اسلامی است نظامی که در آن قانون اساسی و شعارهای رهبر فقید خود از حقوق انسانی، دموکراسی، آزادی، جمهوریت در کنار دین و ارزشهای دینی دفاع میکند. امروز وظیفه تمام اصلاحطلبان و همه کسانی که به اسلام و نظام و انقلاب علاقهمندند این است که از تمام ظرفیتهای اسمی قانون اساسی استفاده کنند چون در شرایط فعلی بین ظرفیتهای اسمی و فعلی قانون اساسی فاصله زیادی وجود دارد و جنبش اصلاحات به دنبال پر کردن این فاصلههاست و راه حل اساسی آن نیز توجه به خواست و اراده مردم است و میزان نیز به فرموده حضرت امام رای مردم است مردم نیز میخواهند که گروهها، احزاب سیاسی و ارکان حکومت در جهت حل مسائل و مشکلات اساسی آنها خود را اصلاح کنند. مردم میخواهند دولت، مجلس، شورای نگهبان خود را اصلاح کنند و ملاک و معیار کارهایشان اسلام و انقلاب و قانون اساسی و مصلحت و منافع ملی باشد. جبهه اصلاحات این روزها رسالت سنگینی را بر عهده دارد زیرا از ناحیه دو گروه مورد حمله واقع شده یکی از ناحیه بیرونی و مخالفان و دیگری از ناحیه درونی و لایههای تندروی حکومت. امروز محافظهکاران و افراطیون و اقتدارگرایان تلاش میکنند تا مردم را از جنبش اصلاحات و حرکتهای اصلاحطلبانه ناامید کرده و با شعارهای فریبنده و پوپولیستی اقدامات خود را قانونی، شرعی، اخلاقی جلوه میدهند اگر مردم از نظام ناامید شوند و در انزوا و رکود قرار گیرند برای نظام خطرناکتر است و نباید دست اندرکاران دولت گمان کنند که با رکود و انفعال مردم و احزاب و گروههای اصلاح طلب مشکل آنها حل میشود. جنبش اصلاحات باید با سعه صدر و متانت و البته با آسیب شناسی و برنامهریزی مناسب حرکت خود را ادامه دهد زیرا اصلاحات یک راه و روش دائمی و همیشگی است که هرگز شکست نمیخورد اما به زمان زیادی نیاز دارد. مخالفان اصلاحات تلاش دارند تا اصلاح طلبان را در برابر ولایت فقیه قرار داده و آنها را ضد نظام و ضد ولایت فقیه معرفی کنند در حالی که اصلاح طلبان واقعی در خط امام خمینی(ره) حرکت میکنند. البته امام خمینی(ره) هرگاه میخواست به مساله ولایت فقیه و اختیارات آن اشاره کند اتفاقا تلاش میکرد تا موانع را که در فقه سنتی وجود دارد و مانع قوانین جمهوری و اصلاح فقه است را از میان بر دارد حتی میفرمودند که ولایت فقیه ولایت دارد به احکام شرعیه فرعیه و هر زمان که مصلحت باشد میتوان احکام شرعیه فرعیه را به نفع مردم اصلاح کرد. امام(ره) حتی در مجلس دوم که محافظهکاران به آن استناد میکنند اولا حکم نکردند بلکه گفتند که نظر من این است که مهندس موسوی بماند زیرا حضور او در دستگاه اجرایی در آن شرایط جنگی لازم بود اما آنها اعلام کردند پس بگویند که برای ما پوزه بند بیاورند محافظهکاران میخواهند که اصلاح طلبان را در برابر رهبری قرار دهند و به نظر بنده تمام احزاب و گروههای اصلاحطلب باید به دنبال گسترش ارتباط با مقام معظم رهبری باشند. اصلاح طلبان راهی جز اصلاحطلبی ندارند زیرا آنها خود را مدافع اسلام، انقلاب، قانون اساسی میدانند و هرگز به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی ایران نیستند و برای ادامه اصلاحات بیش از هر چیز به آرامش احتیاج داریم ما باید به دنبال اصلاح ساختارها باشیم. هم ساختار فرهنگی و هم ساختار سیاسی و اقتصادی و هم خود را اصلاح کنیم. ما باید به فرهنگ اسلامی بیندیشیم و فقط به فکر به دست گرفتن قدرت نباشیم اگر چه آن هم نیاز است زیرا هدف از تشکیل احزاب به دست گرفتن قدرت است اما چگونگی استفاده کردن آن مهم است ما برای رسیدن به قدرت باید از منطق ایمانی، دینی، پاسخگویی در برابر شهروندان و با اعتقاد به خدا و معاد حرکت خود را ساماندهی کرده و برای ایجاد تحولاتی ساختاری بر آموزههای دینی، اخلاقی، انگیزههای الهی، تقوا و فضایل انسانی تاکید کرده و در جهت توسعه سیاسی، اجتماعی و اقتصادی حرکت کنیم و باید بدانیم که توسعه سیاسی و فرهنگی بدون توسعه اقتصادی معنی ندارد و بالعکس ما برای رشد و پیشرفت کشور به توسعه متوازن نیازمندیم. اصلاحطلبان باید تلاش کنند با تشکیل جبهه بزرگ یا ائتلاف بزرگ اصلاحطلبان شرایط را برای طرح ایدهها و اندیشههای تمام احزاب اصلاحطلب باز گذاشته و هیچ کس خود را قیم دیگری نداند، تمام احزاب اصلاحطلب به یک آسیبشناسی جدی در نظریهها و دیدگاههای خود نیاز داشته و باید هر چه سریعتر آن را انجام دهند. اصلاحطلبان باید به فکر نهادینه کردن اصلاحات باشند تا از یک شعار سیاسی به یک پروژه ملی و خواست ملی تبدیل شود و ملاک و معیار در هر حرکتی نیز ملاک رای مردم است. انشاءالله