تحلیلگران کانادایی در مطلبی با اشاره به مشکلات و موانع پیش روی آمریکا برای حمله نظامی به ایران اعلام کردند که این اقدام عملی به نظر نمیرسد و ایران در چند سال آینده به قدرت هستهای تبدیل خواهد شد.
به گزارش خبرگزاری "مهر" به نقل از پایگاه اینترنتی canada.com، در این تحلیل آمده است: اقدام برای تهاجم نظامی به تاسیسات هستهای ایران هزینههای بسیار سنگینی خواهد داشت و برای حل آن باید از گزینههای نرمتر استفاده کرد که تاکنون زیاد درباره آنها تلاش نشده است.
این تحلیل که به قلم "چارلز انمان" در نشریه "اتاواسیتی زن" به رشته تحریر در آمده، آورده است: برای تخریب تاسیسات هستهای ایران باید ابتدا از مکانهای آنها اطلاع داشت و با توجه به این شناخت آنها باید اهداف نرمی باشند و اگر شما موفق شوید، باید با موجی از خشم مسلمانان جهان روبهرو شوید که علیه آمریکا و حامیان آن راه میافتد که این امر همچنین میتواند بیثباتی را در ایران نیز به ارمغان بیاورد و به طور قطع کمربندی را برای انتقال مواد هستهای به وجود خواهد آورد و ممکن است ایران در این مسیر متوقف شود، اما روزی باز خواهد گشت و به تولید آن اقدام خواهد کرد و این اقدام تنها به تاخیر انداختن فعالیتهای هستهای تهران خواهد بود.
"وسلی وارک (Wesley Wark)" استاد امور بینالملل در دانشگاه تورنتو در این باره میگوید: ایده حمله به تاسیسات هستهای ایران عملی نیست و از هر زاویهای که من به این مسئله نگاه میکنم باید این مسئله را کنار گذاشت. وی همچنین با اشاره به دو گزینه حمله زمینی و هوایی میگوید: مسئله مهم این است که آمریکا نخواهد توانست حمایت جهانی را نسبت به مشروعیت این امر برانگیزد.
وارک با اشاره به اینکه آمریکا نتوانست برای تهاجم خود به عراق و افغانستان کسب مشروعیت کند، مینویسد: درگیری آمریکا در این دو کشور به آنها اجازه نداد تا پنتاگون طرح خود را برای خارج کردن نیروها از افغانستان و استقرار آن را در عراق عملی کند و درباره تهاجم به کشور سوم این مسئله مشکلتر هم به نظر میرسد.
به گفته وارک، پراکنده بودن تاسیسات هستهای ایران مشکل دیگری است که هرگونه امکان حمله دقیق را از بین میبرد و استفاده از شیوه تهاجم به اوسیراک عراق در سال 1981 را درباره ایران عملی نمیداند، و تهاجم آمریکا به ایران برای تغییر نظام و جایگزین کردن نظام دیگر را نیز غیرعملی و نتایج آن را غیر قابل پیش بینی میداند.
این کارشناس با اشاره به مشکلات آمریکا در اسرائیل، فلسطین، لبنان، افغانستان و عراق میگوید: موفقیت تهاجم آمریکا به ایران قابل پیش بینی نیست و به لحاظ سیاسی نیز هزینههای بسیاری خواهد داشت و ممکن است ایران مستقیماً دست به اقداماتی تلافی جویانه در خاک آمریکا بزند و آنها برای این کار ابزارهای زیادی دارند.
"مایکل بل" سفیر سابق کانادا در تلآویو و اردن اقدام برای تهاجم نظامی به ایران را دشوارترین مسئله موجود میداند و ادعا میکند که "اگر ایران تسلیحات هستهای داشته باشد برای کسی که در تل آویو و یا بیتالمقدس سکونت دارد، این اقدام بسیار سخت خواهد بود." بل همچنین به این مسئله معترف است که ایران تهدیدی آنی به شمار نمیرود و وی 3 تا 10 سال را زمانی برآورد میکند که به ادعای وی، ایران میتواند در آن به تسلیحات هستهای دست یابد.
وی نیز حمله دقیق به تاسیسات ایران را بسیار مشکل میداند، و مانند وارک بر این باور است که تاسیسات هستهای ایران بسیار پراکنده هستند و به نتیجه رسیدن و موفقیت حمله بسیار سخت است و بر این باور است که این امر مشکلات بیشتری را نسبت به قبل از حمله به وجود خواهد آورد و خشونت و کینه علیه غرب را در بین گروههای جهادی معین افزایش خواهد داد.
وی بر این باور است که پیش از هر چیز باید به ابزارهای دیپلماتیک متوسل شد.
این دیپلمات سابق میگوید: من هم مانند چرچیل بر این باورم که گفتگو بهتر از جنگ است و من هرگونه تلاش دیپلماتیک جامع را در این زمینه مقدم بر اقدامی تهدیدآمیز میدانم. بل با اشاره به عملکرد ضعیف دیپلماسی دولت بوش میگوید که دولت بوش در روند دیپلماسی چیره دست نبوده است.
وی گفت: اگر من شما را عضوی از یک محور شیطانی قلمداد کنم، شما پاسخ مثبتی به نگرانیهایم نخواهی داد و این ممکن است سبب ترس من از شما شود.
بل همچنین بر این باور است که موضوع هستهای ایران تهدید بسیار کمتری از برخی دیگر از عوامل تهدید دارد و ادعا میکند که ایران نیز مانند پاکستان و هند از تسلیحات هستهای برای گسترش نفوذ خود استفاده میکند که به گفته وی، این اقدام از سوی دهلی نو و اسلام آباد در شرق خاورمیانه صورت گرفته است.
"اندرو هانت" استاد تاریخ در دانشگاه واترلو نیز بر این باور است که برای مقابله با برنامه هستهای ایران باید از جنبشهای سکولار در جامعه حمایت کرد.
وی همچنین با اشاره به تاریخ دخالتهای آمریکا در ایران مینویسد: در سال 1953 آمریکا در ایران دخالت کرد و یکی از معدود دموکراسیها در منطقه خاورمیانه را سرنگون و به جای آن دیکتاتوری شاهنشاهی را برقرار کرد و به همین سبب تردیدها نسبت به نیات آمریکا بیشتر شده و اگر واشنگتن اقدام دیگری در این باره انجام دهد، این تردیدها باز هم پدیدار خواهد شد.
"درک پنسلار" و "ساموئل جی.زاکس" که هر دو از اساتید تاریخ یهود در دانشگاه تورنتو هستند نیز هرگونه اقدام نظامی از سوی آمریکا علیه ایران را باختی بزرگ برای آمریکا میدانند و به نظر آنها این اقدام چهره آمریکا را در بین بسیاری از ایرانیهایی که به زعم این تحلیلگران، آمریکا را سنبل آزادی میدانند، تخریب خواهد کرد و آمریکا نیروی اشغالگری خواهد بود که استقبالی از وی به عمل نخواهد آمد.
پنسلار همچنین با این ایده نیز مخالف است که اقدام آمریکا ممکن است از سوی ایرانیها مانند پس از جنگ جهانی دوم و تخریب آلمان و ژاپن به عنوان نیروی اعطا کننده دمکراسی تلقی شود.
وی همچنین با اشاره به مشکلات در عراق و مقایسه آن با ایران گفت: اشغالگران غربی نمیتوانند مردم را با دمکراسی هماهنگ کنند و شاید هیچ چیز نتواند ایرانیان را از دستیابی به برنامههای هستهای منصرف سازد و 3، 4 تا 10 سال از هم اکنون ممکن است زمان لازم باشد پس از آن باید ما ایران را به جمع کشورهای دارای تسلیحات هستهای بپذیریم و در آن فهرست قرار دهیم.