مرتضی پورزارع
اتحادیه اروپا نوع دیگری از سازمانهای بینالمللی تلقی میشود که میتواند نگرش و رفتار بازیگران عضو خود را به عبارتی حکومتهای مربوط را هماهنگ نماید و نوع کنش جمعی را در سطح بینالمللی شکل دهند. پیمانهای امنیتی و دفاعی عمدتا از این نوع میباشند که انگیزههای تاسیس پیمانها عمدتا عبارتند از: دفاع و امنیت تجانس ساختاری، نیازهای ملی و داخلی، پیوستگی ایدئولوژیک و غیره که این انگیزهها از دید برخی صاحبنظران برای شکلگیری فرآیند همگرایی تاکید دارند. اتحادیه اروپا بیش از 340 میلیون نفر و ژاپن 120 میلیون نفر جمعیت بزرگترین قطب اقتصادی ـ تجاری جهان خواهد بود که بازاری فعالتر و قدرتمندتر از بازار آمریکا و ژاپن در صحنه جهانی به شمار میآید و با این واحد حقوقی گمرکی، محدودیتهای کمی و سهمیهبندیها در معاملات بین کشورهای عضو حذف خواهد گردید و این کشورها به صورت یک قدرت تجاری و طرف معامله واحد با قوانین مشترک در برابر سایر کشورها عرض اندام خواهند کرد.
در اروپای بدون مرز هرگونه محدودیتی در خصوص جابهجایی افراد، سرمایه کالا و خدمات برداشته خواهد شد در حالی که برخورداری از مزایای سیستم رقابت آزاد اقتصادی، اساس این بازار واحد بزرگ است. اهداف اتحادیه اروپا در بعد اقتصادی عبارتاند از رشد و توسعه متناسب و مداوم اروپا، ارتقای سطح زندگی اروپاییان، جابجایی آزاد و اتباع اروپا، امکان تاسیس آزاد شرکت توسط اتباع اروپایی در هر یک از کشورهای عضو تعیین قیمت مشترک برای کالاهای صادراتی، دستیابی به تکنولوژی پیشرفته، ایجاد یک سیستم واحد و هماهنگ مالیاتی و ایجاد پول واحد اروپایی که توان مقابله با ارزهای قوی را داشته باشد. که مرکز اروپا در شهر بروکسل است. تشکیل نهادها و سازمانهای فراملی با کارکردهای خود تسهیلکننده و تقویت کننده روابط دو یا چند جانبه در حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فنی، سیاسی، فرهنگی، امنیتی و غیره میباشد و بر توسعه همکاریهای مشترک میافزاید. توسعه روابط و همکاریها، سطح ارتباط یک سیستم و سازمان فراملی را اعم از منطقهای و جهانی افزایش میدهد و موانع ارتباط از قبیل مرزها، مقررات جداکنندگی و نظایر آنرا برمیچیند و به انسجام و یکپارچگی اجزای سیستم و ملتهای عضو آن میانجامد. نظیر وضعیتی که اتحادیه اروپا در زمینه توسعه روابط و حذف عوامل تفکیککننده و تبدیل آن به عوامل مشترک شنگن و تجمیعکننده، مانند پول واحد، ویزای مشترک (شنگن) رفع محدودیتهای گمرکی، لغو رویداد، قانون اساسی مشترک، نهادهای حکومتی مشترکی و غیره پیدا کرده است. که نوعی یکپارچگی پیشرونده تلقی میشود. از دید «سائل بیکوهن» کشورها و مناطق جهان دارای چهار نوع آنتروپی میباشند. هر مقدار که سیستم افزایش یافته و به دنبال آن توانایی سیستم کاهش مییابد و خطر نابودی آن را تهدید میکند. از نظر او منطقه آمریکایی جنوبی و جنوب صحرای آفریقا از آنتروپی خیلی بالا برخوردارند و میتوانند یکی از کانونهای بحرانخیز جهان باشند مگر این که در مسیر فرآیندهای توسعه و ارتباط قرار گیرند.
بعد از آن شرق و جنوب آسیا دارای آنتروپی بالا بوده و در درجه دوم قرار دارند. در درجه سوم مناطقی با آنتروپی متوسط قرار دارند که عبارتند از خاورمیانه، اروپای شرقی و قلمرو هارتلند (روسیه)، در درجه چهارم مناطقی با آنتروپی کم قرار دارند که عبارتند از آمریکای شمالی و کارائیب، اروپای غربی (اتحادیه اروپا) آسیای ساحلی و اقیانوس آرام (ژاپن، کره) مناطقی با آنتروپی تامین بیشترین سطح ارتباط و تعامل را به ویژه در حوزه اقتصاد، تجارت، علم، تکنولوژی اطلاعات و غیره داشته و به صورت سیستمهای باز عمل میکنند و قدرتهای درجه اول جهان را تشکیل میدهند که هر چه آنتروپی کمتر باشد قدرت ملی کشور بیشتر است و همچنین ساخت سیستمهای ممکن است و در دو مقولهای جدا از هم مورد بحث قرار بگیرند: سیستمهای بسته و سیستمهای باز ـ سیستمهای بسته یا بسته بودن مرزهایشان از نظر انرژی در آنها هیچ نوع ورودی و خروجی صورت نمیگیرند. بدین سان که نه از بیرون چیزی دریافت میدارند و نه به بیرون چیزی میفرستند اما سیستمهای باز سیستمهایی هستند که در آنها ورود و خروج انرژی در جهت پایداری سیستم عملی میشود و به صورت پایدار با محیط پیرامون پیوندی برقرار میسازد در جغرافیا، سیستمهای باز مورد مطالعه قرار میگیرد. در سیستمهای باز جغرافیایی، پارهای از پدیدارها در داخل سیستم جغرافیای و پاره دیگر در بیرون از آنها قرار میگیرد. که در نگرش ایستا به سیستم دولتها ایفای نقش مینمایند با این تفاوت که در نگرش باز به سیستم ملتها و جوامع تاثیرگذار میباشند. این در حالی است که نظام ژئوپلیتیکی جهان نه در ثبات است و نه در بیثباتی بلکه در حال گذار به مرحله نوینی از تعادل پویاست که در آن دولتها به عنوان بازیگران اصلی دارای اقتدار هستند اما در مساله جهانی شدن دولتها در سازمانها فراملی بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند و در آینده نیز باید منتظر تغییر و تحول در نقش و قدرت بازیگران نظام بینالمللی به ویژه کاهش نقش دولتها بود.
سازمانهای بینالمللی میتوانند نقش مهمی را عهدهدار گردند. وظیفه اصلی آنها فراهم آوردن وسایل همکاری میان دولتها در زمینههایی است که این همکاری منافعی را برای همه یا اکثر دولتها به همراه دارد. کارکرد دیگر سازمانهای بینالمللی ایجاد ارتباط بین منظور شناسایی زمینههای همکاری بین آنهاست. سازمانهای بینالمللی ثابت کردهاند که ابزار مفیدی بوده و قادرند خدمات شایستهای به بشریت ارائه دهند. سازمانهای بینالمللی در نهایت ابزار دولتها باقی میمانند و این که آنها برای بشریت چقدر باارزشند بستگی به این دارد که دولتها چگونه با چه هدف از آنها استفاده کنند. که اتحادیههای منطقه به عنوان اشکال نوین نظام سیاسی به تدریج جایگزین نظام دولت ـ ملت میگردد. سالیان درازی است که تمایلات جهانی شدن وجود داشته است لیکن ریشههای روند جهانی شدن را میتوان تا وضعیت نوین اقتصادی ناشی از صلح پیش از 1945 و سلطه نسبی آمریکا ردیابی کرد و شرکتهای فراملیتی به عنوان یکی از بازیگران مهم در صحنه اقتصادی ظاهر شوند. گرچه جهانی شدن به شکلگیری شرکتهای بزرگ در ارتباط است اما کسانی هستند که استدلال میکنند و جهانی شدن میتواند کوچک بودن را ترویج کند در سالهای اخیر شرکتهای کوچک و متوسط هم در تولید و هم در بخشهای خدمات سریعا رشد کرده و غالبا برای یک کاسه کردن خدمات، سهیم شدن در هزینه تحقیق و تقسیم خطرهای احتمالی با هم ادغام میشوند. مساله جهانی شدن که به عنوان یک تفکر میباشد میتوان آنرا یک سیستم باز به حساب آورد که در آن رقابت اقتصادی وجود دارد این نوع رقابت در سطح دولتها و کشورها برای دسترسی به منابع و مواد اولیه و بازارهای مصرف تولیدات مربوط و با هدف قطبیسازی و یکپارچگی اقتصادی جهانی انجام میپذیرد و اتحادیه اروپا نمونه کوچکتری از جهانی شدن میباشد و به عنوان یکی از بازیگران عرصه مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، ایدئولوژیکی و رسالهای هستند دائما برای توسعه حوزه نفوذ خود تقلا و رقابت میکنند و از این رو قلمروها و مرزهای ژئوپلیتیکی آنان دچار انبساط و انقباض فضایی میباشد این در حالی است که نظام ژئوپلیتیکی جهانی جدید اول هدف جهانی است که از نظام ژئوپلیتیکی به عنوان ابزار و ساختار برای رسیدن به آن هدف مورد استفاده قرار میگیرد.
پس در پایان میتوان این نتیجه را گرفت که اتحادیه اروپا هم همانند مسئله جهانی شدن یک سیستم باز محسوب که دارای آنتروپی پایین میباشد که در آن بیشترین سطح ارتباط و تعامل را به ویژه در حوزه اقتصاد، تجارت و علم و تکنولوژی اطلاعات و غیره داشته است. و با داشتن آنتروپی پایین باعث افزایش قدرت ملی کشورهای این اتحادیه میشود و رقابت در سطح جهانی به وجود میآید و از این اتحادیه به عنوان ابزار و ساختار در نظام ژئو پلیتیکی جهان برای رسیدن به هدف جهانی شدن استفاده میشود.