تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۸:۳۶  ، 
کد خبر : ۸۳۲۸۷

ایستادگی در برابر خرج


محمدصادق جنان صفت
نهاد دولت در همه جامعه‌ها با هر گرایش سیاسی و تحت هر نظام اقتصادی تمایل بیش از اندازه به خرج کردن دارد. خرج کردن عادت دیرینه‌ای است که دولت‌ها از طریق آن می‌خواهند گام‌های بلندی بردارند و همه را راضی نگهدارند، پل بسازند، جاده درست کنند، شغل ایجاد کنند و... اما این همه نیاز به منابع فراوان دارد و... مشکل از همین جا آغاز می‌شود. از زمان تاسیس سازمان برنامه و بودجه از دهه 1320 تا امروز رئیس دولت با وجودی که فردی از میان همفکران و یاران خویش را به ریاست سازمان برنامه منصوب می‌کند اما در طول کار با او به مشکل بر می‌خورد. خاطرات روسای سازمان‌های تخصیص برنامه در همه دنیا از جمله ایران سرشار از بازگویی همین مجادله‌ها و اختلاف‌نظرهاست. بررسی خاطرات عبدالمجید مجیدی آخرین رئیس سازمان برنامه و بودجه و ابوالحسن ابتهاج نخستین رئیس این سازمان در رژیم گذشته مشحون از این اختلاف دیدگاه‌هاست. در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز مجادله و اختلاف نظر روسای سازمان برنامه (سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی امروز) کم نبوده است. مسعود روغنی زنجانی پایدارترین رئیس سازمان برنامه و بودجه در 27 سال گذشته با وجود همگرایی سیاسی با آقای هاشمی رفسنجانی، وقتی شرایط را نامساعد دید، ترجیح داد از این سازمان کنار برود. از آن روز تاکنون آقایان حمید میرزاده، محمد علی نجفی، محمدرضا عارف، محمد ستاری‌فر، برادران شرکاء و اکنون فرهاد رهبر نیز همواره با سازمان‌های خرج تنش داشته و دارند. در یک سال گذشته، اما سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی سعی کرده بود خواسته‌های رئیس جمهور را تا جایی که امکان دارد در بودجه 1385، در لایحه‌های دیگر و اکنون در لایحه متمم بودجه لحاظ کند. اما طبیعت کار این سازمان ایجاب می‌کند که هر ریالی را که به یک سازمان تخصیص می‌دهد ابتدا محل خرج آن را جویا شود و سپس نظارت کند که آیا آن ریال در همان جا محلی که قرار بود، خرج شده است یا نه. دهها کارشناس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کار اصلی‌شان همین است که گفته شد. با توجه به اینکه همه نهادها، موسسه‌ها و بنگاه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خرج دارند و باید آن را از سازمان مدیریت بگیرند، این نهاد به یک دستگاه کارشناسی بزرگ تبدیل شده است و همانند یک وزارتخانه بزرگ کارشناس و مدیر مسوول و مدیر دفتر دارد. به نظر می‌رسد این سازمان با ماهیت کنونی‌اش که محل خرج را تا دورترین نقاط تعقیب می‌کند با روحیه انقلابی‌گری دولت فعلی ناسازگار شده است. رئیس جمهور ایران پس از آنکه در یک اقدام انقلابی اختیار پول و اعتبار در استان‌ها را از بانک‌ها گرفت و به استانداران سپرد، اکنون قصد دارد استانداران را بر سرنوشت دستگاه برنامه‌ریزی کشور نیز حاکم کند. وی در سخنرانی هفته گذشته خویش با صراحت از تغییر ساختار در این سازمان یاد کرد و گفته می‌شود مهمترین خواسته دولت این است که استانداران اختیارات و وظایف تخصیص اعتبارات استانی را از روسای سازمان برنامه و بودجه گرفته و به استانداری ببرند. شاید هدف دولت این است که با این کار شرایط تخصیص اعتبارات را تسریع کرده و شتاب دهد، اما کارشناسان اقتصادی معتقدند با این اقدام فاتحه سازمان برنامه و بودجه را باید خواند. با توجه به اینکه این خواسته رئیس دولت می‌تواند به مثابه یک انقلاب در مهمترین سازمان برنامه‌ریزی باشد حتما در کانون توجه مجلس قانونگذاری کشور قرار خواهد گرفت و کار چندان ساده‌ای ‌نخواهد بود. نهاد دولت با هر گرایش سیاسی باید توجه داشته باشد که متمرکز کردن قدرت سیاسی و اقتصادی در چنگ استاندارها می‌تواند پیامدهای ناشناس و عجیبی داشته باشد. استانداران اصولا مردانی از جنس سیاست به حساب می‌آیند و معیارهای انتخاب آنها نیز همین است و بعید است بتواند ظرایف و دقایق اصول علم اقتصاد و برنامه‌ریزی را به لحاظ کارشناسی در مدت اندک بیاموزند. مشکل یاد شده که شاید به استعفای ناخواسته 3 معاون ارشد سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور منجر شده است یک راه دارد:‌ سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را منحل کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات