در حالى که رژیم صهیونیستى و متحدان غربى آن تلاش داشتند با جنگ هاى تبلیغاتى، میان حزب الله و کشورهاى منطقه تفرقه ایجاد نمایند، سیر تحولات اتحاد بیشتر آن ها را به همراه داشته است.
رژیم صهیونیستى در طى سال هاى اخیر با دو مشکل اساسى براى سیاست هاى توسعه طلبانه خود مواجه بوده است.
نخست؛ تقویت و افزایش حوزه فعالیت نیروهاى مقاومت در فلسطین که در نهایت سناریوى اشغال کامل فلسطین را با شکست مواجه ساخت.
دوم؛ نقش و جایگاه حزب الله لبنان که مانع از تحقق بسیارى از اهداف منطقه اى این رژیم شده است.
عملکرد سال هاى اخیر حزب الله لبنان (به ویژه پس از تحولات سال 2000م) موجب شد تا تحولات داخلى فلسطین نیز تحت تأثیر آن قرار گرفته و نیروهاى مقاومت با الگوگیرى از حزب الله به استمرار انتفاضه بپردازند. این عوامل سبب شد تا رژیم صهیونیستى یکى از اصلى ترین سیاست هاى خود را مقابله با حزب الله و تضعیف آن تعریف کند.
در چارچوب این سناریوى رژیم صهیونیستى، ایجاد جنگ تبلیغاتى علیه حزب الله براى کاهش حمایت هاى منطقهاى از آن قدم نخست است به عبارتى دیگر این رژیم تلاش داشت تا میان حزب الله با گروه هاى داخلى لبنان و سپس افکار عمومى کشورهاى منطقه تفرقه و نوعى دوگانگى ایجاد نماید تا در نهایت انزواى حزب الله را محقق سازد.
آن ها در جنگ هاى تبلیغاتى از چند مؤلفه براى تحقق توطئه خود بهره بردارى مى نمودند. اولاً تأکید بر شیعه بودن حزب الله که تلاش دارد تا نظامى شیعى را بر جهان عرب منطقه (از جمله لبنان) حکمفرما سازد. این مسأله در حالى از سوى رژیم صهیونیستى اعلام مى شد که حزب الله بارها اشاره کرده است که آن ها متشکل از تمام قومیت هاى اسلامى مى باشند و هدف آن ها فقط مرزها و مقابله با تجاوزات رژیم صهیونیستى است و هیچ طرحى براى حضور در معادلات سیاسى و کنونى ندارند.
ثانیاً اعلام وابستگى آن به ایران و سوریه که براى منزوى ساختن سایر کشورهاى اسلامى و عربى منطقه تشکیل شده است. در این چارچوب حزب الله تأکید نموده که آن ها نهضتى خودجوش مى باشند که به هیچ گروه و یا کشورى وابسته نبوده و مستقل براى تحقق اهداف میهنى تلاش مىکنند.
ثالثاً رژیم صهیونیستى در تبلیغات خود چنان وانمود مى سازد که حزب الله تهدیدى براى امنیت و در نهایت حکومت سایر کشورهاى عربى منطقه مىباشد.
تلآویو که در چارچوب سیاستهاى تبلیغاتى خود از کلیه ابزارها و امکانات براى دور ساختن افکار عمومى کشورهاى منطقه و حتى جامعه لبنان از حزبالله بهرهبردارى مىکند در طى هفتههاى اخیر، سناریوى عملکرد نظامى را نیز به این اقدامات با حزبالله در پیش گرفته است. دولتمردان تلآویو با سیاستى از پیش طراحى شده براى شکست مقاومت حزبالله به تهاجم گسترده به لبنان مبادرت ورزیدند. آنها با استفاده از کلیه امکانات نظامى و در کنار آن حمایتهاى آمریکا و متحدان غربى آن، براى تحقق این مهم جنایات ددمنشانهاى را علیه ملت لبنان آغاز نمودند. در کنار عملکردهاى حزبالله در مقابله با این جنایات که لطمات بسیارى بر پیکره رژیم صهیونیستى وارد ساخته و شکستهاى بزرگى را براى آنان به ارمغان آورده است، عملکرد کشورهاى منطقه امرى قابل تأمل مىباشد.
چنانکه ذکر شد از سیاستهاى رژیم صهیونیستى در سالهاى اخیر اختلافافکنى میان حزبالله و افکار عمومى کشورهاى منطقه بوده است. پس از یورش اشغالگران قدس به لبنان مشاهده مىگردد «که ملتهاى کشورهاى منطقه با برپایى تظاهراتهاى گسترده و همه روزه ضمن حمایت از حزبالله به محکومیت جنایات اشغالگران مىپردازند. اینگونه اقدامات که مغایر با طرحهاى تفرقهافکنانه رژیم صهیونیستى در منطقه مىباشد از چند بعد حائز اهمیت است:
1- این اقدامات نشانگر این حقیقت است که سیاستهاى رژیم صهیونیستى براى ایجاد تفرقه میان شیعیان و اهل تسنن در منطقه با شکست مواجه شده و همه مسلمانان منطقه بر اتحاد و یکپارچگى خود تأکید دارند.
2- برخلاف ادعاهاى صهیونیستها، ملتهاى منطقه حزبالله را عامل انزوا و شکست خود نمىدانند، بلکه همگان بر این اصل تأکید دارند که حزبالله الگویى از اقتدار جهان اسلام مىباشد که لزوم حفظ آن الزامآور مىباشد. (ملتهاى عربى تأکید کردهاند که حزبالله و مقاومت آن افتخار بزرگى براى جهان عرب است.)
3- حمایتهاى ملتهاى غربى سبب شده است جهانیان نیز بر حقانیت حزبالله و عملکردهاى آن اعتراف نمایند که نتیجه آن ناتوانى رژیم صهیونیستى و متحدان غربى آن در متهم کردن حزبالله به عنوان عنصرى نامطلوب براى منطقه است چرا که مواضع افکار عمومى منطقه حکایت از نگاه مثبت آنها به حزبالله دارد.
4- حمایتهاى منطقه موجب گردیده تا بسیارى از دولتمردانى که درگذشته مخالف حزب الله بودند، ناچاراً در مقطع کنونى لب به تحسین گشوده و در نهایت حمایت از حزب الله بپردازند. امروز تمام دولت هاى منطقه به جایگاه حزب الله در مقابله با رژیم صهیونیستى و حتى آمریکا اعتراف و عملکردهاى ملتهایشان در حمایت از حزب الله را مورد تأیید قرار داده اند. براین اساس مى توان گفت در حالى که رژیم صهیونیستى تلاش داشت تا با بهره گیرى از تبلیغات تفرقه افکنانه، دورى حزب الله از ملت هاى منطقه را تحقق بخشد اما تحولات کنونى لبنان اثبات نمود که این سناریو با شکست مواجه شده و ملت هاى منطقه (جهان عرب) هرگز حاضر به کنار نهادن حزب الله از معادلات منطقه نبوده و خواهان حفظ و تقویت آن هستند. آن ها نشان دادند که نگاه حزب الله نگاه به اتحادى ملى در سراسر جهان اسلام است که براى مقابله با رژیم صهیونیستى و غرب فعالیت مى کند. بر این اساس مى توان گفت که ملت هاى منطقه دریافته اند که تنها راه تحقق آرمان هاى شان همسویى با مقاومت لبنان و فلسطین است که مى تواند تحقق بخش آزادى قدس و تشکیل کشور مستقل فلسطینى به پایتختى قدس شریف باشد.