تاریخ انتشار : ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۲  ، 
کد خبر : ۸۳۳۱۹

تجدیدنظرطلبى شرمگینانه


امیر محبیان
اندیشمندى ناشناخته گفته است:
«هر بیست‌ساله‌اى که آزادیخواه نیست، قلب ندارد و هر چهل ساله‌اى که محافظه‌کار نیست، عقل ندارد.»اگر گزاره فوق درست باشد، بهزاد نبوى سالهاست که در ورطه محافظه‌کارى سیاسى گام مى‌زند. طبعا بر محافظه‌کارى او ایرادى نیست اما بر این عبارت نقل شده از او در مصاحبه با ایسنا که گفته است: «معتقد نیستم جناح چپ و راست به مفهوم گذشته خود وجود دارد» ایرادى اساسى وارد است، اما ایراد بر صحت گفته او نیست بلکه بر آن است که وى بسیار دیر بر این واقعیت واقف شده است.سالها پیشتر، آنگاه که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامى صرفا با تکیه بر دو فاکتور «عدالت» و «آزادی» به چهار جریان «عدالتخواه ضدآزادی» که به گمان آنها انصار حزب‌الله بودند و «آزادیخواهان ضدعدالت» که بر کارگزاران منطبق بود و «مخالفان آزادى و عدالت» که به گمانشان جناح راست سنتى بود و «آزادیخواهان عدالت‌گرا» که خودشان بودند، معتقد گشتند، بسیارى بر آنها ایراد گرفتند که این تقسیم‌بندى‌هاى قاطع که میراث چپ‌هاى مارکسیست بود، به دلیل پیچیدگى‌هاى جامعه ایرانى دقیق نیست ولى آنها نه تنها از آن تحلیل و تقسیم‌بندى دست نکشیدند بلکه تا امروز بر آن پاى فشردند، هرچند در عمل با «آزادیخواهان ضدعدالت» بر سر سفره قدرت نشستند و به بخشهایى از «آزادى‌ستیزان ضدعدالت» از منظر خود پیامهاى نرم فرستادند.اما شکاف ذهن و عین گاه آنچنان بالا مى‌گیرد که واقعیات عینى نمى‌تواند توهمات ذهنى را مخدوش نماید و این شاید نوعى پارانویاى سیاسى باشد.
در هر حال، پس از گذشت 9 سال از پیروزى دوم خرداد و دل‌ سپردن به کارگزاران در عمل برخلاف بافته‌هاى ذهنى و حدود 2 سال از افول ستاره اقبال دوم خرداد، جالب است که آقاى نبوى نهایتا از مرزهاى ممنوعه مطلق‌انگارى‌هاى سازمان عبور کردند و بر تحلیل‌هاى پیشین قلم مغلطه کشیدند.
اما، وى در تحلیل آرایش جدید معتقد است که طیف اصلاح‌طلبان گسترش بیشترى پیدا کرده است و نزدیکى کارگزاران با هواداران آقاى خاتمى را در این راستا ارزیابى کرده است، اما به هیچ‌وجه روشن نکرده که نقاط مشترک این ائتلاف یا هم‌پیمانى چیست؟ فرض کنیم، گرانیگاه فکرى هواداران آقاى خاتمى را هنوز «سازمان مجاهدین انقلاب» بدانیم و آقاى بهزاد نبوى را چهره کلیدى آن، آیا به راستى ایشان نباید روشن کند که:
1- آیا در حوزه گرایش‌هاى اقتصادى (بویژه در امر اداره و هدایت جامعه) سازمان مجاهدین انقلاب از مواضع چپ خود دست برداشته و قباى لیبرالیسم بر تن کرده است یا حزب کارگزاران از موضع بازار آزاد آزادى اقتصادى دست شسته است؟ اگر مجاهدین عقب نشسته‌اند، این تجدیدنظرطلبى کى و کجا و با چه منطقى رخ داده؟ و چرا این امر علنا تحلیل نمى‌شود؟ و اگر کارگزاران از اقتصاد آزاد چشم پوشیده‌اند، پس چرا نشانه‌اى از آن دیده نمى‌شود؟
2- در حوزه گرایش‌هاى سیاست خارجی، آیا حزب کارگزاران هم از منطق مواضع عجیب مجاهدین انقلاب نظیر هم‌سنگرى با طالبان علیه آمریکا حمایت مى‌کند یا آنکه مجاهدین انقلاب از سنگرهاى نبرد با آمریکا در کنار طالبان بیرون خزیده و در صف حامیان مذاکره با آمریکا قرار گرفته‌اند؟ شاید این تغییرات رخ داده است ولى مجاهدین انقلاب که در صدور بیانیه‌هاى تحلیلى ید طولایى دارند، هنوز در مورد این تغییر مواضع موضعى را علنى نساخته و دلایل آن را نشکافته‌اند.در هر حال مى‌گویند ما اربابان عبارات ناگفته و بردگان سخنان گفته شده هستیم. آقاى بهزاد نبوى اکنون که در صف‌بندى‌ها، هم‌پیمانى‌ جریان خود را با کارگزاران رسمیت استراتژیک بخشیده است، نمى‌تواند مبانى این همگرایى را بازشکافى نشده رها نماید.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات