نویسنده: الیاس آکله
مضحکترین افسانهای که رژیم صهیونیستی با حمایت ایادی خود آن را ساخته این است که اسراییل تنها دموکراسی خاورمیانه میباشد. در حالی که واقعیت کاملاً برخلاف این ادعاست و رژیم صهیونیستی یک تروریسم دولتی میباشد. دولت این رژیم بر مبنای خشونت، نژادپرستی و نظامیگری بنا شده است و تهدیدی جدی برای امنیت و صلح جهانی به شمار میرود.
زمان آن فرا رسیده است که رژیم صهیونیستی با پایان دادن به تروریسم دولتی، حقوق مردم فلسطین را به رسمیت بشناسد، به آنها اجازه برخورداری از آزادی و استقلال را بدهد، به تمام تعهدات گذشته خود عمل کند، قطعنامههای سازمان ملل را اجرا نماید و به تمام قوانین بینالمللی احترام بگذارد.
اسراییل از سوی سازمانهای تروریستی صهیونیستها(همانند ایرگون، هاگانا و استرن) بنا نهاده شد. این سازمانها همواره به قتلعام مردم فلسطین در مراکز پر جمعیت از جمله مراکز خرید، کافهها، مغازهها و اتوبوسها مبادرت میکردند. تشکیلات اطلاعاتی ارتش رژیم صهیونیستی نیز در اقدامات جنایتکارانه زیادی دست داشته است که از آن جمله میتوان به بمبگذاری در مصر(954) و ربودن هواپیمای غیر نظامی سوریه و گروگان گرفتن مسافران این هواپیما به منظور آزادسازی جاسوسان اسراییلی، اشاره کرد.
تمام رهبران رژیم صهیونیستی حتی پیش از تشکیل این رژیم، جنایات جنگی بسیاری را مرتکب شده و شمار زیادی از غیر نظامیان بیگناه فلسطینی را قتلعام کردهاند. این جنایات از قتلعام دیر یاسین، کفر قاسم، تانتورا، صبرا و شتیلا، کوانا و جنین آغاز شده و تا تکنون ادامه داشته است. از جنایات جنگی این رژیم در زمان حال میتوان به قطع کمکهای ملی و مسدود کردن درآمدهای مالیاتی دولت فلسطین اشاره نمود.
این جنایات نمونه بارز نسلکشی است. طبق معاهده ژنو نسلکشی به اعمال و سیاستهایی گفته میشود که به منظور نابودی یک ملیت، قوم، نژاد و یا گروه مذهبی صورت میگیرند. اعمالی که به عمد معیشت و گذران زندگی افراد را به مخاطره اندازد نیز نسلکشی است.
وزرای رژیم صهیونیستی را میتوان خونخوارترین و بدنامترین تروریستهای جهان نامید. دیوید بن گوریون، اولین نخست وزیر رژیم صهیونیستی، نابودی و محو بیش از 500 شهر و روستای فلسطینی، پایههای این رژیم را بنا نهاد. رییس سازمان ایرگون قتلعام دیر یاسین را ستود و آن را معجزه نامید. سازمان ایرگون حملات تروریستی بسیاری را علیه مردم فلسطین و شهروندان انگلیسی اراضی اشغالی طراحی و اجرا کرد به گونهای که بن گوریون این سازمان را نازیسم یهودی نامید و رییس آن را با هیتلر مقایسه کرد.
اسحاق رابین، قتلعام ساکنان دو شهر لود و رامله را به عهده داشت، وی همچنین به سربازان خود دستور داد در طول انتفاضه مردم فلسطین استخوانهای جوانان فلسطینی را خرد کنند.
ایهود باراک نیز دستور ترور سه تن از رهبران فلسطینی را در سال 1970 صادر کرد. آریل شارون معروف به قصاب اسراییلی نیز در جنایات و اعمال وحشیانه از تمام وزرای سابق پیشی گرفته است. تمام دوران وزارت وی به قتلعام غیر نظامیان فلسطینی، مصری و لبنانی سپری شده است.
پس از استقرار رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی که به مردم فلسطین تعلق داشتند، تمام سازمانهای تروریستی اسراییلی با یکدیگر متحد شده و ارتش این رژیم را به وجود آوردند. این ارتش نیز یک سازمان تروریستی به شمار میرود و سیاستهای تروریستی سازمانهای سابق را به ارث برده است. این مسأله در همکاری رژیم صهیونیستی در جنگ انگلیس و فرانسه علیه مصر(1956) که به دنبال ملی کردن کانال سوئز از سوی رییس جمهور وقت مصر صورت گرفت، به خوبی مشهود است. پاداش این همکاری رآکتور هستهای دیمونا و دانش تولید آب سنگین برای ساخت مواد هستهای بود که از سوی انگلیس و فرانسه به اسراییل تقدیم شد.
تروریسم با تار و پود رژیم صهیونیستی که به تمامی کشورهای عرب منطقه از جمله مصر، اردن، سوریه و لبنان تجاوز کرد، درآمیخته است. ارتش رژیم صهیونیستی قتلعام و جنایات جنگی فراوانی را مرتکب شده است که از میان آنها میتوان به کشتار غیر نظامیان بیگناه، انهدام خانهها و منازل مسکونی و اراضی کشاورزی و بمباران و ویرانی شهرهای عربنشین اشاره کرد.
سربازان اسراییلی حتا در شهرهای فلسطین و خارج از مرزهای اسراییل نیز روزانه غیر نظامیان و حتا کودکان فلسطینی را هدف گلوله قرار میدهند. سربازان مسلح رژیم صهیونیستی در طول سالهای انتفاضه تعداد بیشماری از کودکان را با شلیک گلوله به سر و سینه به قتل رساندهاند. سربازان اسراییلی حتا به بیماران، زخمیها و دکترها نیز رحم نکرده و با برنامهریزی، آمبولانسهای فلسطینی را مورد هدف قرار دادهاند. آنها روزانه با حمله به بیمارستانهای فلسطینیان، زخمیها را از اتاق عمل ربوده و با خود بردهاند. آنها در پاسگاههای ایست بازرسی از عبور بیماران و زنان باردار به شهرها و مراکز درمانی ممانعت به عمل آوردهاند. در طول سه سال گذشته حداقل 20 نوزاد در پاسگاههای ایست بازرسی به دنیا آمده و بلافاصله جان سپردهاند. حملات هوایی رژیم صهیونیستی در مناطق فلسطینی به مرگ غیر نظامیان میانجامد که اکثر آنها را کودکان تشکیل میدهند.
هدف قرار دادن غیر نظامیان و به ویژه کودکان فلسطینی برای سربازان اسراییلی به یک تفریح و سرگرمی تبدیل شده است شلیک تمامی گلولههای تفنگ از سوی یکی از فرماندهان رژیم صهیونیستی در بدن بیجان دختر 13 ساله فلسطینی به نام ایمان الهام که در راه مدرسه کشته شده بود، بیانگر اعمال وحشیانه و ضد انسانی ارتش اسراییلی است. تعداد کثیری از کودکان فلسطینی در خیابانها، منازل، اماکن تفریحی و حتا در کلاسهای درس کشته شدهاند. برخلاف تبلیغات سراسر دروغ رژیم صهیونیستی که خود را تنها نظام دموکراسی خاورمیانه میداند، ارتش این رژیم همانند جانیان و تبهکاران حرفهای عمل میکند.
سربازان اسراییلی با حمله به مناطق مسلماننشین اراضی اشغالی و ویران کردن منازل با بلدوزر، به شدت میان مردم و به ویژه کودکان فلسطینی رعب و وحشت ایجاد میکنند تا به این ترتیب بیپناهی را در قلب و روح نسل نوپای فلسطین پرورش دهند و آنها را از مقاومت در برابر جنایات خود بازدارند.
آنها بدون اعلام قبلی مردم را از خانههایشان بیرون انداخته و حتا اجازه جمعآوری وسایل را نمیدهند و خود پیش از انهدام خانههای مردم فلسطین دارایی آنها را غارت میکنند. سربازان اسراییلی حتی در روز روشن با حمله به بانکهای فلسطینی، سرمایهها و اندوخته مردم را چپاول میکنند.
حتی غیر نظامیان اسراییلی نیز خوی وحشیگری و تروریسم را در خود دارند.
جنبشهای زیرزمینی ساکنان شهرکهای یهودینشین، نمونه بارز این خوی تروریستی است. اعضای این جنبشها با ترور و قتلعام دسته جمعی مردم فلسطین، اراضی کشاورزی آنها را به اشغال درمیآورند.
کشتار 29 نمازگزار مسجد ابراهیم در الخلیل به دست باروک گلداشتاین، یکی از اعضای این جنبشها نمونه کوچکی از جنایات مردم اسراییل علیه فلسطینیان است.
دنیس روهان، یکی دیگر از تروریستهای اسراییلی در آگوست 1969 با بمبگذاری مسجدالاقصی باعث ویرانی بخشی از این مسجد شد و تروریست دیگری با نام آلن گودمن در آوریل 1982 با حمله به همین مسجد، 2 تن از نمازگزاران را به شهادت رساند و 9 تن دیگر را زخمی کرد. دیوید بن شیمول در اکتبر 1984 با شلیک به یک اتوبوس فلسطینی یک نفر را کشته و 10 تن دیگر را زخمی کرد. آمی پایر در می 1990 با شلیک به سمت کارگران فلسطینی که در ایستگاه اتوبوس به انتظار ایستاده بودند 70 نفر را کشته و 11 نفر را زخمی کرد. نوام مزایدمن نیز در فوریه 1997 با شلیک در مرکز خریدی در الخلیل 2 تن را کشته و 7 تن را زخمی کرد. غیر نظامیان اسراییلی روزانه با شلیک گلوله و بمبهای دستساز به سمت خانهها، مراکز خرید و مدارس، مردم و کودکان فلسطینی را به قتل میرسانند.
کودکان اسراییلی از همان کودکی با نوعی نفرت علیه مردم فلسطین رشد مییابند. در واقع دولت صهیونیستی مبارزهای گسترده علیه مسلمانان و اعراب را به راه انداخته است و حس نفرت از آنها را در دل مردم خود میپروراند. این مبارزه از مدارس اسراییلی آغاز میشود و در آن به دانشآموزان اصول نژادپرستی، خشونت و بیرحمی و نفرت از مسلمانان را میآموزند. رهبران مذهبی اسراییل در تعریف خود از فلسطینیان آنها را موجوداتی پست معرفی میکنند. گسترش این نفرت میان اسراییلیها به خوبی از خشونت شهرکنشینان و سربازان اسراییلی مشهود است. آنها عقیده دارند که برای کشتن فلسطینیان به دنیا آمدهاند و این شعار را روی کلاههای خود حک کردهاند.
روشهای تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی کاملا از پیش تعیین شده و به منظور نسلکشی فلسطینیان طراحی شده است. رژیم صهیونیستی از سال 1948 تا 1967 بیش از نیمی از اراضی فلسطینیان را به بهانه احیای سرزمین موعود اشغال کرد و پس از جنگ 1967 نیز باقی اراضی فلسطینیان را به تصرف خود درآورد.
اسراییلیهای صهیونیست اشغالگران و خشونتطلبانی هستند که با ترور مردم بیگناه فلسطین اهداف خود را پیش میبرند. مردم فلسطین در 58 سال اخیر تحت اشغالگریها و جنایات وحشیانه رژیم صهیونیستی دوران سختی را گذراندهاند. اشغال اراضی فلسطینی از سوی رژیم صهیونیستی طولانیترین دوران اشغال در تاریخ است. اسراییل بر مبنای ایدئولوژی تروریستی و کاملاً نادرستی بنا شده است. این ایدئولوژی افراطی که مردم اسراییل را نسل برگزیده خدا میداند و عقیده دارد این نسل برگزیده باید در اراضی موعود ساکن شوند، به خوبی بیانگر نژادپرستی رژیم صهیونیستی است. تمام رهبران اسراییلی حتا پیش از پیدایش رژیم صهیونیستی به برتری خون پاک یهودی و ایجاد کشوری منحصراً یهودی اعتقاد داشتند. این ایده را میتوان با ایدههای نازیهای آلمان که به برتری نژاد آریا معتقد بودند، مقایسه کرد.
رژیم صهیونیستی هرگز مردم فلسطینی را به عنوان ملت و ساکنان واقعی اراضی اشغالی به رسمیت نشناخته است و مردم فلسطین در این مناطق حق برخورداری از زندگی در یک کشور مستقل را ندارند. حتی پناهندگان فلسطین نیز حق بازگشت به سرزمین خود را ندارند، در حالی که طبق قطعنامه 194 سازمان ملل، بازگشت به وطن، حق طبیعی پناهندگان است. اسراییل تاکنون دهها قطعنامه و قوانین بینالمللی را زیر پا گذاشته است.
سیاستهای عنادورزانه رژیم صهیونیستی بخوبی بیانگر عدم تمایل این رژیم برای صلح با فلسطینیان است. علیرغم ادعاهای مقامات اسراییلی، این سیاستها در راستای دستیابی به اهداف امنیتی و صلح طراحی نمیشوند. تنها هدف این رژیم، گسترش صهیونیسم و اشغال کشورهای جهان عرب برای گسترش اراضی تحت اشغال خود است.
اهداف سلطهطلبانه رژیم صهیونیستی در عدم پذیرش تمامی پیشنهادات و راهکارهای استقرار صلح سازمان ملل، مذاکره با فلسطینیان، راهکارهای پیشنهادی جهان عرب و پیشنهادات کشورهای غربی مشهود است. در قبال این پیشنهادات رژیم صهیونیستی نه تنها تاکنون هیچ پیشنهادی برای صلح نداده است، بلکه با اتخاذ سیاستهای یکجانبه، تهدید و گسترش اشغالگریهای خود، امکان صلح را در مناطق اشغالی غیر ممکن ساخته است.
تروریسم دولتی رژیم صهیونیستی مدیون اغماض و چشمپوشی آمریکا و اروپا و غرضورزی رسانههای جمعی است که مقاومت و دفاع مردم فلسطین در قبال اشغالگریهای رژیم صهیونیستی را محکوم میکنند و با بزرگنمایی این مقاومتها، مردم فلسطین را تروریست مینامند. تمام جنایات رژیم صهیونیستی از جمله ترور شخصیتها، قتلعام غیر نظامیان، کشتن کودکان، انهدام اراضی کشاورزی، انهدام منازل و بمباران مناطق مسکونی با تجهیزات نظامی آمریکایی از سوی مقامات و رسانههای جهان غرب دفاع از خود نامیده میشود. رژیم صهیونیستی علیرغم قدرت نظامی خود قربانی موشکهای کم قدرت فلسطینی معرفی میشوند. آنها قربانیان جنایتهای رژیم صهیونیستی(غیر نظامیان و کودکان فلسطینی) را تروریستهای مسلح معرفی میکنند و از جنایات رژیم صهیونیستی به عنوان تدابیر امنیتی دفاع میکنند.
مضحکترین افسانهای که رژیم صهیونیستی با حمایت ایادی خود آن را ساخته این است که اسراییل تنها دموکراسی خاورمیانه میباشد. در حالی که واقعیت کاملاً برخلاف این ادعاست و رژیم صهیونیستی یک تروریسم دولتی میباشد. دولت این رژیم بر مبنای خشونت، نژادپرستی و نظامیگری بنا شده است و تهدیدی جدی برای امنیت و صلح جهانی به شمار میرود. اسراییل با سیاستهای نژادپرستانه و ضد اسلامی خود امنیت و ثبات خاورمیانه را به خطر انداخته است و کشورهایی که از لحاظ نظامی، سیاسی و اقتصادی از این رژیم حمایت میکنند، در واقع اشاعهدهندگان واقعی تروریسم هستند و جوامع بینالملل باید با چنین سیاستهایی به شدت مقابله کند.