برای هیچ دولتی اسفبارتر از این نیست که نظامیان همبستگی و حمایت خود را به نیروهای مخالف جریان حاکمیت اعلام کنند. اما واقعیتها فراتر از حدس و گمان بود و شواهد و قرائن موجود همه حاکی از وقوع این اتفاق بود. دراین دیدار تاریخی رهبری انقلاب ابراز داشت: امیدوارم با کمک شما بتوانیم در اینجا حکومت عدل اسلامی را برقرار کنیم. مذاکرات میان اطرافیان بازرگان و بختیار همچنان ادامه داشت. طی چند جلسه گفتگو، نزدیکان بازرگان اظهار عقیده کردند فرماندهان نیروها به ویژه رئیس ستاد به این نتیجه رسیدند که مصلحت مملکت و مصالح ارتش که جزیی از مصالح مملکت است، ایجاب میکند که ارتش در مبارزه قدرت میان دولتهای بازرگان و بختیار، مشی بیطرفانه در پیش بگیرند. شاپور بختیار درحالی مدعی نخست وزیری و سرپرستی کابینهای بود که وزارتخانههای تحت اختیار دولت از حوزه نفوذ او خارج شدند. بسیاری از مؤسسات دولتی به حالت نیمه تعطیل درآمدند و کارمندان 11 وزارتخانه نیز اعلام کردند که فقط از مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر یک دولت قانونی تبعیت میکنند. وابستگان رژیم شاهنشاهی هم، در چنین شرایطی فرار را بر قرار ترجیح میدادند. علی امینی و جعفر شریف امامی نخست وزیران اسبق، تهران را ترک و به مقصد اروپا پرواز کردند. اکنون رژیم شاهنشاهی تنها میتوانست به پشتیبانی همان نیروهایی که در حوادث 28 مرداد 1332 به داد شاه رسیدند، دلگرم باشد. در گوشه و کنار کشور به موازات برگزاری تجمعات و راهپیماییهای مختلف گروهی به اسم طرفداران قانون اساسی در شهرها به راه افتادند و در حمایت از رژیم سلطنتی شعار دادند و با عناصر انقلابی به زد و خورد پرداختند. در تظاهرات گرگان که به نفع دولت موقت صورت گرفت، نظامیان با حمایت چماقداران، ساختمانهای دولتی را به آتش کشیدند. طی این ماجرا پنج کشته و 11 زخمی به جای ماند. طرفداران قانون اساسی رژیم شاهنشاهی در شهر خوی فعالتر بودند و مراکز مختلف را که محل تجمع انقلابیون بود، آتش زدند. این عده در گوشه و کنار تهران نیز در مقابل انقلابیون عرض اندام میکردند، اما بر اساس گزارشهای رسیده تجمع گسترده و میلیونی مردم تهران، در حمایت از بازرگان اجازه هرگونه فرصت طلبی را از این افراد میگرفت. در درگیریهایی که بین تظاهرکنندگان و نظامیان در میدان ژاله (شهدا) رخ داد، خبرنگار لس آنجلس تایمز تیر خورد و کشته شد.
سلطنتطلبان در روز 19 بهمن ناباورانه اخباری مبنی بر ملاقات افسران نیروی هوایی با امام خمینی را میشنیدند. ضربه آنچنان کاری بود که امرای ارتشی از سر ناچاری، تدبیری جز تکذیب خبر و جعلی خواندن عکسی که رژه افسران نیروی هوایی مقابل امام را نشان میداد تدارک ندیدند.