حکومت انقلابی با تشکیل دولت و اندیشیدن تدابیر لازم برای آغاز به کار کابینه (17بهمن 57) رسمیت پیدا کرده بود. استقبال از نخست وزیری بازرگان بسیار گسترده بود و مردم حتی بدون در نظر گرفتن اختلافات مذهبی نیز به حمایت از او پرداختند. مردم زاهدان اعم از شیعه و سنی به پشتیبانی دولت موقت راهپیمایی کردند اما این اعتراض آرام از سوی چماق بدستان مورد تعرض قرار گرفت و این حادثه خونین 62 نفر کشته و مجروح به جای گذاشت. در اصفهان نیز مردم حمایت خود را از بازرگان اعلام کرده و خواستار سرنگونی دولت بختیار شدند. در تهران نیز به مناسبت تایید مهدی بازرگان تظاهرات وسیعی صورت گرفت. در رضاییه (ارومیه) خبری مبنی بر ترور یک سرهنگ ارتش منتشر شد. ارتش در وضعیتی بحرانی به سر میبرد. ستاد بزرگ ارتشتاران برای تقویت روحیه نظامیان و نمایش قدرت و بیم دادن انقلابیون اطلاعیهای منتشر کرد و متذکر شد هر کس در مقام تهدید یا تضعیف روحیه پرسنل نیروی مسلح شاهنشاهی برآید یا با درج مطالب ناصحیح و غیرواقعی اهانت کند، تحت تعقیب قانونی قرار خواهد گرفت. اما از ظواهر امر چنین بر میآمد که زعمای ارتش برای کنترل اوضاع مستاصل و درماندهاند و برای یافتن مفری دست و پا میزنند. در جریان مراسم فارغ التحصیلی یکی از دانشگاههای نظامی شنیده شد که دانشجویان دانشکده افسری، افسران جوان از سوگند وفاداری شاه معاف شدند. قراین نشان میداد که امرای ارتش نیز افول نظام شاهنشاهی را باور کردند. اما گویا بختیار هنوز دست بردار نبود. وی برای مقابله با جریان انقلابی و برخورد با کارمندانی که در تحصن و راهپیمایی شرکت کردند یا به نحوی از انحا به منظور نشان دادن تنفر خود از رژیم سلطنتی در محل کار خود حضور پیدا نکردند، به وزرا دستور داد فقط به کارمندانی حقوق بدهند که کار کردهاند. حقانیت انقلاب و تنفر مردم ایران از خاندان سلطنتی و حکومت شاهنشاهی کمکم مورد پذیرش دولتهای خارجی قرار گرفت و آنان دریافتند که وقوع این حادثه تفاوت کلی با سایر وقایع و اتفاقاتی دارد که در گذشته، چند صباحی، رژیم شاه را با مخاطره مواجه میساخت و مدتی بعد به واسطه بروز اختلاف میان رهبران جریان مخالف با نظام سلطنتی و کمک عوامل داخلی و خارجی، شاه موفق به سرکوب آن میشد. در واقع عمق حادثه به حدی بود که سخنگوی کاخ سفید در یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام کرد شاپور بختیار باید تسلیم نظر اکثریت مردم ایران شود و اجازه دهد تا زمینه برای شکل گیری حاکمیت آزاد فراهم شود. در کشورهای بلوک شرق و به ویژه شوروی، مطبوعات، مقالات و گزارشهای متعددی را منتشر کردند و از واقعیت انقلاب ایران سخن راندند. کشورهای منطقه با دقت اخبار ایران را پیگیری و از اعلام موضع در خصوص وقایع و اتفاقاتی که در کشور به واسطه بروز انقلاب رخ میداد خودداری میکردند. در این میان تنها رهبر یمن اعلام کرد که از انقلاب ایران حمایت میکند.
بازرگان با توجه به حکم امام مبنی بر عدم وابستگی به تعلقات حزبی و جناحی موقتاً از رهبری نهضت آزادی کنارهگیری و به مدرسه علوی نقل مکان کرد.