نویسنده: اسماعیل عبادی فرد اطلاعات و ارتباطات شریان و رگهای حیاتی هر نظام بوده، هست و خواهد بود. در اجتماعات پیچیده امروزی مطبوعات قسمت مهمی از این نقش را ایفا میکنند. در هر نظامی باید نشریاتی باشند که اعضای آن جامعه وجود و مطالعه آن را در زندگی و کار و تصمیمات خود مفید و ضروری بدانند، نه آنکه چنین مطبوعاتی در سطح اطلاعات و دانایی روزانه آنها فرقی نداشته باشد. سؤال مهم این است که آیا چنین نشریهای در یک نظام اسلامی برای امت اسلامی وجود دارد؟ چارچوب اسلامی چنین نشریه و مطبوعاتی چگونه باید باشد؟ اولین و اساسیترین بینش در مورد انسان و جهان در اسلام نظریه توحید است که به وحدت و هماهنگی بین همه قسمتهای جهان دلالت دارد. با نظریه توحید یکی از اساسیترین پایههای اخلاقی مطبوعات و روزنامهنگاری به وجود میآید. این امر مشخص میکند که بندگی فقط در مقابل خداوند باشد و هر گونه ارتباطات و پیامهای فکری، فرهنگی، اقتصادی و یا سیاسی که نوع بشر را مقید میسازد، نفی میکند. به همین دلیل همه قوانین ساخت بشر، مفاد ارتباطات، رسانههای گروهی و مجامع عمومی که مانع حاکمیت الله شوند باطل هستند، بنابراین مفهوم توحید- اگر به آن عمل شود- راهنمای اساسی در تعیین مرزهای مشروعیت سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی توسط یک سیستم ارتباطی معین را فراهم میآورد. بر اساس مفهوم اخلاق مطبوعاتی، واضح و آشکار است که وظیفه نظام ارتباطات در جامعه اسلامی، شکستن بتها، گسستن وابستگی به خارجیان و به حرکت درآوردن امت یا جامعه به سوی آینده است. یکی از مهمترین وظایف مطبوعات از بین بردن افسانهها در جهان معاصر است. این افسانهها ممکن است شامل پدیدههای وارداتی قدرت، ترقی و مدرنیزه کردن بی حد و حساب باشد. شخصیتهایی که نماینده اینها هستند، نباید مافوق بشر و مافوق آنچه که هستند تعریف شوند. طبق این اصل یکی از این شرکها، عقیده به جدایی مذهب و سیاست است که عقیدهای مادیگرانه است. اصل توحید همچنین مستلزم عدم وجود هرگونه مرکز اقتصادی، سیاسی، فکری و یا مراکز دیگر از جمله رسانههای گروهی است که در آن قدرت بتواند متراکم شود. بنابراین وقتی که جوابگویی اجتماعی برای فرد و نهاد وجود نداشته باشد آزادی بیان اجتماع و وسایل ارتباط جمعی و ارتباطات معنی ندارد. جنگ علیه شخصیت هر نهاد اجتماعی که به آن متصل باشد جنگی است علیه سیستم ارتباطی که سعی در تبلیغ آن دارد. دومین اصل هدایتکننده مرزهای اخلاق مطبوعاتی و روزنامهنگاری در اسلام اصل اعتقادی امر به معروف و نهی از منکر است. در این اصل به طور حتمی و آشکار اعتقاد به مسئولیت فردی و اجتماعی برای آماده ساختن نسل آینده جهت پذیرفتن احکام اسلامی و عمل کردن به آنها وجود دارد. مسلمانان مشمول هدایت کردن یکدیگرند. هر نسل مسئولیت دارد که نسل بعد را هدایت کند. در این آیه از قرآن مجید این امر تشریح شده است: ادع الی سبیل ربک بالحکمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتی هی احسن ان ربک هو اعلم به من ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین.(125:16) ترجمه: خلق را به حکمت و برهان و موعظه نیکو به راه خدا دعوت کن و با بهترین طریق با آنها مناظره کن که البته خدا (عاقبت حال) کسی را که از راه او گمراه شده و آنکه هدایت یافته بهتر میداند. این آیه به مسئولیتهای رهبری و تبلیغ و اطلاعاتی آرمانهای اسلامی اشاره میکند و شامل همه نهادهای رسانهای جمعی از قبیل مطبوعات، رادیو، تلویزیون و سینما و همچنین تکتک افراد هر جامعه است. به عنوان مثال در سطح اجتماعی و جمعی این اصل عقیدتی از روی قاعده مسجد در جوامع اسلامی به مورد اجرا درآمده است. از زمان پیامبر اکرم صلیالله علیهوآله مسجد به عنوان یک مجرای مهم و اصلی ارتباطات اجتماعی و عمومی همیشه محور حرکتهای معنوی و فرهنگی بوده است. مسجد نه فقط نقش تهذیب نفس بلکه نقش کسب دانش و اطلاعات امور عمومی را انجام داده است. در تمام جهان اسلام مساجد و دانشگاههای مهم در کنار یا داخل یکدیگر وجود داشتهاند. در واقع مساجد مراکز آموزش عالی و ارتباطات جمعی در سنت اسلامی بودند. امروزه در تعدادی از جوامع اسلامی سیستمهای ارتباطات دستهجمعی نوین به خوبی در داخل سیستمهای کلاسیک و سنتی ارتباط جمعی و اجتماعی مسجد، مخصوصاً نمازهای جمعه به هم پیوستهاند. نتیجه آن به وجود آمدن یک سطح عالی از سازماندهی و بسیج است که جریان شرکت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و نظامی را فوقالعاده موثر میکند. مفهوم شهادت و جهاد در اسلام را تنها در صورتی میتوان درک کرد که اصل عقیدتی امر به معروف و نهی از منکر که به طور خلاصه بیان شد به طور صحیح درک شود. بنابراین مفهوم شهادت، مثل سایر مفاهیم اسلامی تماماً به مفهوم توحید مطلق خداوند و جهان مربوط است. در این معنی بین مسئولیت اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر و مفهوم جهاد هیچ وجه تفاوتی نیست. بدین سان از یک دیدگاه اسلامی و چارچوب اخلاقی، شهادت و جهاد صرفاً میتوانند بر حسب میانجیگری و وساطت تشریح شوند. آنها را باید در چارچوب اصلی علیت درک کرد و نه صرفاً به عنوان وساطت معنوی و با این مفهوم بدون جهاد و اطلاعرسانی و روزنامهنگاری در راه خداوند شهادت وجود ندارد. متأسفانه در ممالک اسلامی بسیاری از مطبوعات و روزنامهنگاران و حتی دانشکدههای روزنامهنگاری و ارتباطات اجتماعی به علت عدم ترویج تاریخ و اصول اسلامی و ناآشنایی به فرهنگ خود مبلغ و مقلد غیر انتقادی و نسنجیده اصول مطبوعاتی و روزنامهنگاری از جمله نظر به مسئولیت اجتماعی مطبوعاتی غرب شدهاند. بیان نظریه اسلامی مطبوعات و روزنامهنگاری یک وظیفه علمی و دینی و اجتماعی و اقتصادی است. کوشش در بیان و فهرستبندی آن دسته از اصول اسلامی که پا به پای روزنامهنگاری نوین ما باشد در حقیقت کوشش و سعی برای سرآغاز و ساخت یک نظریه اصیل مطبوعاتی اسلامی است. اصول دیگری از نظریه مطبوعات اسلامی، یعنی امت، تقوی و امانت میباشد. ویژگیهای مطبوعات اسلامی نظام اسلامی مطبوعات اسلامی خاص خود را نیاز دارد. مطبوعات اسلامی مطبوعاتی است وحدتگرا، جامع، مستقل، آزاد، راستگو و حقگو، پر معنی و معتبر و با اطلاع و خواندنی که با دیده جهانی برای احتیاجات و راهنمای جامعه(امت اسلامی) و رشد سالم فکری و اطلاعاتی افراد منتشر و توزیع میگردد. مفهوم امت بالاتر از مرزهای ملی و حدود سیاسی است. جامعه اسلامی یک مفهوم دینی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی است و فقط وقتی موجودیت دارد که توسط اسلام برآن حکومت کند. امت باید کنه و عالیترین معیارهای رفتار و عمل را به وجود آورد و نقطه عطف برای دیگران باشد و از افراط و تفریط و اسراف اجتناب کرده، ثابت قدم و دارای پشتکار باشد. بداند که چه چیزی را قبول و چه چیزی را رد کند. دارای اصل و با جنبه متغیر زندگی تطبیقپذیر بماند. بر این اساس ارتباطات بین فرهنگی و بینالمللی(در این جا تأکید بر روی ملیت است نه بر روی حکومت متشکل از یک ملت) اجزای ضروری مطبوعات اسلامی هستند، بنابر این دیدگاه مطبوعات اسلامی یک دیدگاه جهانی است. قرآن مجید میفرماید: «انا خلقنا کم من ذکر و اثنی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوان اکرمکم عندالله التقاکم (49:13) ترجمه: ما شما را نخست از مرد و زن آفریدیم و آنگاه به ملیتهای بسیار و قبایل مختلف گردانیدیم تا یکدیگر را بشناسید(نه اینکه) از یکدیگر متنفر باشید، به درستیکه گرامیترین شما نزد پروردگار پرهیزگارترین شماست.» در حکومت اسلامی و در مطبوعات اسلامی، لازم است که هر یک از اتباع بهترین پند و توصیه خود را در امور مشترک بدهد و باید حق این کار را داشته باشد. بنابراین، شیوههای شورایی در سیاست و مطبوعات مورد تصدیق بوده و وظیفه اخلاقی حاکم و مردم هستند. بنابراین مطبوعات اسلامی باید موثق بود، خلاقیت و نوآوری داشته با فرهنگ اسلامی کاملاً آشنا بوده و جاذبه توجه به مسایل واقعی جامعه یا امت بزرگ اسلامی را داشتهباشد. چهارمین مفهوم یک مطبوعات اسلامی اصل تقوی است( پارسایی و پرهیزکاری). تقوی: توانایی فردی، معنوی، اخلاقی و روانی جهت رسیدن به آن سطح عالی که شخص را تقریباً از تمایلات مادی دنیا مصون میسازد و فرد را به یک سطح بالای خودآگاهی پیامبرانه میرساند. مطبوعات اسلامی تحت اصل تقوی، حفظ آزادگی کرده و سازش ناپذیر هستند. متملق و ثناگو نبوده و انتقاد پذیر هستند. روزنامهنگاری، مقالهنویسی، گزارشنویسی و تحلیل و تفسیر روز در یک مطبوعات اسلامی باید با نیت و روحیه تقوی آمیخته و همراه باشد. به عبارتی دیگر در سنت اسلامی، رفتار سیاست و روزنامه نگاری و ارتباطات با تقوی همراه است و آنهایی که دارای درجهای از تقوی نیستند با بحران مشروعیت روبهرو شدهاند. پنجمین اصل که باید چارچوب یک مطبوعات اسلامی را شکل و تشکیل دهد مفهوم اسلامی امانت است. به وسیله اصل امانت است که مطبوعات در یک جامعه اسلامی باید وظیفه اطلاع رسانی و ارشاد خود را انجام دهند و تحت عنوان امانت است که تکالیف و حقوق مطبوعاتی پاسداری میشود و مطابق این اصل( امانت) مطبوعات در یک امت اسلامی باید امانتدار جامعه و آیین خداوندی باشند و ادای آن یک وظیفه اخلاقی مطبوعات است. غرضورزی شخصی، انتقامگیری، تخریب، سوداگری مالی، ثروت افزونی، مباهات و فخرفروشی و استهزا در مطبوعات اسلامی جایی ندارد. استقلال یک چنین مطبوعاتی اسلامی است. اصل امانت ایجاب میکند که مغلوب نیروهای استکبار نبوده و یا ماهیت پروپاگاندایی سلطهجویان را بشناسد. در صحنه بینالمللی و جهانی به خصوص در سرزمینهای اسلامی حاضر باشد با سرمایهگذاری و زیر ساخت ارتباطاتی و بالابردن حرفه روزنامهنگاری و آموزش و پرورش اصیل و نه تقلیدی امنیت ملی-مالی و فکری اعضای خود را تأمین و تضمین نموده و از وابستگی خبری و اطلاعاتی رهایی یابد. مطبوعات سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و حتی فلسفی یک نظام و جامعه اسلامی باید مبتکر بوده، به رشته خود تسلط داشته، اعتماد به نفس را حفظ کرده و مترجم بیچون و چرا و مقلد و به اصطلاح میرزا بنویس، فلسفه و عقاید و داستانهای دیگران نباشند. متفکران و فلاسفه مسلمان در سراسر تاریخ نه تنها اهمیت اطلاعرسانی و نشریات را در تعیین چهره فرهنگی تمدن اسلامی شناخته و تصدیق کردهاند بلکه موازنه مساعد تمایلات دنیوی و آسمانی در اسلام را یک حقیقت درک شده دانستهاند. در نتیجه تضاد بین فرهنگ رسمی و گروه حاکم، که اکنون در بسیاری از موارد نماینده و حامی و منتشرکننده نفوذ غربی هستند و فرهنگ اصیل سنتی اسلامی، تودهها که ریشه در قرنها تجربه دینی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی دارد، یک بحران مشروعیت به وجود آوردهاست. این ارتباطات و تضاد اخلاقی در ساخت و استفاده از وسائل ارتباطی موجود بیش از هر مورد نمایان است. به نظر میرسد که اکثر شواهد بر این دلالت دارد که جوامع مسلمان به طور کلی به اخلاق مطبوعاتی و ارتباطی مدرن که از خارج وارد فرهنگشان شده، پاسخ ندادهاند. در دنیای اسلام سیستمهای سیاسی و ارتباطی تحمیلی غرب، پایگاه مردمی به دست نیاوردهاست برعکس چنین سیستمهای سیاسی و ارتباطی به طور روز افزون استبدادی و دیکتاتوری شدهاند. پس چگونه میتوان به بهترین نحو تحولات بنیادی و تشکیلات نهادی به وجود آورد که به حفظ موازنه پرارزش ارتباطات و اخلاق که به طور سنتی بخشی از تمدن اسلامی بودهاست کمک کند: «بدینگونه که جهانی فکر کرده و بیندیشیم و ایرانی عمل کنیم.» پیام و تبلیغ سیاسی چگونه باید باشد؟ واژه تبلیغات سیاسی،propuganda از ریشه لاتینی propugaree به معنای نشاکردن و منتشرساختن، برانگیختن یا به حرکت واداشتن اندیشههای ویژه است، امروزه تبلیغات جزیی از ارتباطات عمومی محسوب میشود. تبلیغات سیاسی در مقایسه با تبلیغات تجاری، بیشتر بر برداشتهای ذهنی استوار است. این نوع تبلیغات به عنوان محمل پندارها و قالبهای فکری و سیاسی در هر نظام اجتماعی، نقش قانونی و پسندیدهای را به عهده دارد. برای دستیابی به چنین هدفی، ایجاد سازمانها و ادارات در قالب وزارتخانههای تبلیغات با توجه به شرایط زندگی سیاسی عصر، کاری عادی و ضروری است. تبلیغات سیاسی دارای تاریخی بس بلند است و ریشه آن در جامعه فاقد خط و کتاب، در ایامی که افراد برای انتقال اندیشه و خواستهای خود به یکدیگر به جز گوش و دهان وسیله دیگری نداشتند وجود داشته است. در این ایام، پیران اسطورهای را که حاوی فرزانگی مقدس بود برای جوانان نقل میکردند تا آنها را به شرکت در مناسک و آیین کلان و قبیلهای برانگیزند. در یونان و روم باستان، فیلسوفان و سخنوران، اندیشههای خود را با صدای بلند در میادین عمومی برای مردم میخواندند. آنان به کمک جاذبه کلام خود احساسات مردم را تحریک کرده آنها را به دنبال خود میکشاندند. هومر شاعر یونانی اشعار خود را بر مبنای بیان شفاهی میسرود و نقالان که از دهکدهای به دهکده دیگر در رفت و آمد بودند، شعرهای او را که بیشتر در مورد داستانهای خدایان بود در میدانهای عمومی برای مردم میخواندند. در واقع نخستین تشکیلات منظم برای تبلیغات سیاسی را پاپ گرگوری در سال 1622 میلادی بنیان نهاد. در این هنگام، کلیسای کاتولیک همراه با فعالیتهای معنوی، این نهاد سیاسی را گشود و به توسعه آن همت گماشت. اوج تبلیغات سیاسی در خلال جنگهای جهانی اول و دوم جریان داشتهاست، زیرا جنگ و شایعات مربوط به آن، امکان گسترش تبلیغات ملی و بینالمللی را فراهم آورد. ارتباط در مفهوم عام و اهمیت ابزاری ارتباطی ارتباط در مفهوم عام خود، مجموعه پیچیده و سازمان یافتهای است که جنبههای انسانی و تکنولوژیک آن از یکدیگر تفکیک ناپذیر است. فرآیندی است که در آن پیام از پیام دهنده به پیام گیرنده منتقل میشود و به عبارتی به گردش پیام بین فرستنده و گیرنده پیام مربوط میشود. نگاهی به تحولات تاریخی رسانهها در آستانه قرن 21، نشانگر آن است که تفکر انسان تا چه حد به ابزارهای ارتباطی، از زبان به عنوان نخستین وسیله ارتباطی گرفته تا ابزارهای پیچیده انتقال اطلاعات، مانند خطوط الکترونیکی و نیز ماهوارههای فضایی مدیون است. اگر این ابزارهای ارتباطی وجود نداشت، تفکر هم وجود نمیداشت. انسان در آغاز به مدد زبان توانست پدیدهها و قوانین اشیا را نامگذاری کند و از این طریق، مفاهیمی را اثبات و مفاهیم دیگری را نفی کند و در مجموع بیندیشد که با پیچیدگی جوامع و ابزارهای ارتباطی متناسب با آنها، اطلاعات و مهارتها را تا منزلگاههای دور، و به آسانی به دیگران منتقل سازد و از اطلاعات دیگران بهره برگیرد و به تواناییهایی که امروزه شاهد آن هستیم دست یابد. بررسی این فرآیند نقش ابزارهای ارتباطی، سیر تکامل تاریخی آنها و کشف روابط موجود میان ابزارهای ارتباطی با زمینههای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جوامع، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. این بررسیها نشان میدهند که تجزیه و تحلیل پیامها بدون در نظر گرفتن ابزارهای انتقال مفاهیم امکان ناپذیر است. 1- شناخت ماهیت و عملکرد رسانههایی که پیوسته در حال تغییرند. 2- تعیین نیازهای فرهنگی مخاطب در جامعه خودی. 3- چگونگی برخورد گریزناپذیر با پیامهای دم افزون رسانههای جمعی بیگانه که گاه متفاوت و متعارضند و نیز استفاده مطلوب از آن بخش از صنایع فرهنگی آنها که میتوانند مایه ترقی و پیشرفت کشورهای جهان سوم شوند و جایگاه آنها را بر زیستنی شایسته در قرن پیچیده آینده استوار سازند. نتیجه بحث ارتباط، تفاوت عمده بین کشورها از لحاظ نقش ارزش اطلاعات ارتباط نشانگر فرآیندی است که در آن، اطلاعات، عقاید و افکار مردم هم از طریق تماس مستقیم و هم از طریق مجراهای مختلف صورت میگیرد. به عبارتی اطلاعات از طریق ارتباط انتقال مییابند. در برقراری ارتباط پیوسته هدفی وجود دارد و فرد برای دریافت آگاهی بیشتر، با دیگران ارتباط برقرار میکند. در پرتو ارتباطات است که فرد به مهارتهای تازه و طرز فکر رفتارهای جدید دست مییابد. در واقع تفاوت عمده میان کشورهای پیشرفته و عقب مانده در نقش و ارزش اطلاعات آنها نهفته است. بر پایه نظریات برخی دانشمندان و سیاستمداران در گزارش تازه باشگاه رم: «قدرت در جایی متمرکز میشود که بیشترین اطلاعات در آنجا وجود دارد.» بنابراین هر کشوری که اطلاعات بیشتری تولید کند، با سیاستها و برنامههای مناسب برای مهار و انتقال اطلاعات خود، توانایی تسلط بر سایر کشورها را خواهد داشت. ارتباط جمعی و ویژگیهای آن، تفاوت آموزش، تبلیغ و ترویج و تهییج در سطح ملی و بینالمللی تبلیغات در دهههای اخیر، پژوهش پیرامون نظام ارتباطی به عنوان یکی از ارکان مهم اجتماعی که با دیگر نظامهای موجود در جامعه روابط و مبادلات متقابلی دارد و به نیازهای گوناگون جامعه انسانی پاسخ میدهد توجه بسیاری از پژوهشگران علوم ارتباطات را به خود جلب کردهاست. از آنجا که نیازهای بشری گوناگون و پیچیدگیهای جامعه انسانی روزافزون میباشد، نقش وسایل ارتباطی، اشکال و جنبه مختلفی به خود میگیرد. بنابراین نظام ارتباطی در مفهوم عام، پدیدهای است جهانی که در همه جا وجود دارد و به نیازهای پاسخ میدهد که برای تمامی افراد مشترک است. در واقع جامعه انسانی نمیتواند بدون نظام ارتباطی به حیات خود در ادامه دهد. هم چنان که جامعه از سادگی به پیچیدگی میرود، مسئله ارتباطات و مبادله اطلاعات نیز اهمیت بیشتری مییابد و نظام ارتباطی بغرنجتر میشود و بدین گونه نقشهای گوناگونی پدید میآید. وسایل ارتباط جمعی با موقعیت و پایگاهی که در جامعه دارند، باید تا حد امکان با فعالیتهای خود در حوزههای سیاسی، اجتماعی، آموزشی و تفریحی، انتظارات مردم را برآورده سازند و به کارها پاسخ دهند. امروزه عمدهترین نقشی که وسایل ارتباط جمعی بر عهده دارند عبارت از فرهنگ سازی، آموزش، اطلاعرسانی و ایجاد مشارکت اجتماعی، افزون بر نقشهای یادشده برقراری ارتباط پویا و زنده با پیامگیران، حفظ تنوع و تازگی در تولیدات فرهنگی، فکری، سیاسی و عرضه اندیشههای نوین، از مهمترین نقشها و کارکردهای وسایل ارتباط جمعی است که در صورت عدم رعایت آنها، جامعه باید بهای گزافی را بپردازد. و این در شرایطی است که جهان خواسته و ناخواسته درگیر و دار شگفت انگیزترین دگرگونیها قرار گرفته است و در این دگرگونی، وسایل ارتباط جمعی سهم به سزایی ایفا میکنند. آنچه در این رهگذر میتواند مفید افتد، آگاهی و هوشمندی در کاربرد ابزار نوین ارتباطی و روشهای جدید در بستری از نیازهای واقعی و ارزشها و باورهای مردم یک جامعه است. نقش ظاهری وسایل ارتباط جمعی در صورتی میتواند به نقشی پایا و پویا در گسترش آموزشهای لازم و هضم اطلاعات مفید، ضروری به حساب آید که با شناخت نقشها و کارکردهای واقعی آنها و با برنامهریزی و مدیریتی هوشمندانه، در خدمت نظام اجتماعی درآید. تبلیغات سیاسی امروزه در دو سطح ملی و بینالمللی رو به گسترش است. تبلیغات ملی بیشتر به سوی حفظ اتحاد اقوام در لوای رهبریهای موجود گرایش دارد و نقش اساسی آن به صورت پرورش متخصصان در تبلیغات و روابط عمومی برای پیشبرد اهداف ایدئولوژیک میباشد. تبلیغات بینالمللی بیشتر از سوی کشورهای خواهان توسعه سیاسی اعمال میشود و هدف اصلی آنان، جلب گرایش اقوام غیز متعهد جهان به کشورهای خود است. تبلیغات سیاسی همواره به هنگام ازدیاد و تنش و برخورد میان گروههای انسانی فزون میگیرد و این امر در دو سطح ملی یا بینالمللی صادق است. در ترویج از شیوههای تهییجی و احساسی برای توضیح و اقناع استفاده میشود. حال آنکه در تبلیغات از شیوههای تحلیلی و تعقل بهره میگیرند. هدف از تبلیغات، تغییر عقاید و تحت تأثیر قرار دادن افکار و حالات بسیاری از مردم است. به عبارتی پیامهای ارسالی، حاوی چند و چون دارد، در حالی که در آموزش، پیامها به عنوان اصل پذیرفته شده و اثباتی به دیگران منتقل میشود. مراحل سهگانه تحول جوامع انسانی از دیدگاه مکلوهان کانادایی و نقش تلویزیون در این زمینه عصر ارتباط شفاهی و زندگی دودمانی و قبیلهای: نخستین مرحله زندگی اجتماعی انسان در دوره تمدنهای ابتدایی فاقد کتابت است، یعنی برتری تسلط بیان شفاهی و دریافت شنیداری برای ارتباط با دیگران که به گونهای لفظی و شفاهی صورت میگیرد. در این دوران به علت زندگی قبیلهای فاقد یک هویت شخصی و زندگی خصوصی است در این مرحله از زندگی افراد همه بیسواد هستند و اندیشه آنان بدون هیچگونه نظم و نسقی رشد پیدا میکند و اطلاعات و مهارتها سینه به سینه منتقل میشوند. عصر ارتباط کتبی و چاپی و جامعه فردگرا با اختراع خط و کتابت، به ویژه الفبای صوتی، توازن پیشین به هم خورد و برتری حس بینایی نسبت به حواس دیگر آشکار شد و از این طریق محتوای تفکر بشر تغییر یافت. نوشته نیاز به نوعی تمرکز حواس و تعلق شخصی دارد و از این جهت مستلزم نوعی انزواجویی و جدایی از جمع است و با زندگی قبیلهای گذشته منافات دارد و در نهایت موجب انهدام نظام قبیلهای و پیدایش خردگرایی، نخبهگرایی و ناسیونالیسم میشود که تا دوران چاپ و عصر گوتنبرگ ادامه مییابد. با اختراع چاپ بود که دوران تمدن بصری آغاز شد (کهکشان گوتنبرگ). اختراع چاپ آموزش را از اعضای اشراف و نخبگان درآورد و به آن عمومیت بخشید و در ذهنیت نخبهگران و نخبه پروری تردیدی جدی ایجاد کرد و در نهایت، به پیدایش مکاتب فکری گوناگون و مشارکت مردم در مسائل سیاسی و اجتماعی انجامید. تمام دستاوردهای کشورهای عربی در زمینه تکنولوژی، از صنعت چاپ ناشی شدهاست. چاپ کتاب سرآغاز عصر مصرف و نخستین محصول جامعه مصرف به شمار میآید که موجب مطالعه شخصی، تقویت استدلال، خردگرایی شد و در نهایت خردگرایی را به ارمغان میآورد. به عقیده مکلوهان اختراع چاپ یک گناه اصلی انسانی و سرچشمه تمام بدبختیهای ناشی از تمدن صنعتی است زیرا اختراع چاپ، انسان را از محیط صمیمانه زندگی قبیلهای بیرون راند و گرفتار قید و بندهای نظام جابرانه زندگی مکانیکی و صنعتی کرد. تلویزیون به فاصله چند ثانیه قبیله قدیمی جامعه را گرد هم میآورد و با نشانههای رمز، دوباره به هم پیوند میدهد و سعادت میبخشد. وی به شدت از کتاب چاپی انتقاد میکند. او کودکان را مثال میزند که در تکاپوی بیرون کشیدن مفاهیم از موارد چاپی هستند. به زعم او بیسوادی کودکان باعث سرزنش نیست، گناه از کتاب است که نمیتواند ما را در تجربهای که مشتاق آموختن هستیم، غوطهور کند. تلویزیون، این مشارکت را با انبوه نقطه موزاییکوار کامل میکند و به این ترتیب فقر معنوی را درمان میکند. عصر الکترونیک پایان رنجها، اضطرابها، دشمنیها، کشمکشها و تعارضهاست. عصر ارتباط الکترونیک و دهکده جهانی عصر چاپ و زندگی فردگرایی نیز که ناشی از برتری یافتن حس بینایی بر سایر حواس انسان است در برابر پیشرفت و گسترش وسایل ارتباطی الکترونیکی مانند رادیو، تلویزیون و سینما در حال زوال است. در این شیوه، حس شنوایی معتبر و مراجعه به ادراک حسی را ضروری میداند در چنین شرایطی جوامع نمیتوانند از ارتباط کتبی و چاپی صرفنظر کنند بلکه باید بین این سه شیوه ارتباط، تعادل برقرار شود. حضور وسایل الکترونیکی، به ویژه تلویزیون و دستگاههای پیچیده محاسبهگر، سرانجام همه چیز را تعییر میدهند و دگرگون میکنند، حتی شهرها را. در زمانی نه چندان دور، حتی هم اکنون در بعضی نقاط جهان دیگر شهری وجود ندارد که در اختیار ما نباشند. در پرتو وسایل ارتباطی الکترونیکی چهره کار و زندگی اجتماعی دگرگون میشوند، جوامع و ملتها به هم نزدیک میگردند. و در نهایت دهکدهای به پهنای کره ارض، پدید میآید که او را اصطلاحاً دهکده جهانی مینامد. مکلوهان معتقد است: این وسیله(تلویزیون) ضمن آنکه همه مزایای وسایل دیگر را در بردارد، با افزودن بیان تصویر به آنها، قدرت نفوذ فوقالعادهای به دست آورده است. او بر این باور است که تلویزیون قادر است نه تنها در یک کشور، بلکه در سراسر یک منطقه و حتی در یک قاره جوی احساس برانگیز پدیدآورد. به نظر وی در تحولات آینده زندگی بشری وسایل الکترونیکی در زمینههای مختلف صنعتی، آموزشی و فرهنگی نقش تعیین کنندهای دارند و در آثار گوناگون خود همه جا به آن اشاره دارد. پارهپاره کردن، تخصصی کردن، تولید و عرضه محصولات بستهبندی شده در آینده از بین خواهد رفت و اصالت و تنوع جایگزین آنها خواهد شد و به ویژه راه برای مشارکت واقعی کلیه افراد باز خواهد شد. هدف آموزش و پرورش باید به ویژه آن باشد که اصالت و ابداع را به انسان بازگرداند و آن را تقویت کند. دانشگاههای فردا گونهای است که دانشجویان در آن آزادانه رشد و تکامل خواهند یافت و دوگانگی میان کار و فراغت از بین خواهد رفت و آموزش در آینده هم از طریق برنامههای آموزشی رادیو و تلویزیون به وسیله ماشینهای الکترونیک و معلمان انجام خواهد گرفت. وسایل و امکانات الکترونی در دانشگاههای آینده بسیاری از وظایف استادان را برعهده خواهند گرفت. پرسشهای درسی دانشجویان به وسیله مقرهای الکترونی و پاسخهای لازم نیز از طریق این دستگاهها مطرح خواهد شد. ضمناً گرایشهای موجود در جهت نقشهای زن و مرد در حوزههای مربوط به مد اجتماعی هم چنان ادامه خواهد داشت در ادبیات و هنر آینده از نظم و موضوعی و تداوم تاریخی اثری نخواهد بود. آثار هنری تحت تأثیر تصویر تلویزیون و نوعی به همریختگی موزاییکوار پیدا خواهند کرد. آثار جدید سرانجام تحت تأثیر وسایل الکترونیکی نوین به ویژه تلویزیون پیوسته در حال تعییر خواهند بود تا به آنجا که تماشاگر و خواننده را وادار میکنند تا در تهیه و تولید این آثار به مشارکت بیش از پیش بپردازند. نقد نظریات مکلوهان چارلزلس. استاین برگ جامعه شناس و نویسنده آمریکایی در نقد اینکه وسایل ارتباطی همه چیز است و محتوا اهمیت ندارد، میگوید: «اگر قرار باشد که محتوا قربانی شکل ناب شود دیگر ضرورت ندارد که نگران تأثیرات خلاقه و اخلاقی رسانههای همگانی باشیم، چون تکنولوژی الکتریکی پیام(به نظر مکلوهان ) مانند زیبایی خودش را توجیه میکند. وی از وحدت شکل و محتوا جانبداری کرده و میگوید: نظر مکلوهان درباره جداسازی شکل از محتوا و ستایش بیش از حد او از تکنولوژی الکتریکی و پرسش آن، در دراز مدت به صورت امری کاذب و خودشکن در خواهد آمد. جدا سازی شکل و محتوا چه در هنر و چه در زندگی ناممکن است. این دو مکمل یکدیگر و جدا ناشدنی هستند. حمید مولانا معتقد است: نقش تعیین کننده تکنولوژی از نظر مک لوهان در رابطه با فرهنگ و وسایل ارتباط جمعی که در دهه 1960 به صورت مکتب جبر تکنولوژی در آمده است از دو ضعف درونی رنج میبرد: 1- تنها به جنبه مادی و فنی آن مینگرد و آن را مشخصه اصلی و مصرف رسانه میداند، به عبارتی این نظریه برای این موضوع که از رسانه چگونه و به چه منظوری استفاده میشود اهمیتی قائل نیست و فقط به کاربرد آن توجه میکند. 2- دیدگاه معتقد به جبر تکنولوژی، صرفاً به شواهد تاریخی متکی است و از خود هیچ نوع پویایی ندارد. افزون بر این دیدگاه معتقد به جبر تکنولوژی، کاملاً بر تجارب غربی استوار است و بنابراین همین که درصدد گسترش برمیآید با مشکل مواجه میشود. بنابراین میتوان نتیجهگیری کرد(نظیر ژان کازنو): نمیتوان نظریات مکلوهان را علیرغم ضعف استدلال و گاه آشفتگی مطالب نپذیرفت و به بهانه تخیلی نپذیرفت و یا آن را غیر علمی تلقی کرد بلکه آثار او بایستی مورد بررسی موشکافانه قرار داده و از آن بهرهمند شد.
سه حوزه وسیع مورد نظر در جوامع کشورهای جهان سوم عبارتند از: