تاریخ انتشار : ۱۵ اسفند ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۰  ، 
کد خبر : ۸۳۴۸۴
مشروح گفت‌وگوی فارس با قائم مقام وزیر خارجه:

غربی می‌خواهیم که دنبال سلطه و غارت نباشد

گفتگو از اکرم شریفی مقدمه: قائم مقام وزیر امور خارجه کشورمان با بیان اینکه در سیاست خارجی خود به غرب طلبکار، مدعی و غارتگر جایگاهی نداده‌ایم، تصریح کرد: غربی می‌خواهیم که دنبال سلطه، تحقیر و غارت نباشد. گزارش تصویری مرتبط«علیرضا شیخ عطار» قائم مقام وزیر امور خارجه کشورمان که قبل از منصوب شدن به این سمت، معاونت اقتصادی این وزارتخانه را برعهده داشته، در گفتگویی که دو ساعت و نیم به طول انجامید با حوصله و صبوری به سؤالات مطرح شده پاسخ گفت. شیخ عطار 55 ساله سوابقی از جمله استاندار استان‌های کردستان و آذربایجان غربی، معاون وزیر صنایع و مشاور وزیر امور خارجه را در کارنامه کاری خود دارد. سفیر ایران در هندوستان (1377-1371)، مدیرکل حوزه وزیر، مدیر تحقیقات بخش آسیا در مرکز تحقیقات استراتژیک، مشاور شورای عالی امنیت ملی و مدیرعامل روزنامه همشهری از دیگر مناصب شیخ عطار است. و اما گفتگوی مشروح فارس با شیخ عطار؛

*فارس: عمده‌ترین دستاوردهای دولت نهم در عرصه سیاست خارجی چیست؟
**شیخ عطار: دستاورد را باید با اهداف تعریف شده سنجید.
زمانی دولت نهم بر سر کار آمد در سیاست خارجی چندین هدف گذاری انجام داد که به آنها اشاره می‌کنم.

یک نکته شاخص این بود که ما باید از موضع بدهکار یا مورد سؤال واقع شدن به موضع مدعی و سؤال کننده تبدیل شویم. به عنوان مثال موضوع حقوق بشر، این موضوع از حدود 4 سال بعد از پیروزی انقلاب در سازمان‌های بین‌المللی مطرح می‌شود که ما مدتی به این قضیه توجهی نداشتیم و می‌گفتیم معاندانه است، بعد از مدتی گفتیم حرفه‌ای برخورد کرده و سعی می‌کنیم این قطعنامه‌ها علیه ما یا صادر نشود یا نرم‌تر صادر شود.

برای نشان دادن حسن نیت و صداقت خود اعلام کردیم که حاضریم هر سؤالی را جواب دهیم، حتی اگر گروه‌های حقیقت‌یاب می‌خواهند به ایران بیایند مشکلی نیست، بیایند. ما به آنها جواب می‌دهیم که تا سال‌های متوالی این روش را ادامه دادیم.

مع‌الوصف این روش موجب منطقی شدن سؤال‌ها از ما نمی‌شد، بلکه غیر منطقی‌تر می‌شد به نحوی که دیگر بحث عملکرد حقوق بشری نبود، بلکه بحث اصول و پایه‌های فکری و اعتقادی ما بود.

دولت نهم این مطلب را در سیاست خارجی خود مطرح کرد که در جاهای دیگر دنیا بخصوص در کشورهایی که از ما سؤال می‌کنند حقوق بشر بیشتر نقض می‌شود.

چرا ما سؤال‌ کننده نباشیم؟ مگر آنها هم قاضی، ‌هم دادستان و هم مجری حکم هستند؟ این که نمی‌شود.

ما هم باید سؤال کنیم. بنابراین در بحث‌های هسته‌ای و خیلی از بحث‌‌ها همین سیاست در پیش گرفته شد.

این گونه نیست که جایگاه دایمی و تعریف شده ما جوابگو باشد و جایگاه دایمی و تعریف شده آنها سوال‌کننده و پرسش‌گر. چه کسی به آنها این نقش پرسش‌گری را داده است؟ ما هم می‌توانیم پرسش‌گر باشیم.

نکته برجسته سیاست خارجی ما توجه به آن مناطقی از عالم بود که ظرفیت نفوذ فکری و گسترش اندیشه‌ای که پایه نظام جمهوری اسلامی است را داراست.

ما توجه خود را به بحث الهام بخشی که در چشم انداز 20 ساله مطرح شده معطوف می‌کنیم.به دلایل فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی کشورهایی وجود دارند که حرف ما را بیشتر می‌فهمند و ما می‌توانیم الهام‌بخش‌تر باشیم که این در راستای سیاست‌های چشم‌انداز نیز هست.

علاوه بر این ما باید سعی کنیم هراسی که معاندین ما به صورت مصنوعی نسبت به فکر و کشور ما القاء می‌کنند، یعنی بحث اسلام هراسی و ایران هراسی را خنثی کنیم.

در راستای این سیاست‌های کلی و اهداف راهبردی، باید اقداماتی صورت گیرد که در سرلوحه این اقدامات، تعاملات فعال و تاثیرگذار به جای تعاملات منفعل و کلیشه‌ای اتخاذ شود.

حالا ببینیم دولت نهم در این 2 سال و اندی در برابر این اهداف و اقدامات چه کرده است؟

ما از همان ابتدا برخی از نقاط جهان که تا قبل از آن در صدر فهرست اولویت‌های سیاست خارجی ما نبود و پایین‌تر بود را به صدر آوردیم. به جرات می‌توان ادعا کرد هیچگاه موضوع همسایگان به اندازه الان برای ما مهم نبوده است. رابطه با همسایگان را در یک محدوده وسیع‌تر از روابط رسمی و کلیشه‌ای دیپلماتیک دیدیم و به روابط اقتصادی بیش از گذشته توجه کردیم.

الان مسئولیت کمیسیون‌های مشترک اقتصادی که ابزاری برای گسترش فعالیت‌های اقتصادی کشورهای همسایه است، برای اولین بار به وزارت خارجه داده شده است.

در گذشته بر اساس مصوبات دولت، مسئولین این کمیسیون‌ها به وزارتخانه‌های مختلف داده شده بود و این بار مسئولیت کمیسیون‌های مشترک 15 کشور همسایه به وزارت خارجه داده شد که این در راستای دیپلماسی اقتصادی بود که در دولت نهم برجسته‌تر بود.

در گذشته به دلایل گوناگون بین دیپلماسی یا رابطه اقتصادی و سیاسی تفکیک قایل می‌شدند و می‌گفتند وزارت خارجه مسئول رابطه سیاسی است و وزارتخانه‌های دیگر مسئول روابط اقتصادی.

در دولت نهم این بحث شد که اصولا رابطه با کشورهای خارج در مقوله دیپلماسی است، چه اقتصادی، ‌چه فرهنگی و چه سیاسی باشد و طبق قانون اساسی و اساسنامه وزارت خارجه و طبق آنچه که در برنامه‌ چهارم آمده، وزارت خارجه مسئول روابط خارجی است.

پس اقتصاد که در دنیای امروز یک عنصر بسیار مهم روابط خارجی است باید در چارچوب دیپلماسی تعریف شود. به همین جهت در وزارت خارجه فعالیت‌های اقتصادی گسترش یافت و دولت هم محوریتی را در این قضیه به وزارت خارجه داد، محوریتی که در گذشته در این حد مطرح نبود.

امروز بخش اقتصادی وزارت خارجه چه در امور دوجانبه و چه در امور چندجانبه و سازمان‌های بین‌المللی و اقتصادی یک نقش محوری را در دولت داراست و هماهنگی‌ خوبی هم بین دستگاه‌ها وجود دارد. البته این آخر خط نیست هنوز خیلی جا داریم تا بهتر هماهنگ شویم.

در همین راستا یکی از راه‌های تعاملات رفت و آمد و سفر است.

در نیمه دوم سال 84 که دولت نهم مسئولیت را بر عهده گرفت. 4 مورد سفر رئیس‌جمهور و 31 مورد سفر وزیر خارجه انجام شد. در سال 85 این تعداد به 18 مورد سفر رئیس‌ جمهور و 78 مورد سفر وزیر خارجه افزایش یافت و تا آبان سال 86 هم 17 مورد سفر رئیس جمهور صورت گرفته است.

این سفرها دستاورد است. هیچ سفری مخصوصا اگر هدفدار باشد بدون دستاورد نیست و همه این سفرها هدفدار بود.

هر سفری که رئیس‌جمهوری می‌خواهد برود جلسات متعددی برای برنامه‌ریزی آن سفر اعم از برنامه‌ریزی‌های لجستیک تا برنامه‌ریزی‌های محتوایی و محورهای مذاکرات و تدوین موافقتنامه‌ها و قراردادها، ‌تشکیل می‌شود که معمولا در گذشته خیلی مرسوم نبود.

گاهی وزرا و مسئولین دستگاه‌های مختلف شرکت و با هماهنگی که وزارت خارجه انجام می‌دهد وظیفه و تقسیم کار بین دستگاه‌های مختلف صورت می‌گیرد.

نکته مهم که در گذشته کمتر بود و الان بیشتر شده، پیگیری این سفرهاست و اینگونه نیست که هنگام سفر این جلسه تشکیل شود. بعد از سفرها نیز جلسات پیگیری بعضا با ریاست رئیس‌جمهور تشکیل می‌شود.

مهم‌ترین دستاوردهای عمومی این سفرها این است که جایگاه ما هم در نزد رهبران سیاسی کشورها و هم در نزد مردم آنها بهبود یافته است. اغلب این سفرها به اشکال مختلف با حضور رئیس‌جمهور در بین مردم توام بوده است.

به عنوان مثال اکوادور ما در حال حاضر در این کشور سفارتخانه نداریم ولی سفیر آکرودیته داریم. طبق بررسی‌های من هیچ مقام بلندپایه‌ای هم به اکوادور سفر نکرده بود.

بعد از انتخاب رئیس‌جمهور جدید اکوادور که طرفدار مستقل شدن از نفوذ آمریکاست، رئیس‌جمهور کشورمان به این کشور سفر کرد که مردم در خیابان‌ها به طور خودجوش جمع می‌شدند و زنده باد ایران و احمدی‌نژاد سر می‌دادند.

یا در بولیوی که رابطه سیاسی نداشتیم و اخیرا برقرار کردیم نیز به همین شکل. در کشورهای خلیج فارس و آمریکای لاتین نیز این موضوع صادق است.

تعاملی که با این رهبران و روسای جمهور انجام می‌شود موجب شده ذهنیت مثبتی از شخص رئیس‌جمهور، سیاست خارجی و به طور کلی نظام ما در ذهن نخبگان سیاسی و فرهنگی آنجا ایجاد شود.

من به عنوان یکی از برجسته‌ترین نمونه‌ها می‌توانم سفر رئیس‌جمهور به کشورهای حاشیه خلیج فارس را نام ببرم. ایشان به تک تک کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس سفر کردند و در نهایت به دعوت این کشورها در جلسه شورای همکاری شرکت و بر رهبران سیاسی و مردم این کشورها تاثیر گذاشت.

این ادعا را چگونه می‌توانم ثابت کنم. برگردیم به سفر بوش به منطقه.

هدف سفر اخیر بوش به منطقه که سفر به اسرائیل و 3 کشور خلیج فارس بود، تشدید ایران هراسی و ایران ترسی بود. در نتیجه سران این کشورها چه در حضور رئیس‌جمهور آمریکا و چه پس از آن و چه قبل از آن، مواضع علنی در رد این ادعا اتخاذ کردند.

این کشورها در گذشته با ما سوءتفاهماتی داشتند ولی این کشورها به اتفاق مواضعی اتخاذ می‌کنند که از گذشته متفاوت بوده است. این نتیجه تعاملات در رفت و آمدهاست، البته رفت و آمدهای هوشمندانه و برنامه‌ریزی شده.

حضور ما در سازمان‌های بین‌المللی قابل مقایسه با گذشته نیست.

حضور رئیس جمهور در اجلاس‌های سازمان ملل دارای چندین اثر است یکی اثر متن و اصل اجلاس سازمان ملل و سخنرانی‌های ایشان که همه اصحاب رسانه در دنیا معترفند هیچ سخنرانی در دنیا به اندازه سخنرانی احمدی‌نژاد پوشش رسانه‌ای نداشت.

دوم تاثیرگذاری بر سران کشورها و وزرای خارجه چون خیلی از آنها می‌گفتند شما حرف دل ما را می‌زنید.

سوم برنامه‌های حاشیه‌ای است که ایشان در سفری که به نیویورک رفتند با موسسات مطالعاتی، تحقیقاتی و دانشگاهیان و نخبگان جلساتی داشتند که شاید معروف‌ترین آن دانشگاه کلمبیا بود که علیرغم برنامه‌ریزی انجام شده برای تخریب این برنامه به دلیل اتخاذ یک رفتار هوشمندانه از سوی رئیس جمهور اثر عکس داشت و به نفع ما تمام شد.

اگر بخواهم آماری در مورد عضویت ایران بدهم. ما در این 2 سال واندی هر سال در چند سازمان عضو شدیم.

در 21 سازمان منطقه‌ای بین‌المللی عضو شدیم در 9 سازمان در آستانه عضویت هستیم و در 11 سازمان به مناصب مدیریتی انتخاب و حتی در جاهایی عضو ناظر شدیم، که از لحاظ جغرافیایی با ما فاصله دارند مثلا اکواس (جامعه اقتصادی دولت‌های غرب آفریقا) و اخیرا آلبا در آمریکای لاتین.

حتی حضور ما در اجلاس‌های اقتصادی متفاوت از حضور گذشته ما بود. مثلا در اجلاس سران اوپک در ریاض حضور ما محوری بود. به جای سخنرانی‌های کلیشه‌ای و غیر جذاب مطالبی از سوی هیئت ایرانی بیان شد و حرف‌های نویی زدیم و این حرف‌ها موجب شد برنامه‌هایی برای پیگیری تدوین شود.

مثل موضوع جایگزینی دلار در معاملات نفتی، کمک به کشورهای فقیر، بانک اوپک و ... این موارد حرفهای نویی بود و به نام ما نیز ثبت شد.

اگر به معاملات اقتصادی برگردیم که ملموس‌تر است و با عدد و رقم و پول ... سرکار دارد، شاهدیم در اثر همین تعاملات، علیرغم تلاش‌هایی که برای تحریم علیه ما انجام می‌شود صادرات‌مان افزایش یافته است.

در زمینه صادرات غیرنفتی اینگونه نیست که تاجر بتواند به راحتی صادر کند حتما باید اراده سیاسی کشور وارد کننده وجود داشته باشد که از ما کالا بخرد یا کالای ما را تحریم نکند.

ما در زمینه صادرات در سال 84 کلا 11 میلیارد دلار صادرات داشتیم که این رقم در سال 85 به 3/16 میلیارد دلار رسید و در پایان 9 ماه سال 86 برابر یک سال 85 شدیم.

این یعنی زنده بودن تعاملات اقتصادی، این در حالی است که آمریکا تلاشی زیادی کرده کالای ما خریداری نشود، بانک‌ها بیشتر به ما فشار وارد کنند چون مبادلات بانکی امروز اصلی‌ترین تاثیر را در تعاملات اقتصادی دارد.

علاوه بر آن واردات ما نیز افزایش یافته، طبق آخرین آمار 8 درصد در 10 ماه گذشته افزایش یافته است.

علیرغم همه تلاش‌ها توانسته‌ایم از نظر اقتصادی فعال بوده، تعامل گسترده‌ داشته باشیم و اینکه بازارهای جدیدی پیدا کنیم.

بازارهای سنتی ما خلیج فارس، بخشی از اروپا و کمی هم CIS بود.

امروز آمریکای لاتین، ‌آسیای شرقی و آفریقا به بازارهای ما اضافه شدند. در زمینه سرمایه‌گذاری در ایران در سال 85 موفق شدیم که حدود 10 میلیارد دلار سرمایه خارجی را در کشور جذب کنیم که نسبت به سال قبل رشدی بیش از 100 درصدی داشته است.

در 6 ماهه 86 حدود 10 میلیارد دلار یعنی به اندازه کل 85 سرمایه‌گذاری خارجی جذب کردیم که این حاکی از تعامل است.

ما دو گونه سرمایه‌گذاری خارجی داریم.

1- سرمایه‌گذاری که دولت تضمین می‌کند که باید در جلسه‌ای برود که چند تن از معاونین وزرا مثل معاونین وزیر خارجه، وزیر اقتصاد، بانک مرکزی و سازمان مدیریت عضو آن هستند.

2- یک نوع سرمایه‌گذاری که احساس نیاز به تضمین دولت نمی‌کند و خودش می‌آید که آمار دقیق آن را نداریم.

فرد خارجی در کشوری سرمایه‌گذاری نمی‌کند مگر اینکه از اقتدار، ثبات سیاسی و قانونمندی آن کشور مطمئن باشد. سرمایه‌گذاری نفتی و قراردادهای نفتی ما نیز همین گونه است.

نزدیک 10 درصد رشد سرمایه‌گذاری نفتی در کشور داشتیم.

اینها را به عنوان نمونه تعامل موفق عرض می‌کنم. این سفرها، گفتگوها، ‌رفت و آمدها دستاورد ملموسش چیست؟ همین را می‌توانید در آراء این کشورها در مجامع بین‌المللی ببینید.

در فشارهای هسته‌ای که به ما وارد شد ما هم در سازمان کنفرانس اسلامی با 56 عضو و هم در جنبش غیرمتعهدها با 118 عضو توانستیم قطعنامه‌هایی را با اجماع در حمایت از فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای خود و در انتقاد از کسانی که می‌خواهند جلوی فعالیت‌های ما را بگیرند به دست بیاوریم.

کار ساده‌ای نیست که از این کشورها حمایت بگیریم. این برای این بود که نشان دهیم دنیا در اختیار 4 یا پنج قدرت نیست.

اتفاقاً موضوع هسته‌ای ما سبب یک نوع اعتماد به نفس در بین کشورهای دیگر که خارج از حیطه قدرت‌ها هستند، شد.

همه این تعاملات علاوه بر دستاوردهای سیاسی و اقتصادی در مجموع تصویر مثبتی از ایران عرضه کرده در جایی که برخی از قدرت‌ها در تلاش برای ایران هراسی هستند.

ما در جهت سیاست‌های اعلامی دولت نهم در ابتدای کارش قدم برداشتیم، قدم‌ها هم موفق بوده و البته می‌تواند بهتر از این باشد و تلاش هم می‌کنیم بهتر از این باشد.

*فارس: برخی عنوان می‌کنند در مدت فعالیت دولت نهم سیاست خارجی ما نه تنها دستاوردی نداشته بلکه هزینه‌زا بوده، مثلاً مواضع رئیس‌جمهور از جمله در مورد محو اسرائیل باعث تندتر شدن مواضع آنها بخصوص در زمینه هسته‌ای شده است.

مخالفین دو بخش هستند یکی در مورد طرح موضوع اسرائیل و یکسری هم در مورد زمان آن. عنوان می‌کنند زمانی بحث مهمی مثل هسته‌ای داریم چرا برای خود جبهه‌های مثل هولوکاست و ... را ایجاد می‌کنیم؟

**شیخ عطار: به طور مشخص منتقدین روی 2 موضوع حرف دارند یکی هسته‌ای یکی هولوکاست.

در بحث هسته‌ای باید ببینیم این ماجرای هسته‌ای چیست؟ دعوا سر چیست؟ مثلا 100 سانتریفیوژ داشته باشیم یا 3 هزار و یا 30 هزار تا.

ماجرای هسته‌ای ما صرفا تولید سوخت برای نیروگاه‌ بوشهر نیست. چون زمانی تصمیم گرفتیم نیروگاه‌های هسته‌ای داشته باشیم نمی‌توانیم به برخی از کشورها وابسته باشیم که هر زمان بخواهند آن را به ما ندهند.

مگر ما تجربه آن را نداریم، در قضایای نفت و صنایع ‌های تک. نه ما بلکه در اختیار خیلی از کشورها قرار نمی‌دهند.

مثلا تا چندی پیش آمریکا کامپیوترهای نسل جدید که بسیار پر سرعت هستند در اختیار هند قرار نمی‌داد و آنها را در این زمینه تحریم کرده بود.

ما یا باید تسلیم شویم و بگوییم فلان کالا و تکنولوژی را به ما نمی‌دهند و ما اینقدر سعی می‌کنیم مودب و سر به زیر باشیم تا لطفی کنند به ما بدهند. یا اینکه بگوییم حق ماست و تکنولوژی و دانش حق هر جامعه انسانی است زیرا خدا انسان را دارای قدرت ادعا و ابتکار آفریده است.

اگر قرار باشد ما برخی از انسان‌ها را از فکر کردن، اختراع، اکتشاف و تحقیق علمی باز بداریم یک ظلم مسلم است.

ما می‌گوییم تکنولوژی هسته‌ای دستاورد انسانی است همه باید به این تکنولوژی دسترسی داشته باشند نه فقط تکنولوژی هسته‌ای، بلکه هر تکنولوژی.

البته باید ضوابطی باشد که از آن تکنولوژی سوءاستفاده نشود، مثل بمب اتم نشود.

این ضابطه هم در دنیا وجود دارد چیزی به نام NPT درست شده اگر کسی طبق آن ضابطه عمل کرد حق مسلم همه جوامع بشری را به رسمیت شناخته است.

چطور است به برخی‌ها چنین حقی را باید بدهند به برخی‌ها ندهند؟ ما روی اصل قضیه حرف داریم.

در همین علم ژنتیک که امروز پیشرفت‌های شایان توجهی از جمله در زمینه شبیه‌سازی داشتیم. اگر فردا جلوی همین شبیه‌سازی را گرفتند و گفتند حق ندارید و بگویند شما زیادی در کار شبیه‌سازی رفتید و فردا ممکن است به جای گوسفند، اسب یا انسان هم درست کنید، ما چه باید بکنیم؟

بگوییم چون برخی از قدرت‌ها تشخیص می‌دهند آنها انسان‌تر، متفکر‌تر و اندیشمندتر هستند باید داشته باشند بعضی‌ها نداشته باشند.

بحث ما در هسته‌ای یک بحث کلی است. ضمن اینکه موضوع سوخت بخشی از آن است ولی اصل آن بالاتر است. ما اگر ایستادیم، در مقابل تبعیض ایستادیم. برخی می‌گویند صحنه و روابط بین‌الملل جای ایده‌آلیسم نیست و تحت عنوان واقع‌گرایی از هرم قدرت و سلسله مراتب قدرت سخن می‌گویند.

می‌گویند باید سلسله مراتب قدرت در صحنه بین‌الملل را به رسمیت بشناسیم و عدالت معنا ندارد، هر کس گردنش کلفت‌تر است، حقش از همه بیشتر است.

یکی از مواردی که دولت نهم در سیاست خارجی خود به عنوان پایه و اصل مطرح کرده عدالت در صحنه بین‌الملل است. این چیزی است که برخی تحت عنوان ایده‌آلیسم از ما انتقاد می‌کنند این ایده‌آلیسم نیست، خواست خداست. خدا انسان‌ها را بر اساس عدالت آفریده.

در صحنه بین‌الملل نیز باید عدالت حاکم باشد. چطور می‌گویند در خانواده بین بچه‌ها عدالت برقرار کنید و بعد در جامعه بزرگ‌تر یعنی در شهر و روستا می‌گویند همه با هم عادلانه رفتار کنند، اما در صحنه بین‌الملل عنوان می‌کنند واقع‌گرایی ایجاب می‌کند که باید هرم سلسله مراتب قدرت باشد و عدالت معنا ندارد.

یکی از حرف‌های دولت نهم در صحنه بین‌الملل عدالت است که اتفاقا خوب هم جا افتاده.

ما در هر مذاکره‌ای بحث عدالت در صحنه بین‌الملل را نیز مطرح می‌کنیم. موضوع هسته‌ای ما یکی از تجلیات عدالت خواهی ماست. سطح بحث را فقط نبریم در حد غنی‌سازی سوخت. ما می‌گوییم اگر در این قضیه کوتاه بیایم در بقیه قضایا هم ناچاریم کوتاه بیاییم.

ما تا کجا باید عقب برویم؟

ما یک آزمایشی کردیم. قبل از دولت نهم گفتند شما برای اثبات حسن نیت فعالیت‌های هسته‌ای را تعلیق کنید. آنجا آزمایش تلخی بود. زمانی تعطیل کردیم آیا مورد تقدیر قرار گرفتیم یا مورد فشار بیشتر.

آقای بلر در اردیبهشت 84 صراحتا گفت موضوع ما با ایران فقط هسته‌ای نیست ایران در کنار آن باید وضعیت خود را در خاورمیانه نیز روشن کند. یک قدم آن طرف‌تر.

یک مقدار جلوتر می‌رفت حتی در مورد مسائل فرهنگی و داخلی ما نیز دخالت می‌کردند کما اینکه کردند. بسیاری از مسائل ما که مبنای اعتقادی دارد مورد نقد غربی‌هاست.

پس با این حساب آنها، در این صحنه بین‌المللی که سلسله مراتب قدرت در آن حاکم است باید از ارزش‌های اعتقادی خود دست بکشیم چون آنها خوششان نمی‌آید. لذا ما برای اینکه دلایل مقاومتمان را در بحث هسته‌ای متوجه شویم باید سطح فکرمان را از موضوع سوخت یک مقدار بالاتر ببریم. آن زمان متوجه می‌شویم که چرا باید پای آن بایستیم.

برخی می‌گویند هزینه‌ای که بابت این می‌دهیم فشارهای بانکی، اقتصادی و ... است.

بنده نمی‌خواهم منکر هزینه شوم، ولی می‌خواهم بگویم ما اگر در این مسیر کوتاه بیایم چه هزینه‌ای باید بپردازیم.

آیا تولیدکننده علم بودن بهتر است یا مصرف‌کننده علم؟ آیا ابداع فناوری در داخل و بدون وابستگی به دیگرانی که خیرخواه ما نیستند بهتر است یا وابسته بودن؟

برای اینکه در ذهنتان شبیه‌سازی شود. جریان‌های ملی شدن نفت را به یاد بیاورید. سپهبد رزم‌آرا نخست‌وزیر 1329 تعبیری که به کار برد این بود «ملتی که نمی‌تواند لولهنگ بسازد چطور می‌خواهد نفتش را اداره کند».

به تعبیر آن چون ما نمی‌توانیم لولهنگ بسازیم پس باید نفتمان را انگلیسی‌ها اداره می‌کردند، مختصری به ما می‌دادند و ما زندگی خود را می‌کردیم.

وقتی نفت ملی شد ما تحریم شدیم ناوهای انگلیسی در اطراف آبادان آمدند. هزار و یک بلا سر ما آمد، کودتا و دیکتاتوری شد یکی با تفکر رزم آرا سؤال کند آیا ملی شدن نفت می‌ارزید؟

امروز بعد از 50 و چند سال که از آن ماجرا می‌گذرد حتی از نسل جدید که پرسیده می‌شود می‌گویند مسلماً ملی کردن نفت بهتر بود چون تجربه و لمس کردند. این که برای خودمان باشد و خودمان بدانیم به چه کسی بفروشیم. به جای اینکه بهره مالکانه بگیریم، خودمان اداره کنیم.

ما در جریان ملی کردن نفت هم هزینه دادیم. مهم‌ترین هزینه آن 25 سال دیکتاتوری شاه بود، ولی در عوض ملت ما فهمید استقلال فنی، علمی و اقتصادی چیز خوبی است.

در ماجرای هسته‌ای هم همین طور است. ممکن است هزینه‌ای بدهیم البته باید عرض کنم که این هزینه هزینه‌ای نیست که ما را از پا دربیاورد.

اقتصاد، فرهنگ ملت، جمعیت و موقعیت ژئوپولتیکی ما به گونه‌ای است که این هزینه‌ها هیچ کدام موجب از پای افتادن ما نمی‌شود.

ما به راحتی می‌توانیم مقاومت کنیم ما بدتر از اینها را در دوران جنگ گذراندیم.

الان نزدیک 2 سال است فشارها بر ما اعمال می‌شود اعم از مادی، کالایی و ..، هم صادرات ما افزایش یافته هم واردات. ما اقتصادی زنده هستیم کسی نمی‌تواند اینگونه ما را تحریم کند.

وقتی منتقدین هزینه را می‌گویند چرا فایده‌اش را نمی‌گویند؟ فایده این هزینه بیشتر است.

و اما در بحث هولوکاست، موضوع ما با اسرائیل یک موضوع سطح پایین و کودکانه نیست. اسرائیل چگونه به وجود آمد؟ اسرائیل از طریق حیله، سلطه و استعمار به وجود آمد به تعبیر جلال آل احمد «دشنه‌ای بود در قلب جهان اسلام.»

بهانه به وجود آمدن این اسرائیل، همانند یک داروی تلخی بود که روی آن لایه خوشرنگ شیرین می‌کشند. این لایه خوشرنگ که دور جنایت به وجود آوردن اسرائیل و آواره کردن میلیون‌ها فلسطینی کشیده شد، هولوکاست بود.

گفتند یهودی‌ها به وسیله هیتلر کشته شدند و جنازه‌های آنها را به کوره‌های آدم‌سوزی بردند. 5 میلیون یهودی کشته شد پس حق این ملت مظلوم این است که یک کشور به آن بدهیم.

زمانی یک تئوری را برای فردی علمی مطرح می‌کنند همه جوانب این تئوری و نظریه را اول با دیده نقد می‌نگرد. فرق یک فرد علمی با عوام این است.

رئیس‌جمهور ما به عنوان یک فرد دانشگاهی است و ویژگی‌ یک فرد دانشگاهی این است که همه چیز را ابتدا زیر سؤال ببرد.

آیا هولوکاست وجود داشت؟ اگر وجود داشت آیا ابعادش این بود؟ آیا هولوکاست می‌توانست بهانه‌ای برای ایجاد اسرائیل شود؟ این یک سؤال خیلی ساده است.

منتها در طول این 60 سال هر کس این سؤال را مطرح کرده به زندان افتاده و بایکوت شده. روژه گارودی معروف‌ترین آنهاست و مشابه آن در استرالیا، ‌اتریش، فرانسه، آمریکا و .. شاهد بودیم.

رئیس جمهور ما این سؤال را کرد که چرا این سؤال ممنوع و تابوست که این عکس‌العمل‌ها نشان داده شد.

این عکس‌العمل‌ها ما را باید به این سمت و سو ببرد که پس لابد یک دروغ، حقه و فریبی است که تا شما می‌خواهید به آن دست بزنید سر و صدایشان در می‌آید.

اینکه شما می‌گویید آیا حالا وقت مطرح کردن سؤال است بنده می‌گویم شما هر وقت مطرح کنید همین است؛ اتفاقا وقت آن حالاست. چون ما شعار عدالت را در روابط بین‌الملل سر می‌دهیم.

اگر طرح هولوکاست «آب در خوابگه مورچگان افکندن است» پس این هولوکاست چه بوده؟ چرا این سؤال ساده اینقدر آنها را عصبانی کرده، از همین جا می‌فهمیم بله حالا وقت آن است و این نقطه حساس عمله ظلم است.

می‌گویند هزینه، چه هزینه‌ای داشته، مگر قبل از اینکه هولوکاست را مطرح کنیم اروپایی‌ها خیلی با ما خوب بودند؟ در قضیه‌ هسته‌ای در دولت قبل یا دولت‌های قبل، در قضیه سلمان رشدی، در قضیه میکونوس و در جنگ ایران و عراق چقدر به ما فشار می‌آوردند و بهانه‌های گوناگون مطرح می‌‌کردند.

*فارس: آیا تاثیر آن را بر مخالفت‌ها با برنامه‌ هسته‌ای قبول دارید؟

**شیخ عطار: نه چون قبل از این آنقدر مخالفت با فعالیت‌های هسته‌ای ما بود که آن را به تعلیق کشاندند.

مادر دهه 90 غنی‌سازی نداشتیم شما مطبوعات و بیانیه‌های آن زمان آژانس و آمریکا را بررسی کنید آنها روی نیروگاه بوشهر ما حساس بودند.

بارها و بارها در جلسات، آمریکایی‌ها و انگلیسی‌ها بحث می‌کردند که چرا ایران دارای نیروگاه بوشهر است؟

نیروگاه که غنی‌سازی نیست. الان می‌گویند نیروگاه حق شماست، کما اینکه بعد از پایمردی در قضیه غنی‌سازی الان می‌گویند این تعداد سانتریفیوژ حق شماست اما مدتی کوتاه تعلیق کنید.

اگر ما عدالت در نظام بین‌الملل را به عنوان آرمان مقدس قبول داریم باید کارهایی را انجام دهیم که کارهای نرم، صلح‌آمیز و راحتی است. ما دنبال جنگ نبودیم.

موضوع هولوکاست را برای ایران تراسی به صورت یک تحریف مطرح کردند و امروز می‌بینیم در حال رسوا شدن است.

امروز حتی تعداد یهودیانی که هولوکاست را زیر سؤال می‌برد رو به افزایش است و این ترسی است که نظام سلطه دارد که این تابویی که براساس آن یک تحریف تاریخی و یک ظلم مسلم صورت گرفت را ‌بشکند.

*فارس: آیا این قدر که ما تاکید کردیم موضوع نگاه به شرق اعمال شد و آنها به ما در باغ سبز نشان دادند؟ در واقع کارنامه ما از نگاه به شرق چگونه است؟

**شیخ عطار: اگر می‌گویم غرب یا شرق منظور غرب و شرق جغرافیایی نیست، بلکه یک مفهوم قراردادی است. شرق در این تعریف یعنی جاهایی که به دنبال سلطه نیستند و سلطه در سیاست خارجی آنها هدف غایی نیست و زمانی غرب گفته می‌شود آنهایی هستند که دنبال سلطه هستند که در دنیا زیاد نیستند.

اتفاقا تعداد کشورها به مفهوم غیرجغرافیایی غرب چه به عنوان سردمدار چه پادو و پیرو، شاید از انگشتان 2 دست تجاوز نکند.

اولا متنوع کردن منابع اقتصادی، کالایی و بازارهای صادراتی ماست.

ما در این مدت توانستیم با سیاست نگاه به شرق بازارها، تامین‌کنندگان و بانک‌های متنوعی را به دست آوریم.

یک زمان در کشور به بهانه اینکه ما می‌خواهیم با بانک‌های درجه یک کار کنیم با تعداد محدودی بانک کار می‌شد که عمدتاً اروپایی بودند.

امروز بانک‌های ما از آفریقا تا ژاپن روابط کارگزاری دارند.به عنوان مثال امروز حجم روابط اقتصادی ما با چین به 20 میلیارد دلار رسیده است.

ما الان تامین‌کننده نفت چین، ‌ژاپن و مالزی هستیم. سرمایه‌گذاری نفتی ما برای اولین بار از مونوپولی و انحصار سه چهار کمپانی اروپایی خارج شد و اکنون مالزی، ‌هند، ‌چین و ... مطرح هستند که این‌ها به نوعی دستاورد است.

اگر روزی شما با شل و بیریتیش پترولیوم BP کار می‌کردید امروز شاهدید BP در نفت شما جایی ندارد در مشتریان نفت ما نیز همین طور. نیاز اروپا به انرژی بالاست و اگر اروپا بخواهد نفت ما را نخرد اینقدر مشتریان متنوعی داریم که مشکلی نخواهیم داشت.

سیاست نگاه به شرق در ابعاد اقتصادی دستاورد داشته است.

در خصوص ابعاد سیاسی و فرهنگی هم اینکه در اجلاس غیرمتعهدها می‌توانیم 118 کشور را با خود همنوا کنیم دستاورد بزرگی است که در گذشته چنین نبود.

ما چنان اعتباری را به دست می‌آوریم که اجلاس فوق‌العاده حقوق بشر کشورهای عضو عدم تعهد را در شهریور امسال در تهران برگزار می‌کنیم و نزدیک به 60 کشور در سطح وزیر در آن شرکت می‌کنند که یک رکورد در اجلاس‌های غیرمتعهدهاست.

اگر 30 کشور در سطح وزیر در این اجلاس شرکت کنند آن را نشانه موفقیت می‌دانند. درصدد هستیم اجلاس عادی و دوره‌ای وزرای خارجه غیرمتعهد را در خردادماه در تهران برگزار کنیم.

در هر اجلاس منطقه‌ای یا بین‌المللی که برگزار کردیم همین وضع را داشته‌ایم که این هم ناشی از سیاست نگاه به شرق است.

در حال حاضر بازارهای صدور خدمات فنی و مهندسی ما متنوع شده و توانسته‌ایم میلیاردها دلار پروژه در ونزوئلا داشته باشیم یا در سوریه، آفریقا، الجزایر و چه کسی فکر می‌کرد پای ما به این کشورها از جمله بولیوی باز شود؟

در حال حاضر صنعتگران و پیمانکاران ما در این کشورها هستند از جمله پروژه 10 هزار واحد مسکونی را در ونزوئلا با حضور 600 تا 700 نیروی کار ایرانی انجام می‌دهیم.

کارخانه تراکتورسازی ما در ونزوئلا سود بالایی دارد و علاوه بر آن کارخانه خودروسازی در این کشور ایجاد کردیم و در جاهای دیگر نیز مشغول به این کار هستیم.

چه کسی فکر می‌کرد ما در 35 کشور صدور خدمات نفتی و مهندسی، برق و ایجاد شبکه و ... را داشته باشیم. اینها حاصل سیاست نگاه به شرق است.

اما در بعد فرهنگی و اجتماعی،زمانی یکی از مسئولین ما از رئیس جمهور گرفته تا پایین‌تر مسئول به این کشورها که در برخی از آنها هیچ سابقه حضور آن چنانی نداشته‌ایم سفر می‌کند و اینگونه مورد استقبال قرار می‌گیرد آیا غیر از این است که نگاه به شرق ما دستاورد داشته است؟

به عنوان مثال در بین برخی از همسایگان ما از جمله افغانستان تبلیغ می‌شود که ایران یکی از عوامل ناامنی در این کشور است ولی چندین بار رئیس‌جمهور، وزیر خارجه و ... افغانستان این حرف‌ها را بی ربط خوانده‌اند.

برای اولین بار در تاریخ، رئیس‌جمهور روسیه به ایران سفر می‌کند که چنین سفری در دوره تزارها و کمونیست‌ها سابقه نداشته است. البته یک بار استالین به عنوان فاتح جنگ با کنفرانس تهران به ایران آمد که شاه همچون یک سرباز جلوی آنها خبردار ایستاده است.

نه تنها سیاست‌ نگاه به شرق ما در این 2 سال دستاورد داشته بلکه معتقدم آنچنان در دیپلماسی ما ریشه کرده که ما در یک نگاه بسیار بلندمدت، همین سیاست را دنبال خواهیم کرد. چون فعالیت‌های وزارت خارجه و حتی ساختار آن تحت تاثیر این نگاه تغییر پیدا کرده است.

اینها پایه‌های مستحکمی برای دیپلماسی آینده است.

*فارس: برخی عنوان می‌کنند نگاه به شرق باعث مغفول ماندن از غرب شده، اگرچه آقای پوتین به تهران سفر می‌کند ولی در این مدت دو سال و اندی رئیس جمهور و وزیر خارجه ما به کشورهای اروپایی سفر نکرده و از آن سمت نیز سفری صورت نگرفته است و سفرهای مقامات ما بیشتر به منظور شرکت در کنفرانس‌ها بوده نه سفر دوجانبه؟

**شیخ عطار: نگاه به غرب مغفول نمانده است. غرب غیر جغرافیایی یا همان غرب سلطه‌گر کارش با رفت و آمد با ما درست نمی‌شود.

جناب آقای خاتمی به چندین کشور اروپایی سفر کرد چه دستاوردی داشت؟ ایشان به فرانسه تشریف برد و قرارداد ایرباس را منعقد کرد مگر همان قرارداد را خود فرانسوی‌ها در همان دوره لغو نکردند؟

نگاه به غرب مغفول نمانده، منتها محاسبه درستی از جایگاه غرب در دیپلماسی ما ایجاد شده است.

ما در سیاست خارجی خود به هیچ وجه به غرب طلبکار،‌ مدعی و غارتگر جایگاهی نداده‌ایم. اتفاقاً مغفول نمانده و خیلی هم به آن توجه می‌شود. ما می‌گوییم جایگاه و نقش غرب باید عوض شود.

ما غربی را می‌خواهیم که دنبال سلطه، تحقیر و غارت نباشد. هیچ چیز ما از آنها کمتر نیست نه تاریخ، نه شجاعت و نه فرهنگ.

کما اینکه الان غربی‌ها بعد از دو سال و اندی در حال پذیرش این موضوع هستند و رفتارهایشان عوض شده است.

حتی امروز آمریکا که دشمن ماست به نقش و تاثیرگذاری ایران در منطقه اعتراف می‌کند اروپایی‌ها نیز همین طور. شروع صحبت‌شان این است که شما بسیار موثر هستید و نقش دارید.

اتفاقا در نگاه ما به غرب خیلی هم توجه می‌شود، منتهی جایگاه آن باید باز تعریف شود.

*فارس: نگاه گلایه‌آمیزی در این زمینه وجود دارد. تاکید دولت نهم این است که نگاه اقتصادی ما با نوع نگاه سیاسی که آنها به ما دارند و ما به آنها داریم باید همخوانی داشته باشد؛ ولی این موضوع در بسیاری جهات دیده نمی‌شود.

ما با کشورهایی که از لحاظ فکری با ما همخوانی دارند روابط اقتصادی خود را گسترش داد‌ه‌ایم ولی از این طرف با کشورهایی که با ما دشمنی‌ها داشته‌اند، سطح روابط اقتصادی بالایی داریم. در حقیقت نکته‌سنجی در حرف و عملکرد وجود نداشته است.

**شیخ عطار: چرا وجود داشته ما نشانتان می‌دهیم تا ببینید.

زمانی از افزایش روابط تجاری با چین درحد 20 میلیارد دلار، با روسیه درحد 4 میلیارد دلار و با امارات در حد 15 میلیارد صحبت می‌کنیم نشانگر این است که در جاهایی این روابط کاهش یافته است. حجم تبادل ما حجم معینی است حتما یک جا کم شده که به اینها اضافه شده است.

ما در مواردی به انتخاب و با تصمیم‌گیری سیاسی خود قراردادهایی را با شرکت‌های بسیار معروف غربی لغو کردیم. زمانی شرکت گاز می‌خواست مناقصه‌ای را برای یکسری توربین‌ها بگذارد و یک کمپانی معروف آلمانی را نیز انتخاب کرده بود و نفر اول آن شرکت نیز به ایران آمده بود و خبرنگاران هم برای امضای قرارداد دعوت شده‌ بودند، با یک تصمیم‌گیری سیاسی این قرارداد به هم خورد.

*فارس: مثلا در مورد کره جنوبی گفته شد که قرار است روابط را با این کشور محدود کنیم که عملی نشد.

**شیخ عطار: عدد و رقم نشان داد که برای مدتی محدود شد، منتهی با توجه به تغییر رویه سیاسی آنها (کره‌ای‌ها) دوباره همکاری‌ها برقرار و در حقیقت تنگنا قرار دادن ما موثر بود.

الان حجم روابط ما با انگلیس کم شده، ‌البته ما انگلیس را تحریم نکردیم ولی به خاطر رفتارهای سیاسی، شرکت‌‌های ما اعم از خصوصی و دولتی ترجیح می‌دهند به جای انگلستان از جای دیگر خرید کنند.

اخیرا رئیس اتاق بازرگانی ما انگلیس بود و بازرگانان و تجار انگلیسی شکوه داشتند که ما را قربانی تعاملات سیاسی نکنید.

ما هیچ کشوری را به جز رژیم غاصب صهیونیستی- که آن را به رسمیت نمی‌شناسیم- به آن شکل تحریم نکردیم.

آنها از تحریم‌ ایران می‌ترسند. ایرانی که 46 الی 47 میلیارد دلار واردات دارد، بازار کوچکی نیست.

علاوه بر پتانسیل‌های سرمایه‌گذاری موجود در ایران، جمهوری اسلامی کشوری است که صحنه جذاب اقتصادی بسیاری دارد.

حتما آنها علاقمند نیستند شرایط این گونه شود.

به برخی از کشورهای کوچک‌تر اروپایی مثل نوردیک گفته‌ایم که آماد‌ه‌ایم برخی از کالاهایی که به طور سنتی از سه چهار کشور وارد می‌کردیم جایگزین کنیم و آنها نیز استقبال کرده و هیئت‌های زیادی فرستادند.

امروز شما شاهد اوضاع اقتصادی کنونی دنیا، میزان بیکاری در آمریکا و ورشکستگی‌ها در بورس‌های آمریکا هستید و علاوه بر آن ‌اروپا نیز به خاطر داستان یورو و دلار دچار مشکلات اقتصادی شده‌ و رشد اقتصادی دنیا در حال کاهش است.

یک بازار میلیارد دلاری اغواکننده است تا چه برسد به بازار 50 میلیارد دلاری ایران. البته ما فعلا بنای تحریم نداریم و سیاست ما بر مبنای این است که بخش خصوصی و دولتی را به متنوع کردن منابع تشویق کنیم که خوشبختانه این امر حاصل شده است.

*فارس: آیا این امکان وجود دارد که به دلیل مواضع اخیر فرانسه در قبال ایران و هشدارهایی که به این کشور دادیم این هشدار در بحث اقتصادی باشد؟

**شیخ عطار: اگر روزی به این تصمیم برسیم این کار را خواهیم کرد و البته این تصمیمات باید در بالاترین سطوح اتخاذ شود.

*فارس: اگر قطعنامه بعدی صادر شود ایران برای مقابله با اثرات آن چه اقداماتی انجام خواهد داد؟

**شیخ عطار: پاسخ به این سؤال خلاف تدبیر است. اینکه دستت را رو کنی، درست نیست.

*فارس: با توجه به تصمیم 1+5 برای صدور قطعنامه و همچنین مواضع تند اخیر فرانسه، چرا ایران اعلام نمی‌کند که چه خواهد کرد؟

**شیخ عطار: ما علائم دیگری هم از آنها می‌بینیم. از فرانسوی‌ها در ملاقات اخیر با آقای متکی قدم‌های مثبتی دیدیم. آنها مبتکر ملاقات بودند.

منتها در راس این کشورها، رقابت‌های حزبی و شخصی وجود دارد. از یک سو با وزیر خارجه به یک نوع سخن می‌گویند و از سوی دیگر فرد دیگری موضع متفاوتی را اتخاذ می‌کند.البته ما هم بیکار نمی‌نشینیم و سفیرشان را احضار و به آن موضع پاسخ می‌دهیم.

اینها پیچیدگی‌های عالم دیپلماسی است و قرار نیست در روابط دیپلماسی هر کاری که می‌خواهیم در آینده انجام دهیم رو کنیم.

اروپایی‌ها و هر کشور دیگری به خوبی می‌دانند که نباید بازار ایران را از دست بدهند و این را به خوبی می‌دانند که ایران امروز در موقعیتی است که خودش تصمیم می‌گیرد چه بخرد، از کجا و چطور بخرد.

*فارس: با توجه به مواضع وزیر دفاع فرانسه چرا ما زودتر از این کشور اقدام به احضار سفیر فرانسه در تهران نکردیم و بعد از احضار سفیرمان در پاریس چنین کردیم؟ می‌توانستیم در این زمینه پیشقدم شویم.

**شیخ عطار: این فرق می‌کند. احضار سفیر فرانسه به خاطر موضع مداخله آمیز و غیرمدبرانه‌ای بود که وزارت خارجه آنها در مورد نظریات ما و سخنان رئیس‌جمهور درباره رژیم غاصب صهیونیستی در بوشهر اتخاذ کرد. آنها سفیر ما را احضار و تذکر دادند و ما هم متقابلا سفیر آنها را احضار و تذکر شدیدتری دادیم.

در عرف دیپلماتیک هر چیزی جای خود و روش خود را داراست.

*فارس: شما چقدر احتمال می‌دهید قطعنامه بعدی علیه ایران صادر شود؟

**شیخ عطار: آمریکا که فعلا سردمدار مخالفت هسته‌ای با ماست و در این زمینه بیشتر از سوی رژیم صهیونیستی تاثیر می‌پذیرد و سیاست‌هایش با تحریک و مدیریت آنها اعلام و اعمال می‌شود به شدت به دنبال این است که برای کوتاه آمدن و دست کشیدن ایران از حق مسلمش از طریق یک قطعنامه آن را تحت فشارهای شدید اقتصادی قرار دهد.

ولی آمریکا در این زمینه متحدان زیادی که صد در صد با آن موافق باشند، ندارد. حتی انگلیس که متحد استراتژیک آمریکاست در مورد این قطعنامه و چگونگی آن و همچنین چگونگی برخورد با ایران اختلاف نظر دارد. آلمان، فرانسه و همین طور چین و روسیه نیز به همین نحو.

آخرین قطعنامه‌ای که علیه ما صادر کردند در فروردین امسال بود که قرار شد ظرف 60 روز قطعنامه بعدی صادر شود ولی تا به امروز به طول انجامیده که این به خاطر اقدامات دیپلماتیک ما و اختلاف نظرات موجود بین آنهاست.

الان به جای خرداد در بهمن هستیم و قطعنامه صادر نشده، آیا به این معناست که هیچگاه قطعنامه‌ای صادر نمی‌شود؟

ممکن است صادر شود، اما اینکه محتوای این قطعنامه چه باشد به شدت مورد اختلاف است. اینکه چقدر به این قطعنامه عمل شود و چقدر بر ما تاثیر بگذارد سؤالاتی است که کارکرد قطعنامه را به عنوان یک اهرم علیه ما به شدت زیر سؤال می‌برد.

فعالیت دیپلماتیک خود را انجام می‌دهیم و بسیار پرتلاش هستیم. با اعضای غیردائم و دائم شورای امنیت و همچنین گروه 1+5.

آمریکایی‌ها از بقیه اعضای گروه 1+5 انتقاد می‌کنند که قطعنامه‌ای را که می‌خواهید علیه ایران صادر کنید نمی‌تواند این کشور را به زانو دربیاورد.

*فارس: در خصوص گفتگوهای ایران و آمریکا درباره عراق، نظرات مختلفی بیان می‌شود حتی معتقدان به دیپلماسی دولت نهم آن را به راحتی قبول نمی‌کنند. نفس این گفتگوها چیست و تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟

**شیخ عطار: مذاکره به خودی خود نه بد است و نه خوب. مذاکره یک عمل طبیعی است که از هر انسان یا چند انسان ممکن است سربزند. اهداف و محتوای مذاکره مهم است.

اینکه مذاکره را تابو کرده و بگوییم مذاکره خوب است و تنها راه حل برون رفت مشکلات ماست و یا اینکه بگوییم مذاکره مذموم‌ترین عمل است، هر 2 غلط می‌باشد.

باید این مطلب را مدنظر قرار دهیم که می‌خواهیم سر چه چیزی مذاکره کنیم و چه به دست آوریم.

همانطور که مقام معظم رهبری فرمودند، مذاکره با آمریکا یک حرام ابدی و ممنوع ابدی نیست. در شرایط فعلی باید ببینیم هدف آمریکا از مذاکره چیست و به دنبال چه چیزی می‌گردد؟

آیا آمریکا به دنبال مذاکره عادلانه و حل عادلانه مشکلات منطقه است. آیا آمریکا به دنبال حل مشکلاتش با ایران است یا اینکه هدف از مذاکره یک فریب و در واقع فریب افکار عمومی دنیاست. آیا هدف از مذاکره پیدا کردن مجاری اعمال سلطه است؟

اینکه ما درباره عراق مذاکره کردیم این گونه نبود که یک دفعه مذاکره کنیم. بعد از مدت‌ها بحث و بررسی، پیغام گرفتن و دادن و درخواست دولت عراق و به دلیل اینکه ما معتقدیم دولت عراق باید تقویت شود و این دولت نیز عنوان کرد که مذاکره شما (ایران با آمریکا) به تحکیم دولت عراق کمک می‌کند، ما با تعیین یک محدوده و سطح مشخصی برای مذاکره، این مذاکرات را انجام دادیم. فوایدی هم داشت. اولاً آمریکا فهمید و اعتراف کرد که ایران نقش تعیین‌ کننده‌ای در عراق دارد. ثانیاً فهمید اگر منطقی وارد قضیه شود ایران هم منطقی پاسخ آن را می‌دهد ولی اگر بخواهد زورگویی کند ایران نیز پاسخش را خواهد داد.

عراقی‌ها از این مذاکره راضی هستند. حکومت آقای مالکی دوست ماست و آنها مشتاق ادامه این مذاکرات هستند. ما هم فکر می‌کنیم جایگاه و موقعیت خود را به آمریکایی‌ها فهماند‌یم.

ادامه یافتن مذاکره به نحوه رفتار آنها بستگی دارد. اینکه گفته شود کار بد و مذمومی است دلیلی برای آن نمی‌بینم. اینکه بگویم حتما باید ادامه داشته باشد به شرایط بستگی دارد و اینکه بگویم سطح آن بالاتر برود و موضوعات آن وسیع‌تر شود بستگی به نحوه تعامل آمریکا دارد.

ولی آنچه را که تاکنون از رفتار آمریکا مشاهده کردیم به این نتیجه رسیدیم که فعلا سطح و موضوع مذاکره از محدوده‌ای که قبلا تعیین شده، فراتر نرود.

*فارس: دور بعدی گفتگوها چه زمانی برگزار می‌شود؟

**شیخ عطار: تاریخ‌هایی از سوی 2 طرف ارائه شده برای یکی دو هفته آینده، البته هنوز توافق نشده و باید توافق شود.

*فارس: آیا این گفتگوها در اظهارات آمریکایی‌ها در سایر موضوعات مرتبط با ایران موثر بوده است؟ آیا در بقیه موضوعات به ضرر و یا نفع ایران تغییری در لحن آنها دیده‌اید؟

**شیخ عطار: خیر؛ جدا کردن موضوع مذاکره هم خواست ما بوده و هم عملکرد آمریکا همین بود.

*فارس: در خصوص رابطه با مصر گفته می‌شود که در باغ سبز ما یک دفعه به سمت مصر باز شده است.

حتی از زمان سفر احمدی‌نژاد در 29 و 30 مارس خبر می‌دهند. آیا رئیس جمهور به مصر سفر خواهد کرد؟

**شیخ عطار: رفتن رئیس یک کشور به کشور دیگر مستلزم مقدمات بسیاری است و این مقدمات باید فراهم شود.

*فارس: آیا آقای احمدی‌نژاد برنامه‌ای برای سفر به مصر دارد؟

**شیخ عطار: اگر مقدماتی فراهم شود؛ زیرا مقدمات زمان بر است.

*فارس: گفته می‌شود ایران یک طرفه علاقه نشان می‌دهد.

**شیخ عطار: اصلا یک طرفه نیست.

علیرغم اینکه از ابتدای انقلاب تاکنون روابط رسمی دیپلماتیک ما با مصر قطع است ولی روابط ما در دیگر حوزه‌ها قطع نبوده بخصوص در سال‌های اخیر تعاملات زیادی داشتیم. ما دفتر حفاظت آنجا داریم و آنها هم در این جا دفتر حفاظت دارند که در ظرفیت یک سفارتخانه کار می‌کند.

آنها یک نفر با مقام سفیر اینجا منصوب کرده‌اند و ما هم همچنین. ولی روابط رسمی دیپلماتیک نداریم.

روابط اقتصادی ما به سرعت گسترش یافته و از قبل از انقلاب در مصر سرمایه‌گذاری‌هایی داشته‌ایم از جمله یک بانک و یک کارخانه نساجی و اخیرا کارخانه خودرو را در آنجا تاسیس کردیم.

ما به مصر گندم می‌فروشیم و این کشور بازار خیلی خوبی است و آنها نیز علاقمندند.

*فارس: ولی از آن طرف علاقه‌ای نشان داده نمی‌شود.

**شیخ عطار: اتفاقا اینگونه نیست. در سطح وزیر خارجه در طول سال‌های قبل سفرهایی به دو کشور صورت گرفته از جمله در اجلاس وزرای خارجه کشورهای همسایه عراق وزیر خارجه این کشور به تهران سفر کرد.

*فارس: سفرهای دو جانبه در سطوح عالی انجام نشده است.

**شیخ عطار: تنها سفر دوجانبه در سطح وزیر، سفر وزیر صنایع ما برای افتتاح کارخانه خودرو بود و ما هیچ سفر دو جانبه‌ای انجام نداده‌ایم.

*فارس: سفر حداد عادل به مصر؟

**شیخ عطار: سفر حداد عادل برای شرکت در اجلاس بین‌المجالس بود و دوجانبه نبود.

*فارس: سفر لاریجانی چطور؟

**شیخ عطار: سفر لاریجانی خصوصی بود و سفر آقای ناطق نیز برای شرکت در اجلاس بین‌المجالس بود.

برای اینکه چگونه می‌توانیم روابط را به صورت منطقی برقرار کنیم هیئت‌هایی از آنها به تهران آمدند و از ما به قاهره رفتند که خیلی در رسانه‌ها خبری نشد.

*فارس: آنها اخیرا پیشقدم شدند یا ما؟

**شیخ عطار: فاصله کوتاهی بود، الان به خاطر نمی‌آورم. مهم این است که پیشنهاد تبادل هیئت از سوی آنها بود. بحث‌هایی شده و در مجموع طبیعی به پیش می‌رود.

ما با مصر ضمن علائقی که داریم مسائلی هم در روابط‌مان داریم که این مسائل بدون تبلیغات مورد بحث قرار می‌گیرد و فضای بحث هم خوب و براساس تفاهم است.

*فارس: ممکن است هیئت و مقام مسئولی از آن طرف به تهران بیاید؟

**شیخ عطار: تبادل هیئت‌ها ادامه دارد و فعلا در سطح معاونین وزارت خارجه است ولی اگر به مرحله خود برسد، می‌تواند یک سطح بالاتر برود.

ضمن اینکه ما در سازمان‌های بین‌المللی همکاری‌های خوبی داریم و مواضع‌مان در خیلی موارد به هم نزدیک است.

*فارس: ما اشتیاق یک طرفه و بیهوده نداریم؟

**شیخ عطار: خیر؛ ایران و مصر گرچه با یکدیگر رابطه ندارند ولی دو تمدن دارای علایق دیرینه و ظرفیت‌های همکاری اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خوبی هستند.

ارتباطات را با رعایت همه ملاحظات به تدریج جلو می‌بریم.

*فارس: منتقدان می‌گویند مصر در حال حاضر در منطقه از جایگاه قبلی و تاثیرگذار خود برخوردار نیست.

**شیخ عطار: اشتباه می‌کنند، مگر می‌شود یک کشور به این سادگی جایگاهش را از دست بدهد. جایگاه سیاسی یک کشور در منطقه و دنیا دارای یک سری فاکتورها از جمله جمعیت، موقعیت جغرافیایی، قدرت نظامی و اقتصادی، نفوذ فرهنگی و ... است.مصر دارای این فاکتورهاست.

چه کسی می‌گوید جایگاه ندارد؟ مهم‌تر از همه مردم مصر هستند. مردم مصر بسیار پویا و روشنفکرند و این کشور مهد فرهنگ عربی- اسلامی است. دانشگاه‌ها و جامعه فرهیخته بسیار فعال و خوبی دارد. چه کسی می‌گوید جایگاه مصر تغییر یافته است؟

*فارس: به برخی از انتصابات سفرا در دولت نهم انتقاداتی وارد می‌شود از جمله اینکه برخی از این سفرا کار دیپلماتیک انجام نداده‌اند که این خود برای کشور هزینه در بردارد.

**شیخ عطار: در مقایسه با دولت‌های قبلی، تعداد نیروهایی که از خارج وزارت خارجه سفیر شدند بیشتر از قبل نیست.

در همه جای دنیا انتخاب سفیر روالی دارد و لازم می‌دانم توضیح دهم تا برای کسانی که ادعایشان از روی غرض و جهل است، روشن شود.

ما در 2 دنیا 2 نوع سفیر داریم سفیر «کریر» شخصی که ابتدای خدمتش را از وزارت خارجه شروع کرده و بعد از طی مراحل و معمولاً بعد از سال‌ها خدمت، به عنوان سفیر منصوب می‌شود و دیگری سفیر «غیرکریر» که در همه کشورها تعداد بسیار کمی از سفرا از مقامات و شخصیت‌هایی هستند که جابه‌جا شد‌ه‌اند مثلاً بنا به دلایلی وزیر بوده به جای وزارت سفیر می‌شود و....حتی در بین سفرای خارجی در تهران نیز تعداد زیادی اینگونه هستند. سفیر غیرکریر با خواست رهبر آن کشور و با تصمیم آن منصوب می‌شود.

سفیر کریر با پیشنهاد وزارت خارجه به ریاست جمهوری معرفی می‌شود و پس از بررسی ریاست جمهوری و تایید آن، استوارنامه‌اش توسط رئیس‌جمهور امضا و حکم اداری آن را وزیر خارجه امضاء می‌کند.

در مورد سفیر غیرکریر بعد از تعیین آن توسط رئیس جمهور و تایید استوارنامه‌اش زیر نظر وزیر خارجه به فعالیت مشغول می‌شود.

دوستانی که چنین می‌گویند بسیار کم لطفی می‌کنند.

در آن حد که به خاطر می‌آورم «ابراهیمی اصل» سفیر ایران در آفریقای جنوبی و «مالکی» سفیر در افغانستان از جمله سفرای غیرکریر هستند.

در گذشته در زمان آقایان خاتمی و هاشمی تعداد سفرای غیرکریر خیلی بیشتر بود.بخصوص در زمان آقای خاتمی سفرای ما در مسکو، پکن،اسپانیا، ترکمنستان، پاکستان، اندونزی و نیویورک غیرکریر بودند. الان خیلی کمتر است البته ممکن است در آینده برخی منصوب شوند که کار خلاف و موضوع قابل انتقادی نیست.

اینکه برخی از سفارتخانه‌های ما بدون ‌سفیر هستند، باید عرض کنم مدت خدمت سفیر 3 تا 4 سال است که باید بعد از 3 سال برگردد. مدت زمانی که طول می‌کشد تا یک سفیر تایید شود مدت زمانی طولانی است که معمولا بین 6 ماه تا یک سال به طول می‌انجامد یعنی از زمانی که در کمیته انتصابات وزارت خارجه مطرح می‌شود و سپس در شورای معاونین و بعد از آن در ریاست جمهوری حدود 6 ماه تا یک سال طول می‌کشد. گاهی اوقات این فاصله بعد از 3 سال پایان ماموریت سفیر قبلی به طول می‌انجامد و به همین جهت سفارتخانه‌ سفیر ندارد و با نفر دوم اداره می‌شود.

*فارس: ‌در حال حاضر چه تعداد از سفارتخا‌نه‌های ما بدون سفیر است.

**شیخ عطار: در حال حاضر آمار دقیقی ندارم.

*فارس: آیا تغییر «رسول موحدیان عطار‌» سفیر ایران در انگلیس صحت دارد؟

**شیخ عطار: سفیر ایران در لندن سر جایش است.

*فارس: استعفای آقای متکی چطور؟

**شیخ عطار: متکی فردی نیست که تهدید به استعفا کند و شایعات مطرح شده مبنایی نداشته است. رده شغلی، اجتماعی و سیاسی آقای متکی این طور نیست که تهدید به استعفا کرده و استعفا نکند.

در هر دولتی این شایعه که چه کسی می‌رود و چه کسی می‌آید وجود دارد، این تجارت معنوی برخی از اصحاب رسانه‌ها، گروه‌های سیاسی و افراد است.

*فارس: در خصوص قطع گاز از ترکمنستان وزارت خارجه چه کرد؟

**شیخ عطار: وزیر خارجه چندین دور مذاکره تلفنی با همتای ترکمن خود داشت و یک سفر نیز به عشق آباد رفت. پیگیری حقوقی توسط طرف قرارداد انجام می‌شود.

ترکمن‌ها مدعی هستند که مشکل فنی دارند. ما بازرس نفرستادیم که ببینیم مشکل فنی دارند یا خیر.

سیاستی که در پیش گرفتیم این بود که 5 میلیون متر مکعب را که از ترکمنستان وارد می‌کنیم از داخل تامین کنیم و هیچ نیاز و وابستگی به آنها نداشته باشیم. عملکرد آنها نشان داد که طرف قراردادی نیستند که بخواهیم خودمان را به آنها وابسته کنیم.

*فارس: اینکه گفته می‌شود سیگنال‌هایی از داخل کشور به ترکمنستان داده شده تا گاز را قطع کند تا چه حد درست است؟

**شیخ عطار: بی‌اطلاعم. اولین بار است می‌شنوم.

*فارس: خط لوله صلح به کجا انجامید؟

**شیخ عطار: مذاکرات با هند و پاکستان خوب جلو رفته و قرار است دو وزیر نفت هند و پاکستان به تهران بیایند.

به دلیل اینکه قرارداد سه جانبه است موضوع پیچیده‌تر است و برخی از مسائل باقیمانده که دو کشور خودشان ابراز تمایل کرده‌اند که در آینده نزدیک به ایران بیایند و البته قبل از آن مذاکره‌ای بین وزرای نفت هند و پاکستان در خصوص حق ترانزیت انجام می‌شود. با ایران مسئله خاصی ندارند.

*فارس: آیا این خط در روابط سیاسی با این دو کشور تاثیرگذار خواهد بود؟

**شیخ عطار: این قرارداد با این عظمت هم بر روابط سیاسی ما و هم آنها تاثیر می‌گذارد.

دعوای 60 ساله هند و پاکستان به خاطر وابستگی و همبستگی به هم فروکش می‌کند.

*فارس: اگر هند و پاکستان توافق نکنند چه می‌شود. ‌هندی‌ها می‌گویند پاکستانی‌ها مانع ایجاد می‌کنند.

**شیخ عطار: در زمان سفارت من این پروژه مطرح شد. در دهه 90 این نگرانی وجود داشت، هندی‌ها می‌گفتند ما چرا باید به پاکستانی‌ها وابسته باشیم و پاکستانی‌ها نیز می‌گفتند ما چرا باید به هندی‌ها کمک کنیم و ایران در این زمینه خیلی تلاش کرد و در نهایت اعتماد کنونی بین آنها ایجاد شد.

اگر پاکستان بخواهد گاز را به هند قطع کند ایران تعهدی دارد و پا در میانی می‌کند و اینگونه نیست که کار کلا دست یک طرف باشد.

این بار مذاکرات بر قیمت متمرکز بود. یک مدت هم برای پیدا کردن فرمول قیمت بحث شد چون گاز برخلاف نفت یک قیمت تعریف شده بین‌المللی ندارد. اخیراً بر سر فرمول قیمت به توافق نزدیک شده‌اند.

*فارس: این موضوع درست است که وزارت خارجه به وزارت نفت فشار وارد می‌کند که قیمت گاز صادراتی به هند و پاکستان ارزان‌تر باشد؟

**شیخ عطار: خیر؛ وزارت خارجه تسهیل کننده است. مگر وزارت خارجه منافع ملی را به خطر می‌اندازد.

فرمولی پیدا شده که این فرمول شباهت‌هایی با فرمول فروش گاز در دنیا دارد.

الان مسئله قیمت ترانزیت بین هند و پاکستان مطرح است. بعد از این توافق وارد مرحله فایننسینگ و تامین مالی این پروژه خواهیم شد که بخشی از آن از منابع داخلی و بخشی از آن منابع خارجی تامین خواهد شد که در مرحله بعدی بحث است.

*فارس: اخباری در خصوص جدا شدن برخی از معاونت‌ها در وزارت خارجه مطرح است؟

**شیخ عطار: یکی از بحث‌هایی که مطرح شده این است که با توجه به اهمیتی که به منطقه آفریقا و آمریکای لاتین می‌دهیم معاونت آفریقا از عربی و آمریکا نیز از اروپا جدا شود.

این پیشنهادی بود که مطرح شد و در حال حاضر در معاونت توسعه انسانی ریاست جمهوری تحت بررسی است و احتمالا نیز این معاونت‌ها به این شکل تغییر یابد و به جای معاونت عربی نیز احتمال دارد معاونت همسایگان ایجاد شود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات