رفیق حریری در سال 1944 در صیدا متولد شد. نام کامل وی رفیق بهاء الدین حریری و از مسلمانان اهل سنت لبنان بود و اصلیت لبنانی و عربستانی داشت و حاصل زندگی مشترکش پنج فرزند است.
حریری تحصیلاتش را در لبنان به اتمام رساند و از دانشگاه بیروت با مدرک علوم تجاری فارغ التحصیل شد و سپس برای کار به عربستان سفر کرد.
حریری در سال 1982 بعد از جنگ اسراییل علیه لبنان تمام داراییاش را در اختیار دولت لبنان گذاشت و در آن سال نقش "کبوتر صلح" را میان گروههای مختلف ایفا کرد. وی هم چنین فرودگاه بینالمللی بیروت را بازسازی کرد.
حریری در برگزاری دو کنفرانس ژنو در سال 1983 و لوزان در سوییس در سال 1987 جهت ایجاد آشتی ملی میان گروههای لبنان نقش به سزایی ایفا کرد.
دوران نخست وزیری
وی در سال 1992 با حمایت اکثریت لبنانیها پذیرفت که نخست وزیر شود و متعهد به بازسازی لبنان و شکوفایی اقتصادی آن شد و میلیاردها دلار را به بازسازی زیرساختهای این کشور اختصاص داد.
حریری تا سال 1994 نسبت رشد اقتصادی در لبنان را 8 درصد افزایش داد و تورم را از 131 درصد به 29 درصد رساند.
دورهی اول نخست وزیری حریری تا سال 1998 ادامه داشت. وی در سال 2000 دورهی دوم نخست وزیریاش را آغاز کرد که عمق مشکلات اقتصادی حریری را با فشارهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول روبرو کرد. حریری در این دوره نیز به تلاشهای اقتصادیاش ادامه داد تا اینکه در سال 2004 به علت حضور نیروهای سوریه در لبنان و اختلافش با امیل لحود در این زمینه استعفا کرد.
حریری در دورهی حضورش در پستهای کلیدی در لبنان خود را شخصیتی مورد اعتماد و مورد تایید همه نشان داده بود که مورد احترام تمام گروههای معارض بود و نقش مهمی در نجات لبنان از بحران اقتصادی در پی جنگ اسراییل علیه لبنان در آوریل سال 1982 ایفا کرد. وی هم چنین نقش فعالی در برقراری آشتی ملی میان گروههای سیاسی لبنان بر عهده داشت.
حریری در سطح ملی نیز به منزلهی فردی بود که به راحتی زمینهی سرمایهگذاریهای کشورهای عربی و خارجی را در لبنان هموار کرد و کشورهای حوزه خلیج فارس، آمریکا و اروپا را تشویق به مشارکت فوری در زمینهی بازسازی لبنان کرد؛ چرا که بعد از جنگ داخلی، لبنان ویران شده بود.
حریری هم چنین از برجستهترین کسانی بود که در تدوین توافقنامهی طایف که در شهر طایف عربستان در سال 1989 جهت پایان دادن به جنگ داخلی لبنان امضا و منجر به حل اختلافات گروههای سیاسی شبه نظامیان و احزاب لبنانی شد، نقش به سزایی داشت.
حریری در زمینه اجتماعی و آموزش نیز فعال بود به طوریکه هزینهی تحصیل 30 هزار دانشجوی لبنانی در داخل و خارج از کشور را تقبل کرد و میلیونها دلار از ثروت خود را به ارتقای بخش اجتماعی لبنان اختصاص داد.
رفیق حریری درپی تمدید دورهی ریاست جمهوری امیل لحود برای بار دوم و به سبب اختلافاتش با او از پست نخست وزیری استعفا کرد و در این باره گفت: من استعفای خود را اعلام میکنم و میگویم در دوره بعدی ریاست جمهوری لحود هرگز نامزد پست نخست وزیری نخواهم بود.
البته استعفای حریری در سایهی اختلافات میان بشار اسد، رییس جمهور سوریه و سازمان ملل مبنی بر درخواست سازمان ملل از این کشور جهت عقب نشینی نیروهایش از لبنان صورت گرفت.
رفیق حریری در 14 فوریه 2005 میلادی بر اثر انفجار خودروی بمبگذاری شده بر سر کاروان موتوریاش در بیروت به قتل رسید. این حادثه تروریستی 22 کشته بر جای گذاشت و تحقیقات دربارهی قتل وی از سوی کمیتهی بینالمللی تحقیق به ریاست دتلف مهلیس آغاز شد.
تحولات پس از ترور حریری
جامعهی لبنان، جامعهای طایفه گراست و عرق ملی در آن از درجهی چندم اهمیت برخوردار است.
تحولات لبنان در سه دههی اخیر بیانگر آن است که همهی ترورها در زمانی رخ داده که اختلافات قومی در لبنان شروع شده است و خود این ترورها نیز عامل شدت بخش تشنجات و اختلافات داخلی گشته است.
با صدور قطعنامهی 1559 (در سال 2004) تلاش غرب برای تفرقه افکنی در لبنان وارد مرحلهی جدیدی شد. استعفای رفیق حریری در مخالفت با حضور سوریه و ابقای امیل لحود در پست ریاست جمهوری لبنان را برخی در همین راستا میدانند. حال آنکه رفیق حریری پیشتر نیز چنین اقدامی را در سابقهی خود داشته است.
ترور رفیق حریری در فضایی انجام گرفت که بذر تفرقه با قطعنامهی شورای امنیت در جامعهی لبنان پاشیده شده بود.
با ترور رفیق حریری انگشت اتهام غرب به سوی سوریه دراز شد تا جامعهی لبنان را در موضوع حضور یا عدم حضور سوریه به چالش کشاند. ترور رفیق حریری منجر به برگزاری تظاهرات اعتراض آمیز گستردهای بر ضد سوریه در بیروت شد که تظاهرکنندگان در آن خواستار استعفای دولت طرفدار سوریه شدند.
در 14 مارس 2005 درست یک ماه پس از ترور حریری تظاهرات گستردهی دیگری در میدان شهدای بیروت برپا شد و تظاهرکنندگان که از همهی فرقههای قومی مذهبی لبنان بودند خواستار مشخص شدن حقیقت قتل حریری و خروج نیروهای سوریه از لبنان شدند.
هفتههای پس از این تظاهرات بمبهایی در مناطق مسیحی نشین بیروت منفجر شدند. اگر چه خسارات این انفجارها بیشتر مادی بود اما این اقدامات خطر بازگشت لبنان به آشوبهای فرقهیی را افزایش میداد.
پس از هفتهها مذاکرهی ناموفق دربارهی تشکیل دولت جدید، عمر کرامی، نخست وزیر از سمت خود برای سومین بار در 13 آوریل 2005 استعفا داد. دو روز بعد، نجیب میقاتی از تجار میلیونری که در آمریکا تحصیل کرده و وزیر پیشین حمل و نقل و خدمات عمومی بود به عنوان نخست وزیر منصوب شد. این شخص که میانهرو و طرفدار سوریه بود، از طریق حمایت اپوزیسیون توانست مقام خود را حفظ کند.
در طول اولین دور انتخابات پارلمانی پس از خروج نیروهای سوریه از لبنان در مه 2005، ائتلاف ضد سوریه متشکل از احزاب سنی، دروزی و مسیحی به رهبری سعد حریری، پسر رفیق حریری توانست اکثریت کرسیهای پارلمان جدید را از آن خود کند. این ائتلاف علاقمند به این بود که در برخی حوزهها با حزبالله و جنبش امل متحد شود. این ائتلاف موفق نشد اکثریت دو سوم پارلمان را که برای برکناری امیل لحود لازم بود، بدست آورد چرا که "جنبش میهن پرستی آزاد" به رهبری ژنرال بازنشسته ارتش میشل عون توانسته بود رای مناطق کوهستانی لبنان را به خود اختصاص دهد. عون برجستهترین چهرهی مسیحی در پارلمان جدید بود. وی که پیشتر به عنوان فردی شدیدا ضد سوری شناخته میشد اکنون با سیاستمدارانی که پیشتر طرفداران پر و پا قرص سوریه شناخته میشدند، متحد شده بود که از جمله میتوان به سلیمان فرنجیه و میشل مور اشاره کرد. پایگاه انتخاباتی ائتلاف عون در شمال لبنان قرار داشت.
سعد حریری و ولید جنبلاط با حزبالله و جنبش امل متحد شد تا پیروزیهای عمدهی خود در جنوب و بقاع را حفظ کنند.
پس از انتخابات، حزب "جنبش آینده" (المستقبل) به رهبری سعد حریری که اکنون نیروی سیاسی غالب در لبنان بود، فواد سنیوره را که پیشتر وزیر امور دارایی لبنان بود به نخست وزیری برگزید. دولت وی پس از اخذ رای اعتماد پارلمان علیرغم عدم حمایت ژنرال عون آغاز به کار کرد.
حزبالله در آغاز کار کمیتهی تحقیق بینالمللی ترور حریری سعی کرد موضعی احتیاطآمیز در برابر موضوع دخالت سوریه در قتل حریری اتخاذ کند ولی بعد به طور مکرر آمریکا و همپیمانان غربی آن به ویژه فرانسه و بریتانیا را متهم کرد که با دستاویز قرار دادن ترور حریری قصد فتنهانگیزی در لبنان و سوریه و به هم زدن مناسبات گرم دو کشور را دارند. از همین رو هنگامی که دولت فواد سنیوره، نخستوزیر لبنان، از شورای امنیت سازمان ملل خواست تا با برگزاری دادگاهی بینالمللی برای محاکمه متهمان قتل حریری و سایر چهرههای سیاسی و مطبوعاتی که پس از مرگ وی به قتل رسیدند، پاسخ مثبت دهد، حزبالله به همراه جنبش شیعی امل، وزیران متبوع خود را از کابینهی سنیوره خارج کرد تا آن را از پیگیری تشکیل دادگاه بینالمللی منصرف کند.
دتلف مهلیس، اولین رییس تیم تحقیق ترور حریری، دو گزارش را طی دو مرحلهی درخصوص دست داشتن سیستمهای اطلاعات سوریه و لبنان در ترور رفیق حریری ارایه کرد و درخصوص میزان همکاری سوریه با تحقیقات ابراز تردید نمود.
کمیتهی بینالمللی تحقیق با ریاست سرژ برامرتز، معاون سابق دادستان دادگاه بینالمللی در ژانویهی 2006 وارد مرحلهی جدیدی شد.
برامرتز نیز در گزارش خود عنوان کرد مدارک موجود نشان از آن دارد که برخی از عاملان ترور رفیق حریری در ترورهای دیگر نیز دست داشتهاند. هم چنین گزارش برامرتز حاکی از آن است که دی.ان.ای بدست آمده از صحنهی جنایت نشان میدهد که انفجار منجر به قتل حریری احتمالا به وسیلهی مردی جوان و به صورت انتحاری انجام گرفته است. سرژ برامرتز در عین حال در دو گزارش آخر خود از همکاری متقابل سوریه تقدیر کرد.
بعد از برامرتز، دانیال بلمار، ریاست کمیتهی بینالمللی تحقیق را بر عهده گرفته است. بلمار نیز پیش از این معاون دادستان کل در کانادا بود.
به رغم اتهاماتی که در زمینه ترور حریری به دولت سوریه و متحدان لبنانیاش وارد است ولی برخی دیگر آن را سناریویی از پیش تعیین شده توسط قدرتهای منطقهیی مخالف مقاومت لبنان (رژیم صهیونیستی) و قدرتهای فرامنطقهیی (آمریکا، فرانسه و...) ارزیابی میکنند.
سوریه در زمان قتل حریری نفوذ اطلاعاتی و نظامی گستردهای در لبنان داشت. ولی دمشق مکررا آگاهی خود را از بمبگذاری مذکور رد کرده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد با اجماع تمام اعضا خواستار همکاری کامل سوریه در تحقیقات سازمان ملل در این موضوع شده است.
البته هنوز مشخص نیست چرا لبنان با این همه ترور شخصیت سیاسی روبرو است و چه کسانی پشت این ترورها هستند.
ترورهای سیاسی اصلی لبنان
مارس 1977 ترور کمال جنبلاط در منطقه شوف در مرکز لبنان،
ژوین 1978 ترور تونی فرنجیه، پسر سلیمان فرنجیه، رییس جمهور اسبق در شمال لبنان،
سپتامبر 1982 بشیر جمیل که به عنوان رییس جمهور انتخاب شده بود،
ژوین 1987 ترور مخضرم رشید کرامی نخست وزیر لبنان در طرابلس،
ماه مه 1989 شیخ حسن خالد مفتی لبنان در بیروت،
نوامبر 1989 ترور رینیه معوض در انفجاری در بیروت،
اکتبر 1990 ترور دانی شمعون، رییس حزب لیبرال مردمی در ضاحیه جنوب بیروت،
فوریه 1992 ترور عباس موسوی از رهبران حزبالله در جنوب لبنان،
ژانویه 2002 ترور ایلی حبیقه، رهبر شبه نظامیان مسیحی لبنان طرفدار اسراییل،
ماه مه 2002 ترور محمد جهاد احمد جبریل ابن احمد جبریل، رهبر جبهه مردمی آزادی فلسطین در بیروت،
فوریه 2005 ترور رفیق حریری در بیروت،
ژوین 2007 ولید عیدو، نماینده جناح المستقبل در منطقه المناره،
ژانویه 2008 ترور وسام عید از نیروهای امنیت داخلی.
لبنان؛ هنوز در بنبست
این کشور علاوه بر ترورهای متعدد سیاسی که شاهد بوده است با بحران سیاسی و خلا در پست ریاست جمهوری نیزروبروست و از زمان خروج امیل لحود از کاخ بعبدا و پایان دوره ریاست جمهوریاش در تاریخ 24 نوامبر گذشته، اعضای پارلمان این کشور به رغم انتخاب میشل سلیمان به عنوان رییس جمهور توافقی هنوز نتوانستهاند نشستی را در پارلمان برای انتخاب وی برگزار کنند. در راستای حل این مساله فرانسه نیز تلاشهایی را آغاز کرده که به نتیجه نرسیده و بار دیگر اتحادیهی عرب وارد عمل شده است و اخیرا در نشست فوقالعاده وزیران خارجهی اتحادیهی عرب طرحی در راستای حل مسالهی ریاست جمهوری لبنان ارایه شد.
به رغم این مساله عمرو موسی، دبیرکل اتحادیهی عرب نیز در پی دو سفر متوالی به لبنان چندان پیشرفتی را محقق نساخته و اوضاع هم چنان بدون هیچ تغییری ادامه دارد. این در حالی است که نبیه بری، رییس پارلمان لبنان جلسهی تعیین رییس جمهور را برای چهاردهمین بار به تاخیر انداخته و این جلسه رابه 26 فوریه موکول کرده است. اما آیا این آخرین بار است که جلسهی انتخاب رییس جمهور لبنان به تاخیر میافتد یا اینکه باز هم تاخیر دیگری اعلام خواهد شد؟