خرید و فروش کلیه در ایران سازماندهی شده است و اغلب از این عمل به عنوان اقدامی خداپسندانه یاد می شود در چند صد متری میدان ولیعصر از مکان های پر رفت و امد تهران کوچه ای ارام و غریب به نام حسین که نام سومین امام شیعیان است وجود دارد تقریبا روی هر کدام از قسمت های دیوار این کوچه باریک هزاران عدد و رقم با رنگ های مختلف توسط افراد اغلب ناشناس نوشته شده انداین اعداد و ارقام شماره تلفن است درکنار این شماره ها یک حرف به همراه یک علامت مثبت و منفی نیز دیده می شود که نشان دهنده گروه خونی فرد مورد نظر است اینها یا بیماران کلیوی هستند که در جستجوی یک اهداکننده می گردند یا اینکه اهداکننده اند که اینگونه امادگی خود را برای اهدا کلیه به بیماران اعلام می کنند.
ساختمان سه طبقه بنیاد بیماران کلیوی ایران در این کوچه واقع است ساختمانی ساده با یک مرکز نگهبانی کوچک و یک حیاط حدود دو هزار عمل پیوند سالانه در این مکان انجام می شوداین بنیاد رابط میان بیماران کلیوی و اهداکننده گان به شمار می رود که اغلب یکدیگر را نمی شناسند بیماران و اهداکننده گان درباره قیمت خرید و فروش کلیه که حدود سه هزار یورو معادل یک و سال و نیم حداقل حقوق در این کشور است با یکدیگر مذاکره می کنند دولت یک چهارم کل این مبلغ را می پردازد و باقی را بنیاد بیماران کلیوی و فرد پیوند شونده پرداخت می کند در اینجا مردم کلمه فروش را برای اهدای عضو به کار نمی برند اهداکنندگان تشویق می شوند به خاطر رضای خدا و نجات جان یک انسان اینکار را انجام دهند.
بسیاری از اهداکنندگان این اقدام را تنها یک معامله نمی دانند یک ایرانی نمی تواند کلیه خود را به خارجی اعطا کند در حیاط کوچک ساختمان بنیاد بیماران کلیوی سجاد و همسرش که خوشحال به نظر می رسند به تازگی با یکی از بیماران دیدار کردهاند و به توافق رسیده اند انها حدودا بیست ساله اند بدهکارند با کلی طلبکار که برخی در بازپس گرفتن بدهی شان اصرار دارند سجاد می گوید به هیچ وجه دلش نمی خواهد به خاطر این مشکلات به دادگاه برود زیرا حضور در دادگاه در خانواده وی زشت و ناپسند است انها برای انجام ازمایش های اولیه به یکی از کیلینک های بنیاد بیماران کلیوی در دو کوچه بالاتر می روند ناصر جماعتی برای نجات جان فرزندش انها را همراهی می کند وی می گوید کلیه های فرزندم از بچگی درست کار نمی کردند اما در شهر ما بجنورد پزشکان متوجه این مشکل نشدند وی افزود پسرش که اکنون پانزده سال دارد از نه سالگی دیالیز می شودهزینه ازمایشات حتی اگر جوابش منفی باشد بر عهده وی خواهد بود وی فرد ثروتمندی نیست می گوید قرص می کنیم و گلیم خود را از اب بیرون می کشیم.
این بنیاد در سال هزار و نهصد و هشتاد به ویژه توسط خانواده های بیماران کلیوی تاسیس شد مصطفی قاسمی پسر مدیر کنونی این بنیاد مجبور شده بود در انگلستان عمل پیوند کلیه را انجام دهد با هزینه ای که برای بیشتر ایرانیان بسیار سنگین و غیر قابل پرداخت است وی می گوید از دیدگاه مذهبی ما به فتوای امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران که به یک ایرانی اجازه می دهد کلیه خود را به یک ایرانی دیگر اهدا کند استناد می کنیم بر اساس این فتوا یک ایرانی نمی تواند به یک فرد خارجی کلیه اهدا کند وی افزود به لطف خدا ما می توانیم عمل پیوند کلیه را در ایران در سطح بسیار خوبی در ایران انجام دهیم این بنیاد خصوصی است و هیچگونه کمک دولتی دریافت نمی کند و هزینه هایش از طریق کمک های مردمی تامین می شود این بنیاد در تامین هزینه های دیالیز هجده هزار نفر در صد و سی و هشت مرکز مختلف در ایران مشارکت دارد.
ایران تنها کشور جهان است که برای پیوند کلیه رسما به اهداکنندگان کلیه پول پرداخت می کند و دسترسی دریافت کنندگان خارجی به سامانه این بنیاد به منظور محافظت از خود در برابر شبکه های پیوند اعضا ممنوع کرده است در فرانسه امکان اهدای عضو فرد زنده وجود دارد اما یک فرانسوی در صورت تمایل تنها می تواند به اعضای خانواده یا فرد همراهش که بیشتر از دو سال با وی زندگی کرده است پس از نظر کمیسیون کارشناسی بدون دریافت دستمزد کلیه اهدا کند بنیاد بیماری های کلیوی در ایران قیمت را نسبتا پایین نگاه داشته است خانواده های فقیر توسط این بنیاد می توانند عمل های جراحی گران را در خارج از کشور انجام دهند یا به بازار سیاه دسترسی پیدا کنند مذاکرات میان اهداکننده و دریافت کننده کلیه مستقیما و با حضور یک پزشک انجام می شود پس از انکه بر سر مبلغ به توافق رسیدند تا زمان عمل جراحی با یکدیگر در ارتباط اند هر یک از اهداکنندگان تحت مشاوره و بررسی یک روانشناس قرار بگیرد برای اینکه مشخص شود در تصمیم خود برای اهدای کلیه مصمم است و این کار را با رضایت کامل انجام می دهد.