روزنامه الرای العام چاپ کویت در شماره امروز خود در اینترنت با درج مقاله ای با عنوان زمانی که ایران تجربه خود را در عراق به لبنان میبرد به قلم خیرالله خیرالله نویسنده و روزنامه نگار لبنانی مقیم لندن نوشت در جریان درگیری های بیروت دو مسئله حائز اهمیت است نکته اول ورشکستگی حزب الله لبنان است که روشن شد که حزب الله صرفا یک گروه شبه نظامی مسلح است که به ان میزان که الت دست ایران است با لبنان ارتباط ندارد نکته دیگر این که نظام ایران تجربه ای را که در عراق اعمال کرد به لبنان می برد تجربه عراق در اینجا همان تجربه شبه نظامیان وابسته به احزاب مذهبی است که همه انواع پاک سازی نژادی را در شهرها و مناطق مختلف عراق و در راس انها بغداد اعمال کردند هیچ دلیلی بهتر از اقدامات حزب الله برای نشان دادن میزان ورشکستگی این حزب وجود نداد حزب الله حزبی است که ادعا می کند حزب مقاومت است اما مسلمانان سنی را طرد می کند و به عنوان اولین اقدام برای بازپس گرفتن قدس و ازاد سازی فلسطین انها را از خانه هاشان بیرون می کند ایا نمایشی بزرگتر از این وجود دارد ایا راه قدس از بیرون کردن سنی ها از خانه هاشان می گذرد.
حزب الله لبنان در اواسط دهه هشتاد قرن پیش مسیحیان به ویژه ارامنه و مسیحیان فلسطینی را از غرب بیروت که بیشتر ساکنان ان سنی بودند بیرون کرد و تاکنون هم چنان سرنوشت بسیاری از خانواده های مسیحی فلسطینی نامعلوم است در سال دوهزار و هشت میلادی حزب الله با هدفی کاملا اشکار که همان رهایی از بیروت و تمام مظاهر تمدن در لبنان است به بیروت بازمی گردد دبیرکل حزب الله ایران به ادعای نویسنده معتقد است می تواند هر وقت بخواهد مردم را به دریا یا زندان بیندازد مشکل حسن نصرالله به زبان ساده این است که او معتقد است میتواند تمام مردم لبنان از جمله میشل عون و وئاب وهام را با کمک ابزارهای کاملا قانع کننده ای که در اختیار دارد بفریبد به نظر سعد حریری این اقدام حزب الله لبنان به تمام معنا فتنه است مشکل حسن نصرالله این است که ازادی اراده ندارد و تنها الت دست ایران است که برای مدتی معین به نظام سوریه سپرده شده است اگر حسن نصرالله ازاد بود حتما از خود می پرسید در طول جنگ تابستان دو هزار و شش که با شکست مردم لبنان و پیروزی الهی بر لبنان پایان یافت برای مردم لبنان چه کردایا لبنان پس از این جنگ که منجر به صدور قطعنامه شماره 1701 شد توانست روی پای خود بایستد حزب الله به چیزی جز صدام حسین شباهت ندارد زیرا صدام حسین هم هیچ گاه معنای قطعنامه هایی را که از سوی شورای امنیت سازمان ملل صادر می شد درک نکرد .
حزب الله معنای قطعنامه 1701 را نمی فهمد و گمان می کند این فقط یک قطعنامه موقتی است که به زودی از ان خلاص می شود و در اینده نزدیک به همراه رزمنده اش به خط ابی یعنی همان خط صلح بین لبنان و اسرائیل باز می گردد تا تاکید کند که ایران با کشوری که خود را کشور یهود معرفی می کند مستقیما ارتباط دارد علاوه بر این ایران می خواهد از طریق حزب الله ثابت کند که قدرت عظیمی در منطقه است به این دلیل که سپاه پاسداران ایران متشکل از عناصر لبنانی موسوم به حزب الله قدرت تصمیم گیری درباره جنگ و صلح را در لبنان در دست دارد همچنین قادر است رهبران جنبش استقلال طلب لبنان از سعد حریری تا ولید جنبلاط را که به ترور تهدید شده است هرلحظه در خانه ها شان محاصره کند حزب الله لبنان در راستای تحقق این اهداف خود را در معرص خطر قرار داده و اتش فتنه بین شیعه و سنی را در لبنان شعله ور کرده است.
با توجه به این مطالب بعید نیست که بیروت به بغداد کوچک تر نه کمتر و نه بیشتر تبدیل شود بغدادی که هیچ گاه مفهوم طائفه و مذهب را نمی دانست تا زمانی که شبه نظامیان وابسته به احزاب مذهبی که به نوعی به ایران وصل بودند وارد ان شدند حزب الله با پیروزی جدید خود چه می کند بی تردید ان را به سمت بشاراسد رئیس جمهور سوریه و نظام ایران هدایت می کند که بخش غیرقابل تفکیک از حزب الله به شمار می اید اما انچه که شکی در ان نیست این است که این حزب لبنان را وارد مرحله جدیدی به نام تبدیل لبنان به عراق کرده است که این همان بازگرداندن تجربه عراق و شبه نظامیان مذهبی به لبنان است که این شبه نظامیان در شهرها و مناطق مختلف عراق به جز مناطق کردنشین مستقرند انچه را که حزب الله و دبیرکل ان به ان توجه ندارند در حالی که بسیار مهم است این است که گروههای اکثریت لبنان حقیقتا اکثریت هستند و مخالف مذهب و شعارهای پوچی هستند که حزب الله سر می دهد و فقط در جهت خدمت به اسرائیل است حسن نصرالله به این مسئله توجه نکرده است که گروه اکثریت به هیچ وجه کوتاه نخواهند امد و اینکه مردم لبنان و کشورهای عرب کاملا می دانند در ورای این کودتای حزب الله چه کسی وجود دارد این فرد یا دمشق است یا تهران .