کلید امنیت جهان در تلآویو است نه واشنگتن
* فارس: آقای تقیپور حداقل از 60 سال پیش که موجودیت نامشروع اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین بنا گذاشته شده شاهد حمایت همه جانبه قدرتهای جهانی از این رژیم هستیم. این در حالی است که حتی خود یهودیان مدعیاند که تا چند سال قبل از این تاریخ مورد ظلم و حمله دولتها و ملتهای همه دنیا قرار میگرفتهاند.
یعنی صرفنظر از ادعای آنها درباره هولوکاست در متون تاریخی، موارد متعدد از تعدی و ظلم ادعایی یهودیان به آنها را از سوی دولتها و ملتهای اروپایی، آمریکایی و آسیایی شاهد هستیم. چگونه است که به یکباره بعد از جنگ جهانی اول این صهیونیستها با چنان اقبالی از سوی دولتهای اروپایی و ایالات متحده مواجه میشوند که علاوه بر غصب و اشغال سرزمین یک ملت، بدون هیچگونه محدودیت و مانعی به ارتکاب جنایات متعدد دست میزنند و علیرغم تحمیل زحمات و هزینههای بسیار به حامیان خود، همواره از حمایت تام و تمام آنها برخوردار میمانند.
قطعا لازم به بیان نیست که بسیاری از جنایتهای اسرائیلیها در تضاد و تناقض با معیارهای انساندوستانه و حقوق بشری غربیهاست و نقض آنها از سوی صهیونیستها بیش از هر کس به زیان غربیهاست. اما دولتمردان اروپایی و آمریکایی همواره از این دسته از اقدامات صهیونیستها حمایت کردهاند که این به هر حال هزینه زیادی برای آنها داشته و اعتبار غرب را ضایع کرده است. راز این حمایت بی حد و حساب غرب از رژیم صهیونیستی چیست؟
**تقیپور: الان مهمترین رکن این مسئله پشتیبانی تبلیغاتی غرب از اسرائیل است. در اوج کشتار، دنیای آزاد و متمدن مدعی حقوق بشر و دموکراسی اخبار این جنایات را منعکس نمیکند و یا در صورت انعکاس اخبار، چنان آنها را تحریف میکند که مخاطب کاملاً برداشت دیگری از وقایع میکند.
هیچکدام از منابع رسمی خبری غرب، این اخبار را خوب منعکس نمیکنند. آمریکا، انگلیس و فرانسه حامی 100 درصدی اسرائیل هستند و با آن سر و سرّی دارند. نروژ، سوئد، دانمارک و دیگر کشورهای اروپایی و حتی غیر اروپایی.
اینها نشان میدهد و مستندات زیادی هم وجود دارد که رسانههای خبری دنیا در دست صهیونیستهاست. روزنامههای بزرگ آمریکا، خبرگزاریها و شبکههای تلویزیونی آمریکایی و اروپایی همه در اختیار یهودیان است یا کمپانیهای یهود.
در عرصه حکومتها نیز وضع به همین منوال است. الان در دنیای غرب دو گروه هستند که نفوذ و حضور جدی و نقش کلیدی دارند، چه در اتحادیه اروپا و چه در ایالات متحده آمریکا، چه در سازمان ملل و چه در شورای امنیت. اینها در پس پرده هستند.
من با بوش، بلر، رایس و اینها اصلاً کاری ندارم. اینها واقعاً عروسکهای خیمه شببازی هستند.
آنهایی که واقعاً امروز در دنیا نفوذ و سیطره دارند؛ در عرصه سیاستگذاری، برنامهریزی و تصمیم گیری همه کاره هستند. همینهایی که کلید امنیت جهان را نمیگویند که واشنگتن است یعنی اگر شما واشنگتن را با خاک یکسان کردید نتوانستهاید مرکز امنیت جهان را با خاک یکسان کنید.
بلکه اینها میگویند کلید امنیت جهان، اسرائیل است، یعنی امنیت اسرائیل، کلید امنیت جهان است. این را به کرّات و مکرر همه گفتهاند.
رهبران آمریکا، انگلیس، فرانسه و ... همه گفتهاند. اکثر اینها یهودیاند. همین شخصیتهای سیاسی، سیاستگذار و برنامهریز اینها، یا یهودی هستند یا یهودیهای مخفی هستند و نام و نشان مسیحی دارند.
نفوذ اسرارآلود مارونوها در جهان
طرف اسمش مسیحی است و کاملا با ماهیت مسیحی در جهان شناخته شده ولی یهودی است. اینها را «مارونوها» مینامند که در غرب و جهان مسیحیت فراوان هستند و یک نفوذ واقعاً رمزآلود دارند.
دسته دیگر مسیحیان صهیونیست هستند، یعنی کسانی که عمدتاً از پروتستان مذهبها هستند و حالا از فرقههای مختلف پیوریتنها و غیره، که اینها عالم و آدم را از زاویه عهد عتیق نگاه میکنند. یعنی اصول، عقاید و مبانی فکری اینها کاملاً یهودی است.
آغاز تلاشها برای ایجاد اسرائیل در 300 سال قبل
به بیانی دیگر میخواهم بگویم که این مذهب پروتستان که در چهار یا پنج قرن اخیر در دنیای مسیحیت ایجاد شده، یک حرکت، یک جریان و یک تشکیلات کاملاً یهودی است. در حال حاضر ما میگوییم «مسیحیان صهیونی.»
شما میدانید که اینها زودتر از یهودیان صهیونی پرچم ایجاد دولت اسرائیل را به دست گرفتند. اینها در سه قرن پیش قبل از اینکه پدیدهای به نام صهیونیسم در عرصه فرهنگ سیاسی جهان مطرح شود، کار خود را شروع کردند.
این مسیحیان صهیونیست هم یک باور مشترک با یهودیها دارند و معتقدند که مسیح رجعت میکند و چنانکه ما معتقدیم که مسیح در آخر زمان باز میگردد و در لشکر امام زمان حضور مییابد، آنها معتقدند که مسیح میآید و آنها باید زمینههای ظهور آن را فراهم کنند.
حالا زمینههای ظهور چیست؟ مسیحیان صهیونیست میگویند که ما چند صد میلیون نفر در دنیا داریم که نومحافظهکاران در آمریکا بخشی از آنها هستند و در انگلستان همواره در طی سه یا چهار قرن اخیر حاکمیت با آنها بوده چه در حزب کارگر و چه محافظهکار. اینها عمدتاً در همه احزاب هستند.
مسیحیان صهیونیست معتقدند که یکی از علائم و نشانههای ظهور حضرت مسیح این است که دولت یهودی در اسرائیل تشکیل شود. یهودیان اطراف و اکناف جهان به فلسطین بروند و زمینهها فراهم شود برای اینکه هیکل سلیمان در خرابههای مسجدالاقصی برپا شود. دولت بزرگ اسرائیل درست شود، تا حکومت جهانی که هزاره خوشبختی است، فرا برسد.
معتقدند زمانی مسیح ظهور میکند آنها هزار سال خوشبختند و بر روی زمین آقایی میکنند.
مسیحیان پروتستان میگویند بنی اسرائیل، کارگزارن حکومت مسیح هستند.
در حال حاضر مزاحمتی که مردم غزه برای اسرائیل درست میکنند، به گفته اینها بر خلاف آن زمینهای است که باید فراهم کنند و نشانههایی است که میگویند.
اگر بلر و یا سولانا که بلندگوهای دیگران هستند، پابهپای آمریکا و اسرائیل میگویند حماس، غزه و مبارزان مسلمان فلسطین مزاحمند و تروریست هستند، در این راستاست.
این فقط به معنی سلطه و سیطره یهودیها در دنیای غرب نیست، بلکه خود این هم بخشی از سلطه و سیطره آنهاست. به لحاظ فرهنگی یک شکافی در دنیای مسیحیت به وجود آوردند و از این طریق و با این توطئه فرهنگی، بخش اعظمی از جهان مسیحیت را با صهیونیسم و یهودیت همراه کردند.
* فارس: اینکه در خصوص ایجاد دولت بزرگ یهودی گفتید آیا نمودی به صورت مشخص داشته است؟
**تقیپور: منابعش وجود دارد. مقاله مینوشتند، سخنرانی و تظاهرات میکردند.
در قرن 17 و 18 همین شخصیتهای مسیحی پیوریتن یا صهیونیستهای مسیحی مینوشتند.
مکتبی درست کردند و گفتند این علائم، مشخصات و مبانی این مکتب است. الان همه به آن اعتقاد دارند.
بخش اعظمی از جهان مسیحیت را با خود همراه کردند.
الان سه الی چهار قرن است، بخصوص در سالهای اخیر گستردهتر و در عین حال مرموزتر هم شده و آن سیطره اقتصادی آنهاست.
بخش اعظم اقتصاد آمریکا و بازار بورس اروپا دست اینهاست. این منحصر به قرن 21 نیست، قرنهای 20، 19 و 18 هم همین طور بوده است. بازار بورس، دلالی و سهام دست اینها بوده، ولی در عین حال پنهانتر شده است.
الان میبینید که از چند شگرد استفاده کردند ولی علیرغم این باز هم نخبگان، فرهیختگان و اندیشمندان ما اینها را نمیدانند که مورد شناسایی قرار دهند.
*چرا آمریکا بدهکارترین کشور جهان است؟
**در حال حاضر آمریکا به عنوان ثروتمندترین کشور جهان، بدهکارترین کشور جهان است.
آمریکا به چه کسی بدهی دارد؟
کل کمپانیهای آمریکا را 10 تا 12 خانواده یهودی یا شبه یهودی مثل راکفلرها، روچیلدها، لمان برادرز، وارمر، مورگان، شیف و امثالهم اداره میکنند یا خانوادههای اینها هستند.
کل آمریکا به اینها بدهکار است. حالا آن نفوذها را بگذارید کنار. در آن بخش نیز آنها همه کاره هستند.
مراکز بزرگ مطالعاتی، پژوهشی و تحقیقاتی را دست خودشان گرفتهاند. در هالیوود، کمپانی مترو گلدن مایر، والتدیسنی و... در این عرصه هم اینها همه کاره هستند. یعنی اقتصاد آمریکا دست اینهاست.
در آمریکا نومحافظهکاران لشکر پیاده اینها هستند، چه آنهایی که به لحاظ اقتصادی به آنها وابستهاند و همچنین به لحاظ سیاسی. در واقع آمریکا، لشکر پیاده اسرائیل است.
دولت آمریکا حاضر است منافع خودش را به پای اسرائیل بریزد و قربانی کند. ما فقط نباید اسرائیل را یک دولتی در جغرافیای فلسطین نگاه کنیم، اسرائیل بر اساس آن تعریفی است که عرض کردم. اینها برای کشورهای اسلامی هم برنامهریزی کردند.
*آیا حسنی مبارک صهیونیست است؟
**در کشورهای اسلامی «حسنی مبارک» کیست؟ مبارک یک فراماسون عضو باشگاه «لاینز» و «لاتاری» است. این موضوع را کمتر در تحلیلها و تفسیرهای خودمان میبینیم. اکثر رهبران کشورهای عربی نیز همینطور. میگوییم مزدور، وابسته و سرسپرده هستند.
نه؛ اینها عمدتاً عضو کانونهای مخفی فراماسونری یهودی و .. هستند. یعنی نهادهای پشت پرده قدرت. شما از امرا و پادشاهان اردن، مصر، عربستان بگیرید تا کویت و بقیه جاها تا ژنرالها و شخصیتهای برجسته. همین اهرمی که یهودیها در جهان غرب دست خودشان گرفتند، همین برنامهها را برای جهان اسلام اعمال کردند. حالا برای اینکه ذهنمان خیلی پریشان نشود و فکر نکنیم یک ناکجا آباد را میگوییم و اینها جزو خیالات و افسانه است. راه دور نرویم، برگردیم به ایران خودمان.
ایران زمان شاه و قبل از سال 1357 را چه کسی اداره میکرد؟
در راس آن شاهی بود که بیش از 30 سازمان یهودی داریم. در کتاب «سازمانهای یهودی و صهیونیستی ایران» (چاپ موسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی) اسامی و مشخصات، ماهیت و وابستگی آنها با اسنادش در زمان شاه وجود دارد.
شاه را چه کسی اداره میکرد؟ سرلشکر عبدالکریم ایادی یهودی تبار، محمدعلی فروغی یهودی تبار، علی اصغر حکمت یهودی تبار، هویدای یهودی تبار بهایی.
خاطرات دهشتناک سفیر اسرائیل از دوران حضور در ایران
تمام کارگزاران زمان شاه یا یهودی بودند یا بهایی. سفیر آن زمان اسرائیل در ایران در خاطرات خودش میگوید، « بعضی از اینها که به مشکل و بن بستی برمیخوردند در این جشنها و شبنشینیهای شبانه خانوادگی پیش من میآمدند و میگفتند آقا ما از خودتان هستیم. میگفتم یعنی چه از ما؟ میگفتند این شناسنامه و مشخصات من است. ما یهودی هستیم.»
این در حالی است که ما اینها را به عنوان مسلمان در تاریخ معاصر خودمان میشناسیم. علاوه بر این ما بیش از چند هزار فراماسون داریم.
حالا در این زمینه چقدر کار کردهایم؟ این فراماسونها چه کسانی بودند؟ کجا بودند؟ بچههایشان کجا هستند؟ بعد از انقلاب چه شدند؟ چند تا از آنها دستگیر شدند، چند تا اینجا به صورت مخفیانه زندگی میکنند؟ اعضای لاینز و لاتاری در ایران کجا رفتند؟
شما کمتر کابینهای در زمان شاه دارید که اکثریت اعضایشان از اینها نباشند. آیا فکر میکنید الان در مصر، عربستان و اردن اینگونه نیست؟
چه کسی اردن را اداره میکند؟ من و شما فقط یک شاه عبدالله را میشناسیم، مادرش هم انگلیسی است و معلوم نیست یهودی است یا مسلمان و... اینها عمدتاً عضو این باشگاهها هستند.
چه طور امیر قطر کوتاهی میکند؟ پدرش را که در خارج از کشور به سر میبرد عزل میکند و خودش امیر میشود.
الان قطر بخش عمدهای از گاز و ماشین جنگی اسرائیل را تامین میکند، بعد همین قطر برای اینکه به همان شیوه صهیونیستی یهودی متوسل شود و ما را فریب دهد، اولین کشتی محموله را به آنجا میفرستد.
اگر امیر قطر راست میگوید گاز را به اسرائیل قطع کند. مصر و قطر ماشین جنگی اسرائیل را سوخترسانی و تقویت میکنند.
اسرائیلیها محمدرضا پهلوی را «شائول» مینامیدند
خلیلزاد که سفیر آمریکا در سازمان ملل است از یهودیان مرموز مخفی و از یهودیان افغان تبار است.
همانطور که شاه نفت اسرائیل را در سال 1973 تامین میکرد. چرا؟ چون شاه در اختیار یهودیانی بود که در ایران همه کاره بودند و سیطره و نفوذ داشتند. این بود که امام به شاه میگفت: «مگر تو یهودی هستی.»
این عبارت امام است: «مگر تو یهودی و مامور یهودیان هستی».
در اسناد اطلاعات اسرائیلیها، اسم مخفی شاه و نام رمزش «شائول» بود.
الان کشورهای عربی که در حاضر مثل اسرائیلیها علیه مبارزان فلسطینی کینه دارند، یا پا به پای اسرائیلیها با سکوت خودشان یا با رفتار موذیانه، مرموزانه و پشت پرده آب به آسیاب اسرائیل میریزند یا ماشین جنگی اسرائیلیها را تقویت میکنند، اینها منافع مشترک با اسرائیلیها دارند.
اینها اهرمهای قدرت یهودیان در دنیای معاصر هستند. آیا آینده را همین قدرتها و همینها رقم میزنند؟ خیر، این طور نیست. ورق برگشته است. به این معنا که این کشتار و جنایتی که اسرائیلیها مرتکب میشوند ظاهرش این است که یک قدرت، پشتوانه، اهرم و ارتباطاتی هست. از آن طرف سانسور، محاصره و کشتار است.
ظاهر امر اقتدار و توان اسرائیل را نشان میدهد، ولی واقعیتش این نیست. کشتارهای اسرائیل در غزه اوج سردرگمی، پریشانی، استیصال و جنون اشغالگران است.
این را نه من به عنوان یک مسلمان یا کسی که به فلسطینیها علاقمندم و معتقدم اسرائیلیها غاصبند میگویم بلکه اینها واقعیتهاست. اینها را من خارج از آرمانها و اعتقادات خودم میگویم. اینها واقعیاتی است که یک ملحد و یک آدم بیطرف هم باید ببیند.
اسرائیلیها آمدهاند اینجا که به قول خودشان در اینجا بهشت موعود به پا کنند. اینها کار را به جایی کشاندند که در انتفاضه اول با سنگ جلوی اسرائیلیها میایستادند، اما امروز برد موشکها از 10 کیلومتر به 60 کیلومتر رسیده، اینها از سلاحها، ابزارها و تاکتیکهایی بهره میگیرند که حزبالله لبنان آنها را آزموده و جواب داده است. یعنی گفته با این سلاحها میتوانیم اسرائیل را به زانو درآورده و بشکنیم.
*اسرائیل کیست؟
**اسرائیل متشکل از 5 الی 6 میلیون یهودی است. اسرائیل سرزمین نیست. ما در تاریخ، سرزمینی به نام اسرائیل نداریم. سرزمین، سرزمین فلسطینیها و فلسطین است.
یک دولتی 60 سال پیش آمده و زمینها را تصرف، غصب و به زور گرفته است. اینها نه با بافت فرهنگی، نه تاریخی و نه جغرافیایی اینجا هیچ گونه سازگاری و سنخیتی ندارند، اینها بیگانهاند. بنابراین نمیتوانند در کشورهای عربی پناهنده شوند. اینها یک راه بیشتر ندارند، وقتی که خطر تهدیدشان میکند، باید فرار کنند. کجا باید بروند؟ باید یا از طریق کشتی یا هواپیما از اسرائیل خارج شوند.
استراتژی مبارزاتی حماس برگرفته از نص سخنان امام راحل است
اسرائیل متشکل از این 6 الی 5 میلیون یهودی است، که هیچگونه ریشهای در سرزمین فلسطین ندارند.
اکنون این مبارزین فلسطینی در حال فراهم کردن زمینهها به گونهای هستند که از این طریق آرمان امام در حال محقق شدن است.
امام نکتهای خیلی ظریف و زیبا دارد و میگوید: برای آزادی فلسطین و قدس باید از مسلسلهای متکی بر «ایمان» و «قدرت اسلام» استفاده شود.
نمیگوید فقط ایمان داشته باشید، کافی است و نمیگوید فقط مسلسل داشته باشید کافی است.
همان کاری که حزبالله انجام داد و مسلسلهای متکی به ایمان و قدرت اسلام استفاده شد. حزبالله موشک را داشت که این موشک را اردن، سوریه و مصر هم داشتند، ولی ایمان نداشتند. خیلی از گروههای سلفی ممکن است خودشان را خیلی معتقد و مومن بدانند، ولی آن «جربزه» مبارزاتی را ندارند.
این تفکر ناب حسینی و آن حرکت حسینی بود که امام عنوان کرد.
اینکه امام میفرماید، مسلسلهای متکی بر ایمان همان شمشیر حسینی است که حزبالله لبنان با درایت، تیزهوشی و هوشمندی تمام از آن استفاده کرد.
حزبالله کلید فتح فلسطین را به فلسطینیها داد
حزبالله لبنان فقط اسرائیل را نشکست، بلکه حزبالله لبنان کلید فتح فلسطین را به فلسطینیها داد و گفت این مال شما. گفت، میخواهید اسرائیل را بشکنید و نابود کنید، این کار را انجام دهید. این راه دارد. «ایمان»، «شهادت»، «پایداری» و «مقاومت» با مسلسلهای متکی بر «ایمان»، همانطور که امام گفت.
فلذا موشکهایی شلیک شد و بنادر مهم فلسطینی را که تحت اشغال اسرائیل است، هدف قرار داد و به گفته آنها اسرائیل را به لرزه درآورد و موجودیت اسرائیل را به خطر انداخت.
این کار در فلسطین در حال تکرار شدن است. نه اینکه بخواهد شهرکهای یهودینشین در غزه برچیده شوند، بلکه بچههای مقاومت اسلامی و مبارزان اسلامی که الان «حماس» نمودشان است، امروز موشکهای 60 - 50 کیلومتر برد درست کردهاند که تا نزدیک «ناتانیا» رفته و شهرهای کریات ملاخی را هدف قرار دادهاند.
شوخی نیست، نزدیک تلآویو است. اگر فردا بردها بیشتر شود.
اصل این است که اختراع کرده باشند. اینها به اسرائیلیها میگویند که چه کار میخواهی بکنی؟ چند تا از ما را میخواهی بکشی. چند خانه را میخواهی نابود کنی؟ بالاخره چه؟
نه تنها اسرائیل بزرگ به بن بست و شکست رسیده، بلکه اسرائیل کوچک هم به قول آقای احمدینژاد به شکست و بن بست رسیده است. یعنی در همان محدوده هم نمیتوانند امنیت خودشان را حفظ کنند، نمیتوانند امنیت یهودیان مهاجم داخل اراضی اشغالی را تضمین کنند. این وحشتناک است.
تا دیروز میگفتند خیالتان تخت باشد این کاخها برای شماست، برای خودتان بخورید و بچرید و بیاشامید. الان همه در خانههایشان متزلزلند. زیرا اسرائیل کوچکترین حرکتی انجام دهد و دست از پا خطا کند یک موشک از جنوب لبنان و یک موشک از کرانه باختری شلیک خواهد شد.
در کرانه باختری نزدیک 3 میلیون فلسطینی حضور دارند، اینها با بچههای غزه تفاوت زیادی ندارند، همان هستند و خانوادهها هم یکی میباشند. این نکته بسیار مهمی است که در این تفسیر و تحلیل باید لحاظ شود.
مقاومت غزه از کیان اسلام دفاع کرد
الان بچههای غزه فقط از خانه و کاشانه خود دفاع و حراست نمیکنند. اگر از این منظر بخواهیم نگاه کنیم آنها از کیان جهان اسلام دفاع کردند. آنها بر ما منت گذاشتند. این مردم مسلمان در کشور اسلامی نیستند که بگویند ما تظاهرات و کمک کردیم و منت بگذارند.
چون اگر اینها اسرائیل را با آن استراتژی و برنامه در همان خاکریزها متوقف نمیکردند و شکست نمیدادند، معلوم نبود اسرائیل تا کجا آمده بود. در صورتی که در عراق تا فرات، آمریکا برای آن لشکر پیاده فراهم کرده و راحت میتوانست آشکارا بیاید، ولی نمیتوانند بیایند. چرا؟ اردن که یک حکومت متزلزلی است راحت میتوانست تا فرات بیاید. ولی همین بچهها آنها را در خاک ریزها متوقف کردند.
اینها بر ما منت گذاشتند که اسرائیل را به این حال و روز انداختند.
نتیجه اینکه الان در هر شرایطی باز فلسطینیها پیروزند، یعنی حتی اگر شما حساب کنید اسرائیل کل غزه را با خاک یکسان کند و تمام رهبران حماس را از بین ببرد. اسرائیل نمیتواند این کار را انجام دهد، محال است. چون یهودیان با همه قساوتهایی که دارند این شهامت را ندارند، زیرا به همان میزان آسیب پذیرند.
آنجا اطلاعات به بیرون درز نمیکند. فضای روانی امنیتی کاملاً به هم ریخته و شیرازه امور از هم پاشیده است.
با این حال باز فلسطینیها پیروزند. چون، آن بذری که همین چند روز اخیر در دنیا پاشیده شد، واقعاً سابقه ندارد.
این تظاهرات از آمریکای لاتین تا آسیا و انگلستان صورت گرفت. البته رسانههای دیداری و شنیداری ما خوب نتوانستند رصد کنند، چون فرصت نبود.
فکر میکنم قضیه خیلی عمیقتر و بینظیرتر بود. یک انتفاضهای در دنیا درست شده، انتفاضهای در کشورهای اسلامی، غربی، آسیا و حتی آمریکای لاتین.
این انتفاضه کوچکی نیست. انتفاضه جهانی علیه آمریکا و صهیونیسم. مردم غزه این انتفاضه را درست کردند. این انتفاضه یعنی بیداری.
ثابت شد اسرائیلیها اصلاً بشر نیستند و آنهایی هم که مثل اتحادیه اروپا، سازمان ملل، شورای امنیت، سازمان عفو بینالملل، حقوق بشر و آمریکا از آنها حمایت میکنند نیز مثل اینها ضدبشر هستند.
فلسطینیهای سرزمینهای اشغالی سال 48 مهمترین تهدید علیه اسرائیل هستند
دنیا دارد تجربه میکند و میفهمد. این انتفاضه و حرکت، منهای آثاری که در داخل فلسطین دارد. خون فلسطینیها به جوش آمده، الان آتش زیر خاکستر است حتی در اراضی اشغالی سال 1948. چون 5/1 میلیون فلسطینی زندگی میکنند اگر چه شناسنامه اسرائیلی دارند.
آنجا این طور نمیماند، چه در کرانه باختری چه در اینجا. یقین بدانید این آتش زیر خاکستر کمکم شعلهور میشود.
وظیفه ما به عنوان یک ایرانی حالا در هر شغلی هستیم این است که اگر بتوانیم با یک دیدگاه درست این انتفاضهای که در دنیا آغاز شده، ارزیابی کنیم و با یک بینش درست به این قضایا بنگریم. اگر چنین کنیم بسیاری از مشکلات جامعه ما در این حوزه درست میشود.
الان اگر نتوانیم بین عاشورا و محرم با حادثه غزه ارتباط به وجود آوریم، قافیه را باختهایم.
شهید مطهری در عاشورای سال 1348 صحبتی کرد و گفت اگر امام حسین امروز زنده بود میگفت شعار امروز شما باید فلسطین باشد. شمر امروز «موشه دایان» است شمر 1300 سال پیش مرد.
مطهری میخواهد بگوید شما فرد مبلغ هنوز نتوانستهاید بین این روزها ارتباط برقرار کنید. بعد میگویید در و دیوار این شهر با شعار فلسطین نباید تکان بخورد.
متاسفانه الان طی 7-8 روز شاهد فجایع هستیم، حتی قبل از آن شاهد محاصره وحشتناک این مردم بودیم. غزه یک زندانی به وسعت 360 کیلومتر مربع که نه مصر با حاکمیت فراماسونها میگذارد کسی آنجا سوخت و غذا و.. ببرد و نه این طرف یهودیها.
صحنه کربلا مگر چطور بوده است؟
امام حسین شهید نشد که این شهادت هدف ما باشد، بلکه امام حسین راه و پرچم را به ما نشان داد. امام حسین برای آرمانهای متعالی بشری شهید شده است.
قسم میخورم پیامبر از یهود در قبر مقدسش میلرزد
شاید هر کسی این عبارتی را که شهید مطهری به کار برد مطرح کرده بود تکفیرش میکردند. ولی چون پشتوانهای به عنوان ولی فقیه امام و رهبری داشتیم کسی نتوانست حرفی بزند. کسی طی این مدت نتوانسته حرف شهید مطهری که در راستای رهنمودهای امام و رهبری است را تکرار کند.
مطهری میگوید قسم میخورم پیغمبر اکرم در قبر مقدسش از یهود میلرزد. نمیگوید از صهیونیسم و اسرائیل بلکه از یهود.
کسانی که الان در اسرائیل هستند، یهودیها هستند. مطهری میگوید که بر هر خطیب و واعظی واجب است این را بگوید و اگر کسی نگوید گناه کرده است. قرآن میفرماید: سختترین دشمنان مومنان، یهودیان هستند و بعد مشرکان.
بر مبنای همین حرف است که امام(ره) در سال 1341 که نهضت اسلامی شروع میشود در پاسخ به نامه علمای یزد در مورد انجمنهای ایالتی و ولایتی مینویسند: حالا که خطر بر اسلام وارد شده و آن خطر یهود است. (صحیفه امام جلد 1.)
در ادامه امام میفرمایند: «آقایان بدانند که این خطر امروز برای اسلام کمتر از خطر بنیامیه نیست.»
آیتالله العظمی حکیم در سال 1342 نامهای خطاب به امام نامه مینویسد مبنی بر اینکه شما را به نجف دعوت میکنیم تا غائله بخوابد و اوضاع آرام شود. امام(ره) در پاسخ میفرمایند: جناب آیتالله العظمی حکیم من میخواهم در فیضیه یک کربلای ثانی درست کنم. میخواهم شهید شوم.
ایشان در روز عاشورا به سیطره و نفوذ اسرائیلیها و یهودیان در ایران حمله میکنند.
نقطه ثقل مرکزی صحبتهای امام(ره) در روز عاشورا، هجمه به یهود، اسرائیل، صهیونیستها و سیطره آنها در ایران است. شاه و ... عددی نیستند.
ببینید که سیطره آنها در ایران چقدر بوده که حادثه 15 خرداد و تبعید امام(ره) و ... پیش میآید.
قضیه برای امام(ره)، مقام معظم رهبری و شهید مطهری، بزرگانی که بینش ناب اسلامی داشتند، کاملاً روشن است. اما ما باید سعی کنیم این بینش در بین آدمهایی که واقعا متحجر و کم فهم هستند، جا بیفتد، حالا در هر لباسی. ممکن است طرف هر لباسی داشته باشد ولی این بینش را ندارد.
در جلسهای یکی از آقایان که مسئولیت رده بالایی دارد صحبتی عنوان کرد و ما گفتیم صهیونیسم را نباید از یهود جدا کنیم. من در این جلسه عبارتی از شریعتی نقل کردم. (شریعتی ایرادات و اشکالات خودش را دارد، ولی سلامت نفس، صداقت و... هم دارد. نکات جالب و زیبایی دارد)
شریعتی در سال 1967 که جنگ سوم اعراب و اسرائیل بود، میگوید: یهودیها مسلمانان را قتل عام میکنند و من اینجا یک آدم ریش سفید عمامه سیاهی دیدم که صحبت میکند و میگوید خوب شد، بگذارید یهودیها این سلفیها و ناصریها را بکشند، این سنیها را بکشند.
شریعتی میگوید: آنها آنجا رقص خون به پا کردهاند و بر سر قتلگاه مسلمانان فلسطینی در کرانه باختری قهقهههای مستانه میزنند، ولی در منبر ما میگوید بگذارید بکشند.
این تفکر اسلامی نیست، تفکر انحرافی است. نه تنها باید با این تفکرات مبارزه کرد، بلکه آنها که امکانات و ابزار رسانهای در دست دارند نباید تعارف کنند و یا حرفهای پرت و بلا بزنند.
ما برای حرفهایمان میزان و معیار داریم. یک شاخصها و معیارهایی داریم. چگونه باید اجازه دهیم حرفهای کلیشهای زده شود.
یکی از حرفهای کلیشهای ما بحث حماس است. الان تمام تحلیلگران میگویند هدف اسرائیل شکستن حماس است. من در این صحبتها کمتر از نام حماس استفاده کردم البته به آن معنا نیست که ما به آنها ارادت نداریم.
حماس نماد مبارزات اسلامی و مردمی در غزه و فلسطین است. حماس در حال حاضر به لحاظ شیوههای مبارزاتی تحت تاثیر حزبالله لبنان است.
اسرائیل هدفش بالاتر از اینهاست. هدف اسرائیل انهدام و سرکوب ریشههای بیداری اسلامی و انتفاضه اسلامی در غزه است. این خیلی فراتر از بحث حماس است.
اگر حماس قدرت یافت و اسرائیل 1948 را به رسمیت شناخت، آیا شما باز به حماس بد و بیراه میگویید؟ یا باز تایید میکنید؟ منطقی و درست حرف بزنیم. الکی نه کسی را تحقیر کنیم نه بزرگ بلکه واقعیات را بگوییم.
بسیاری کارشناسان ما تحت تاثیر رسانهها هستند، نمینشینند فکر و اندیشه کنند.
اسرائیل در حال حاضر یک تشکیلات را هدف قرار نداده است. اگر بنا شد فردا جهاد اسلامی میآید، اگر آن نباشد یک گروه دیگر درست میشود. بالاخره آن اندیشهای که آنجا جوانه زده فردا خودش را به صورت نهال عرضه میکند.
اسرائیل میخواهد حرکت مبارزاتی بر مبنای اسلام و قواعد اسلامی را از بین ببرد.
چرا؟ چون اسرائیل است از ماها بهتر میداند. از کارشناسان ما و حتی از بعضی تحلیلگران ما بهتر میداند که همه اینها تحت تاثیر تفکر ناب شیعی ملهم از تعالیم عاشوراست.
برگزاری کنفرانس تشیع، مقاومت و انقلاب در تلآویو
فلذا در سال 1984 چند سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اسرائیلیها کنفرانسی را در مرکز مطالعات رایان در دانشگاه تلآویو تحت عنوان «تشیع، مقاومت و انقلاب» برگزار میکند.
در آن زمان اسرائیل این کنفرانس را برگزار میکند که چه عناصری در بین تشیع وجود دارد که آن را از دیگر جریانهای اسلامی متمایز میسازد و همیشه عامل نهضت انقلاب است. در آنجا چند مقاله در مورد نهضت عاشورا ارائه و عنوان میشود که انقلاب ایران به خاطر آن بود که امام خمینی عناصر فرهنگ عاشورا را در حرکت خود وارد کرد و این منجر به انقلاب شد.
مثلاً چند قرن پیش تاریخ را ورق زدهاند و گفتهاند در منطقهای از هندوستان در مبارزاتی که در برابر استعمار انگلیس صورت گرفت به خاطر تفکر ناب اسلامی و شیعه آنها بود که از حسین الهام میگرفتند.
آنها بهتر از ما میدانند حرکاتی که امروز در غزه فلسطین و منطقه رخ میدهد، تحت تاثیر انقلاب اسلامی است که پرچمدارش امام(ره) بود. افکار و اندیشههای امام(ره) تحت تاثیر فرهنگ عاشورا و راه حسین است.