حمیده صفامنش
نماینده مردم تهران در مجلس هفتم، انقلاب اسلامی را واقعهای بزرگ و شگفتانگیز و انسان مطلوب در جمهوری اسلامی را یک انسان اخلاقی میداند که وظایفی را برای دولتها تعریف میکند.
وی، انقلاب اسلامی را دارای دو ویژگی «صبغه اخلاقی، فرهنگی و معنوی» و«جامع بودن» خواند و به آسیبشناسی وقایع پس از انقلاب پرداخت و همچنین به «خلاء نظریهپردازی برای انقلاب» اشاره کرد.
دکتر عماد افروغ در آستانه سالروز پیروزی انقلاب اسلامی در گفتوگو با خبرنگار تاریخ و اندیشه ایسنا، با بیان اینکه انقلاب اسلامی واقعه شگفتانگیز و بزرگی بود اظهار کرد: پیرو این انقلاب، حوادثی به وقوع پیوست و شرایطی به نام جنگ بر کشور تحمیل شد، توطئههایی مربوط به استانهای مرزی رخ داد و کشور از ضرورت نظریهپردازی انقلاب، غافل و دچار روزمرگی شد. این روزمرگی در آن شرایط تا حدی هم طبیعی و ضروری بود؛ چرا که مجموعه نیروها باید پاسخگوی اتفاقات جنگ و بحران سیاسی میبودند.
عدهای صرفا به درک اجمالی و کلی از انقلاب اسلامی بسنده کردند
وی با بیان اینکه پیروزی زودرس انقلاب اسلامی هم مزید بر علت شد تا وجه نظریهپردازی انقلاب به خوبی پیگیری نشود، اظهار کرد: تا زمانی که شور انقلاب وجود داشت و نزدیک رخداد انقلابی بودیم و نظریهپرداز محوری انقلاب، حضرت امام(ره)، در قید حیات بودند، فقدان وجه نظریهپردازی کمتر خود را نشان میداد، اما متاسفانه تلاش برای فهم جوهره انقلاب اسلامی از سوی عدهای به صورت مستقل انجام نشد. اینکه سعی کنند این جوهره را تبدیل به برنامههای راهبردی و عملیاتی کنند و عدول از این برنامه را برای خود یک امر مذموم بدانند، صورت نگرفت و صرفا به درک اجمالی و کلی از انقلاب اسلامی بسنده کردند.
انقلاب اسلامی در انگیزه، ساز و کار و مقصد از سایر انقلابها جداست
افروغ اضافه کرد: در میان برداشتها و قرائتهایی از انقلاب اسلامی و ارزشها و آرمانهای آن، برخی صرفا به وجه آزادیاش توجه میکنند و سعی دارند تفسیری شبیه انقلاب فرانسه از آن داشته باشند، برخی نیز به وجه اقتصادی انقلاب اسلامی میپردازند و تلاش دارند تفسیری سوسیالیستی از آن داشته باشند. در حالی که انقلاب اسلامی ما نه همچون انقلاب فرانسه است و نه انقلاب روسیه، بلکه انقلابی است که حضرت امام(ره) در وصیتنامهشان از آن به عنوان هدیه و تحفه الهی یاد میکنند که در انگیزه، ساز و کار و مقصد از سایر انقلابها جداست.
دچار نوعی دوگانگی شدهایم
عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی افزود: همچنان خلاء نظریهپردازی برای انقلاب را حس میکنیم و به همین دلیل است که دچار نوعی دوگانگی شدهایم؛ ساحت هستیشناسی و معرفتشناسی و نگاه مبنایی در انقلاب اسلامی جای دیگری تعریف میشود، اما سیاستها، رفتارها و اعمال ما بعضا ربطی به مبنایمان ندارد. در ساحت نظر، منتقد غرب هستیم اما در ساحت عمل گاهی غربگراتر از غرب میشویم. در ساحت نظر، از نگرش و تحولی جدید در جهانبینی سخن به میان میآوریم اما در ساحت عمل، سیاستهای غربی را نخنماتر و سطحیتر دنبال میکنیم.
انقلاب اسلامی قالب سیاسی موجود را شکست
افروغ تاکید کرد: انقلاب اسلامی از یک منظر قالبشکنی کرد و قالبهای متعارف بینالمللی را شکست. قالب سیاسی موجود را شکست و تمایل داشت که قالب اقتصادی را نیز بشکند. قرار بود قالب علمی را نیز بشکند. میخواست با صبغه فرهنگی و هویتی خود قالبهای فرهنگی را نیز بشکند؛ اما اینها تبیین و برنامه میخواست و ما تا مدتها شک داشتیم که کشور اساسا نیاز به برنامه دارد یا خیر. عدهای میگفتند که نیاز به برنامهریزی نیست. باید مثل طبیعت، جامعه را به حال خود واگذاشت. باید جامعه هم مثل طبیعت اداره شود. یک نگاه طبیعتگرایانه افراطی داشتند؛ تا اینکه سرانجام ضرورت برنامه، مطرح و برنامهای نوشته شد.
نماینده مردم تهران در مجلس هفتم در ادامه گفتوگو با ایسنا بیان کرد: پس از آن، این بحث مطرح شد که این برنامهها باید حلقههای بههم پیوسته یک نگاه کلان باشد، سند چشمانداز 20 ساله مطرح شد.
وی ادامه داد: باید بررسی کرد که چه تبیینی از انقلاب اسلامی به دست دادهایم و این تبیین چه نسبتی با سند چشمانداز دارد و بین سند چشمانداز با برنامههای 5 ساله و سالانه چه رابطهای است. اگر رابطهای مستقیم بین سند چشمانداز و انقلاب اسلامی را مفروض بگیریم، باید تامل و دقت کرد که برنامههای پنج ساله و 20 ساله حتما در ارتباط با هم تدوین شوند و بعد مطمئن شد که برنامه 5 ساله به برنامههای سالانه تقسیم میشود.
افروغ افزود: در این بین همواره باید مراقبت کنیم که اسیر شکلگرایی نشویم. قالب، اصالت و اعتبار ندارد. آنچه اعتبار و اصالت دارد، محتوا و کیفیت است که نباید پیش پای قالبها و کمیتها ذبح شود.
جهانیان هم نسبت به انقلاب اسلامی حقی دارند
وی تاکید کرد: باید بیندیشیم که تا چه اندازه از این انقلاب الهی، فهم الهی به دست آوردهایم و تا چه حد به جامعیت انقلاب پرداختهایم. قرار نیست این انقلاب فقط جوابگوی مشکلات انسان ایرانی باشد. این انقلاب رنسانس جدید و معنویتگرا و خداگراست که برای کل بشر مطرح شده است. وقتی در ساحت و سپهر جهانی به انقلاب نگاه کنیم رسالت و ماموریت جهانی هم داریم و بالطبع جهانیان هم نسبت به این انقلاب حقی دارند. این منظری متعالی است که متاسفانه به ندرت در سطح رسمی دیده میشود و به علت ارتباط تنگاتنگی که بین سطح رسمی و غیررسمی برقرار شده و همواره سعی شده از منظر سطح رسمی به سطح غیررسمی توجه شود، سطح غیررسمی، منفعل سطح رسمی شده است و این دغدغهها در سطح غیررسمی و سطح روشنفکران و عالمان هم دیده نمیشود.
افروغ افزود: به دلیل یکپارچهنگری سطح رسمی و غیررسمی، سطح غیررسمی با دست خود و توسط عدهای اختیارات خود را واگذار و محول و با این اقدام دو جفا کرده است؛ هم خود را ضعیف کرده است و هم نظارت لازم را بر سطح رسمی ندارد. از این روست که میبینیم هنوز هم سخن از ضرورت برنامه به میان میآید و مردم دغدغه دارند که کاندیداها در انتخابات مختلف، برنامه و راهبرد داشته باشند و کلیگویی نکنند؛ و نگرانند که آیا شعار نمیدهند؟ اینها همه حکایت از این دارد که نگاه فکری و نظری لازم و کافی به مقوله ارزشمند و متعالی به نام انقلاب اسلامی نشده است و تمام رفتارهای پراکنده، غیرزنجیروار و غیرمتصل و روزمره حکایت از همین معضل اصلی دارد که ما نگاه کلان راهبردی و حتی ایدئولوژیک به انقلاب اسلامی نداشتهایم. نفهمیدهایم که انقلاب چگونه باید خود را در قالب برنامههای مختلف منتشرکند و اینگونه است که اسیر نوعی نگاههای دوگانه شدهایم. در ساحت نظر، نقاد غرب هستیم اما در ساحت عمل غربی هستیم. باید این مساله را حل کرد.
وی به ایسنا گفت: یکی از مواردی که میتواند مانعی برای حل این «دوخدایی» باشد، این است که برخلاف انقلاب اسلامی که آمده است تا جسارت و نقادی را اشاعه دهد، عدهای به نام انقلاب اسلامی، مانع نقادیها و شجاعتها میشوند و کاری میکنند که منتقدان یا منزوی شوند یا خود را با شرایط وفق دهند، عرصه غیررسمی نیز توان رویارویی با این انزوا انطباق را ندارد.
افروغ تاکید کرد: بر این عقیدهام که انقلاب اسلامی هنوز آنچنان زنده است که این انتقادها و دلسوزیهای دردمندانه مطرح میشود. حرفهایی که حاکی از توجه بیشتر به وجه نظری و تئوریک انقلاب اسلامی است. این نشان میدهد که بهرغم همهی تفسیرهای غلطی که بعضا ارائه شده، انقلاب اسلامی استوار است و این استواری موید آن است که ما در حق چه چیزی جفا کردهایم که بهرغم این همه جفا، هنوز زنده است، پس اگر جفا نمیکردیم چهقدر میتوانست رشد کند و بالنده باشد.
نسل جوان را باید عاقل پنداشت
این پژوهشگر، در تحلیل انتقال ارزشهای انقلاب اسلامی به نسل سوم با بیان اینکه نسل جوان را باید عاقل پنداشت تاکید کرد: جوان خود یک هدف است. هم موضوعیت دارد، هم طریقیت. هم باید در عرصهها حضور داشته باشد و به واسطه این حضور به خیلی از مسایل سامان دهد و هم اینکه اساسا خودش یک هدف است.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه تحقق آرمانهای انقلاب را نمیتوان تنها در عرصه رسمی دنبال کرد و با توجه به آسیبهایی که در نگاه حکومتمحور صرف سراغ دارم، چشم امید به قابلیتها و نهادهای غیر رسمی است. باید نخبگان و روشنفکران اعم از حوزوی و دانشگاهی با درکی که از وضع موجود به ویژه از قدرت و قابلیت عرصهی رسمی و غیررسمی به دست میدهند، به تقویت عرصهی غیررسمی اهتمام ورزند و از آن منظر، این نگاه دوگانه را سامان دهند و جوان را با انقلاب آشنا کنند. چون عرصه غیررسمی یا مدنی با توجه به صبغه و جوهره تاریخی که از آن سراغ داریم، به حقیقت نزدیکتر است تا عرصهی رسمی که با مصلحت پیوند خورده است، گاه بین مصلحت کلان و مصلحت فردی و گروهی و جناحی هم خلطی صورت گرفته است.
اهالی حقیقت و درد، با شهامت، شجاعت و فهم دقیقتر وارد عرصه شوند
افروغ افزود: توقع این است که آنها که اهل حقیقت و درد هستند، با شهامت و شجاعت و فهم دقیقتری، وارد عرصه شوند تا هم درکی از انقلاب اسلامی به دست دهند و هم این نگاه دوگانه را آسیبشناسی کنند و هم مخاطب جوان را سیراب کنند. بخشی از وظایف مسوولیتهای عرصه غیررسمی خواسته یا ناخواسته به عرصه رسمی محول شده و عرصه رسمی هم بنا به دلایلی از مسوولیت اصلی خود غافل شده است.
نماینده سابق مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: به یاد دارم پیش از انقلاب را که چگونه جوانها و نیروهای انقلابی در عرصهی غیررسمی فعالیت میکردند و با شیوهای کاملا اخلاقی و صادقانه با جوانان ارتباط برقرار میشد. جوان جذب میشد؛ آنجا هدف، ارشاد و هدایت و خودآگاهی بود و جوان در یک تور اخلاقی قرار میگرفت به خودآگاهی و اعتلایی در معرفت دست مییافت و متحول میشد.
وی ادامه داد: ما امروز متاسفانه چنین چیزی را نمیبینیم. باید بررسی کرد علت این ضعف چیست؟ آیا این مسوولیت کماکان نباید به عهده اندیشمندان و نخبگان و دردآشنایان ما در عرصه غیررسمی باشد؟ البته این مسوولیت، بالقوه برعهده آنان است اما آنها این مسوولیت را به بخش رسمی اعطا کردهاند و با شکلگیری جمهوری اسلامی دچار غفلت شدهاند. در واقع همه حرف من، این است که آن نقادی و نظارت و مسوولیتپذیری لازم در عرصه مدنی وجود ندارد و بخشی از تقصیر را متوجه سیاستها و رفتارهای رسمی میدانم. ما در موارد زیادی دچار نقض غرض شدهایم. جای ابزار و هدف عوض شده است. جمهوری اسلامی در بهترین حالت یک ابزار است نه هدف، هدف جای دیگری تعین پیدا میکند و جای دیگری مشخص میشود. به دلیل غفلت از این اهداف است که با انواع و اقسام شکلگراییها و نگاههای فرمالیستی روبهرو هستیم.
از سطح نظارت مردم بر دولت غفلت شده است
این استاد دانشگاه افزود: این مساله باعث میشود که قاعده امر به معروف و نهی از منکر که قاعده نظارتی اسلام و نظام ماست در دو سطح "دولت با دولت" و دیگری سطح "مردم با دولت" نارسا باشد. از سطح نظارت مردم بر دولت غفلت شده است. نظارتی که بدون لکنت و با پرخاش صورت بگیرد و گوش شنوایی هم وجود داشته باشد و اینگونه نباشد تا نقدی مطرح میشود، منتقد با انواع و اقسام انگهای دینی خود را مواجه ببیند و فراموش کند که حقی برای مردم تعریف شده است.
افروغ در ادامه گفتوگو با ایسنا اضافه کرد: از سطح دولت با دولت هم غفلت شده است و شاهد آن نیستیم. در نظامهای غربی که ادعای دینی بودن ندارند به محض اینکه کوچکترین خطایی صورت میگیرد با بالاترین مقام ذیربط برخورد صورت میگیرد. توقع داریم که در نظام جمهوری اسلامی به طریق اولی برخورد غلیظ تری صورت بگیرد که متاسفانه این امر به شکل مطلوب دیده نمیشود.
نوع ارتباط با جوان در شرف انقلاب، با انگیزه، شفاف، صادقانه، اخلاقی و سالم بود
وی گفت: نوع نگاهی که برخی از ما به مفهوم قدرت داریم که نگاه غلطی هم هست، باعث شده که ارتباط خوبی با نسل جوان انقلاب برقرار نکنیم. نوع ارتباطی که در شرف انقلاب با جوان برقرار میشد و با انگیزه، شفاف، صادقانه، اخلاقی و سالم بود، امروز دستخوش نوعی نگاه ابزاری و سیاسی شده است. ممکن است اینگونه تفسیر کنند که نوعی ضرورت ایجاب میکند تا برخی اوقات اینگونه رفتار شود اما معتقدم حتی اگر ضرورتی هم باشد نباید این ضرورت با منافع فردی و گروهی و جناحی پیوند بخورد. از این سخن هم نباید اینگونه استنباط شود که به ضرورت شکلگیری جمهوری اسلامی باور ندارم. به ضرورت شکلگیری جمهوری اسلامی باور دارم و معتقدم که گام بلند انقلاب اسلامی، تشکیل جمهوری اسلامی به عنوان یک حکومت بوده است و بدون حکومت ارزشها و اخلاق متعالی اسلامی را نمیتوان دنبال کرد اما همواره باید مراقب بود که حکومت یک ابزار است، هدف همان ارزشهای متعالی است که قرار است محقق و پیاده شوند و شاهد پیاده شدن جامع آنها باشیم.
افروغ افزود: اگر راهحل اساسی برای این مساله پیدا نشود ممکن است روز به روز نیروهای سالم و دردمند ما کنارهگیری کنند و فرصتطلبان روی کار بیایند.
وی تاکید کرد: به خاطر بیتوجهی به این مقولات و لاغرکردن عرصه مدنی و تضعیف نظارت و تفسیرهای غلطی که از انقلاب و جمهوری اسلامی به دست داده شده، گاه فرصتطلبان توانستهاند بار خود را ببندند. در مقاطع مختلفی شاهد این قضیه بودهایم که فرد به دلیل اینکه با رقیب انقلابی خود ناسازگار بوده به افرادی گرایش پیدا کرده که اصلا انقلابی هم نبودند و آن افراد غیردردمند و غیرانقلابی، بهترین فرصتها را برای دنبال کردن منافع خود داشتهاند. همواره سفره ما برای فرصتطلبان پهن بوده است تا از این شکلگرایی و درگیریهای جناحی نارس سوءاستفاده و منافع خود را دنبال کنند و این برای دردمندان بسیار گران است.
افروغ ادامه داد: گروهها در رویارویی با مسایل، مرتب یکدیگر را طرد میکنند و در این میان فقط عدهای فرصت طلب از خوان گسترده جمهوری اسلامی متنعم میشوند و چون هیچ موضعگیری هم در مقولههای مختلف نداشتهاند، ظاهرا هیچ نقطه سیاهی هم در کارنامهشان نیست. آنها افراد بیخیال و ظاهرا خنثی بودهاند که متناسب با شرایط موضع عوض کردهاند. این رفتار هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی و خلاقیت و اخلاق مورد انتظار در انقلاب اسلامی ندارد، اما واقعیتی جاری و ساری است و عمدتا به دلیل عدم فهم صحیح و تنگنظریها و نگاه ابزاری به مقولات، شاهد آن هستیم.
اندیشه حضرت امام(ره) از جامعیت برخوردار است
وی تاکید کرد: اندیشه حضرت امام(ره) از جامعیت و جسارت لازم برخوردار است که با این مقولات برخورد شود. باید کار را به کاردان بدهیم؛ به کسی که درک عمیق و شایستگی بارزی در اداره مسایل در مقاطع مختلف دارد.
افروغ افزود: بهترین موقع برای طرح این گلایهها و درد دلها همین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی است که مقداری به خود بیاییم، تجدیدنظر کنیم و در این کشور سازوکارهایی را در عرصه غیررسمی و رسمی تعبیه کنیم که به فرصتطلبان و همچنین انسانهای ضعیفی که فرصت را برای آنها فراهم میکنند، اجازه مانور داده نشود.وی در ادامه به خبرنگار ایسنا گفت: وقتی برخی درک ناصحیحی از انقلاب دارند و مفروضات انقلاب اسلامی را فهم نمیکنند، خواه ناخواه زمینه برای تئوریها و الگوهای توسعه و پیشرفتی فراهم میشود که هیچ نسبتی با انقلاب اسلامی ندارد. کما اینکه پس از جنگ به طور خاص شاهد این الگوهای اقتصادی توسعه بودیم و هنوز هم هستیم. بخشی از آن به عدم فهم صحیح ما از انقلاب برمیگردد اما عدهای هم هستند که عامدا خلاف آرمانهای انقلاب عمل میکنند. همان مواردی که حضرت امام(ره) در منشور روحانیت به آن با عناوین تحجر و ظاهرگرایی و مخالفت با فلسفه و عرفان اشاره میکنند. تقریبا میشود گفت آنها درک اجمالی از انقلاب داشتند اما مخالف آن بودند. بیشتر تعلق به اسلام اخباری و اشعریت داشتند. اینها در کمین نشستهاند تا از فرصتها بهرهبرداری کنند.
جمهوری اسلامی مبنایی جدید برای مشروعیت یک نظام و قانونیت آن است
افروغ اضافه کرد: جمهوری اسلامی مبنایی جدید برای مشروعیت یک نظام و قانونیت آن است، اگر کسی فهمی صحیح از دو مولفهای بودن آن و توجهی به حق مدار بودن انسان نداشته باشد، خواه ناخواه زمینه برای تفسیرهای مبتنی بر افراط و تفریطی فراهم میشود. عدهای درکی از اسلام را القاء میکنند که گویی هیچ حقی برای مردم متصور نیست. در این صورت است که جمهوریت و آموزههای اسلام دربارهی حقوق ملت رنگ میبازد. عدهای هم علم جمهوریت را بلند میکنند و توجه ندارند که در چه بستر و زمینهای از حق مردم و جمهوریت دم میزنند. به قیمت تقابل با اسلام نمیشود از جمهوریت مردم هم دفاع کرد به دلیل اینکه مردم دیندار هستند و اسلام هم نگاهی خاص به حقوق انسان دارد.
باید درکی صحیح و فلسفی از انقلاب به دست دهیم
وی ادامه داد: بحث اصلی این است که باید درکی صحیح و فلسفی از انقلاب به دست دهیم و مهمترین عنصر آن در نظامسازی که فلسفه سیاسی جمهوری اسلامی باشد را خوب فهم و دو مولفهای بودن مشروعیت را درک کنیم و اجازه مانور به یکسونگران ندهیم، اما باید اعتراف کرد که این فرصتها داده شده و ما شاهد آن هم هستیم؛ همواره شاهد نوعی افراط و تفریط بودهایم. احساس من این است که منشاء اصلی این افراط و تفریط عدم درک صحیح از انقلاب اسلامی است. اگر تبیین فلسفی میکردیم و انقلاب اسلامی را یک بسته نرمافزارانه جامعی میدیدیم، یقینا موفقیتهای بیشتری داشتیم و در سطح جهانی تحولات بهتری را رقم زده بودیم.
افروغ تاکید کرد: همهی اینها به معنی این نیست که ما دستاوردی نداشتیم و بین شرایط کنونی و قبل از انقلاب تفاوت و تمایزی قائل نیستیم. اینها دیگر تفسیر قشری و غرضورزانه از این بحثهاست. انتقادات برای بهبود و پیشرفت و تعالی است. برای اینکه انسانها زندگی سالمتر فرهنگی، اقتصادی و اخلاقی داشته باشند؛ جامعه ما قابلیتها و شایستگیهای بیشتری دارد و انقلاب اسلامی هم آن قدر توانمند است که آنها را به قابلیتها و شایستگیهایشان برساند، اما شرط و شروطی دارد که به نظر میرسد ما نسبت به این شروط فراز و فرود داشتهایم.
این استاد دانشگاه با اشاره به آرمانهای انقلاب اسلامی گفت: ما همواره باید این آرمانها را بسط دهیم و با نسل جوان در مورد آنها به گفتوگو بنشینیم. آرمانهایمان را بشناسیم و به انبساط آنها فکر کنیم چون انقلاب اسلامی یک پروژه ناتمام است و ثانیا باید با جوان تعامل داشته باشیم؛ هم جوانها این استعداد و قابلیت را دارند که با آنان گفتوگو کنیم و هم انقلاب اسلامی سرشار از قابلیتهای منبسط مطلوب است.
جوانان با آرمانهای انقلاب مشکل ندارند؛ مشکل اینجاست که با جوان مفاهمه نمیشود
وی با بیان اینکه آرمانهایی که در انقلاب اسلامی به صورت مستقیم مطرح شدند و از جمله شعارهای بارز استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی مورد استقبال همهی جوانان است اظهار کرد: جوانها با این آرمانها مشکل ندارند. مشکل اینجاست که اصلا با جوان مفاهمه و گفتوگو نمیشود و دیگر اینکه جوان احساس میکند در عمل به این آرمانها بها داده نمیشود و شاهد بیتوجهی در مقاطعی و با فراز و فرودی هستیم.
افروغ تاکید کرد: مسایل یک روح و یک شکل دارند. باید بیشتر اصالت را به روح داد و مراقبت کرد که مبادا روح، تحتالشعاع یک شکل، عنوان یا یک هیجان قرار گیرد. بحث من این است که ما در زمینه تحقق شعارهایمان فراز و فرود داشتهایم و تفسیرهای مبتنی بر افراط و تفریط زیاد رخ داده است؛ قانون اساسی را دور میزنند و به گونهای به اصول و قواعد آن توجه ندارند و آن را حسب یکسری ضرورتهای متصوری با لطایفالحیل و با فرافکنیهایی دور میزنند.
وی ادامه داد: این مقولهای است که باید به آن توجه کرد و نباید دست ما به راحتی با هر ترفندی برای دور زدن قانون اساسی باز باشد. قانون اساسی، میثاق ملی است و باید همواره به آن توجه کرد. ممکن است اشکالی در قانون در برخورد و مواجهه با شرایط و ضرورتهای زمانی و مکانی وجود داشته باشد اما در قانون اساسی راهکاری هم برای تغییر و تعدیل آن تعبیه شده است. اگر همانطور که قبل و در شرف انقلاب با جوان ارتباط برقرار میشد، هم اکنون نیز همان ارتباط غیرسیاسی، اخلاقی و غیرابزاری وجود داشته باشد و با او به گفتوگو بنشینیم و اجازه دهیم او هم حرفهای خود را بزند، طبعا با سهولت بیشتری ارزشهای انقلاب منتقل میشود.
انقلاب اسلامی تقابلی با هویت ایرانی ندارد
دینداری ما جزو عنصر مقوم هویت ایرانی ماست
افروغ گفت: با درک کلی از انقلاب اسلامی به این معنا میرسیم که انقلاب یک زیرساخت تاریخی دارد که آن زیرساخت تاریخی، هویت ایرانی است و انقلاب اسلامی تقابلی با هویت ایرانی ندارد و نمیتوان این دو را از هم جدا کرد. این خامنگری است که بخواهیم این دو را از هم جدا کنیم. دینداری ما جزو عنصر مقوم هویت ایرانی ماست. نمیتوان هویت ایرانی را منهای دینداری تعریف کرد. چه قبل از اسلام و چه پس از آن همواره دینداری ایرانیان عنصر هویت بخش ملی آنها بوده است.
وی افزود: به هر حال گفتوگو با نسل سوم، حسن دیگری هم دارد و میتوان به این نتیجه رسید که ممکن است جوان ارزشها و نیازهای دیگری داشته باشد که الزاما با ارزش و نیاز فعلی من سازگار نباشد. مهم این است که منشاء این سلسله مراتب ارزشها یگانه باشد اما ممکن است در این سلسله مراتب ارزشها برای یک فرد ارزشی سیاسی مهم باشد و برای دیگری ارزشهای اقتصادی یا فرهنگی و غیره؛ اینها ایرادی ندارد؛ چرا که هر کس بسته به جایگاهش نیازهای خاص و متنوعی دارد که حتما باید در این گفتوگو مطمح نظر قرار گیرند. مخصوصا پس از استقرار نظام سیاسی طبیعی است که توقعات و انتظارات بالاتر برود. اما روح فرهنگی و هویتی این انقلاب در پاسخ به نیازها هیچگاه نباید فراموش شود.
افروغ بیان کرد: فراموش نکنیم که ما فقط دلمشغول نیازهای اقتصادی نیستیم؛ نیازها و نگاههای فرهنگی هم داریم و اشکالی ندارد از تجربههای خوب بشری هم استفاده میکنیم اما تفاوتهایی هم با شیوه مدیریت حاکم بر جهان داریم و به همان دلیل آمدیم حرف نو بزنیم. نشود که حرف نو انقلاب دستخوش پاسخهای مقطعی به نیازها قرار گیرد.
اگر عمق اخلاقی و معنوی انقلاب را درک نکنیم، در بازتولید آن مشکل خواهیم داشت
این استاد دانشگاه درباره کارآمد کردن نهادهای بازتولید معنا پس از انقلاب اسلامی گفت: ما اگر عمق اخلاقی و معنوی انقلاب را درک نکنیم، مسلم است که در باز تولید آن هم مشکل خواهیم داشت و این مساله امروز ماست؛ نمیتوان فرض را بر این گذاشت که انقلاب به لحاظ معنایی و اخلاقی خوب تئوریزه و فهم شده است و تنها مشکل بازتولید آن است. وقتی در همان وجه اول مشکل داریم در بازتولید آن هم مشکل خواهیم داشت. وقتی مبانی را متوجه نشویم در بازتولید هم دچار اشکال خواهیم شد.
وی افزود: مشکلی که در بازتولید معنا داریم ریشه در فهم غلط و عدم فهم صحیح از انقلاب اسلامی است. اول باید انقلاب اسلامی را به عنوان واقعیت فکری، فلسفی و اخلاقی و معنوی و الهی درک کنیم تا درخصوص بازتولید آن بتوانیم چارهاندیشی کنیم.متاسفانه انقلاب یا درک نشده یا اگر هم درک شده، در تاقچه گذاشته شده است. هر از گاهی این درک را از کشو درمیآوریم و به رخ میکشیم؛ غافلیم از اینکه این فهم باید خود را در قالب سیاستگذاریها، رفتارها و برنامهها نشان دهد و تجلی پیدا کند.
افروغ بیان کرد: فرایند بازتولید معنای ما فرایند مطلوبی نیست؛ قطع نظر از تلاشها و دلسوزیها و برخی دغدغههایی که برخی از اصحاب خرد دارند، نظام رسمی ما آنچنان که باید و شاید درخدمت فرایند بازتولید معنا نیست؛ چون اگر بود ما امروز نباید شاهد غلبه سیاستزدگی و اقتصادزدگی بر اخلاق و معنویت باشیم. نباید شاهد ابزارگرایی و عملگرایی و خدای ناکرده سیاستهای ماکیاولیستی و بیصداقتی باشیم. وقتی هستیم یعنی در فرآیند بازتولید معنا دچار اشکال هستیم.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: ما نیاز اقتصادی و سیاسی هم داریم اما باید دقت کرد که وقتی جای هدف و وسیله عوض میشود و وسیله، هدف و هدف، ابراز میشود، خواه ناخواه ما در فرآیند بازتولید معنا دچار اشکال میشویم که باید برای آن فکر اساسی کرد.
افروغ اظهار کرد: ما نمیتوانیم صرفا دلمشغول مسایل امنیتی و اقتصادی مردم باشیم و از دغدغههای اخلاقی و فرهنگی غفلت کنیم. مساله معاش و امنیت بسیار مهم است. اصلا فلسفه وجودی جمهوری اسلامی در مرحله اول استقرار نظم و امنیت و دفاع از کیان اسلام و مسلمانان است. قدرت یا سیاست اگرچه تقدم رتبی دارد اما تقدم ارزشی از آن اخلاقیات، فضایل انسانی و معرفتالله است.
انسان مطلوب ما یک انسان اخلاقی است
وی ادامه داد: باید توجه کرد انسان مطلوب ما صرفا انسانی نیست که از یک معاش قابل قبول و امنیت استوار برقرار باشد. یک انسان اخلاقی است و این یک حقوقی را برای مردم رقم میزند و وظیفهای را برای دولتها تعریف میکند. اگر میخواهیم حرفی تازه بزنیم باید به این مسایل توجه کنیم.
انقلاب اسلامی دارای دو ویژگی«صبغه اخلاقی،فرهنگی،معنوی» و«جامع بودن»است
افروغ در پایان تاکید کرد: انقلاب اسلامی دو ویژگی دارد؛ صبغه اصلیاش، اخلاقی، فرهنگی و معنوی است و دیگر اینکه جامع است؛ هم توجه به وجه سیاسی و اقتصادی دارد و هم وجوه فرهنگی؛ چرا که برخوردار از جوهره فرهنگی و مکتبی جامع است که توجه به حقوق مختلف انسانی دارد.