سلیمان دعویسرا
خاورمیانه فقط میدان نزاع های بزرگ نیست، عرصه معامله ها و زد وبندهای بزرگ نیز هست.
تمثیل ها و حکایت های کهن هنوز در خاورمیانه اعتبار خود را حفظ کرده اند، حاکمان امروزعرب درست است که روحیه جنگاوری اجداد و بزرگان دیروز خویش را ندارند. اما عشق وشیفتگی شان به جنگ افزار را کنار نگذاشته اند. به این صورت، منطقه ما را حکومت هایی احاطه کرده اند با خلقیاتی مستثنی از همه دولت ها و رژیم های سیاسی دنیا.درست در زمانه ای که آن سوی دنیا دولت های مدرن تلاشی بی وقفه برای کنترل وکاهش سلاح شروع کرده اند اینجا در منطقه ثروتمند شیخ نشین ها، خرید سلاح ودست یافتن به آخرین مدل جنگ افزارها منتهای آمال دولتمردان می شود.
چند روزی است که خبر بزرگترین قرارداد تسلیحاتی اعراب و آمریکا نقل محافل شده است، قراردادی با رقم حیرت آور ۶۳ میلیارد دلار.بدون تردید محافل سیاسی وافکارعمومی جهان با بهت و شگفتی تمام ،این خبر را درشمار مهم ترین رویداد ۲۰۰۷ خواهد نگاشت اما این اتفاق با همه دامنه بازتابی که در دنیای سیاست وروابط بین الملل داشته درنگاه ناظران خاورمیانه امری غیرمنتظره تلقی نشد.
این قرارداد از قانون سه بعدی حاکم بر زندگی سیاسی اعراب خارج نیست. قانونی که دو ضلع آن ترس و اسلحه و ضلع سوم آن تکیه کردن بر یک قدرت بزرگ خارجی است.
همین قانون است که خاورمیانه را بازار رؤیایی برای فروشندگان وسازندگان سلاح درآورده است و به حکم همین قانون مبارک و ملک عبدالله همان راهی را می روند که سادات وفهد رفتند و دررقت بارترین روزگار سیاسی خاورمیانه که چند کشور اسلامی وعربی درآتش جنگ دست وپا می زنند شاهزادگان عرب ، پای عجیب ترین تجارت ها حاضر می شوند. قرارداد ۶۳ میلیاردی اعراب و دولت بوش باید امضا می شد تا تردید ۶ ساله ای که ماجرای ۱۱ سپتامبر والقاعده درپی آورد ازذهن ها کناررود وناظران وتحلیلگران با نگاهی واقع بین در روابط آمریکای بوش واعراب عصر جدید تأمل کنند.
البته این قرارداد فقط یک نور افکن سیاسی برای دیدن زوایای دنیای تیره سیاست اعراب نیست که با تکیه برآن می توان ابعاد به ظاهر پنهان سیاست هیأت حاکمه کاخ سفید رانیز آشکار ساخت.معامله تسلیحاتی بوش واعراب دارای چنان اهمیتی است که تحلیلگران خاورمیانه باور کنند که اصول و بنیادهای سیاست خارجی آمریکا دراین منطقه تغییر نکرده است، اصولی که به کارگزاران کاخ سفید حکم می کند که بیش وپیش از دموکراسی به سود وسرمایه در این منطقه تلاش کنند و حتی در تراژ یک ترین روزهای خاورمیانه از فرصت ها ی سودمند چشم نپوشند.شاید در توصیف این قضایا سخن «مضاوی الرشید» تحلیلگر عرب و استاد دانشگاه لندن به اندازه کافی گویا باشد که به شبکه الجزیره گفت که دول غرب در رفتار با اعراب بویژه عربستان سعودی هیچ گاه این احساس را ندارند که با یک کشور یا یک رژیم درحال مواجهه هستند بلکه آنها با شاهزادگانی روبرو یند که دائم برای معامله وتعامل آماده اند. بنابراین موج بحران ها وجنگ ها هر تغییری در جغرافیای سیاسی خاورمیانه پدید آورده باشند اما قواعد بازی حاکمان اعراب و غرب به قوت خود باقی است.
البته هر قرارداد بزرگ میان اعراب وغرب که گامی برای تحکیم پیوندهای دیرین است درعین حال یک رویداد سیاسی است که دارای سلسله ای از اهداف وانگیزه هاست.
اکنون نیز شیرازه قرارداد ۶۳ میلیاردی اعراب وآمریکا به توافق ها وقرار ومدارهای سیاسی گره خورده است چنان که ناظران پیش بینی می کنند امضای شاهزادگان عرب در پای این پیمان بزرگ می تواند نطفه انعقاد یک رابطه جدید و سنگ بنای ائتلاف های تازه قرار گیرد. همان اندازه که مبلغ این قرارداد یکی از درشت ترین رقم هاست، شرایط ومسیری که برای امضا واجرای آن طی می شود متفاوت از همه معاملات گذشته است.
اصل ماجرا
پیش از آن که سخنگویان وزارت دفاع آمریکا در آستانه دیدار کاندولیزا رایس و رابرت گیتس از خاورمیانه به خبرنگاران اعلام کنند که موضوع امضای معامله تسلیحاتی بزرگ از محورهای سفر وزیران دفاع و خارجه آمریکا به عربستان سعودی است که طی آن آمریکا قصد دارد ظرف ده سال آینده به میزان ۲۰ میلیارد دلار تسلیحات و تجهیزات نظامی به عربستان سعودی بفروشد.، برای نخستین بارخبراین معامله تسلیحاتی ۴ ماه پیش ازدو روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز و بوستون گلوب سر درآورد.
درآن گزارش جزئیات ومشخصات این معامله نظامی بزرگ نیز فاش شده بود .از مسئولان وزارت دفاع آمریکا نقل شده بود، که تجهیزات و سلاح هایی که ایالات متحده قصد فروش آنها را به عربستان سعودی دارد، شامل سامانه ای به نام جی دی ای ام (Joint Direct Attack Munition) می شود که می تواند بمبهایی را که به صورت سقوط آزاد از هواپیما فرو می ریزد با دقت بسیار بالایی در هر نوع شرایط آب و هوایی به سوی هدف هدایت کند و با آن هر بمب به صورت جداگانه و مستقل از دیگر بمبها قابل هدایت است.حتی دراین گزارش به این نکته نیزاشاره شده بود که آمریکا در جنگ با طالبان با استفاده از این سامانه بیش از ۴۵۰۰ بمب روی افغانستان فروریخت و بعد از آن در جنگ عراق هم بیش از ۶۵۰۰ بمب با این روش به سوی هدف هدایت کرد. روزنامه بوستون گلوب افزوده بود معامله تسلیحاتی آمریکا با عربستان سعودی، سامانه های پدافند هوایی و ضدموشکی، هواپیماهای رادار هشدار سریع و قایق های جنگی گارد ساحلی را نیز شامل می شود.
به گفته مسئولان وزارت دفاع آمریکا، معامله گسترده نظامی ایالات متحده، تنها عربستان سعودی را در بر نمی گیرد و قرار است به امارات متحده عربی نیز سلاحهای جدید فروخته شود و کمکهای نظامی و اقتصادی بیشتری در اختیار مصر گذاشته شود.
بخش های دیگری از این قرارداد جنجالی را روزنامه نیویورک تایمز فاش کرد و نوشت که معامله تسلیحاتی آمریکا با عربستان سعودی چند صباحی به دلیل مخالفت اسرائیل که تقویت بنیه نظامی کشورهای عربی را تهدیدی برای خود می داند عقب افتاد ولی آمریکا رضایت اسرائیل را درازای موافقت با اعطای جنگنده های اف ۲۲ که ردیابی آنها با رادار دشوار است جلب کرد.
به هرحال آخرین خبرهای منتشره در رسانه های آمریکا چنین حکایت دارد که این قراردادها با اسرائیل وکشورهای مصر، عربستان سعودی، بحرین، عمان، قطر و امارات عربی متحده امضا می شود و ارزش آنها در مجموع به ۶۳ میلیارد دلار در طول ده سال آینده می رسد.از این میزان، اسرائیل در خلال ده سال آینده ۳۰ میلیارد دلار اسلحه دریافت می کند که به گفته ایهود اولمرت، نخست وزیر اسرائیل، افزایشی معادل ۲۵ درصد نسبت به حمایت تسلیحاتی کنونی آمریکا از این کشور را نشان می دهد.
ارزش قرارداد تسلیحاتی آمریکا با مصر به ۱۳ میلیارد دلار و ارزش قرار دادهای تسلیحاتی با کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در مجموع به ۲۰ میلیارد دلار می رسد. این قرارداد از بدو اعلام خبر آن با موج واکنش گسترده محافل داخل وخارج آمریکا روبرو شد. علاوه بر نهادهای بین المللی که این قرارداد را سندی از سیاست ماجراجویی وجنگ محوری و مدرکی بر بی اعتنایی طرفین به منشور صلح تلقی کردند، بیشترین مخالفت با این قرارداد از سوی رقیبان بوش در داخل آمریکا و نیز اتحادیه اروپا صورت گرفت.طرفهای اروپایی و نمایندگان کنگره آمریکا دراین تصمیم بوش شواهدی از یک تناقض بزرگ را یافتند. تناقض بر سر تعامل با رژیم هایی که در خط مقدم اتهام حمایت از شورش و تروریسم در عراق قرار دارند. به اعتقاد اعضای کنگره تقویت بنیه نظامی عربستان سعودی، بر نفوذ این کشور در عراق می افزاید و دست اعراب را برای پیگیری سیاست ماجراجویانه شان در بحران های خاورمیانه می گشاید .
با این همه به گفته ناظران مخالفت کنگره، مجامع صلح طلب و نیز اعضای اتحادیه اروپا مانع از آن نشد که بوش تصمیم خود را تغییر دهد و حتی دولت آمریکا برای قانع کردن نمایندگان کنگره قصد دارد این گونه استدلال کند که تجهیز عربستان سعودی و دیگر متحدان آمریکا در منطقه می تواند ثبات و امنیت عراق را پس از خروج ارتش آمریکا از عراق تثبیت کند.
سلاحهای هوشمند (توجیهات سیاسی یک پیمان نظامی)
دولتمردان آمریکا در به نتیجه رساندن این قرارداد پر سود از یک شگرد آشنای تاریخی بهره جسته اند. آنها ازهمان نقطه آسیب اعراب استفاده کرده اند که دستیاران بوش قراراست آتش مخالفت کنگره را از آن طریق فرونشانند یعنی پدیده ترس تاریخی اعراب از قدرت یابی ایران.البته وقتی سخن از سیطره نفوذ ایران می شود آمریکایی ها نقشه بزرگی از مدار قدرت جنبش مقاومت را پیش روی حاکمان عرب ترسیم می کنند.
پیداست که برای به ثمر رساندن یک چنین معامله بزرگ، زمینه چینی بزرگتر دیپلماسی لازم است که این کار دشوار ومأموریت خطیررا دو دستیار بوش کاندولیزا رایس و رابرت گیتس، وزیران خارجه و دفاع آمریکا برعهده گرفتند. رایس وگیتس این مأموریت را در پوشش اجلاس شرم الشیخ دنبال کردند، اجلاسی که به ظاهر برای عراق تشکیل شد اما عموم ناظران هدف آن را توجیه سران عرب به امضای این قرارداد ارزیابی کردند.
برای درک این نکته کافی است به نقشه سفر رایس وگیتس و اظهارات آنان در باب قبولاندن فرضیه تهدید ایران توجه کنید. آنها، از مصر عازم عربستان سعودی شدند و سپس به طور جداگانه به چند کشور دیگر منطقه از جمله اسرائیل سفر کردند.
وزیر خارجه آمریکا در توصیف مأموریت خود گفته که تقویت بنیه دفاعی کشورهای عضو شورای همکاری در چارچوب «گفتمان امنیتی» خلیج فارس صورت می گیرد. او افزودکه قراردادهای تسلیحاتی جدید با هدف «تقویت نیروهای میانه رو و در پشتیبانی از استراتژی گسترده تر مقابله با نفوذ منفی، حزب الله، سوریه و ایران» امضا می شود. خانم رایس ایران را بزرگترین چالش در برابر منافع آمریکا و متحدان این کشور در خاورمیانه توصیف کرده و گفت: ایالات متحده در نظر دارد اطمینان حاصل کند که کشورهای منطقه قادر به حفاظت از مرزهای خود خواهند بود.