تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۶:۵۴  ، 
کد خبر : ۸۵۴۳۱

طبقه‌بندی بی ثمر (بخش اول)


بهزاد حمیدیه
طبقه بندی اعتقادات دینی، نوشتار جدیدی از جناب محسن کدیور است که به عنوان یکی از “چند مقاله بنیادی و مقدماتی” به رشته تحریر در آمده و قرار است تمهیدی روشنگر جهت ادامه بحث امامت پژوهی و تبیین نظریه “علمای ابرار” باشد.
نگارنده این سطور پیشتر تفصیلا به بررسی انتقادی مقاله “قرائت فراموش شده، بازخوانی نظریه علمای ابرار، تلقی اولیه اسلام شیعی از اصل امامت” پرداخته است و هرگونه پیشرفت بحث راجع به این نظریه را منوط به پاسخگویی دکتر محسن کدیور به انتقادات می داند. اما به ظاهر، ایشان با نادیده گرفتن خلل های جدی و بسیار که در نظریه موسوم به “علمای ابرار” موجود است بر استنتاج خویش که ائمه علیهم السلام را به دانشمندانی پرهیزگار وفاقد علم غیب، نصب الهی، خوارق عادت و دیگر ویژگی های مابعدالطبیعی (فراانسانی) فرو می کاهد و فروکاهش مزبور را به دوران اولیه تشیع منتسب می دارد اصرار می ورزد. البته این امر هم متعارض با روحیه اندیشمندی و پژوهشگری است و هم در تقابل با اخلاق حرفه‌ای.
اما درباره موضوع نوشتار حاضر: علی القاعده، مقدماتی که ایشان برای اثبات نظریه خویش ترتیب می دهد باید بسیار مهم تلقی شوند چون مقدمات مادی و صوری علت تامه استنتاجند و وجود نتیجه وابسته و منوط به مقدمات است. لذا وارسی منطقی “طبقه بندی اعتقادات دینی” ضروری به نظر می رسد.
دکتر محسن کدیور به نقل از کتاب فرائد الاصول شیخ مرتضی انصاری (م1281) اصولی و فقیه بزرگ قرن سیزدهم مسائل اعتقادی را به واجب مطلق و واجب مشروط تقسیم می نماید.(1) واجب مطلق به معنی آن مسائلی است که اعتقاد و تدین به آنها بر مکلف واجب است بدون اینکه به حصول علم مشروط باشد همانند معارف اصلی از قبیل توحید و نبوت. در این قسم تحصیل مقدمه یعنی علم واجب است. واجب مشروط به معنی آن مسائلی است که اعتقاد و تدین به آنها واجب است، زمانی که علم به آن حاصل شود مانند برخی جزئیات معاد. در این قسم تحصیل علم واجب نیست اما در صورتی که علم به آنها حاصل شد اعتقاد یافتن بدانها واجب می شود.
ضابطه برای تعیین مصادیق هر یک از این دو قسم به اعتقاد شیخ انصاری در فرائد الاصول “در غایت اشکال است.”(2) دکتر محسن کدیور، در تلاش جهت یافتن ضابطه مزبور به اصول عملیه رجوع نموده اند: “اگر در وجوب تحصیل علم و نظر در مسئله ای اعتقادی شک کردیم و تردید داشتیم که آیا نظر در آن واجب است تا از قسم اول (واجب مطلق) شود یا نظر در آن واجب نیست تا از قسم دوم (واجب مشروط) شود، اصل، عدم وجوب تحصیل علم و نظر است یا اگر در وجوب مطلق اعتقادی مورد شک کردیم، اصالت برائت از چنین وجوبی جاری می شود. یعنی اصل در مسائل اعتقادی، تعلق شان به قسم دوم است و ملحق کردن مسئله ای به قسم اول محتاج دلیل قطعی است.”(3)
در مورد جریان اصاله البرائه یا تقدم اصاله الاستصحاب بر آن از باب حکومت، بحث اصولی می توان نمود و بلکه اصولا از رد موضوع بحث به اصاله الظهور از باب ظهور اطلاق از وجوب ذی المقدمه (در صورتی که دلیل را در مقام بیان بدانیم) می توان سخن گفت. اما صرف نظر از این بحث و با تسلیم نسبت به اصلی که دکتر کدیور اقامه کرده اند به ادامه مطلب می پردازیم.
دکتر محسن کدیور سپس قدر متیقنی برای مسائل اعتقادی قسم اول (واجب مطلق) ذکر می کنند. قدر متیقن مزبور همان اعتقاداتی هستند که ترسیم کننده مرز اسلام و کفرند و اعتقاد بدانها شرط مسلمانی است. به نقل آقای محسن کدیور شهید ثانی در کتاب المقاصد العلیه فی شرح رساله الالفیه با تفصیل بیشتری به این مسئله پرداخته است و شیخ انصاری براساس تحقیق شهید ثانی و دیگر فقها کف مسائل اعتقادی را در امور ذیل احصاء کرده است: ”اول: اعتقاد به واجب الوجود جامع کمالات منزه از نقایص. دوم: نبوت حضرت محمدبن عبدالله(ص) سوم: امامت ائمه اهل بیت(ع) به عنوان ائمه هادی به حق و واجب الاطاعه چهارم: معاد جسمانی.”(4) ایشان سپس از شیخ اعظم انصاری نقل می کند که بنا بر نظر اقوی تدین به سایر ضروریات لازم نیست، بلکه “انکار [این] ضروریات، ضرری [به دینداری] ندارد مگر اینکه علم داشته باشد که آنها [جزء] دین هستند.”
اصل عبارت شیخ انصاری در فرائد الاصول چنین است: “و بالجمله: فالقول بانه یکفی فی الایمان الاعتقاد بوجود الواجب الجامع للکمالات المنزه عن النقائص و بنبوه محمد (صلی الله علیه و آله) و بامامه الائمه (علیهم السلام) و البراءه من اعدائهم والاعتقاد بالمعاد الجسمانی الذی لاینفک غالبا عن الاعتقادات السابقه، غیر بعید بالنظر الی الاخبار و السیره المستمره واما التدین بسائر الضروریات ففی اشتراطه، او کفایه عدم انکارها، او عدم اشتراطه ایضا، فلا یضر انکارها الا مع العلم بکونها من الدین، وجوه اقواها الاخیر، ثم الاوسط و ما استقربناه فی ما یعتبر فی الایمان وجدته بعد ذلک فی کلام محکی عن المحقق الورع الاردبیلی فی شرح الارشاد.”
تفکیک میان اعتقاداتی که برای تحقق ایمان کفایت می کنند و سایر اعتقادات ضروری دین آنچنان که از عبارت فوق به دست می آید برگرفته از روایاتی است که شیخ انصاری بخشی از آنها را در فرائدالاصول آورده است. این تفکیک از آن باب است که دایره ایمان مضیق نشود و بسیاری از عامه مسلمین که احیانا برخی جزئیات اعتقادی را به جهت عدم تعلم یا وجود شبهه در ذهن ندارند به کفر متصف نشوند. مثلا در روایتی که شیخ انصاری آورده چنین آمده است: “فی روایه اسماعیل: قال: سالت ابا جعفر(علیه السلام) عن الدین الذی لایسع العباد جهله، فقال: الدین واسع و ان الخوارج ضیقوا علی انفسهم بجهلهم فقلت: جعلت فداک اما احدثک بدینی الذی انا علیه؟ فقال: بلی قلت: اشهد ان لا اله الا الله و ان محمدا عبده و رسوله و الاقرار بما جاء به من عندالله واتولاکم و ابرا من عدوکم و من رکب رقابکم و تامر علیکم و ظلمکم حقکم، فقال: ما جهلت شیئا، هو و الله الذی نحن علیه قلت: فهل سلم احد لایعرف هذا الامر؟ قال: لا الا المستضعفین...” مشاهده می شود که این توسعه مفهوم ایمان در برابر نظر خوارج است که دایره ایمان را ضیق گرفته بودند و بسیاری را به کفر متهم می کردند. در واقع توسعه دایره ایمان تفضل و تسهیل امر است و رفع عسر و حرج از جامعه ایمانی. براین اساس تفکیک دوگانه اعتقادات به واجب مطلق و واجب مشروط از باب ایجاد سهولت بر مومنین است، نه آنکه جهت ایجاد حوزه ای جهت تفکر آزاد و یا آنچه دکتر کدیور می گوید: “پلورالیسم.”
در شماره بعد، این مطلب بیشتر توضیح داده خواهد شد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات